
به گزارش بولتن نیوز سیدمحمود کمالآرا دانشجوی دکتری علومسیاسی: شاید چند سالی می شود که در ملل مختلف سیاست بطور آرام و خزنده در حال تبدیلشدن به شاخه ای از صنعت سرگرمی است. سخنرانی های رسمی جای خود را به ویدئوهای کوتاه داده اند، تحلیل های پیچیده با شوخی های توییتری رقابت می کنند و رهبران سیاسی در رقابت با اینفلوئنسرها گاهی بیشتر از آنکه تصمیم گیر و مدیر باشند، به چهره هایی رسانه ای شباهت پیدا میکنند. این روند را که میتوان نوعی «سرگرمی زدگی جمعی» نام گذاری کرد، نشانه ی یک دگرگونی عمیق در بنیان رابطه مردم با سیاست است. در این یادداشت میخواهیم به موضوع سیاست مدارانی که بدنبال توجه کوتاه مدت و وایرال شدن هستند بپردازیم.
در دنیایی که سرعت انتقال محتوا مهم تر از خود محتوا شده، سیاست نیز ناگزیر به سمت پیروی از پلتفرم هایی که با الگوریتم هایشان، پیامهای ساده، هیجانی و کوتاه توجه ما را جلب می کنند، حرکت کرده است. بنابراین زمانی که «محتوای سبک» از حاشیه به متن راه پیدا میکند، در چنین فضایی سیاست مداری که زبان پیچیده یا برنامه های بلند مدت ارائه میکند، شانس کمتری برای شنیده شدن و پذیرفته شدن دارد. برای مثال رجزخوانی های سیاسی، شوخی های لحظه ای، ژست هایی که برای ایجاد موج وایرال طراحی می شوند، یا حتی نمایش های نمادینی که هیچ پیوند مستقیمی با سیاست گذاری ندارند، به سرعت در شبکه ها دست به دست می شوند و عملا به بخشی از هویت سیاسی بازیگران تبدیل می گردند. مخاطبی که قبلا برای فهمیدن سیاست نیاز به زمان و مطالعه داشت، اکنون با چند کلیپ کوتاه احساس میکند که «تصویر کلی» را در اختیار دارد. تلویزیون و رسانه های نظیر آن در ملل مختلف، که زمانی مرجعیت داشتند و میانجی گری میکردند، امروز در رقابت با شبکه های اجتماعی ناچار شدهاند خود را با نوعی سرگرمیسازی هماهنگ کنند. تیترهای تحریک آمیز، تحلیل هایی که بیشتر شبیه روایت و داستان هستند، یا صحنه ی برنامه ای که به میدان نمایش سرگرمی مجری و مهمان ها تبدیل شده، همگی محصول این سازوکار می باشند. در همین راستا رسانه ها گاهی به جای آنکه سیاست را برای مردم قابل فهم و روان کنند، به بازتولید همان سطحی سازی با پوشش خبری بیش از حد بر سخنان جنجالی، برجسته سازی اختلافات شخصی میان سیاست مداران، یا استفاده از چارچوبهای هیجانی مثل «برنده و بازنده» کمک می کنند و صحنه ی سیاست را به مسابقه ای نمایشی شبیه می سازند. این مهم از این منظر قابل تامل است که جامعه ناخودآگاه به سویی می رود که سیاست را به صورت یک سری تصاویر کوتاه و سرگرم کننده ببیند و بتدریج از فهم لایه های ساختاری و بلند مدت دور شود.
اما با این همه یکی از اشتباهات رایج این است که تصور کنیم مخاطبان صرفا قربانی این فرایند هستند در حالی که در بسیاری موارد، آن ها خود بخاطر شرایط سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... خواستار مصرف چنین محتوای سبکی هستند. در دنیایی که فشارهای اقتصادی، اضطراب های روزمره و فرسودگی عمومی افزایش یافته، مردم نیاز دارند که سیاست را به شکل قابلتحمل تر و حتی سرگرم کننده دریافت کنند. در واقع مردم نه تنها اطلاعات سبک را میپذیرند، بلکه گاهی به دلیل فشار روانی محیطی، آن را ترجیح میدهند و بهتر از هر چیز دیگری می پذیرند. اینجاست که یک دور باطل را میتوانیم در احساس نیاز مخاطب برای محتوای سبک بدلیل فرار از فشارهای روزمره، سوق تولیدکنندگان محتوا بر اساس نیاز مردم و تطبیق سیاست مدار با این فضا برای بقا در میدان سیاست مشاهده کنیم.
هرچند چالش این دور باطل را نباید نادیده گرفت، چراکه جامعه ای که سیاست را صرفا از دریچه سرگرمی مشاهده کند در معرض آسیب هایی قرار میگیرد. این جامعه حافظه ی مناسبی برای رویدادهای سیاسی خود باقی نمی گذارد و دیگر جای چندانی برای تفکر درباره آلترناتیوها، سیاست گذاری های پیچیده یا اصلاحات ساختاری باقی نمی ماند. آنچه در این بین بجای ایده ها و برنامه ها بیشتر برجسته میشود چهره ها و سیاست مداران رسانه ای بوده و هر چه این چهره محوری در بین جامعه بیشتر شود، حافظه جمعی کوتاه تر و تصمیم گیری در بین لایه های مختلف بر پایه ی احساس خواهد بود. حافظه ی سیاسی زمانی زنده نگه داشته می شود که مردم امکان سنجش طرح ها، نقد برنامهها و گفتگو درباره آینده مشترک را داشته باشند. اگر سطح سیاسی جامعه به نوعی سرگرمی تقلیل یابد، جامعه عملا انگیزه و ابزارهای لازم برای مشارکت در سیاست گذاری و تصمیم گیری های کلان را از دست خواهد داد. بنابراین در آن ملل، ضمن اینکه گفتمان سیاسی به سطحی قلیل می رسد، توان جامعه برای اعمال خواسته ها بر نهادهای قدرت و پاسخگو کردن آن ها کاهش خواهد یافت.
نقش نخبگان و دانشگاهیان
در این شرایط اگر نخبگان فکری و دانشگاهیان نتوانند زبان مناسبی برای توضیح مسائل پیچیده پیدا کنند، میدان را به کسانی واگذار خواهند کرد که روایت های ساده، هیجانی و سرگرم کننده ارائه می دهند. این مسئولیت تنها با نوشتن مقاله های دانشگاهی محقق نخواهد شد بلکه نیازمند حضور فعال در فضای عمومی، خلق محتواهای آموزشی روان و مشارکت در گفتگوهای رسانه ای است. جامعه ای که نخبگانش سکوت کنند، دیر یا زود میدان را به صدای بلندتر و سرگرم کننده تر خواهد سپرد. در نهایت باید گفت سرگرمی زدگی جمعی نشانه تغییری عمیق در نحوه دیدن، فهمیدن و مشارکت کردن ما در سیاست است. اگر سیاست به یک نمایش تنزل یابد، جامعه نیز به تماشاگرانی بی تفاوت تبدیل خواهد شد. اما اگر آگاهانه با این روند مواجه شویم، هنوز می توان امید داشت که سیاست به جایگاهی برگردد که در آن، تصمیم گیری جمعی درباره آینده مشترک معنا پیدا کند.
پایان/.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com