درسهای زندگی از پیغمبر اسلام: اهمیت شناخت و عشق به پیامبر در زندگی روزمره
به گزارش بولتن نیوز،در یکی از برنامههای تلویزیونی با حضور حجتالاسلام علیرضا توحیدلو، مهمترین مسألهای که درباره زندگی پیامبر اسلام (ص) و ارتباط مردم با ایشان مطرح شد، این بود که بسیاری از مشکلات و گلایههای ما ناشی از ناآگاهی و عدم شناخت کافی از پیامبر اسلام است.
به گزارش بولتن نیوز،حجتالاسلام توحیدلو به یک داستان تاریخی اشاره کردند که نشان میدهد چگونه شناخت واقعی پیامبر میتواند نگرش و رفتار فرد را نسبت به مشکلات زندگی تغییر دهد. ایشان به واقعهای اشاره کردند که در آن شخصی از پیامبر (ص) دعوت کرد تا در منزلش ناهار بخورد. در این مجلس، مرغی تخم مرغی گذاشت که به طرز عجیبی روی میخ افتاد و نشکست. فرد حاضر در مجلس از پیامبر پرسید که چرا تخم مرغ شکسته نشد؟ پیامبر (ص) با اشاره به این که خدایی که به او پیامبری عطا کرده، به همان اندازه میتواند مشکلات زندگی را حل کند، فرمودند که اگر کسی به راستی پیغمبر را بشناسد، هیچ مشکلی برایش پیش نخواهد آمد.
حجتالاسلام توحیدلو این داستان را به گونهای تفسیر کردند که نشان دهند اگر ما حقیقت پیامبر را بشناسیم و او را در زندگی خود پذیرا باشیم، مشکلاتمان به راحتی حل میشود. ایشان تاکید کردند که بسیاری از گلایههای ما به دلیل عدم شناخت کافی از پیامبر و کمتوجهی به آموزههای ایشان است. پیامبر اسلام (ص) نه تنها پیامآور خداوند، بلکه آموزگار و راهنمایی است که به ما نشان میدهد چگونه زندگی کنیم.

در پایان، ایشان خطاب به مردم اشاره کردند که اگر ما همچنان در جستوجوی حل مشکلات خود هستیم، باید ارتباط واقعی با پیامبر و اهل بیت (ع) برقرار کنیم تا برکات این ارتباط در زندگی ما مشهود باشد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com
ایام شعبانیه بر همه دوستان مبارک
سرو نباشد به اعتدال محمد
قدر فلک را کمال و منزلتی نیست
در نظر قدر با کمال محمد
وعدهٔ دیدار هر کسی به قیامت
لیلهٔ اسری شب وصال محمد
آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی
آمده مجموع در ظلال محمد
عرصهٔ گیتی مجال همت او نیست
روز قیامت نگر مجال محمد
وآنهمه پیرایه بسته جنت فردوس
بو که قبولش کند بلال محمد
همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد
تا بدهد بوسه بر نعال محمد
شمس و قمر در زمین حشر نتابد
نور نتابد مگر جمال محمد
شاید اگر آفتاب و ماه نتابند
پیش دو ابروی چون هلال محمد
چشم مرا تا به خواب دید جمالش
خواب نمیگیرد از خیال محمد
سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی
عشق محمد بس است و آل محمد
سالم مکى از امام محمد باقر علیهالسلام نقل کرده است که مردى بنام شیبه هذلى به خدمت رسول خدا حضرت محمد صلىالله علیه و آله و سلم شرفیاب شد و عرض کرد: اى پیامبر خدا! من پیرمردى سالخوردهام، و دیگر توانائى آنچه را که قبلا انجام مىدادم- از قبیل نماز و روزه و حج و جهاد- را ندارم، پس ذکرى به من تعلیم کن که گفتن آن براى من آسان، و ثوابى بهمراه داشته باشد.
حضرت فرمود: آنچه را که گفتى تکرار کن! آن مرد سالخورده سه بار کلام خود را تکرار کرد.
آنگاه رسول خدا صلىالله علیه و آله و سلم به او فرمود: هر آنچه پیرامون تو را فرا گرفته است از درخت تا زمین سنگلاخ همگى از روى شفقت و ترحم بر حال تو گریستند.
هنگامى که نماز صبح خود را بجاى آوردى، ده بار بگو "سبحان الله العظیم و بحمده و لا حول و لا قوة إلا بالله العلی العظیم" «پاک و منزه است پروردگار بزرگ، و ستایش از آن اوست، و هیچ قدرت و نیروئى نیست مگر آنکه (سرچشمه آن) از خداوند بزرگ و والامرتبه است» تا خداوند تو را از دچار شدن به کورى و دیوانگى و جذام و تنگدستى و زیر آوار ماندن در امان دارد.
عرض کرد: یا رسول الله! این براى دنیا، براى آخرت چه کنم؟! فرمود: پس از هر نماز، این دعا را بخوان: "اللهم اهدنی من عندک و أفض علی من فضلک و انشر علی من رحمتک و أنزل علی من برکاتک" «بار الها! مرا خود راهنمایى کن، و از بخشش بیکران خود را مرا بهره مند ساز، و سایه رحمت خود را بر سرم بگستران، و برکات خود را بر من فرو ببار».
امام محمد باقر علیهالسلام فرمود: پیر مرد پس از شنیدن سخنان رسول خدا صلىالله علیه و آله و سلم در حالى که مشت خود را مى بست (گویى چیزى در مشت داشت) به راه افتاد.
آنگاه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم رو به یاران خود کرد و فرمود: اگر روز قیامت فرا رسد، و این اذکار را عمدا ترک نکرده باشد، خداوند هشت درب بهشت (تمام دربهاى بهشت) را بر روى او مى گشاید، تا از هر دربى که خواهد وارد شود.
افسوس که عمر گذشت، نفهمیدیم که چه کردیم و چه کسی را از دست دادیم.
ما چقدر به یاد حضرت ولی عصر هستیم که او به یاد ما باشد؟ ما چقدر برای او کار کردیم که او برای ما کار کند؟
در عین حال با تمام این غفلتهایی که ما داریم خودش فرمود: «انا غير مهملين لمراعاتکم ولا ناسين لذکرکم....». همانا ما از مراعات حال شما اهمال و کوتاهی نکرده و ياد شما را فراموش نمینماييم.
راستش من خیلی آدم مذهبی نیستم ولی اون زمان که مطلب رو دیدم از این حاج آقا یک روز قبلش برام اتفاقی افتاده بود و به واسطهی اون حالم اصلا خوب نبود تا اینکه یکی از نفر این مطلب شما رو برام فرستاد و با دیدنش حالم خیلی بهتر شد براتون آرزو میکنم اون حال خوبی رو که با دیدن این مطلب به من دست داد به شما هم برسه
نشان منافق سه چیز است: ۱ - سخن به دروغ بگوید. ۲ - از وعده تخلف کند.۳ - در امانت خیانت نماید.
امام صادق علیه السلام فرمود: هنگامى که حضرت خدیجه با پیغمبر خدا صلّلى اللّه علیه و آله ازدواج کرد، زنان مکّه با او به مخالفت برخاستند و خدیجه از این امر بسیار نگران و اضطراب داشت، تا آن که بعد از مدّتى ، نطفه حضرت زهراء سلام اللّه علیها منعقد گردید.
و پس از گذشت اندک زمانى، جنین مونس مادر خود شد و از درون شکم با وى سخن مى گفت و خدیجه این راز را پنهان مى داشت تا آن که روزى حضرت رسول صلّلى اللّه علیه و آله وارد منزل گردید و متوجّه شد که خدیجه با کسى سخن مى گوید، فرمود: با چه کسى سخن مى گفتى ؟
خدیجه پاسخ داد: با جنین و بچّه اى که در شکم دارم ، سخن مى گفتم ؛ چه این که او انیس و مونس من مى باشد.
حضرت رسول فرمود: اى خدیجه ! جبرئیل علیه السلام به من خبر داد که این نوزاد، دختر است و خداوند متعال از نسل او امامان و پیشوایان دین را برگزیده است ، تا در روى زمین خلیفه و براى جهانیان حجّت باشند
مخصوصا حکایت تخم مرغ و پیام پیامبر اکرم به آن مرد
که هر کسی مشکل ندارد خدا را هم ندارد
واقعا جالب بود
درود بیکران نثارتون
نمیدونم یادتون هست یا نه ولی سال ۹۶ که یه مشکل خانوادگی داشتم شما کمکم کردین که حلش کنم خیلی دلم میخواست که یک بار دیگه شما رو زیارت کنم و از تون تشکر کنم امیدوارم مطلب من رو دیده باشین تا بدونین انسانها هیچ وقت کمک های دیگران نسبت به هم رو فراموش نمیکنن من همیشه به یاد تون هستم و آرزو میکنم همیشه سالم و سلامت باشید
دانشجوی شما هادی شفیعی
🍃بر چهره و تمثال محّمد صلوات
🌸دیدند چو رخسار علی اکبر را
🍃گفتند که بر آل محّمد صلوات
🌸اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ
وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ🌸
اسلام مگر نگفته تفاوت قائل نشوید…
«أفضل الناس من عشق العبادة فعانقها وأحبها بقلبه، وباشرها بجسده وتفرغ لها، فهو لا يبالي على ما أصبح من الدنيا على عسر أم على يسر»
من گاهی اوقات که غصّه ام می گیرد ، تسبیح را بر می دارم و شروع به استغفار می کنم.
در روایات متعددی آمده:
استغفار کردن باعث زیاد شدن رزق و روزی،
فرزندآوری، حل شدن مشکلات،
خانهدار شدن و… میشود.
و یا در آیات قرآن آمده پیامبران
به قومهای خود سفارش نمودهاند که
اگر #استغفار کنند بارانهای پیدرپی
بر آنان نازل و نیرویشان زیاد و به آنان اموال
و فرزندان و باغها داده میشود.
هود آیه ۵۲ و نوح آیات ۱۰ الی ۱۲
وارد شده است : مرد فقيرى از دنيا رفت ، اول صبح جنازه او را برداشتند و در اثر زيادى جمعيت ، دفن او تا شب طول كشيد. بعد از دفن ، او را به خواب ديدند. به او گفتند: با اين همه مقام و احترامى كه از تو به عمل آمد خداوند با تو چه كرد؟ و چه عملى انجام داد؟
در جواب گفت : به حمدالله خدا مرا بخشيد و احسان زيادى به من كرد، ولى روزى باحالت روزه به آسياب دوستم كه مشغول آرد كردن گندم هاى خود بود رفتم ، هنگام افطار بدون اجازه دوستم ، يك دانه گندم برداشتم به دو نيم كردم و باز گندم را ميان گندم ها انداختم .
دوستم گفت : كه اينها مال من نيست . وقتى از دنيا رفتم ، خداوند به حسابم رسيدگى كرد حتى از آن يك دانه گندم هم ، حساب به عمل آورد و از من مطالبه حق دوستم را نمود و ازحسناتم به اندازه قيمت آن دانه گندم برداشته و به رفيقم دادند. از اين جا معنى آيه
فمن يعمل مثقال ذرة خيرا يره و من يعمل مثقال ذرة شرا يره
معلوم مى شود.
خداوند مى فرمايد: كسى كه به اندازه ذره اى كار خير انجام داده باشد آن را مى بيند وكسى كه به اندازه ذره اى شر و كار ناپسند انجام داده باشد آن را مى بيند.
پس اى بندگان خدا! مواظب باشيد (حق الناس ) را ضايع نكنيد، و تا فرصت داريد اگر حق كسى پيش شما است به صاحبش برسانيد؛ زيرا در قيامت با دقت به حساب بندگان رسيدگى مى شود.
اگر بنا باشد براى يك درهم ناچيز شش صد نماز قبول شده بردارند! چيزى براى انسان باقى نمى ماند مگر اين كه خداوند رحم كند.
واقعا خیلی سخنرانی جالب و بجای بود
از افتادن تخم مرغ روی میخ و شکستن خیلی تعجب کردم؟
خیلی وقت ها ناراحت بودم بابت کسانی که همه کار میکنند و مال و اموال مردم را میخورند ولی هیچ اتفاقی برایشان نمی افتد
با دادستان که تعریف نمودید فهمیدم که دنیا و آخرت هم اینقدر بی در و پیکر نیست
پس کسی که مشکلی برایش پیش نمی آید یعنی خدا را تو زندگیش ندارد
یا اصلا کسی که مال مردم را میخورد خدا رهایش کرد
پس خدا جواب ظالمین را هم میدهید
ممنون تانم…
( به من بگو پدر ...! )
بعضی از مردم مدینه، احترام پیامبر (ص) را نگه نمی داشتند، گاهی آن حضرت را با حرف هایشان آزار می دادند و گاه با رفتار بدشان، قلبش را می رنجاندند، اما یک کار بین آن ها خیلی زیاد شده بود. آن ها هر وقت پیامبر خدا (ص) را می دیدند، صدایش می زدند: «یا محمد!» یا می گفتند: «ای پسر عبدالله!»
یا اسم ها و لقب های دیگر ایشان را در حرف هایشان به کار می بردند. خداوند از این کار آن ها خشنود نبود، چون پیامبر بزرگ و مهربانش، از بهترین بندگانش به حساب می آمد.
روزی خداوند آیه ی 63 سوره نور به پیامبر(ص) وحی کرد.
لَا تَجْعَلُوا دُعَاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعَاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضًا ۚ قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنْكُمْ لِوَاذًا ۚ فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ
دعوت پیامبر را [به ایمان، عمل صالح و امور اجتماعی] در میان خود مانند دعوت بعضی از شما از بعضی دیگر قرار ندهید، خدا کسانی از شما را که برای [بی اعتنایی به دعوت پیامبر] با پنهان شدن پشت سر دیگران آهسته از نزد او بیرون می روند می شناسد. پس باید کسانی که از فرمانش سرپیچی می کنند، برحذر باشند از اینکه بلایی [در دنیا] یا عذابی دردناک [در آخرت] به ایشان رسد.
خداوند در آن آیه، به مردم امر کرد که دیگر پیامبر (ص) را به اسم صدا نزنند، بلکه بگویند: «یا رسول الله!»
فاطمه نگران شد، چون او همیشه پیامبر را صدا می زد: «پدر!»
اما آن روز فکر کرد شاید این کارش هم در نظر خداوند خوب نبوده است. پس تصمیم گرفت پیامبر را پدر صدا نکند.
وقتی پدرش را دید، گفت: یا رسول الله!
این کار فاطمه چند بار تکرار شد. پیامبر گفت: «فاطمه جان! این آیه برای تعلیم مردم عرب است. آن ها اهل جفا و غفلت هستند، اما برای تو و نسل تو نازل نشده است. تو از منی و من از تو. اگر تو بگویی پدر، قلب من با این حرف زنده تر می شود و خدا خشنودتر!» فاطمه شادمان شد.
به نظرم اگر از این دست شعرها بیان شود دلچسب تر جلوه میکند البته امروز به خاطر شرایط سخت زندگی پیشنهاد میشود تذکراتی هم به مسئولین دولتی مطرح کنید خالی از لطف نخواهد بود… سپاس بیکران
حضرت پرسید: «گناهت چیست ؟»
او گفت : «من مردى ثروتمند هستم . هر وقت فقیرى به سوى من مى آید و چیزى از من مى خواهد، گویا شعله آتشى به من رو مى آورد.»
پیامبر صلى الله علیه و آله به او فرمود: «از من دور شو! و مرا به آتش خود نسوزان .»
سپس فرمود: «اگر تو بین رکن و مقام (کنار کعبه ) دو هزار رکعت نماز بگزارى و آن قدر گریه کنى که از اشک هایت نهارها جارى گردد، ولى با خصلت بخل بمیرى ، اهل دوزخ خواهى بود.»
گفتند: آنها کیستند، اى امیرمؤمنان (ع)؟
فرمود: دوستداران خدا، ما هستیم و پیروان ما. هر یک پس از ما، از ما پیروى نماید، خوشا ما! خوشا ما! و خجسته آنان، در حالى که خجستگى آنان برتر از خجستگى ما است.
گفته شد: خجستگى آنان چگونه است که افضل از خجستگى ما است؟ آیا ما و آنان به یک حالت نیستیم؟
فرمود: لاَ، لاِنَّهم حَمَلوا ما لَمْ تَحْمِلوا عَلَیْهِ وَ اَطاقُوا مَا لَمْ تُطیقوُا؛تفسیر العیاشى، ج 2، ص 124.؛ «نه، زیرا آنان مسئولیت هایى بر دوش مى کشند که شما نمى توانید، و سختى هایى را متحمل مى شوند که شما طاقت نمى آورید».-سنت، بدعت، فُرقت و جماعت-
پرسش: کلام حضرت علی (ع) درباره «سنت»، «بدعت»، «فرقت» و «جماعت» چیست؟
مردى، از على (ع) درباره «سنت» و «بدعت» و «فرقت» (تکروى) و «جماعت» پرسید، حضرت (ع) در جوابش فرمود:
اَمّا السُّنَّةُ فَسُنَّةُ رَسولِ اللّهِ (ص)، وَ اَمّا الْبِدْعَةُ فَما خَاَلفَها، وَ اَمَّا الفُرْقَةَ فَاَهْلُ الباطِلِ، وَ اِنْ کَثُروا، وَ اَمَّا الْجَماعَةُ فَاَهْلُ الحَقِّ وَ اِنْ قَلُّوا؛تحف العقول، ص 211.؛ «سنت، همان سنت رسول خدا است، اما بدعت هر چیزى است که بر خلاف سنت باشد، و تکروان اهل باطلند هر چند بسیار باشند، و جماعت همان حق پرستانند، اگر چه اندک باشند».
عاقبت همگان بخیر و خوشی
بسیار عالی هم داستان و هم فرمایش رسول خدا (ص) و هم اشعار لیلی و مجنون
بحق امام زمان(عج) در این روز جمعه تندرست و سلامت باشین
امام زمان نگهدار همه جوانان و مدافعین امنیت باشه
چون در کشور از همه چیز بالاتر و ارزشمندتر است
چشم آلوده کجا، دیدن دلدار کجا
دل سرگشته کجا وصف رخ یار کجا
+++
قصه عشق من و زلف تو دیدن دارد
نرگس مست کجا همدمی خار کجا
+++
سر عاشق شدنم لطف طبیبانه توست
ور نه عشق تو کجا این دل بیمار کجا
+++
منتی بود نهادی که خریدی ما را
رو سیه برده کجا میل خریدار کجا
+++
هر کسی را که پسندی بشود خادم تو
خدمت شاه کجا نوکر سربار کجا
+++
کاش در نافلهات نام مرا هم ببری
که دعای تو کجا عبد گنهکار کجا
+++
مهر من گر که فتد در دل تو میفهمم
شهد دیدار کجا دوریِ از یار کجا
+++
به خدا چون دل زهرا نگران است دلم
یک شه تشنه لب و لشگر بسیار کجا
+++
کاش زینب نرسد کوفه بدون تو حسین
زینب خسته کجا کوچه و بازار کجا
+++
یاد گیسوی رقیه جگرم میسوزد
دست عباس کجا پنجه اغیار کجا
حکایت اصحاب حضرت رسول اکرم (ص) که طلب ثروت از حضرت رسول اکرم (ص) کرده بود
شأن نزول:وَ مِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَ لَنَکُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِینَ (۷۵) فَلَمَّا آتاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَ تَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ
از ابى امامه باهلى نقل شده و در روایت مرفوعى نیز روایت شده که این آیات درباره ثعلبه بن حاطب که مردى از انصار بود نازل شد، و او مردى بود که برسول خدا- صلى اللَّه علیه و آله- عرض کرد: از خدا بخواه تا مالى روزى من گرداند، حضرت در پاسخش فرمود: اى ثعلبه مال اندکى که شکرش را بجاى آرى بهتر از مال بسیارى است که تاب آن را نداشته باشى! مگر نمیخواهى به پیامبر خدا اقتدا کنى (و از وى پیروى داشته باشى؟) سوگند بدانکه جانم بدست اوست اگر بخواهم کوهها بصورت طلا و نقره در آمده و در همراهم روان گردد خواهد شد (ولى در همین حالى که هستم براى من بهتر است)! ثعلبه (آن روز برفت و پس از چند روزى) دوباره بنزد آن حضرت آمده گفت:
اى رسول خدا از خدا بخواه تا مالى روزى من گرداند، و سوگند بدانکه تو را براستى مبعوث برسالت فرموده اگر خدا مالى روزى من کرد بهر صاحب حقى حق او را از آن مال میپردازم.
رسول خدا- صلى اللَّه علیه و آله- دعا کرده گفت: خدایا مالى روزى ثعلبه گردان، ثعلبه پس از این دعا برفت و گوسفندى گرفت، و این گوسفند همانند کرم خاکى زمین بسرعت افزایش یافت تا جایى که شهر مدینه بر او تنگ شد و بیکى از درّه هاى اطراف رفت، ولى باز هم در اثر ازدیاد گوسفندان ناچار شد از آنجا هم دورتر برود و همین دورى سبب شد که از حضور بجماعت و نماز جمعه محروم گردد، تا اینکه رسول خدا- صلى اللَّه علیه و آله- براى گرفتن زکات مأمور خود را بنزد وى فرستاد
، ثعلبه حاضر بپرداخت زکات نشد و بخل ورزید و در پاسخ مأمور آن حضرت گفت: این که از ما مطالبه میکنید نوعى جزیه است (که از کفار دریافت میکنید، و این هم یک نوع باج و خراجى است)! رسول خدا- صلى اللَّه علیه و آله- که این سخن را شنید (دو بار) فرمود: اى واى بر ثعلبه، اى واى بر ثعلبه و دنبال آن آیات فوق نازل گردید.
ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن فضل بن حسن طبرسی سوره التوبه آیه۶۰ -۸۵
روزه داری حضرت مریم
حضرت مریم وقتى که عیسى را به دنیا آورد به او گفتند:
اى مریم ! مادرت که آدم درستى بود
چطور شد که بدون شوهر، فرزند آوردى ؟
مریم به فرزند خود اشاره کرد و گفت :
تو بر پاکدامنى من گواه بده.
عیسى(ع) به امر خدا به زبان آمد
و از پاکدامنى مادرش خبر داد.
وقتى که به مریم گفتند چرا خودت حرف نمى زنى
و از بچه استمداد مى کنى
پاسخ داد: من نذر کردم که روزه دار باشم
و با هیچ کس صحبت نکنم
و باید در امساک و سکوت حکیمانه باشم.
این سخن نشان مى دهد که در زمان حضرت مریم
امساک از سخن نیز مرسوم بوده است.
رسول الله نگهدار خودتون و خانواده تون باشد
موفق باشید