کد خبر: ۸۸۹۸۵۸
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

عهدشکنی، بیماری مزمن دشمنان است؛ به آنها اعتماد نکنید

سوره دخان از دشمنانی سخن می‌گوید که در هنگام سختی وعده ایمان می‌دهند، اما پس از رفع عذاب پیمان خود را می‌شکنند. این آیات هشداری روشن است که عهدشکنی از ویژگی‌های همیشگی دشمنان حق است و نمی‌توان به وعده‌های آنان اعتماد کرد.

عهدشکنی، بیماری مزمن دشمنان است؛ به آنها اعتماد نکنید

به گزارش بولتن نیوز به نقل از خبرگزاری فارس: آیات ۱ تا ۱۸ سوره دخان، تصویری روشن از یکی از سنت‌های تکرارشونده تاریخ را به نمایش می‌گذارد، دشمنانی که در برابر هشدارهای الهی سرکشی می‌کنند، هنگام نزول عذاب به التماس و مهلت‌خواهی روی می‌آورند، اما پس از رفع خطر دوباره به همان مسیر گذشته بازمی‌گردند.
تفسیر المیزان با تکیه بر این آیات، عهدشکنی و بی‌وفایی دشمنان حق را یکی از مهم‌ترین عوامل نزول خشم و عذاب الهی معرفی می‌کند؛ سنتی که در امت‌های گذشته دیده شد و برای آیندگان نیز درس‌آموز است.
شبی که سرنوشت‌ها رقم خورد
سوره دخان با حروف مقطعه «حم» آغاز می‌شود و سپس به عظمت قرآن اشاره می‌کند «وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ». خداوند در ادامه می‌فرماید که «إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُبَارَكَةٍ» ما این کتاب را در شبی پربرکت نازل کردیم. علامه طباطبایی در المیزان توضیح می‌دهد که این شب مبارک همان شبی است که مقدرات امور در آن تفصیل و تقدیر می‌شود، شبی که جلوه‌ای از رحمت و حکمت الهی در آن آشکار است.
اما در کنار این رحمت، یک حقیقت دیگر نیز مطرح می‌شود، خداوند همواره پیش از عذاب، هشدار می‌دهد. عبارت «إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ» نشان می‌دهد که عذاب الهی ناگهانی و بدون اتمام حجت نیست. سنت خدا بر آگاهی‌بخشی و فرصت دادن است، نه بر مجازات شتاب‌زده.
دشمنانی که هشدارها را جدی نگرفتند
پس از بیان عظمت قرآن و تدبیر الهی، آیات به رفتار مشرکان می‌پردازد. آنان با وجود مشاهده نشانه‌ها و شنیدن پیام الهی، در غفلت و تردید به سر می‌بردند «بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ يَلْعَبُونَ».
مشکل اصلی دشمنان حق کمبود دلیل و برهان نبود بلکه گرفتار شدن در بازی‌های نفسانی و دنیاطلبی بود. آنان حقیقت را می‌دیدند اما اراده پذیرش آن را نداشتند. از همین رو هشدارهای پیاپی پیامبر اکرم(ص) نتوانست دل‌های قفل‌شده آنان را بیدار کند.
این ویژگی در بسیاری از جبهه‌های باطل دیده می‌شود، دشمن تا زمانی که در امنیت و رفاه قرار دارد، هشدارها را به تمسخر می‌گیرد و خطر را جدی نمی‌داند.
نزول عذاب، هنگامی که غفلت پایان می‌یابد
خداوند در ادامه می‌فرماید که «فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُبِينٍ» منتظر روزی باش که آسمان دودی آشکار پدید آورد.
در تفسیر این آیات به روایتی اشاره شده که این دود به قحطی و سختی شدیدی مربوط بود که مشرکان مکه به سبب لجاجت خود گرفتار آن شدند به گونه‌ای که از شدت گرسنگی، فضای اطراف را همچون دود می‌دیدند. این عذاب نتیجه طبیعی سرکشی و دشمنی آنان با پیامبر خدا بود.
آیه بعد شدت این بلا را چنین توصیف می‌کند «يَغْشَى النَّاسَ هَذَا عَذَابٌ أَلِيمٌ» عذابی دردناک که مردم را فرا می‌گیرد. در این مرحله دشمنی که پیش‌تر دعوت الهی را انکار می‌کرد، ناگهان زبان به اعتراف می‌گشاید و از شدت فشار، خود را در برابر قدرت خدا ناتوان می‌بیند.
مهلت‌خواهی دشمن، وعده‌ای که دوام نداشت
یکی از مهم‌ترین محورهای این بخش از سوره، ماجرای مهلت‌خواهی مشرکان است. هنگامی که عذاب آنان را فرا گرفت، گفتند که «رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ» پروردگارا عذاب را از ما بردار که ایمان می‌آوریم.
در ظاهر، این سخن نشانه توبه و بازگشت بود اما این ایمان از سر باور قلبی نبود، بلکه واکنشی موقت به شرایط سخت و فشار عذاب به شمار می‌رفت. آنان نه حقیقت را پذیرفته بودند و نه مسیر خود را تغییر داده بودند تنها می‌خواستند از بحران نجات پیدا کنند.
این رفتار یکی از شناخته‌ شده‌ترین ویژگی‌های جبهه باطل است. دشمن در زمان قدرت، سرکشی می‌کند و هنگام گرفتاری، وعده‌های فراوان می‌دهد. اما بسیاری از این وعده‌ها نه از روی صداقت بلکه برای عبور از بحران است.
عهدشکنی، بیماری مزمن دشمنان حق است
محوری‌ترین پیام این آیات را می‌توان در مسئله عهدشکنی جست‌وجو کرد. خداوند پس از بیان درخواست آنان برای رفع عذاب می‌فرماید که «إِنَّا كَاشِفُو الْعَذَابِ قَلِيلًا إِنَّكُمْ عَائِدُونَ» ما اندکی عذاب را برمی‌داریم، اما شما بازمی‌گردید.
این جمله کوتاه، پرده از حقیقتی بزرگ برمی‌دارد. خداوند از پیش می‌داند که این اظهار ایمان پایدار نیست و آنان پس از رفع خطر دوباره به همان راه گذشته بازخواهند گشت.
این آیه نشان می‌دهد که مشکل اصلی دشمنان، ناآگاهی نیست، بلکه فقدان صداقت و اراده برای تغییر است. آنان در برابر خدا تعهد می‌دهند اما به عهد خود وفادار نمی‌مانند.
عهدشکنی تنها یک خطای اخلاقی نیست، بلکه نشانه بیماری عمیق قلبی است. کسی که در سختی به خدا پناه می‌برد اما پس از رفع مشکل همه وعده‌های خود را فراموش می‌کند، در حقیقت گرفتار نوعی نفاق عملی شده است.
تاریخ نیز گواه این حقیقت است. بسیاری از دشمنان انبیا در لحظات بحرانی اظهار تسلیم کردند، اما پس از بازگشت آرامش، دوباره به مسیر طغیان و دشمنی بازگشتند. قرآن این رفتار را یک الگوی تکرارشونده معرفی می‌کند تا مؤمنان فریب وعده‌های ظاهری دشمن را نخورند.
خشم الهی، نتیجه طبیعی پیمان‌شکنی است
پس از این عهدشکنی، آیات از انتقام الهی سخن می‌گویند «يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَى إِنَّا مُنْتَقِمُونَ». هنگامی که همه فرصت‌ها داده شد و همه هشدارها نادیده گرفته شد، نوبت به مجازات قطعی می‌رسد.
در منطق قرآن، خشم الهی واکنشی عجولانه نیست. خداوند ابتدا پیامبر می‌فرستد، آیات نازل می‌کند، هشدار می‌دهد، فرصت توبه می‌دهد و حتی پس از مهلت‌خواهی دشمن، عذاب را موقتاً برمی‌دارد. اما هنگامی که دشمن همه این فرصت‌ها را با پیمان‌شکنی پاسخ می‌دهد، استحقاق مجازات قطعی پیدا می‌کند.
درس‌های ماندگار آیات آغازین دخان تصویری گویا از سنت الهی در برخورد با دشمنان حق ارائه می‌کند. خداوند پیش از عذاب هشدار می‌دهد، هنگام گرفتاری فرصت بازگشت می‌دهد و حتی درخواست مهلت را می‌پذیرد، اما اگر این فرصت‌ها با عهدشکنی و بازگشت به طغیان همراه شود، خشم الهی فرا می‌رسد.
مهم‌ترین پیام این آیات آن است که وفاداری به عهد، نشانه صدق ایمان است و پیمان‌شکنی، حتی اگر با شعار ایمان همراه باشد، سرانجامی جز محرومیت از رحمت و گرفتار شدن در عذاب الهی نخواهد داشت.

برچسب ها: عهد شکنی ، مذاکرات

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین