۲۱۶ هزار تن معامله؛ آرامش بازار یا زنگ هشدار برای صنایع پاییندستی؟
گروه اقتصادی: بورس کالای ایران در تازهترین گزارش معاملاتی خود از دادوستد ۲۱۶ هزار تن محصول در یکی از مهمترین بخشهای بازار فیزیکی خبر داده است؛ رقمی که در نگاه نخست میتواند نشانهای از پویایی بازار و استمرار جریان عرضه و تقاضا تلقی شود، اما وقتی این عدد در کنار ساختار قیمتگذاری، وضعیت خوراک ارزانقیمت صنایع بالادستی، میزان رقابت میان خریداران و وضعیت صنایع پاییندستی قرار میگیرد، پرسشهای مهمتری را پیش روی فعالان اقتصادی و سیاستگذاران قرار میدهد.
به گزارش بولتن نیوز بورس کالا در سالهای اخیر به مهمترین بستر کشف قیمت در زنجیره فولاد، پتروشیمی و فرآوردههای نفتی تبدیل شده است. بازاری که هر روز میلیاردها تومان کالا در آن معامله میشود و خروجی آن مستقیماً بر قیمت تمامشده هزاران محصول مصرفی در کشور اثر میگذارد.
بررسی آمارهای معاملاتی نشان میدهد حجم ۲۱۶ هزار تنی معاملهشده عمدتاً در رینگهای صنعتی و معدنی، پتروشیمی و فرآوردههای نفتی توزیع شده است. این در حالی است که در بسیاری از هفتههای گذشته حجم معاملات بورس کالا به چند میلیون تن نیز رسیده و تنها در یک هفته بیش از ۲ میلیون و ۸۶۱ هزار تن محصول در بازار فیزیکی معامله شده بود. در آن دوره ۲۱۶ هزار و ۵۲۵ تن فولاد، ۲۷۴ هزار و ۱۵۰ تن آهن اسفنجی، ۷۵۰ هزار تن سنگآهن و بیش از یک میلیون تن سیمان مورد دادوستد قرار گرفته بود.
اهمیت عدد ۲۱۶ هزار تن زمانی بیشتر میشود که آن را در چارچوب سیاست حمایتی دولت از صنایع بالادستی تحلیل کنیم. بر اساس این سیاست، تولیدکنندگان بزرگ فولاد، پتروشیمی و پالایشی از انرژی، گاز، برق و خوراک با قیمتهای حمایتی بهرهمند میشوند. فلسفه این حمایت آن است که مزیت ناشی از دریافت نهاده ارزان به صنایع پاییندستی و در نهایت به مصرفکننده منتقل شود.
اما سؤال کلیدی اینجاست که آیا حجم معاملات ثبتشده در بورس کالا توانسته این هدف را محقق کند؟
در ادبیات تحلیلی بازار، صرف ثبت یک معامله بزرگ الزاماً به معنای تعادل بازار نیست. آنچه اهمیت دارد نسبت عرضه به تقاضا، میزان رقابت قیمتی و نحوه توزیع کالا در زنجیره تولید است. در بسیاری از مقاطع، تجربه بورس کالا نشان داده است که حتی با وجود معاملات حجیم، محدودیت عرضه در برخی کالاهای استراتژیک میتواند موجب شکلگیری رقابتهای سنگین قیمتی شود؛ رقابتهایی که در نهایت به افزایش هزینه تولید صنایع پاییندستی منجر میشود.
در رینگ صنعتی و معدنی، هرگونه کاهش عرضه فولاد، شمش، آهن اسفنجی یا سنگآهن میتواند به سرعت خود را در بازار میلگرد، تیرآهن، پروفیل و صنعت ساختمان نشان دهد. در رینگ پتروشیمی نیز کاهش عرضه مواد اولیه پلیمری مستقیماً بر صنایع بستهبندی، لوازم خانگی، قطعهسازی و صنایع مصرفی اثرگذار است.
مطابق دادههای معاملاتی بورس کالا، در برخی دورهها تنها در بخش محصولات پتروشیمی و فرآوردههای نفتی بیش از ۵۱۳ هزار تن کالا معامله شده است. این رقم شامل ۱۶۶ هزار تن قیر، ۱۵۷ هزار تن وکیوم باتوم، ۹۴ هزار تن مواد پلیمری، ۳۸ هزار تن مواد پتروشیمی، ۳۱ هزار تن گوگرد و ۲۰ هزار تن لوبکات بوده است.
این اعداد نشان میدهد که هرگونه تغییر در حجم عرضه حتی در مقیاس چند ده هزار تن میتواند بر تعادل بازار اثر محسوس داشته باشد.
از منظر «شاخص التهاب بازار» که بر پایه نسبت تقاضا به عرضه تعریف میشود، تحلیل حجم ۲۱۶ هزار تنی بدون دسترسی به آمار تقاضا ناقص خواهد بود. اگر برای این حجم معامله، تقاضایی معادل ۲۵۰ هزار تن ثبت شده باشد، بازار در وضعیت نسبتاً متعادل قرار دارد. اما اگر حجم سفارشها به ۴۰۰ یا ۵۰۰ هزار تن رسیده باشد، آنگاه با بازاری مواجه هستیم که فشار تقاضا در آن به شکل معناداری از عرضه پیشی گرفته است.
همین مسئله در «شاخص رقابت قیمتی» نیز صادق است. در صورتی که قیمت نهایی فاصله اندکی با قیمت پایه داشته باشد، میتوان از آرامش نسبی بازار سخن گفت. اما اگر فاصله قیمت پایه و قیمت کشفشده به سطوح دو رقمی برسد، نشانهای از کمبود نسبی عرضه و افزایش فشار بر صنایع پاییندستی خواهد بود.
بر اساس فرمول اختصاصی بولتننیوز، شاخص فشار بورس کالا (BPI) باید از ترکیب دو مؤلفه نسبت تقاضا به عرضه و درصد رقابت قیمتی محاسبه شود. هرچه این شاخص بالاتر باشد، احتمال انتقال فشار هزینهای به تولیدکنندگان پاییندستی و در نهایت مصرفکننده نهایی افزایش مییابد.
در چنین شرایطی، صرف اعلام معامله ۲۱۶ هزار تن محصول نمیتواند تصویری کامل از وضعیت بازار ارائه دهد. آنچه اهمیت دارد پاسخ به چند پرسش اساسی است:
نخست، چه میزان کالا عرضه شده و چه میزان تقاضا برای آن وجود داشته است؟
دوم، قیمت نهایی معاملات چند درصد بالاتر از قیمت پایه کشف شده است؟
سوم، سهم هر یک از رینگهای صنعتی، معدنی، پتروشیمی و فرآوردههای نفتی از این حجم معامله چقدر بوده است؟
چهارم، آیا مزیت ناشی از خوراک و انرژی ارزانقیمت به صنایع پاییندستی منتقل شده یا در حلقههای بالادستی زنجیره باقی مانده است؟
این پرسشها همان محورهایی هستند که میتوانند مشخص کنند آیا معامله ۲۱۶ هزار تن محصول در بورس کالا نشانه تعادل بازار است یا صرفاً عددی بزرگ در ظاهر و کوچک در برابر نیاز واقعی بخش تولید کشور.
مطالبه اصلی از نهاد ناظر، بورس کالا، وزارت صنعت و سازمان حمایت آن است که علاوه بر اعلام حجم معاملات، دادههای دقیق عرضه، تقاضا، میزان رقابت و اختلاف قیمت با نرخهای جهانی را نیز بهصورت مستمر منتشر کنند؛ چرا که تنها در این صورت میتوان قضاوت کرد مزیت حاصل از منابع ارزانقیمت ملی تا چه اندازه به مهار تورم و حمایت از تولید منجر شده و تا چه اندازه در حلقههای مختلف زنجیره مستهلک شده است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


