توشهای از پیام بصیرت و جهاد رهبر انقلاب
به گزارش بولتن نیوز به نقل از کیهان، پیام اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی دامت برکاته وجوه مختلفی را مورد توجه قرار داده که همه، شایسته بسط و بحث هستند، اما به فراخور یک یادداشت، این قلم یک وجه خارجی و یک وجه داخلی پیام را مورد بحث قرار میدهد.
در وجه خارجی ضمن آنکه بهطور ضمنی از قصد دشمن خبیث برای از سرگیری جنگ خبر داده است و بر درسی فراموش نشدنی از سوی ایران و جبهه مقاومت تأکید دارد، به استناد عملکرد ماههای اخیر دشمن، هر قرار و امضای طرف آمریکایی را «بیارزش» و «نامعتبر» میداند. در وجه داخلی فرمودند کشور در شرایطی حساس قرار دارد و «دشمن نباید هیچ علامت ضعفی و از جمله در بحث وحدت و انسجام اجتماعی دریافت کند.»
۱- دشمن در تلاش است تا از جنگی که در آن شکست خورده است، با صورتبندی واژگونهای شکست سنگین خود را تخفیف دهد. الان قضاوت دنیا این است که دولت خبیث آمریکا از تکه تکه کردن ایران به تلاش سنگین نظامی برای اعاده تنگه هرمز به وضعیتی پیش از شروع جنگ رمضان رسیده است. این یک شکست آشکار است و جای انکار یا تشکیک وجود ندارد.
از این رو ترامپ، پنتاگون و سنتکام هر روز ادعا میکنند تنگه باز است و هر شب برای باز کردن آن میجنگند و تلفات میدهند!
دستگاه رهبری آمریکا که به شدت زیر فشار قرار دارد و برای خارج شدن از آن انواعی از اقدامات و تهدیدات را به اجرا گذاشته و دست آخر به حل مشکل خود دست پیدا نکرده است، اینک به نظر میآید نوابغ! نظامی آن که نتیجه نبوغ آنها گرفتار کردن پنتاگون در باتلاق است، فرمول هدف قرار دادن زیر ساختهای ارتباط زمینی و مخابراتی جنوب در عمق حدود ۵۰ کیلومتری ایران، بعد تصرف قطعهای در دریا یا ساحل، رساندن چند روزه درگیری به سطح روزهای آغازین جنگ رمضان و یا نزدیک به آن و دست آخر چیدن دوباره میز مذاکره برای امتیازگیری در چند موضوع اساسی از جمله اداره تنگه هرمز را در نظر گرفتهاند. از نظر دولت آمریکا اگر به اینها دست پیدا کند، این یک پیروزی نظامی قابل دفاع است که حیثیت
بر باد رفته بزرگترین ارتش کلاسیک و متعارف دنیا در مصاف با انقلابیترین کشور متکی به قدرت بومی خود را تا حدی برمیگرداند. این، آن خیال خامی است که اگر به آن دست بزند به تعبیر دقیق رهبر عظیمالشأن انقلاب، ملت عزیز ایران و جبهه مقاومت درسهای فراموشنشدنی به او میدهند.
در این پیام به نوعی به ملت ایران برای خنثی کردن دسیسه دشمن، آمادهباش داده شده است. این تنها راه واقعی و تجربه شده به فرجام رساندن جنگی است که در ۱۹ فروردین، گمان میرفت با توقف آن و سپس مذاکره میتوان به آن دست یافت و معلوم شد، درست نبوده است. حالا ملت ایران باید جنگ را با دفاعی درسآموز، به نقطه بیبازگشت پیروزی برسانند.
دشمن در همین دو روز اخیر نشان داد هنوز از آنچه در فروردین ماه ناچار به متوقف کردن جنگ شد، هراس دارد. قرارگاه خاتمالانبیا که اداره جنگ را در دست دارد، پس از روی آوردن دشمن به زدن زیرساختهای مواصلاتی و مخابراتی کشور به آن هشدار داد اگر ادامه دهد به مناطق حساس در ابوظبی و دبی حمله خواهد کرد و این موضوع ولولهای در صف دشمن پدید آورد. این موضوع نشان داد هم دشمن بهشدت آسیبپذیر است و هم جمهوری اسلامی اراده و توان آسیب زدن دارد. واقعیت هم این است که تداوم آتشباری سنگین نیروهای نظامی ایران ثابت کرد توان تهاجم ایران با گذشت نزدیک به پنج ماه و علیرغم همه تلاش دشمن مجهز در زدن زیرساختهای افندی و پدافندی نظامی ایران کاملاًً سرپاست و بهصورت نامحدود قادر به یورش میباشد. در صورت بازگشت دشمن به روز ۱۸ فروردین، بازگشت به جنگ با قدرتی است که پنتاگون را وادار به اعلام آتشبس کرده است. بنابراین شکست قطعی دشمن در چنین جنگی از همین حالا روشن است. میماند هزینهها و تسویه حساب پس از جنگ که تنگه هرمز برای آن کافی است، به همین جهت هم در آمریکا، هم در رژیم غاصب و هم در میان دولتهای عرب حاشیه ایران، دولت ترامپ را از نواختن دوباره طبل جنگ برحذر داشتهاند.
۲- فراز مهم دیگر بیانیه رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت امام خامنهای دامت برکاته، پرهیز از تبدیل کردن اختلافات به شکاف در مردم و شکاف مردم و مسئولان کشور است . در این پیام، نه وجود دیدگاههای مختلف در میان نیروهای خیرخواه انقلاب انکار شده و نه مذموم شمرده شده است. در این پیام هم اشخاص انقلابی که انتقاداتی به مسئولین کشور دارند و هم خود این انتقادات، «سرمایهای ارزشمند»، «فی نفسه امری مطلوب» و «موجب رونق و شکوفایی امور» دانسته شده است. آنچه پرهیز داده شده، «ظلم بر بیگناه» و «شکست در وحدت و انسجام اجتماعی» میباشد. و صدالبته حساب عناصر آلودهای که پروژه دشمن را باربری میکنند، جداست و نزد مردم هم معلوم است.
در اینجا چند نکته اساسی وجود دارد؛ نکته اول استقبال از طرح دیدگاههای مختلف با رعایت موازین شرعی و انقلابی و شرایط کشور است. در زمان وقوع جنگها و مشکلات، کشورها بهطور طبیعی به سمت ایجاد محدودیت و حتی ممنوعیت در طرح دیدگاههایی که با دیدگاههای مقامات کشور مغایرت دارند، میروند و در اینجا نظام جمهوری اسلامی حتی در زمان جنگ از طرح دیدگاههای انتقادی در صورتی که توأم با رعایت مصالح کشور و حفظ خطوطی که ارتباط با حفظ استقلال کشور و حفظ یکپارچگی اجتماعی در برابر دشمن متجاوز باشد، استقبال میکند. راز آن این است که سرمایه اصلی نظام دینی در عبور از شرایط دشوار، مردم و نحلههای مختلف آن هستند که باید با احساس مسئولیت و تعلق خاطر و خود را شریک دیدن در روند اداره امور کشور، در وسط میدان باشند و خود توطئههای دشمن را خنثی کنند، کما اینکه در ۱۴ ماه گذشته اینطور بوده است.
نکته دوم این است که انتقادات دلسوزانه و خیرخواهانه نباید سبب بیحرمتی مسئولین و دلسردی آنان در انجام مسئولیتهای حساس بهخصوص در زمان جنگ و نیز مانع اتخاذ تصمیمات لازم مقامات که نوعاً باری هم متوجه آحاد مردم میکند و توام با ریسک و عدم قطعیت هم هست، شود. الان کشور در شرایط جنگ و انواعی از اقدامات خصمانه دشمن قرار دارد که دو مورد آن با هدف تحت فشار قرار دادن مردم بهخصوص در مناطقی که در خط مقدم درگیری هستند، طراحی شده است؛ محاصره تجاری ایران و زدن زیرساختها و سرپلهای ارتباطی و مواصلاتی کشور. در چنین شرایطی مدیران ارشد و میانی کشور و بهخصوص دولت نیازمند حداکثر اعتماد از سوی مردم و بهخصوص آنها که منبر، تریبون، رسانه و اعتبار اجتماعی دارند، هستند. ریسک اقدام چارهاندیشانه مسئولین در این شرایط بالا میرود و در ضمن بروز خطا در تصمیمات هم افزایش مییابد. در چنین شرایطی کسانی که نابایستهای به نظرشان میرسد و احتمال خطا در نابایسته دیدن آنها هم وجود دارد، نباید با تاخت و تاز بیمحابا و بدون توجه به نتایج، جامعه را دچار تشویش نمایند. افتراق در حین جنگ سبب بروز انواعی از اشکالات میشود و راه رسیدن به پیروزی را دشوار میکند و چه بسا کمک به دشمن در تحقق اهدافش هم باشد.
نکته سوم این است همانطور که رهبری، پدرانه همه طیفها را زیر خیمه لطف خود قرار داده است، سایر مسئولین هم باید همین جهت را در مواجهه با مردم و نظرات و انتقادات داشته باشند. اگر در زمان جنگ که نیاز جدی به تجمیع سرمایهها و نیروهای انسانی کارآمد وجود دارد، بعضی مسئولین کشور احیاناً بوسیله تعدادی افراد که ممکن است اغراض نادرستی داشته باشند، احاطه شوند، راهحلهای متنوع به یکی دو راهحل، محدود وگریزگاهها بسته میشود. فعال کردن سرمایههای اجتماعی بخصوص در زمان جنگ، نیازمند سعهصدر مسئولان در شنیدن و به کاربستن نظرات و راهحلهاست.
نکته چهارم پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی در بخش داخلی این است که مردم نقش اساسی در دفع توطئه و خنثی نمودن طراحی دشمن دارند. مردم در کنار سه رکنِ «نیروهای مسلح»، «ساختارهای اداره کشور» و «موقعیتهای خداداد دفاعی»، رکن چهارم را تشکیل میدهند. کما اینکه در طول پنج ماه گذشته «خیابان» یک رکن اساسی در دفاع از کشور و به شکست کشاندن برنامههای پیچیده دشمن بوده است . مردم یعنی همه طیفهای دلسوز، همه گرایشات و افکار انقلابی و همه ظرفیتهای مردمی و این رکن در صورتی موفق به ایفای راهبردی نقش خود میشود که اولاًً منسجم باشد، ثانیاً با نشاط و امیدوار باشد و ثالثاًً در جای خود قرار داشته باشد. ورود به اقدامات افراطی و خارج از نقش خود، انسجام را از بین میبرد. بدگمانی به مسئولین و به روند اداره کشور، نشاط آنان را مختل میکند و تفسیرهای افراطی که راه را بر نفوذ «دشمن جنایتکار و حیلهگر آمریکایی» در اجتماعات باز میکند، مردم را در جایی قرار میدهد که نباید در آنجا باشند. از این رو در پیام رهبری از کسانی که کریمانه و با چشمی خطاپوش «پیشروان بصیرت» خوانده شدهاند، خواسته شده تا «علامت ضعف» به دشمن نشان ندهند و ناخواسته، ایران در درگیر مناقشات معرفی نکنند در حالی که وحدت ایرانیان حول محور ارزشها و آرمانهای دینی و انقلابی زبانزد میباشد.
سعدالله زارعی
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com