کد خبر: ۶۸۴۷۱۰
تعداد نظرات: ۳۴ نظر
تاریخ انتشار: ۰۳ مهر ۱۳۹۹ - ۲۱:۳۰
یشوای دوم جهان تشیع، اولین ثمره زندگی مشترک علی علیه السلام و فاطمه(س)، در نیمه ماه مبارک رمضان سال سوم هجری در «مدینة الرسول » دیده به جهان گشود.(۱)

گروه دین و اندیشه - حجه الاسلام والمسلمين عليرضا توحيدلو در یادداشتی نوشت:پیشوای دوم جهان تشیع، اولین ثمره زندگی مشترک علی علیه السلام و فاطمه(س)، در نیمه ماه مبارک رمضان سال سوم هجری در «مدینة الرسول » دیده به جهان گشود.(۱)

ای فاطمه چیدند گل یاسمنت را
تاراج نمودند عقیق یمنت را
آن قوم که پهلوی تو را هم بشکستند
کشتند پس از کشتن محسن، حسنت را

به گزارش بولتن نیوز،حسن بن علی(ع)، هفت سال در دوران جدش، رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم، زندگی کرد و سی سال از همراهی پدر بزرگوارش، امیرالمؤمنین علی علیه السلام، برخوردار بود. پس از شهادت پدر (در سال ۴۰ هجری) به مدت ۱۰ سال امامت امت را به عهده داشت. سرانجام معاویه، با فریفتن «جعده » همسر آن حضرت و اعطای صدهزار درهم و وعده ازدواج با فرزند خود یزید، امام علیه السلام را مسموم ساخت، و حضرتش بعد از ۴۰ روز تحمل بیماری در ۲۸صفر سال ۵۰ هجری در سن ۴۸ سالگی مظلومانه به شهادت رسید، و در قبرستان «بقیع » در مدینه منوره مدفون گشت.(۲)


در این مقاله به مناسبت شهادت امام مجتبی علیه السلام به نمونه از کرامت خاصه کریم اهل بیت(ع) اشاره می کنیم. هدف از کرامت و کارهای خارق العاده، هدایت انسانها و دفاع از حق امام علیه السلام است تا از این طریق مردم راه صحیح را که مسیر امامت و شناخت امامان است درست تشخیص دهند.

سخن گفتن با دشمن خدا در کودکی

در سال ششم هجری قراردادی بین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و کفار قریش منعقد گردید که بعدها به «صلح حدیبیه » معروف شد. یکی از مواد صلح نامه این بود که هر دو سپاه می توانند با هر قبیله ای که بخواهند پیمان دوستی امضاء کنند. بر این اساس، رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم با قبیله «خزاعه » پیمان دوستی بست.
در سال هشتم هجری یکی از افراد قبیله «بکر» که هم پیمان کفار قریش بود، نسبت به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم جسارت کرد، و شخصی از قبیله خزاعه او را در مقابل جسارتش سرزنش نمود و از رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم دفاع کرد. آن گاه، با هم درگیر شدند و کفار قریش نیز به کمک قبیله هم پیمان خود «بکر» وارد صحنه گردیده و در نتیجه یک نفر از افراد قبیله «خزاعه » را کشتند و بدین وسیله صلح حدیبیه نقض گردید.
کفار قریش از این نقض معاهده پشیمان گشته، ابوسفیان را برای عذرخواهی و تجدید قرارداد به محضر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرستادند. ابوسفیان به حضور آن حضرت رسید و درخواست امان و تجدید پیمان نمود، ولی آن حضرت به سخنان او ترتیب اثر نداد.
ابوسفیان به ناچار به نزد امیرالمؤمنین علی علیه السلام شرفیاب شد و از وی درخواست نمود که در نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم شفاعت نماید. علی علیه السلام در جواب فرمود: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم با شما پیمانی بست و هرگز از پیمانش برنمی گردد...
در این هنگام، امام حسن علیه السلام که کودک خردسالی بود، به حضور پدر آمد و ابوسفیان خواست که علی علیه السلام اجازه دهد فرزندش حسن، نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم از ابوسفیان شفاعت کند.
به نقل تاریخ، امام حسن علیه السلام، این سخنان را شنید، «فاقبل الحسن علیه السلام الی ابی سفیان وضرب احدی یدیه علی انفه والاخری علی لحیتیه ثم انطقه الله عزوجل بان قال: یا اباسفیان! قل لا اله الا الله محمد رسول الله حتی اکون شفیعا فقال علیه السلام الحمد لله الذی جعل فی آل محمد من ذریة محمد المصطفی نظیر یحیی بن زکریا «وآتیناه الحکم صبیا»(۳)
پس امام حسن نزد ابوسفیان رفت و با یک دست بر بینی او و با دست دیگر بر محاسن او زد و خداوند او را به زبان آورد تا بگوید: ای ابوسفیان! بگو جز خدای یکتا خدایی نیست و محمد رسول خداست، تا من شفاعت کنم. سپس آنگاه علی علیه السلام [که با شنیدن سخنان فرزندش فوق العاده خوشحال شده بود] فرمود: سپاس خداوندی را سزاست که در ذریه محمد برگزیده، مانند یحیی بن زکریا قرار داد [که در کودکی از جانب خداوند به او حکمت عطا گردید و خداوند در مورد ایشان فرمود:] در کودکی به او حکمت دادیم»(۴)

گرفتار شدن مرد ناصبی با نفرین امام حسن علیه السلام

بعد از داستان صلح حضرت با معاویه، مشاور معاویه، عمروعاص، از امام حسن علیه السلام خواست که در میان سربازان دو سپاه سخنرانی نماید. حضرت با استفاده از فرصت به دست آمده به سخنرانی مبادرت ورزید و بعد از حمد و ستایش الهی، به معرفی خود پرداخت و خود را امام و پیشوای واقعی معرفی نمود، و اضافه کرد که ما خانواده دارای کرامات، و مورد عنایت الهی
می باشیم.
ولکن چه کنم که از حقم محروم شدم...
معاویه از نتایج سخنان حضرت احساس وحشت کرد. لذا از او خواست که سخنان خود را قطع نماید، حضرت نیز مجبور شد سخنرانی خود را نیمه تمام گذارد. وقتی آن حضرت نشست، عده ای به او جسارت کردند. از جمله، یک جوان ناصبی از بین مردم از جا بلند شده و به حضرت امام حسن علیه السلام و پدر بزرگوارش اسائه ادب نمود. تحمل آن همه فحاشی و تحقیر، سخت بر حضرت گران آمد و از طرف دیگر امکان داشت موجب شک و تردید راهیان ولایت و امامت گردد.
بنابراین، حضرت دست به دعا برداشت و عرضه داشت: «اللهم غیر ما به النعمة واجعله انثی لیعتبر به. خدایا نعمت [مردانگی] را از او سلب کن، و او را همچون زنان قرار بده تا از آن عبرت بگیرد »
دعای حضرت مستجاب شد و جسارت کنندگان در آن مجلس شرمنده شدند.
معاویه به عمروعاص رو کرد و گفت: تو به وسیله پیشنهاد خودت مردم شام را گرفتار فتنه کردی، و آنان به وسیله سخنرانی و کرامت او بیدار شدند. عمروعاص گفت: ای معاویه! مردم شام تو را به خاطر دین و ایمانشان دوست ندارند، بلکه آنان طرفدار دنیا هستند و شمشیر و قدرت و ریاست نیز در اختیار تو قرار دارد.
لذا نگران موقعیت خود نباش.
ولی به هر حال، مردم از اثر نفرین امام حسن علیه السلام باخبر شدند و از این امر تعجب می کردند، سرانجام جوان نفرین شده از کار خویش نادم و پشیمان گشته، با همسرش در حالی که گریه
می کردند، نزد امام حسن علیه السلام آمدند و از پیشگاه حضرت درخواست عفو و بخشش نمودند، حضرت نیز توبه آنها را پذیرفته، بار دیگر دست به دعا برداشت و از خداوند خواست که جوان نادم به حال اول خود برگردد، و چنین هم شد.(۵)

خبر از تعداد رطبهای درخت و جنایات معاویه

بعد از گذشت شش ماه از امامت، امام حسن علیه السلام برای حفظ خون شیعیان و مصالح دیگر، با شرائطی صلح نامه ای با معاویه امضاء کرد. هنوز لشکرگاه خود را در «نخیله » ترک نکرده بود که معاویه وارد شد، و در آنجا به بحث و گفتگو پرداختند. در این میان، پسر هند از امام حسن علیه السلام پرسید: ای ابا محمد! شنیده ام که رسول خدا از عالم غیب خبر می داد! مثلا می گفت: این درخت خرما چه مقدار میوه و رطب دارد! آیا شما نیز در این موارد علومی دارید؟ زیرا شیعیان شما عقیده دارند که هر چه در آسمانها و زمین است، از شما پوشیده نیست و شما از همه آنها آگاهی دارید! حضرت در جواب معاویه فرمود: «ای معاویه! اگر رسول خدا(ص) از نظر مقدار وکیل این قبیل ارقام را تعیین می کرد، من می توانم به صورت دقیق، تعداد آن را مشخص سازم.
در این وقت، معاویه به عنوان آزمایش سؤال کرد: این درخت چند دانه رطب دارد؟ حضرت فرمود: دقیقا چهار هزار و چهار عدد.
معاویه دستور داد دانه های خرمای آن درخت را چیدند و به طور دقیق شمردند و با کمال تعجب دیدند تعداد آنها چهار هزار و سه عدد است!!!حضرت فرمود: آنچه را گفته ام درست است.
سپس بررسی دقیق تری کردند و دیدند که یک دانه خرما را «عبدالله بن عامر» در دست خود نگه داشته است! آن گاه، حضرت فرمود: ای معاویه! من به تو اخباری می دهم که تعجب کنی که من چگونه این اخبار را در دوران کودکی از پیامبر آموختم! و آن اینکه تو در آینده زیاد بن ابیه را برادر خود می خوانی! و حجر بن عدی را مظلومانه به قتل می رسانی! و سرهای بریده را از شهرهای دیگر برای تو حمل می کنند.(۶)

در تحقیق این گونه پیشگویی ها و اخبار از آینده که حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام از آنها پرده برداشته است، علماء بزرگ اهل سنت در تاریخ آورده اند که: زیاد بن ابیه از طرف معاویه فرماندار کوفه شد و چون شناخت کامل به اصحاب امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام داشت، یکایک آنها را دستگیر کرده و دستور داد آنها را گردن زدند. از جمله دستگیر شدگان «حجر بن عدی » بود که او را به شام فرستاد. حجر در کنار معاویه قبرهای آماده را یک طرف و کفن های مهیا را در طرف دیگر دید، خود را آماده مرگ نمود(٧)
و اجازه خواست دو رکعت نماز بخواند. پس از آن سر او را از بدنش جدا کردند.
و همین معاویه زیادبن ابیه را در بالای منبر نشانید و به طور علنی اعلان کرد که وی برادر معاویه از نطفه ابوسفیان است که به طور نامشروع متولد گردیده است و آن گاه، شرح ماجرای خلاف عفت پدرش را نیز تشریح کرد!


مرحوم محدث عالی مقام حاج شیخ عباس قمى رضوان الله تعالی علیه که احاطه کامل برتاریخ داشتند، در کتاب خود به نام انوار الابهیه می فرماید: "گرچه من شهادت امام حسن علیه السلام را ۲۸ صفر معرفی نمودم لیکن بنده، شخصأ در هفتم صفر هم برای«کریم اهل بیت»روضه میگیرم". پس هفتم صفر قطعا شهادت حضرت است اما نمی شود منکر ۲۸ صفر نیز شد. فلذا ما درکل سال میگوییم " حسین " چه می شود فقط دوشب بگوییم " حسن "... 

روضه امام حسن علیه السلام، دغدغه حضرت زهراسلام الله علیها می باشد.

منبر شهید حاج شیخ عبدالزهرا کعبی رضوان الله علیه در گوشه ای از حرم امام حسین علیه السلام وجود دارد. ایشان آدم بسیار عجیبی بودند.
روز تولدش سال ۱۳۳۹ ق مصادف با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س)بود و به همین مناسبت نام عبدالزهرا بر وی نهادند و شگفت آنکه شهادتش نیز در روز شهادت آن بانوی شهیده اتفاق افتاد.
مجاهد شهید روحانی مقام گوهر حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ عبدالزهرا کعبی که سلام و رضوان خدا بر او باد. از خطبای شهیدکربلا و از ارادتمندان خاص به حضرت فاطمه زهرا(س) بود و نوشته اند که دارای ارتباطات معنوی روحی هم بوده. و هر زمان اراده می کردند به خدمت حضرت زهراسلام الله علیها مشرف می شدند.
روزی از یکی از خادمانی که آن محل را جارو می کردند پرسیدم: واقعا این منبر عبدالزهرا می باشد؟ گفت: بله. مجدد پرسیدم کسی در این جا هست که من در مورد مرحوم عبدالزهرا کعبی از او سوالاتی بپرسم؟ گفت: بله. کسی هست که اکثر اوقاتش با عبدالزهرا بوده است. من به نزد آن شخص رفتم. ایشان نیز من را به یک پیرمردی در کربلا ارجاع دادند که گویا این پیرمرد با شهید حاج عبدالزهرا زندگی نیز کرده است. من به خدمت آن فرد مسن رسیدم. بسیار چهره نورانی داشت. و آنقدر برای امام حسین علیه السلام گریه کرده بود که زیر چشمانش گود رفته بود. از من علت حضورم را پرسید. گفتم می خواهم درمورد حاج شیخ عبدالزهرا سوالاتی بپرسم. ایشان یک مورد از جناب حاج عبدالزهرا فرمودند؛ که بسیار دلنشین بود: " عبدالزهرا دوسال آخر عمر خود را هرجاکه دعوت می شدند، قید می کردند که یک شب برای امام حسین و یک شب برای امام حسن علیهماالسلام روضه می خواهند بخوانند.
من علت این کاره حاج عبدالزهرا کعبی را پرسیدم.
فرمودند: محمدباقر بنشین تا راز این کارم را به توبگویم. در ایام آخر ماه صفر، شبی بعد از روضه خوانی که به منزل آمدم؛ ساعت نزدیک به اذان صبح بود. من نیز مشغول مناجات و نافله سحر شدم. درحین نماز، پرده کنار رفت و حضرت زهرا سلام الله علیها را در کنار سجاده خود دیدم. حضرت فرمودند: عبدالزهرا شما برای ما خوب نوکری می کنید. ما از شما راضی هستیم. عرض کردم: بی بی جان روضه ای هست که من آن را نخوانده باشم؟ حضرت فرمود: چرا روضه پسرم را نمیخوانی؟ عرض کردم بی بی جان من همیشه روضه خوان حسین شما هستم. حضرت شروع به گریه کردند و فرمودند: " مگر حسن پسر من نیست؟" ناگهان همه چی تمام شد و از آنجا متوجه شدم که روضه امام حسن علیه السلام دغدغه
بی بی جانمان است. از آن به بعد برای شادی دل حضرت زهرا سلام الله علیها یک شب روضه امام حسن علیه السلام و یک شب روضه امام حسین علیه السلام را می خوانم.(۸)

مروان به عصمت حضرت زهرا (سلام الله علیها)

مروان به دستور معاویه علیها اللعنه در خطبه های نماز جمعه، نسبت به امیرالمؤمنین (علیه السّلام) و امام حسن (علیه السّلام) مجتبی سبّ و ناسزا می گفت: یک روز اسامه بن زید که یکی از اصحاب رسول خدا(ص) بود، در پای منبر مروان نشسته بود، این واقعه را دید و دشنام ها را شنید، طاقت نیاورده با چشم گریان به در خانه ی امام حسین (علیه السّلام) رفته و عرض کرد: الان مسجد بودم که مروان به منبر رفت در حضور برادرت امام حسن مجتبی (علیه السّلام) به امیرالمؤمنین (علیه السّلام) ناسزا گفت.
... لَمَّا سَمِعَ الإِمَامُ إِمتَلَأَت عَینَاهُ بِالدَّمِ
(چشم های حضرت مانند دو کاسه ی خون شد.) شمشیر را از غلاف کشیده با پای برهنه دوان دوان به سمت مسجد حرکت کرد. نگهبانان و غلامان مروان هنگامی که حالت امام حسین (علیه السّلام) را دیدند: (کالاسد الهجوم و القضاء المحتوم) مانند شیری که می آید، بر خود ترسیدند، آن حضرت وارد مسجد شد، مروان را از گریبانش گرفته و از منبر پایین کشید، عمامه ی او را به گردنش پیچید و نزدیک بود، روح از بدنش بیرون رود. سپس مروان رو کرد به امام حسن (علیه السّلام) گفت:
یا ابا محمد! یا حسن بن علی ! ترا به عصمت مادرت حضرت زهرا (سلام الله علیها) به فریاد من برس و مرا از دست برادرت حسین(علیه السّلام) نجات بده. امام مجتبی تا نام مادر را شنید از جا برخاست به نزد برادر آمده، فرمودند: برادر به جان من دست از مروان بردار. امام حسن (علیه السّلام) فرمودند: مرا به عصمت مادر قسم داد مگر ما قرار نگذاشته بودیم هر که ما را به عصمت زهرا (سلام الله علیها) قسم بدهد هر حاجتی که داشته باشد برآورده می شود.(۹)
امام حسین (علیه السّلام) دست از مروان برداشت و او را به خاطر قسمی که به مادرش داده بود رها کردند. یک بزرگی می گفت:
اگه دو ماه خوب برای امام حسین علیه السلام گریه کنی ، بهت اجازه می دهند برا امام حسن علیه السلام گریه کنی،
بزارید من از زبان مبارک خود آقا امام حسن مجتبی علیه السلام که به حاج عبدالزهرا کعبی فرمودند؛
عبدالزهرا خیلی وقت است روضه ما را نمی خونی،(عبدالزهرا نوکر خوب و با سابقه اباعبدالله الحسین، در کربلا دفن است،خوش بحال نوکری که سرانجام، داخل حرم حسین علیه السلام خاک شود)
آقا جان من یک عمری روضه خوان شما هستم،
مگر روضه شما آنهایی نیست که به ما رسیده،
آقا جانم، شما را مسموم کردند، جگر نازنیین شما پاره پاره شد، بدن نازنین شما رو تیرباران کردند،
فرمود عبدالزهرا اینها همه روضه های ماست، درست می گوی، خوب هم خواندی، اما روضه ما اهلبیت آن لحضه ای است که، هنوز بدن جد ما پیغمبر روی زمین بود، یه عده آمدند، در خونه ما را آتیش زدند،(۱۰)
عبدالزهرا جلو چشم ما، مادرم را زدند....


حسن (ع ) فرزندم است

یک نفر از منبری های مهم تهران مرحوم حجه الاسلام شیخ علی اکبر تبریزی بود، خیلی منبری خوبی بود، دو خوبی داشت:
اوّلا: یک آدم رشیدی بود، ثانیاً: آدم متدیّن و عالی بود. حاج شیخ علی اکبر تبریزی، آن چند سال که من نجف بودم ایام فاطمیّه به عراق می آمد. فاطمیه اول را کربلا منبر می رفت فاطمیه دوم نجف، من از خودش شنیدم می گفت: من جوان بودم تبریز منبر می رفتم ، ماه رمضان تا شب ۲۷ ماه رمضان پیش نیامد ، ما شبی نامی از آقا امام حسن(ع ) ببریم غرضی هم نداشتم، زمینه حرف جور نشد. گفت: همان شب ۲۷ رفتم خانه، خوابیدم در عالم رؤیا به محضر مقدس بی بی فاطمه (سلام اللّه علیها) مشرف شدم، (خوشا به حال نوکری که خائن نباشد و اربابش دوستش داشته باشد، خدایا آیا می شود به ما هم لطف کنی، ما هم طوری زندگی کنیم که آل محمد (علیهم السلام ) ما را بخواهند؟
خدایا می شود طوری برنامه مان را درست کنی چهار روزی که زنده هستیم اربابمان امام زمان(ع ) ما را بخواهد)
گفت: همان شب پس از تشرّف به محضر مقدس بی بی فاطمه (علیهاالسلام ) سلام کردم، حضرت کدرانه جوابم داد. گفتم : بی بی جان من از آن نوکرهای بی ادب نیستم، اسائه ادبی خیال
نمی کنم از من سر زده باشد که از من کدر شده باشید، چرا این طور جواب مرا می دهید؟
حضرت فرمود: حاج شیخ علی اکبر تبریزی !
مگر حسن (ع ) پسر من نیست؟ (فهمیدم کار از کجاست ) چرا یادی از حسنم نمی کنید؟ حسنم غریب است، حسنم مظلوم است.(۱۱)

به دل از سوز عشقت آتشی برپاست یا زهرا
به دامان از غم هجر تو اخترهاست یازهرا
غم و سوزی که از مظلومیت بنشسته بردلها
چو نام دلنشینت تاابد برجاست یا زهرا
به یاد خوردن سیلی و آن بشکسته پهلویت
به دل بار غمی افزون تر از دنیاست یا زهرا
اگرچون گل شدی پرپر خزان گشته بهارانت
علی هم بی شکیب و خسته و تنهاست یا زهرا
ندارد روز و شب بی تو ، نه هم گامی نه آرامی
غم و رنج فزون از چهره اش پیداست یازهرا


بچه سید

در شرح قصیده ابی فراس از کتاب درالنظیم از احمد حنبل که یکی از علمای چهار مذهب سنّیان است نقل کرده که می گوید:
شبی مردی را دیدم که پرده کعبه را گرفته بود و به درگاه خدا گریه و زاری می کرد پیش رفتم و گفتم: برادر ! به تو چه رسیده که اینطور گریه و زاری می کنی ؟ گفت: من یکی از بنّاهای منصور دوانقی بودم، امر عجیبی برای من اتّفاق افتاده به تو می گویم به شرط اینکه آن را به کسی نگویی. گفتم: خدا شاهد است تا تو زنده ای به کسی نمی گویم.
گفت: شبی منصور مرا طلبید و شصت نفر از اولاد حضرت علی(ع ) را به من تسلیم کرد و گفت: امشب تا صبح نشده است باید اینها را میان دیوارها بگذاری. من هم پنجاه و نه نفر آنها را با کمال ترس میان دیوار گذاشتم. یک پسری باقی ماند که هنوز خط عارضش ندمیده و گیسوان بلندی داشت و نوری در صورتش ظاهر بود همین که خواستم او را زیر دیوار بگذارم دیدم مثل ابر بهاری گریه می کند و مضطرب است. سبب را پرسیدم ؟ گفتم: چرا اینطور گریه می کنی؟ گفت: به خدا برای خودم گریه نمی کنم، گریه ام برای مادر پیرم است که مخالفت او را کردم. مدّت یک سال بود مرا در خانه حبس کرده بود از ترس اینکه مبادا دشمنها مرا بگیرند. هر وقت می خوابید دست به گردنم می انداخت، اگر برمی خاستم او هم بر می خاست، اگر می خوابیدم او هم می خوابید، ولی خواب نمی رفت. دیروز مادرم پیش من نبود از خانه بیرون آمدم نوکرهای خلیفه مرا گرفتند و آوردند پیش منصور، الحال تو مرا میان دیوار می گذاری. مادرم از من خبر ندارد، نمی داند من کجا رفته ام، می ترسم از غصه من هلاک شود. پرسیدم: مادر تو غیر از تو هم فرزندی دارد؟
گفت : نه به خدا.
با خود گفتم، ای نفس! وای بر تو، برای مال دنیا خود را به عذاب آخرت گرفتار می کنی، به خدا قسم خدمتی برای خدا به او می کنم. سپس رفتم پیش پسرم و قصه آن سید را به او گفتم: بعد گفتم: ای فرزند آیا راضی می شوی تو را عوض این سید علوی زیر دیوار بگذارم و روزنه ای برای نفس کشیدنت درست کنم و فردا شب بیایم تو را بیرون آورم؟
گفت: بلی پس گیسوان آن سید را بریدم و صورتش را هم سیاه کردم و لباس کهنه ای به او پوشانیدم، مثل بچه بناها. بعد پسرم را میان دیوار گذاشتم و نزدیک صبح که شد آن بچه سید را برداشتم با خودم آوردم به منزل. در بین راه با خود فکر می کردم، اگر منصور بر این امر مطلع شود و اگر
زوجه ام بفهمد پسرش را زیر دیوار گذارده ام چه کنم. در این اثنا به منزل رسیدم از ترس و نگرانی وسط خانه افتادم و بیهوش شدم. ناگهان صدای در خانه بلند شد من بیشتر وحشت کردم، گفتم: خلیفه مطلع شده و فرستاده مرا ببرند و به قتل برسانند.
کنیزم رفت پشت در ، صدا زد. پشت در کیست؟ فرمود: من فاطمه زهرا دختر پیغمبرم بگو به مولایت پسر ما را بیاورد و فرزندش را بگیرد. من بی اختیار برخاستم و رفتم در خانه. گفتم: خانم چه می فرمایی؟ فرمود: ایها الشیخ صنعت معروفا للّه و ان اللّه لایضیع اجر المحسنین فرمود: ای مرد ! کار خوب کردی ، خدا اجر نیکوکاران را ضایع نمی کند فرزند ما را بیاور و فرزندت را بگیر . نگاه کردم دیدم فرزندم صحیح و سالم است. او را گرفتم و آن بچه سید را آوردم و تحویل دادم و به آن خانم رو کردم و همان وقت توبه کردم و آمدم به اینجا همینکه منصور فهمیده بود که من فرار کرده ام فرستاده بود تمام اموال مرا تصرف کرده بودند امیدوارم که خدا توبه مرا قبول کند.(۱۲)

زن مگو نور خدای ذوالجلال
کافرینش را بدی اصل کمال
زینت خلد برین و زیب عرش
کی زبان دارد به تعریفش مجال
دخت احمد همسر مولا علی
قدروالایش برون از هر خیال
معدن عصمت ، امامت را اساس
بحر عفّت جمله نیکی را جمال
لیلة القدر و مبارک کوثر است
ام خاتم را چسان توصیف حال
فاطمه صدیقه زهرا بتول
یک جهان معناست در هریک سؤال

منابع:
۱- بحارالانوار، محمدباقر مجلسی (بیروت، دارالاحیاء التراث العربی)، ج ۴۴، ص ۱۳۴ و ۱۴۴
۲- بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۱۳۴
مناقب ابن شهرآشوب، ج ۳، ص ۲۰۲
۳- سوره مریم آیه ۱۲
۴- ر . ک: کامل ابن اثیر، ج ۲، ص ۲۳۹ -۲۴۱ مناقب ابن شهر آشوب، ج ۴، ص ۶
بحارالانوار، ج ۴۳، ص۳۲۶
خرائج راوندی، ج ۱، ص۲۳۶، شماره ۱
۵- بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۹۰ - ۹۱، ح ۴
خرائج راوندی، ج ۱، ص۲۳۷
اثباة الهداة، ج ۲، ص ۵۵۷، شماره ۱۰
۶- بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۳۲۹ - ۳۳۰، ح ۹ جلاءالعیوان شبر، ج ۳، ص ۳۳۴
تجلیات ولایت، ص ۳۳۵
۷- کامل ابن اثیر، ج ۳، ص ۴۸۳ - ۴۸۸
شرح ابن ابی الحدید، ج ۱۶، ص۱۸۰ - ۱۸۷
۸- شهدای روحانیت ، جلد اول، ص ۲۳۳
۹- ریاض القدس، ج ۱، ص ۲۰
۱۰- کتاب گلواژه های روضه
۱۱- نغمه بلبل بوستان مهدی (عج )، ج ۳، ۱۹۸
۱۲- ثمرات الحیواة ، ج ۳ ص ۴۹۴

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۳۴
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۲
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۰۳ - ۲۱:۵۲
0
0
شب تان مستدام
مطالب تون عالي
قربان دست بولتن
فقط ببخشيد یشوای دوم جهان تشیع، پ افتاده
اگر صلاح دانستين اضافه بفرمايد
حق نگهدارتون

در جود و کرم دست خدا هست حسن(ع)

دست همه را وقت عطا بست حسن(ع)

نومید نگردد کسی از درگه او

زیرا که کریم اهل بیت است حسن(ع)

شهادت کریم اهل بیت علیهم السلام
امام حسن مجتبی(ع) محضر حضرتعالي و بولتن نيوز تسلیت عرض مي كنم
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۰۳ - ۲۲:۰۴
0
0
مظلوم تر از امام حسن در دنیا به نظر من وجود ندارم
یا کریم اهل بیت
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۰۳ - ۲۲:۰۸
0
0
شکوفهٔ شاخسار طوبی، فروغ چشم علی و زهرا

به غیر گنجور گنج طاها، که این گهر در خزانه دارد؟



حسن به صورت، حسن به سیرت، حسن به نیکوترین سریرت

که بار درماندگان ز غیرت، نهان و پیدا به شانه دارد
یا امام حسن مجتبی
ایام سوگواری آقا تسلیت باد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۰۳ - ۲۲:۴۴
0
0
داستانهای زیبایی بود
ان شاءالله خداوند به شما گروه دین و اندیشه سلامتی بدهد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۰۳ - ۲۳:۰۳
0
0
مطلب تون راجع به امام حسن مجتبي (عليه السلام)
بسيار بسيار عالي بود استاد

معرفی امام حسن مجتبی (علیه السلام) از زبان خود آن حضرت!

در روايت هست كه وقتي امام حسن مجتبيٰ(سلام الله عليه) خودش را معرّفي كرد فرمود «نحن ثاني» ، «ثاني كتاب الله الّذي ورثهما رسول الله» و طبق بعضي از نسخ «تالي» ، «تالي كتاب الله الّذي ورثهما رسول الله(صلّي الله عليه و آله و سلّم)»
اگر رسول خدا فرمود «اني تاركم فيكم الثقلين» ما دوّمي قرآن هستيم ما را اگر خواستيد معرّفي كنيد بشناسيد در حد قرآن بشناسيد پايين‌تر نياوريد وجود مبارك امام مجتبيٰ اين است!
اين هفتهٴ اكرام ايتام هم از آن ذات مقدس به ياد مانده است كه سخن از اطعام نيست كه شكمی سير بشود با ترحّم، بلکه سخن از اكرام است كه بايد با احترام آميخته باشد!
رحمانی از مشهد مقدس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۰۳ - ۲۳:۲۰
0
0
این مروان به عصمت زهرا چقدر زیبا بود
خدا عذاب دشمن علی رو زیاد کند
الهی به حق عصمت زهرا حاجت همه برآورده شود
شهباز
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۰۳ - ۲۳:۲۶
0
0
امشب خدایا به حق علی و اولاد علی عذاب منصور دوانقی زیاد شود
عجب ظالمی بوده
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۰۳ - ۲۳:۲۹
0
0
حرمت را، نه چراغ و نه رواق و نه در است
زائر قبر تو، ماه است و نسیم سحر است

قبر بی زائر تو، کعبۀ اهل نظر است
لاله‌اش خون دل «میثم» خونین‌جگر است.
السلام ای کریم آل الله
چشم‌های نجیب یعنی تو
ای فدای مزار ویرانت
در مدینه غریب یعنی تو

هفتم صَفَر؛ سالروز شهادت کریم اهل بیت آقا امام حسن مجتبی(علیه‌السلام) تسلیت باد.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۰۳ - ۲۳:۳۵
0
0
« أللّهُمَّ العَن أوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
وَ آخِرَ تَابِعٍ لَهُ عَلَی ذَلِک،أللَّهُمَ العَنِ العِصَابَةَ الَتي جَاهَدَتِ
الحُسَین(علیه السلام) وَ شَایِعَت وَ بَایِعَت وَ تَابِعَت عَلَی قَتلِه أللَّهُمَ العَن هُم جَمیعَا»
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۰۴ - ۰۰:۰۸
0
0
ای تو با قلبم صميمی ياحسن(ع)
تو ڪريم بن ڪريمی ياحسن(ع)

داری از زهرا نشان يا مجتبی
مهربانی، دل رحيمی ياحسن(ع)

شهادت کریم اهل بيت، امام حسن مجتبے(ع) تسلیت باد
درود بيكران نصيب تان
سمانه ارفع
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۰۴ - ۰۰:۱۶
0
0
چقدر داستانهایتان عالی بود سپاس از بولتن
و گروه دین و اندیشه
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۰۴ - ۰۰:۱۹
0
0
فروتني حضرت امام حسن عليه السلام و تواضع آن انسان الهي چنان بود كه روزي بر گروهي تهيدست مي گذشت و آنان پاره هاي نان را بر زمين نهاده، روي زمين نشسته بودند و مي خوردند، چون حضرت امام حسن عليه السلام را ديدند گفتند: اي پسر رسول خدا! بيا و با ما هم غذا شو! به شتاب از مركب به زير آمد و گفت: خدا متكبّران را دوست ندارد و با آنان به غذا خوردن مشغول شد. سپس همه آنان را به ميهماني خود دعوت فرمود، هم به آنان غذا داد و هم لباس.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۰۴ - ۰۰:۲۳
0
0
«سیّد بن طاووس» در «جمال الاسبوع» نمازى براى آن حضرت(علیه السلام) نقل کرده است که چهار رکعت است (هر دو رکعت با یک سلام) و به همان کیفیّت نماز امیرالمؤمنین(علیه السلام) مى باشد و در روز جمعه خوانده مى شود.

نماز دیگرى از آن حضرت نیز نقل کرده که در روز جمعه خوانده مى شود و آن هم چهار رکعت است که در هر رکعت یک مرتبه «حمد» و بیستوپنج مرتبه سوره «توحید» رابخواند و پس از آن این دعا را بخواند:

اَللّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَیْکَ بِجُودِکَ وَکَرَمِکَ، وَاَتَقرَّبُ اِلَیْکَ بِمُحَمَّد عَبْدِکَ
خدایا من تقرّب جویم به درگاهت بوسیله بخشش و کرمت و تقرّب جویم بدرگاهت بوسیله محمّد بنده

وَرَسُولِکَ، وَاَتَقَرَّبُ اِلَیْکَ بِمَلائِکَتِکَ الْمُقَرَّبینَ، وَ اَنْبِیآئِکَ وَ رُسُلِکَ، اَنْ
و فرستاده ات و تقرب جویم به درگاهت بوسیله فرشتگان مقرّ


تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد عَبْدِکَ وَرَسُولِکَ، وَ عَلى آلِ مُحَمَّد، وَ اَنْ تُقیلَنى
درود فرستى بر محمّد بنده و فرستاده ات و بر خاندان محمّد و این که از لغزشم


عَثْرَتى، وَ تَسْتُرَ عَلَىَّ ذُنُوبى وَ تَغْفِرَها لى، وَتَقْضِىَ لى حَوآئِجى، وَ لا
درگذرى و گناهانم را بپوشانى و آنها را بیامرزى و حاجتهایم را برآورى و به کار زشتى

تُعَذِّبْنى بِقَبیح کانَ مِنّى، فَاِنَّ عَفْوَکَ وَ جُودَکَ یَسَعُنى، اِنَّکَ عَلى کُلِّ
که از من سر زده عذابم نکنى زیرا که گذشت و بخشش تو چنان هست که مرا فرا گیرد و همانا تو بر هر

شَىْء قَدیرٌ.(1)
کارى توانایى.

1. جمال الاسبوع، صفحه 270 و بحارالانوار، جلد 88، صفحه 185، حدیث 11.


شفیعی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۰۴ - ۰۰:۲۶
0
0
کریمی و بی همتایی ؛ تویی که به غم معنایی
همه ی میدونن اي آقا ؛ وارث غم زهرایی
تو خاطره هات داری تو
یه خاطر ه ي تلخ آقا
وقتی به زمین خورد مادر
صدای میزدی یا زهرا
تو بودی و دو گوشواره
مادر تو افتاد از پا
به پیش چشم تو یه پست بی حیا
غرورت رو شکست میون کوچه ها
حسن جانم حسن
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۰۴ - ۰۱:۰۰
0
0
واقعا در بيان شهادت امام حسن (ع) و كرامتش خيلي خوب بود
در مورد امام حسن همانطور كه فاطمه زهرا فرمودن
حسنم غريبه
واقعا غريب و مظلوم
سپاس مرا پذيرا باشيد

خـدایـا عزیزانی دارم
رسمشان معرفت
یادشان صفای دل
و دلشان پراز محبت
آنگاه که دست نیاز بسوی تو میآورند
پرکن از آنچه در رحمت‌ و برکت توست
شبتون آرام و در پناه پروردگار
جمشید
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۰۴ - ۰۱:۳۳
0
0
قُتِلَ الخَرّاصون....
سعید
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۰۴ - ۱۱:۲۱
0
0
کاش مَهدی بزند تکیه به دیوار حَرَم
خطبه ای مثل علی در حَرم ایراد کند

کاش با دست خودش آن گل زیبای علی
حرمی بهر گل فاطمه بنیاد کند

شهادت_امام_حسن_مجتبی(ع)
تسلیت_باد
روایت_هفت_صفر
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۰۴ - ۱۱:۲۳
0
0
بسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ

وَلَا يَحْزُنكَ قَوْلُهُمْ ۘ إِنَّ ٱلْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا

سخن آن‌ها تو را غمگین نسازد! تمام عزّت (و قدرت)، از آنِ خداست و او شنوا و داناست.

(سوره یونس آیه ۶۵)

ســـــلام جمعه ۴ مهر
صبح زیباتون بخیر

صبحتون پُر از عطر خدا
روزتـون معطر به بوی مهربانی

الهی... دلتـون شـاد
لبتـون خندان و قلبتون مملو از آرامش باشه

آخر هفته‌ای پر ازخوشبختی
خیر و برکت و سلامتی براتون آرزومندم

آخر هفته‌تون عالی

حضرت امام محمد باقر(ع) :

امر به معروف و نهى از منكر دو واجب بزرگ الهى می‌باشند كه ساير واجبات با آنها بر پا میمانند و بوسيله اين دو راه‌ها امن و كسب‌وكار مردم حلال مى‌شود. با اين دو واجب است كه داد ستمديدگان ستانده مى‌شود و زمين آباد مى‌گردد.
وسایل الشیعه ج۱۶ ص۱۱۹
صادق زاده علی
     ۹۹/۰۷/۰۴
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۰۴ - ۱۱:۲۳
0
0
‍ ‍ برصبر حسن و خوی احمد صلوات

 براختر دوم امامت صلوات

خواهی که خداوندببخشد همه عصیان تورا

بفرست براین امام، بی حد صلوات


اللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلي

مُحَمَّدوَآلِ‌مُحَمَّد

وَعَجِّل‌فَرَجَهُــم
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۰۴ - ۱۱:۲۵
0
0
فرا رسیدن سالگرد شهادت امام حسن مجتبی (ع) تسلیت‌باد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۰۴ - ۱۱:۲۸
0
0
امام سجاد(ع):

مردمانی که در زمان غیبت مهدی (عج) به سر می‌برند و معتقد به امامت او و منتظر ظهور وی هستند، از مردمان همه زمان ها برترند، زیرا خدایی که یادش بزرگ است به آنان خرد و فهم و شناختی ارزانی داشته است که غیبت امام برای آنان مانند حضور امام است.

بحارالانوار، ج۵۲، ص۱۲۲
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۰۴ - ۱۱:۳۰
0
0
سلام و عرض ارادت محضر دوستان و سپاس بیکران
بابت داستانهای که در بالا ذکر شد

رسـول خدا (ص):

زیاد استغـــفار ڪنید در خانــه‌ ها و مجالسـتان ، سـر سفــــره‌ ها و در بازارهایتان ، و در مسیر رفت ‌و ‌آمد هایتان و هر جا ڪه بودید استغفار ڪنید چرا که شما نمیدانید آمرزش خـــداوند چه زمانى نازل مى‌شــود.

‌مستدرک الوسائل ج ۵ ص۳۱۹
علیرضا شیر محمدی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۰۴ - ۱۱:۵۱
0
0
ضمن تسلیت آقا امام حسن مجتبی غریب مدینه این رو برای همه اموات حتی شده یک صلوات بفرستید
اون بنده گان خدا چشمشان به دست ماها است
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند :

ميت در قبر مانند كسی است كه در دريا غرق شده باشد، هرچه را ديد چنگ به آن ميزند، كه شايد نجات يابد و منتظر دعای كسی است كه به او دعا كند...

و از دعای زندگان نورهايی مانند كوهها داخل قبور اموات ميشود.
و اين مثل هديه است كه زندگان از برای يكديگر ميفرستند...

پس چون كسی از برای ميتی استغفاری يا دعايی كرد، فرشته‌ای آن را بر طبقی ميگذارد و از برای ميت ميبرد و ميگويد:

اين هديه‌ای است كه فلان برادرت يا فلان خويشت برای تو فرستاده است و آن ميت به اين سبب شاد و خوشحال ميشود...

__
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۰۴ - ۱۱:۵۷
0
0
تیر باران بدن امام مجتبی علیه السلام
مرحوم علامه مجلسی و محدث قمی و ابن شهر آشوب نوشته اند که، هنگام دفن بدن مبارک امام حسن علیه السلام دستور دادند جنازه ی آن حضرت را تیر باران نمودند، تا جایی که هفتاد تیر از جنازه ی آن حضرت بیرون کشیدند.1
پس بنی هاشم خواستند شمشیر بکشند و جنگ کنند؛ ولی امام حسین علیه السلام فرمود: به خدا سوگند! وصیت برادرم را ضایع نکنید. پس به آنها فرمود: اگر وصیت برادرم نبود، هر آینه او را دفن می کردم و بینی های آنها را به خاک می مالیدم. و آنگاه جنازه را به طرف بقیع حرکت دادند و در کنار جده اش فاطمه ی بنت اسد دفن نمودند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۰۴ - ۱۱:۵۷
0
0
سلام آدينه تون بخير و خوشي ان شاء الله
خير دو دنيا نصيب شما و بولتن نيوز
خيلي مطالب تون عاليه
از بولتن نيوز هم تشكر مي كنم بابت پاسخش
كمالي از شيراز
برقعی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۰۴ - ۱۱:۵۹
0
0
▪یا امام حسن مجتبی (ع)
مهرت به کائنات
برابر نمی شود
داغی ز ماتم تو
 فزونتر نمی شود
از داغ جانگداز تو
ای گوهر وجود
سنگست هر دلی
که مکدر نمی شود
السلام عليك يا كريم آل طه شهادت اقا امام حسن مجتبی (ع)بر قطب عالم امکان وعاشقان ان حضرت تسلیت
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۰۴ - ۱۲:۴۳
0
0
سخت است چگونه بنویسم محنت را
آتش زده این زهر تمام بدنت را

آن روز دوشنبه که در خانیتان سوخت
سوزاند تمام دل و باغ و چمنت را

از بغض گلوی تو کسی نیست خبر دار
نشنیده از ان روز کسی هم سخنت را

از کودکیت سوختی و شکوه نکردی
حالا همه دیدند، ولی سوختنت را

هر پاره جگر تکه‌ای از غصه‌ی کوچست
مادر تو کجایی که ببینی حسنت را
حمید کلباسی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۰۴ - ۱۳:۳۹
0
0
کشته زهر جفا ؛ شد حسن مجتبی .
شهادت جانسوز کریم اهل بیت ؛ حضرت امام حسن مجتبی( ع ) را بر ارادتمندان حضرتش و محبان اهل بیت علیهم السلام تسلیت عرض می نمائیم .
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۰۴ - ۱۹:۲۶
0
0
یا امام حسن دست من غریب رو هم بگیر
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۰۵ - ۰۰:۲۳
0
0
این زهر و درد سوختنت فرق می کند
تو طرزِ دست و پا زدن ات فرق می کند

دارد حسین پیش تو از حال می رود
او از کنار تو ته گودال می رود

شُکر خدا که پیکر پاک تو پا نخورد
سرنیزه ای میان گلوی تو جا نخورد

شهادت امام حسن مجتبی(ع) را تسلیت عرض میکنم
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۰۵ - ۰۰:۲۴
0
0
مهدی جان (عج)

ای زیباترین فصل
فصل ظهور تو

پاییز هم آمد
برگها بر سرم باریدند
اما تو باز نیامدی

ای غائب از نظر!
پاییز را با ظهور تو
دوست تر می دارم

اللهم عجل لولیک الفرج
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۰۵ - ۰۰:۲۶
0
0
▪السَّلامُ عَلَیْکَ یاامام حسن مجتبی

محمد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۰۵ - ۰۱:۳۳
0
0
امام علی(ع)فرمودند

هر گاہ گناهان آشڪار شوند، برڪت ها از میان می رود.
حمید کلباسی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۰۵ - ۱۶:۱۶
0
0
بشنو از جان ، این ندا آمد .
موسم سوگ مجتبی آمد .
جان ، فدای اسوه رحمت .
بر همه اشقیا و مکرشان لعنت .
شهادت مظلومانه کریم اهل بیت ؛ اسوه صبر و درایت بر ارادتمندان آن امام همام تسلیت باد
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
پرطرفدارترین