وقت اقدام بزرگ است؛ پیش از آنکه مردم اقدام کنند، حاکمیت انقلاب اقتصادی را آغاز کند
گروه اقتصادی: ایران با برخورداری از بیش از ۱۵ درصد ذخایر گاز جهان، حدود ۹ درصد ذخایر نفت جهان، هزاران میلیارد دلار ذخایر معدنی و موقعیت بیبدیل ژئوپلیتیکی، چرا باید با سقوط مستمر ارزش پول ملی، کوچکشدن سفره مردم و گسترش فقر ساختاری مواجه باشد؟
به گزارش بولتن نیوز، در جنگ رمضان، ملت ایران و نیروهای مسلح بار دیگر نشان دادند هرگاه وحدت ملی شکل بگیرد، بزرگترین پیروزیها رقم میخورد.
مردم سنگ تمام گذاشتند، نیروهای مسلح سنگ تمام گذاشتند، فرماندهان جان دادند، دانشآموزان شجره طیبه این سرزمین شهید شدند و ملت هزینههای سنگینی پرداخت کرد.
اکنون پرسش اصلی این است:
آیا وقت آن نرسیده که حاکمیت نیز برای مردم سنگ تمام بگذارد؟
کشور دیگر تاب سیاستهای فرساینده اقتصادی را ندارد.
مردم خستهاند از چرخهای که سالهاست تکرار میشود؛ ده تومان یارانه میگیرند اما صد تومان از جیبشان خارج میشود.
زخم عمیقی که از سال ۱۳۸۶ باز شد
از سال ۱۳۸۶ تاکنون، اقتصاد ایران وارد چرخهای معیوب شد که پیامد آن چنین بوده است:
سقوط چند هزار درصدی ارزش پول ملی
جهش مستمر نرخ ارز
کاهش شدید قدرت خرید خانوار
رشد افسارگسیخته رانت
افزایش فاصله طبقاتی
وابستگی قیمت همه کالاها به دلار
نتیجه این سیاستها امروز آشکار است؛
بیش از ۳۰ درصد جمعیت کشور به اشکال مختلف نیازمند حمایتهای معیشتی شدهاند.
این برای کشوری با این حجم از ثروت طبیعی، یک فاجعه مدیریتی است.
مسئله کمبود ثروت نیست؛ مسئله انحصار در توزیع ثروت است
ایران از ثروتمندترین کشورهای جهان است:
یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر نفت جهان
دارنده رتبه برتر ذخایر گاز
بیش از ۷ درصد ذخایر معدنی دنیا
شاهراه انرژی جهان در تنگه هرمز
سرمایه انسانی نخبه و متخصص
پس مشکل کجاست؟
مشکل در دلاریزهکردن اقتصاد داخلی، واگذاری رانتهای عظیم به شبکههای انحصاری، خصوصیسازیهای رانتی و سلطه مافیاهای بانکی، بورسی، پتروشیمی و انرژی است.
نسخه نجات: انقلاب اقتصادی
راهکار پیچیده نیست؛
نیازمند جرأت حکمرانی است.
۱. بازپسگیری مراکز تولید ثروت از شبکههای رانتی
تمامی مراکز کلیدی تولید ثروت باید تحت مدیریت شفاف و مستقیم حاکمیت قرار گیرند؛
نه در اختیار حلقههای محدودی که سودهای نجومی میبرند و هزینههای آن را مردم میپردازند.
۲. پایان دلاریزهکردن اقتصاد داخلی
نفت، گاز و سایر انفال عمومی باید با قیمت صفر و بهصورت امانی در اختیار پالایشگاهها، پتروشیمیها، فولادیها و صنایع مادر قرار گیرد.
در مقابل:
فقط حقالعمل و کارمزد دریافت کنند
قیمتگذاری نهایی تحت نظارت حاکمیتی باشد
محصولات با نرخ واقعی و ارزان به صنایع پاییندستی و مردم برسد
این یعنی:
کاهش هزینه تولید
کاهش تورم ساختاری
افزایش رقابتپذیری
بازگشت ثروت ملی به سفره مردم
۳. انحلال بانکهای خصوصی رانتساز
بخش مهمی از تورم و خلق نقدینگی بیپشتوانه محصول عملکرد بانکهای خصوصی است.
تا زمانی که خلق پول در خدمت سفتهبازی و سوداگری باشد،
هیچ اصلاح اقتصادی پایداری رخ نخواهد داد.
مردم صدقه نمیخواهند؛ عدالت میخواهند
مردم ایران نیازی به بسته حمایتی ندارند.
آنها خواهان بازگشت ثروتی هستند که سالها در چرخههای رانتی محبوس شده است.
مطالبه امروز جامعه روشن است:
ثروت ملی باید از چنگال مافیاهای اقتصادی خارج و به صاحبان اصلی آن، یعنی مردم، بازگردانده شود.
امروز کشور در نقطه تصمیم تاریخی ایستاده است.
یا حاکمیت پیشقدم میشود و خود، انقلاب اقتصادی را آغاز میکند؛
یا فشار معیشتی، جامعه را به نقطهای خواهد رساند که مطالبه تغییر، از پایین و با هزینهای سنگینتر شکل گیرد.
وقت اقدام بزرگ است.
پس از حماسه میدان، نوبت حماسه اقتصاد است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


