چرا شادترین خانوارهای جهان با استرس بدهی دست و پنجه نرم میکنند؟
گروه اجتماعی: هر سال که گزارش شادی جهانی منتشر میشود، نام کشورهای اسکاندیناوی، سوئیس، هلند و استرالیا در صدر جدول میدرخشد. این جوامع با درآمد سرانه بالا، شبکههای قدرتمند امنیت اجتماعی و کیفیت زندگی مثالزدنی، الگوی توسعهیافتگی برای بسیاری از ملتها به شمار میروند. اما در پس این تصویر آرمانی، واقعیتی کمتر دیده شده خودنمایی میکند: بیشترین بدهی سرانه خانوار در جهان.
به گزارش بولتن نیوز، بر اساس تازهترین دادههای مؤسسه مالی بینالمللی (IIF)، سوئیس با بدهی ۱۴۹ هزار و ۵۰۰ دلار به ازای هر نفر، رکورددار جهان است و لوکزامبورگ، نروژ و استرالیا در رتبههای بعدی قرار دارند. سؤال این است: چگونه کشوری که مردمش شادتریناند، در عین حال سنگینترین بار بدهی را هم بر دوش میکشند؟ و مهمتر اینکه، آیا این تعادل ظریف در برابر توفان اقتصادی بعدی دوام خواهد آورد؟
پاسخ در ماهیت بدهی نهفته است. در این کشورها، بخش عمده بدهی خانوار را وامهای مسکن تشکیل میدهد؛ نه وامهای مصرفی یا قرضهای کوتاهمدت با بهره بالا. یک سوئیسی یا دانمارکی معمولاً در ازای بدهی خود، خانهای با ارزش بالاتر دارد. سیستم مالیاتی نیز در بسیاری از این کشورها، افراد را تشویق میکند که اصل وام را به طور کامل پس ندهند تا از معافیتهای مالیاتی بهره ببرند. به این ترتیب، بدهی به نوعی ابزار مدیریت ثروت تبدیل میشود، نه یک تله فقر. پژوهشها نشان میدهد که بدهی وام مسکن، بر خلاف بدهی کارت اعتباری، با کاهش رفاه ذهنی همراه نیست. بلکه در بسیاری موارد، احساس امنیت مالکیت را تقویت میکند.
اما همه چیز به همین سادگی نیست. همین سیستم بهینهشده، در برابر شوکهای سیستمی بسیار آسیبپذیر است. اگر قیمت مسکن سقوط کند یا نرخ بهره به طور ناگهانی جهش پیدا کند، آن بدهی «خوب» ظرف چند ماه به یک کابوس تبدیل میشود. در کشورهایی مانند سوئد و نروژ که سهم بالایی از وامها با نرخ بهره شناور است، افزایش نرخ بهره توسط بانک مرکزی میتواند اقساط ماهانه را به طور سرسامآوری بالا ببرد و خانوارهایی را که تا دیروز آرامش داشتند، زیر فشار طاقتفرسا قرار دهد.
نکته هشداردهندهتر این است که نشانههای یک بحران مالی جدید، شبیه به سال ۲۰۰۸ اما احتمالاً مخربتر، در افق دیده میشود. اقتصاددانان احتمال وقوع یک شوک مالی در سال ۲۰۲۶ را بین ۱۰ تا ۲۰ درصد برآورد میکنند. دو محرک اصلی این نگرانی، نخست تشدید جنگ در خاورمیانه (با دخالت مستقیم آمریکا و اسرائیل علیه ایران) و دوم ترکیدن حباب عظیم سرمایهگذاری در هوش مصنوعی است.
در سناریوی جنگ گسترده، صندوق بینالمللی پول هشدار داده که قیمت نفت میتواند تا بشکهای ۱۲۰ دلار افزایش یابد و تورم جهانی را دوباره به ۶ درصد برساند. برای خانوارهایی که هماکنون ۷۰ تا ۸۰ درصد درآمد خود را صرف اقساط و مسکن میکنند، یک تورم جدید به معنی از دست رفتن قدرت خرید و ناتوانی در پرداخت قسطهاست. از سوی دیگر، سرمایهگذاریهای اهرمی ۱۲۰ میلیارد دلاری در زیرساختهای هوش مصنوعی، حبابی را ایجاد کرده که برخی تحلیلگران آن را حتی از حباب داتکام یا وامهای مسکن خطرناکتر میدانند. یک اصلاح ناگهانی در این بازار میتواند زنجیرهای از نکولهای زنجیرهای را در سراسر نظام مالی جهان کلید بزند.
مشکل اینجاست که شاخصهای مرسوم شادی و رفاه، این لایه از استرسی را که در دل بدهیهای بزرگ نهفته است، به درستی منعکس نمیکنند. یک پرسشنامه معمولی شادی، از مردم میپرسد که «دیروز چقدر لبخند زدید؟» نه اینکه «اگر نرخ بهره فردا دو درصد افزایش یابد، توان پرداخت اقساط را دارید؟» پژوهشهای روانشناسی اقتصادی به وضوح نشان دادهاند که بدهی، حتی بدهی خوبِ مسکن، با افزایش سطح کورتیزول (هورمون استرس) در ساعات بیداری ارتباط دارد. تفاوت اصلی در این است که کشورهای توسعهیافته، سیستمهای حمایتی قویای دارند که این استرس را مهار میکند. بیمه بیکاری، یارانه مسکن و بازسازی وامها در زمان بحران، نقش ضربهگیر را ایفا میکنند.
اما ضربهگیرها هم حدی دارند. در یک بحران تمامعیار که همزمان بازار سهام، مسکن و اشتغال را درگیر کند، حتی شبکههای امنیت اجتماعی سوئد و سوئیس هم ممکن است از کار بیفتند. آن وقت است که تصویر آرمانی کشورهای شاد و بدهکار، لایههای پنهان دیگری از خود نشان میدهد: خانوادههایی که تا دیروز در آپارتمانهای دلباز خود زندگی میکردند، ناگهان با نامههای اخطار بانک و قسطهای نجومی مواجه میشوند. استرسی که نه در نرخ رشد اقتصادی دیده میشود و نه در گزارش سالانه شادی جهانی.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


