دلار گران به سود چه کسانی است؟ / فرمولی که برندگان و بازندگان تضعیف ریال را نشان میدهد
گروه اقتصادی برای فهمیدن اینکه چه کسانی از افزایش نرخ دلار منتفع میشوند، نیازی به حدس و اتهام نیست؛ کافی است مسیر پول را دنبال کنیم. یک سوی اقتصاد، دارندگان درآمد ارزی از صادرات نفت، میعانات، فرآوردههای نفتی، پتروشیمی، فولاد و سایر محصولات صادراتی قرار دارند و سوی دیگر، میلیونها حقوقبگیر، مصرفکننده و تولیدکنندهای که درآمدشان ریالی اما بخشی از هزینههایشان مستقیم یا غیرمستقیم متأثر از ارز است. سؤال «دفاع از ریال» روشن است: با هر افزایش دلار، پول از جیب چه کسی خارج و در صورت مالی چه بخشی تبدیل به درآمد ریالی بیشتر میشود؟
فرمول پیچیده نیست
برای یک بنگاه صادراتی، در سادهترین حالت:
درآمد ریالی حاصل از صادرات = درآمد ارزی × نرخ تسعیر ارز
به گزارش بولتن نیوز اگر شرکتی یک میلیارد دلار درآمد ارزی داشته باشد، تغییر نرخ تسعیر فقط به اندازه ۱۰ هزار تومان، معادل ۱۰ هزار میلیارد تومان تفاوت در ارزش ریالی آن یک میلیارد دلار ایجاد میکند.
بیشتر بخوانید
کودتای اقتصادی از کجا آغاز شد؟ / نفت و گاز مردم چگونه دلاری شد و ریال زیر چرخ آن ماند؟
آقای پزشکیان، مسیر درست است؛ حالا بانک مرکزی بگوید چقدر از نیاز ایران به دلار کم میشود؟
آقای پزشکیان؛ همکاری عملیاتی بریکس را از بازار ارز ایران شروع کنید
پشت کنایه پوتین به G7 چه فرصتی برای بازار ارز ایران پنهان است؟
از کاهش وابستگی به دلار تا هدایت سرمایههای خرد به تولید؛ مقاومت اقتصادی فقط مأموریت دولت نیست
سه مطالبه ایران از بریکس؛ پزشکیان از ائتلاف سیاسی، خروجی عملی خواست
از سه شرط ایران برای حمایت از بریکس تا اعتراض سران به چند پارگی نظم جهانی
لیلاز: با جنگ یا بیجنگ، تورم ساختاری ایران بدون اصلاح نظام بانکی باقی میماند
بریکس بر حفظ جریان تجارت و انرژی توافق کرد؛ بانک مرکزی سهم ایران را عملیاتی کند
دلار فعلاً در ایستگاه انتظار؛ بانک مرکزی این فرصت را از دست ندهد
بریکس از حرف عبور میکند؛ بانک مرکزی بگوید سهم ایران از تجارت بدون دلار چقدر است؟
این عدد الزاماً «سود» شرکت نیست؛ هزینهها، نرخ واقعی تسعیر، مقررات و سایر متغیرهای مالی باید از آن کسر شود. اما همین محاسبه ساده نشان میدهد چرا نرخ ارز برای صاحبان درآمدهای بزرگ دلاری یک متغیر بسیار مهم اقتصادی است.
آن طرف معادله چه کسی ایستاده است؟
طرف دیگر، حقوقبگیر و مصرفکنندهای قرار دارد که درآمدش ریالی است.
همچنین تولیدکنندهای قرار دارد که مواد اولیه، ماشینآلات، قطعات یا قیمت نهادههایش مستقیم یا غیرمستقیم از ارز تأثیر میگیرد.
برای این بخش معادله جهت حرکت متفاوت است:
دلار بالاتر → افزایش هزینههای ارزی و قیمت کالاهای متأثر از ارز → فشار بر هزینه تولید و قیمت مصرفکننده → کاهش قدرت خرید ریال
بنابراین یک نرخ ارز میتواند برای یک بخش افزایش ارزش ریالی درآمد و برای بخش دیگری افزایش هزینه و کاهش قدرت خرید ایجاد کند.
پس چه کسی از دلار گران نفع میبرد؟
پاسخ را نباید با شعار داد.
باید شرکتبهشرکت محاسبه کرد.
صادرکنندگان نفت و میعانات چه میزان ارز ایجاد میکنند؟
پتروشیمیها چقدر؟
فولادیها چقدر؟
سایر صادرکنندگان بزرگ چقدر؟
از این ارز چه میزان بازگشته، چه میزان برای واردات مصرف شده، چه میزان در بازار رسمی عرضه شده و با چه نرخی تسعیر شده است؟
آن وقت میتوان دقیقتر محاسبه کرد که هر ۱۰ درصد افزایش نرخ ارز چه تغییری در درآمد ریالی هر حلقه ایجاد میکند.
مسئله حساستر؛ دارنده ارز چه زمانی آن را عرضه میکند؟
اینجا موضوع از «درآمد دلاری» فراتر میرود.
اگر یک بنگاه صادرکننده علاوه بر برخورداری از درآمد ارزی، درباره زمان بازگشت، شیوه رفع تعهد و مسیر استفاده یا عرضه ارز نیز طبق مقررات موجود گزینههایی داشته باشد، زمانبندی ورود ارز به چرخه اقتصادی اهمیت پیدا میکند.
به همین دلیل سه عدد باید شفاف شود:
چه میزان ارز حاصل شد؟
چه زمانی برگشت؟
با چه نرخ و از چه مسیری وارد اقتصاد شد؟
بدون این سه عدد، صحبت درباره نقش عرضه در قیمت دلار ناقص خواهد بود.
بانک مرکزی این معما را با چند عدد میتواند حل کند
برای روشن شدن مسئله، بانک مرکزی و دستگاههای اقتصادی کافی است بهطور منظم میزان ارز صادراتی ایجادشده، ارز بازگشتی، ارز عرضهشده، ارز مصرفشده برای واردات و متوسط موزون نرخ معاملات را منتشر کنند.
آن وقت دیگر لازم نیست درباره «قیمت واقعی دلار» حدس بزنیم.
میتوان دید چه مقدار ارز پشت هر نرخ قرار دارد و کدام بازار واقعاً قدرت تعیین قیمت پیدا کرده است.
گزارش بعد؛ چرخه دلار را با اسم باز میکنیم
«دفاع از ریال» در گزارش بعد یک گام جلوتر خواهد رفت.
چرخه ارز کشور را از ابتدا تا انتها باز خواهیم کرد: از نفت خام، میعانات و خوراک تا شرکتهای نفتی، پالایشگاهی، پتروشیمی و فولادی؛ از خریدار خارجی و مسیر دریافت ارز تا واسطهها، بازگشت ارز، رفع تعهد، بانک، صرافی، مرکز مبادله، واردکننده و در نهایت بازاری که نرخ دلار را مقابل مردم قرار میدهد.
در آن گزارش سؤال فقط این نیست که «دلار دست چه کسی است؟»
سؤال مهمتر این خواهد بود:
دلار کجا تولید میشود، دست چه کسی میچرخد، کجا متوقف میشود و نهایتاً چه کسی درباره زمان و قیمت ورود آن به اقتصاد ایران تصمیم میگیرد؟
وقتی این چرخه با اسم، عدد و سند کامل شود، آنوقت میتوان بسیار دقیقتر درباره برندگان و بازندگان تضعیف ریال قضاوت کرد.
«دفاع از ریال» این مسیر را ادامه میدهد؛ حلقهبهحلقه و عددبهعدد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com