کد خبر: ۸۸۷۳۰
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
وقتی جنبش سبز و قرمز یکی میشوند

برادر مشایی حلقه واسط اتحاد بین شرق و ایران

چه شده است که امروز شاهد برادری دو روزنامه شرق و ایران شده ایم؟ یکی حامی اصلاح طلبان است و سنگ فتنه 88 را به سینه می زند و می گوید "رای ما کو!" و دیگری روزنامه ایران و سخنگوی دولت است که روزگاری اصلاح طلبان را خس و خاشاک می نامید .
"صراط" - بهمن شریف‌زاده که خود را "برادر فکری مشائی" می‎نامد و اقرار می کند که " جلب" او شده است و سرسختانه‌ از مواضع دینی! اسفندیار رحیم مشایی دفاع می کند روز گذشته در یادداشتی با "عنوان عادت به دستور دادن! " نوشت:  "يکسال در تبيين و دفاع از رويکرد فرهنگي دولت گفتيم و نوشتيم و نقدي نشنيديم و اشکالي نديديم. به مناظره دعوت کرديم و جوابي دريافت نکرديم، يا قابل ندانستند يا ...؟ بحمدالله مصاحبه بنده با يك روزنامه صبح (روزنامه اصلاح طلب شرق"، دهان برخي را گشود و زبانشان را به نقد جنباند و عيب و هنرشان را نمايان ساخت که: تا مرد سخن نگفته باشد، عيب و هنرش نهفته باشد البته ما مي‌دانستيم اما مي‌خواستيم بر ديگران آشکار شود.
به گزارش سرویس سیاسی صراط، یادداشت فوق در حالی روز گذشته از سوی روزنامه ایران و از زبان شریف زاده بیان می شود که معمولا ایشان افراد موجهی مانند حاج آقا مرتضی تهرانی و یا حجت الاسلام محمدیان, نماینده ولی فقیه در دانشگاه و برخی دیگر از افراد را که برای بحث با ایشان اعلام آمادگی کرده اند را بی اطلاع از مباحث عرفانی دانسته! و به این بهانه که ایشان بی سواد هستند از مناظره با آنها طفره رفته است. به واقع  شریف زاده از هر 10 نوشابه ای که برای خود باز می کند یکی را هم به دیگران تعارف نکرده و همانطور هم که خود به آن اشاره می کند احساس می کند دیگران بحمدالله در حد و قواره وی نیستند.


برادر فکری مشایی ادعا کرده است که " اسلام و عرضه اسلام دو مقوله متفاوت است که بين آنها خلطي آشکار صورت گرفته است.
وی می گوید اکنون داوري کنيد که اگر بنده مي‌گويم چرا در 33 سال انقلاب حتي يک فيلم در تبيين زيبايي‌هاي پوشش و اقناع عقل جوانان ساخته نشده و فقط حکم کرديم و نيروي انتظامي را به کف خيابان آورديم، اين فروکاستن از دين و عرفي‌سازي است يا دين را به‌صورت کامل بيان کردن است؟!  " در اینجا منظور همان سوژه معروف خاتون است و استفاده از عواطف و احساسات جوانان برای کور کردن چشمان جامعه و پنهان کردن مواردی که تنها برای حفظ اسلام و آبروی ایران اسلامی زعمای دین از گفتن آنها چشم پوشیده اند و درد زخم را به جان خریدند تا از چرکی شدن خون ملت بیش از ان جلوگیری کنند . راه را بر ناثواب اندیشان ببندند. و درسالی بهتر به زندگی مردم سر و سامان دهند. دردی که تنها علاجش تحمل است تا بهاری دیگر!.
این فرد جلب مشایی شده می گوید: "شما فقط از دين به فقه مصطلح بسنده کرده‌ايد و معارف عقلاني و معنوي و احساسي‌ دين را فراموش کرده‌ايد و اين فروکاستن دين به احکام رفتاري است در حالي‌که دين خدا بهترين و زيباترين معارف را براي عقل و دل بشر دارد که شما از آن غفلت کرده‌ايد. شما در روش با کليساي کاتوليک در قرون وسطا چه تفاوتي داريد؟ آنها هم فقط الزام کرده و اهل گفت‌وگو را تکفير و محاکمه مي‌کردند. منظور از اسلام فقاهتي اين نيست که شما مي‌پنداريد. اسلام فقاهتي، اسلامي است که با شيوه‌هاي درست از منابع درست استنباط شود و به ذوق و سليقه و قرائت شخصي فرد، مستند نباشد. منظور از اسلام فقاهتي، اسلامي نيست که فقط واجد فقه مصطلح باشد. مگر شما اسلام را مساوي با اين بخش خاص مي‌دانيد که اسلام فقاهتي را در برابر آنچه من گفتم قرارداده و مطرح کرده‌ايد؟!
پس اعتقادات، اخلاقيات و معنويات و معارف باطني دين کجا مي‌رود؟ آخر شما که در معنا کردن اسلام فقاهتي اين‌گونه گرفتار خلط و مغالطه مي‌شويد، چگونه به نقد مطالب ديگران مي‌پردازيد؟! متوجه شديد کجا به بيراهه رفتيد؟ آنجا که کلمه فقاهت در اسلام فقاهتي را با کلمه فقه مصطلح قياس کرديد و نتيجه گرفتيد که اسلام فقاهتي يعني اسلام فقه، يعني فقه اسلامي، از اينجا هم پيش مي‌رويد و نتيجه مي‌گيريد که جامعه را بايد با فقه مصطلح اداره کرد و از آنجا که فقه مصطلح، دانش تکليف و توظيف است پس بايد مضامين دين را بر مردم ديکته کرد و ديگر هيچ، حال آن‌که فقه مصطلح، دانش کيفيت عرضه و ارائه دين نيست، کيفيت و روش عرضه، در دانش تربيت ديني بررسي مي‌شود که جاي آن در حوزه‌هاي علوم ديني ما خاليست. "
هرچند مشخص نیست این مباحث انحرافی چرا در سال پایانی دولت از زبان برادران فکری اسفندیار رحیم مشایی خارج می شود اما نگاهی به آنچه شریف زاده به آن باور پیدا کرده است و مقایسه تطبیقی آن با نقدی که روز یکشنبه در صراط نیوز و با تیتر " آموزش زندگی بهتر با تجربه زنده به گور شدن توسط مرید مشایی" به عمل آمد تنها یک چیز را گواه می دهد و آن باز گشت به سالهای 1950 میلادی و تکرار آن حرفهایی است که روزگاری از سوی جيم جونز کشیش، در ايالت ايندياناي آمريكا زده می شد.
وي نیز از تفسير انجيل و كتب مقدس ديگر، به نوعي فرضيه عدالت اجتماعي (سوسياليسم) دست يافته بود و آن را تبليغ مي كرد. چون پيروان او افزايش يافتند، كليساي خود را مستقل از فرقه هاي مسيحي ديگر اعلام داشت. وي برضد هرگونه فساد، تبعيض و مشكل تراشي براي خلق خدا بود و در سخنراني هايش دردهاي مردم و نارسايي هاي جامعه را مي شكافت و بيان مي داشت.
در سال هاى ۱۹۵۰ در ايندياناپوليس عده زيادى به او توجه كرده و به سراغ او آمدند. امروز نیز گویی در ایران و در قالب تفکرات منتصب به لیدر جریان انحرافی و از زبان شریف زاده شاهد چنین جریانی هستیم. جونز نیز در راه ترويج افكار خود از تمام مضامين و باورهاى مردمى استفاده می کرد.
شریف زاده در ادامه می افزاید "اين بي‌احترامي به ساحت علما نيست که بنده گفتم مطالب مهندس مشايي در عرضه دين، مطالب ارزنده‌اي است که در حوزه‌ها كمتر بحث شده است. من نزديک به 30 سال است که مدرس همه کتب حوزوي از ادبيات، منطق، اخلاق، فلسفه، کلام، فقه و اصول در سطوح بالا بوده‌ام اما خبري از دانش چگونگي انتقال با همه ظرايفي که دارد، نشنيده‌ام در حالي‌که هنر انبياي عظام، در نحوه انتقال و عرضه آنها بوده است؛ ولي مع الاسف کاري علمي در اين زمينه در طول تاريخ علوم ديني انجام نگرفته است، چرايش جاي بحث دارد که در اين مقال جاي بازگو کردنش نيست.
عزيزان! شما سخنان کسي را نقد کرديد که سال‌ها در نقد سکولاريزم و پلوراليزم تلاش کرده و البته در مراکز حوزوي، يادآور کاستي‌هاي حوزه شده است و اينها را از اهل فن آموخته است. نه دين خدا آن نيست که شما معرفي مي‌کنيد. دين خدا را نشناختيد و کوچکش ساختيد و اين چه شناخت ضعيفي از دين و چه بد معامله‌اي با دين عقل و دل و رفتار است. " گویی که وی نیز اصلاح طلب شده و با مهرنامه ای ها عهد اخوت بسته است.
عهدی که امروز منجر به برادری دو روزنامه شرق و ایران شده که یکی حامی اصلاح طلبان است وسنگ اعتراضات خرداد 88 را به سینه می زند و دیگری روزنامه ایران و سخنگوی دولت که روزگاری اصلاح طلبان را خس و خاشاک  می نامید و آنان را دروغی بزرگ می پنداشت. به هر روی دنیای سیاست دنیای غریبی است و از این روست که می گویند نه پدر دارد و نه مادر!. فرزندی نا مشروع که روزگاری برادر را دشمن برادر می خواند و روزگاری دیگر دو دشمن خونی را در آغوش یکدگر به آرامش می رساند. امروز روزی است که دیگر نه سبز برای روزنامه شرق و نه قرمز برای روزنامه ایران مفهومی نداشته و تنها رسیدن به قدرت است که هدف نهایی را توجیه می کند. در واقع هم روزنامه شرق و هم روزنامه ایران نشان دادند که مردم در این بین وسیله ای هستند برای به مقصود رسانیدن گردانندگان پشت پرده آنها که نه به خون جوانان اهمیتی می دهند و نه به آینده اسلام و این مرز و بوم. تنها هدف رسیدن به قدرت و چنبره زدن بر رانتی است که از آن حاصل می شود و برای دست یافتن به آن از همه  می توان گذشت.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
نادان
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳:۲۱ - ۱۳۹۱/۰۳/۳۰
2
0
حالم بهم خورد بولتن!!!
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین