پیمان راهبردی ایران و چین؛ کلید طلایی عبور از تحریمها و آغاز عصر جدید قدرت اقتصادی ایران
گروه بین الملل در شرایطی که جهان با شتابی بیسابقه به سمت بازتعریف نظم اقتصادی و سیاسی حرکت میکند، جمهوری اسلامی ایران نیز بیش از هر زمان دیگری نیازمند تصمیمهای بزرگ و راهبردی است. همکاری جامع ۲۵ ساله ایران و چین، که با تدبیر رهبر معظم انقلاب و تلاشهای مستمر مجموعهای از مدیران و دیپلماتهای کشور از جمله دکتر علی لاریجانی به مرحله اجرا رسید، امروز به یکی از مهمترین ظرفیتهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی ایران تبدیل شده است؛ توافقی که میتواند ایران را به قلب معادلات جدید اقتصادی آسیا و جهان متصل کرده و فصل تازهای از توسعه، سرمایهگذاری، انتقال فناوری و اقتدار منطقهای را رقم بزند.
نگاه به شرق؛ انتخابی راهبردی در برابر تحولات بزرگ جهانی
به گزارش بولتن نیوز جهان امروز دیگر جهان تکقطبی دهههای گذشته نیست. قدرت اقتصادی و سیاسی بهتدریج از غرب به شرق در حال انتقال است و کشورهایی که این تحول بزرگ را زودتر درک کردهاند، امروز سهم بیشتری از اقتصاد جهانی، فناوری، تجارت و نفوذ سیاسی را در اختیار گرفتهاند.
در چنین شرایطی، «نگاه به شرق» دیگر یک انتخاب صرف سیاسی نیست؛ بلکه ضرورتی راهبردی برای حفظ منافع ملی، توسعه اقتصادی و افزایش قدرت بینالمللی کشورها محسوب میشود. جمهوری اسلامی ایران نیز با اتکا به ظرفیتهای ژئوپلیتیکی، منابع عظیم انرژی، موقعیت ترانزیتی و توان انسانی خود، میتواند در این نظم جدید جایگاهی ممتاز بهدست آورد.
رهبر معظم انقلاب سالها پیش با ترسیم سیاست نگاه به شرق، نسبت به آینده تحولات جهانی هشدار داده و بر ضرورت گسترش روابط با قدرتهای نوظهور آسیایی بهویژه چین تأکید کردند. امروز بسیاری از تحلیلگران معتقدند این رویکرد، یکی از آیندهنگرانهترین سیاستهای کلان جمهوری اسلامی در عرصه بینالملل بوده است.
همکاری ۲۵ ساله ایران و چین؛ از یک تفاهمنامه تا یک نقشه راه تمدنی
سند همکاری جامع ۲۵ ساله ایران و چین را نمیتوان صرفاً یک توافق اقتصادی دانست؛ این سند در حقیقت نقشه راهی برای شکلدهی به روابطی بلندمدت، پایدار و چندلایه میان دو قدرت مهم آسیایی است.
این همکاری میتواند زمینهساز تحولاتی عمیق در حوزههای زیرساخت، انرژی، حملونقل، فناوری، صنایع پیشرفته، تجارت بینالمللی، گردشگری، ارتباطات بانکی و حتی همکاریهای فرهنگی و دانشگاهی شود.
در شرایطی که فشار تحریمهای غرب تلاش کرده اقتصاد ایران را محدود کند، گسترش همکاریهای راهبردی با چین میتواند مسیرهای تازهای برای سرمایهگذاری خارجی، صادرات غیرنفتی، توسعه زیرساختها و حضور ایران در پروژههای کلان منطقهای همچون «کمربند و جاده» ایجاد کند.
بیتردید شکلگیری این تفاهم راهبردی بدون همگرایی نهادهای حاکمیتی و حمایت رهبر انقلاب امکانپذیر نبود. همچنین تلاشهای مستمر برخی چهرههای مؤثر سیاسی و دیپلماتیک کشور، بهویژه دکتر علی لاریجانی، در به نتیجه رسیدن این مسیر نقش قابلتوجهی ایفا کرد.
همگرایی دولت و مجلس؛ شرط بهرهبرداری حداکثری از این فرصت تاریخی
اکنون مهمترین مسئله، عبور از مرحله توافقات اولیه و رسیدن به مرحله اجرا و بهرهبرداری حداکثری است. بدون هماهنگی کامل میان دولت، مجلس و سایر نهادهای تصمیمساز، چنین پروژه عظیمی نمیتواند به اهداف بلندمدت خود دست یابد.
ایجاد ساختارهای بنیادمحور، کمیتههای مشترک تخصصی، اصلاح قوانین سرمایهگذاری خارجی، تسهیل روابط بانکی، توسعه زیرساختهای حملونقل و تدوین نقشه جامع همکاریهای اقتصادی باید در اولویت سیاستگذاران کشور قرار گیرد.
امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز است که دولت و مجلس با نگاهی فراتر از اختلافات سیاسی کوتاهمدت، این پروژه را بهعنوان یکی از کلیدیترین طرحهای راهبردی کشور دنبال کنند؛ پروژهای که میتواند موتور محرک اقتصاد ایران در دهههای آینده باشد.
چرا جهان زودتر از ایران به «شرق» رسید؟
واقعیت آن است که بسیاری از کشورهای غربی سالها پیش مسیر تحولات جهانی را تشخیص داده بودند. حتی قدرتهای سنتی اروپایی نیز خیلی زود دریافتند که آینده اقتصاد جهان در آسیا رقم خواهد خورد.
برای نمونه، انگلستان از اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی برنامهریزی گستردهای برای توسعه روابط با چین آغاز کرد. آموزش زبان چینی در مدارس، تشویق شرکتهای انگلیسی به ثبت شعب در چین، توسعه همکاریهای فناورانه، سرمایهگذاری مشترک و گسترش تعاملات اقتصادی بخشی از این سیاست بلندمدت بود.
این در حالی است که متأسفانه بخشی از دستگاه سیاست خارجی ایران در سالهای گذشته، نسبت به سرعت تحولات جهانی و تغییر موازنه قدرت اقتصادی جهان دچار نوعی تعلل و نگاه محافظهکارانه بود؛ مسئلهای که باعث شد ایران در برخی حوزهها از رقابت منطقهای و جهانی عقب بماند.
ایران و چین؛ اتحاد دو تمدن بزرگ آسیایی
روابط ایران و چین صرفاً یک همکاری اقتصادی نیست؛ این ارتباط ریشه در تاریخ، فرهنگ و تمدن دو ملت دارد. ایران و چین دو قدرت تاریخی آسیا هستند که میتوانند در عصر جدید، نقشآفرینان اصلی شکلگیری نظم چندقطبی جهان باشند.

همکاری تهران و پکن، علاوه بر منافع اقتصادی، میتواند در حوزههای فرهنگی، علمی، دانشگاهی و فناوری نیز دستاوردهای گستردهای ایجاد کند. توسعه دیپلماسی فرهنگی، تبادل دانشجو، همکاری دانشگاهها، سرمایهگذاری در فناوریهای نوین و ایجاد شبکههای مشترک علمی از جمله ظرفیتهایی است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
آیندهای که باید ساخته شود
اکنون زمان تصمیمهای بزرگ فرا رسیده است. جهان منتظر کشورهایی نمیماند که درگیر روزمرگی، اختلافات سیاسی داخلی یا نگاههای کوتاهمدت باشند. آینده از آنِ ملتهایی است که تحولات جهانی را زودتر تشخیص داده و برای آن برنامهریزی میکنند.
همکاری جامع ایران و چین، اگر با انسجام داخلی، مدیریت حرفهای، شفافیت اقتصادی و اراده جدی برای اجرای پروژهها همراه شود، میتواند یکی از بزرگترین فرصتهای اقتصادی و راهبردی تاریخ معاصر ایران باشد.
این توافق میتواند ایران را به شاهراه اصلی تجارت شرق و غرب تبدیل کرده، زیرساختهای اقتصادی کشور را متحول سازد و زمینهساز شکلگیری نسل جدیدی از همکاریهای منطقهای و بینالمللی شود.
امروز «نگاه به شرق» دیگر یک شعار سیاسی نیست؛ بلکه نقشه راه آینده ایران در جهانی است که مرکز ثقل قدرت آن، آرامآرام به سوی آسیا در حال حرکت است.
اگر ایران بتواند با بهرهگیری از حمایت رهبر انقلاب، همگرایی دولت و مجلس، استفاده از ظرفیت نخبگان اقتصادی و دیپلماتیک و اجرای دقیق مفاد همکاری ۲۵ ساله با چین حرکت کند، بیتردید میتوان امیدوار بود که کشور وارد مرحلهای تازه از اقتدار اقتصادی، توسعه زیرساختی و نقشآفرینی مؤثر در نظم جدید جهانی شود.
فرصتی که امروز پیشروی ایران قرار گرفته، شاید تکرارشدنی نباشد؛ و این دقیقاً همان نقطهای است که «نگاه به شرق» را از یک رویکرد سیاسی به یک ضرورت تاریخی تبدیل میکند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


