آیا آمریکا میتواند تهدید فرسایشی شدن جنگ را به فرصت تبدیل کند؟

گروه بین الملل: سیدمجتبی نعیمی: در مطلبی با عنوان «وقتی زیادت ایجاب به میدان جنگ میرسد» از این گفتیم که زمان و طولانی شدن آن، به ضرر متجاوزان به خاک ایران عزیز است. از گفتههای رئیس جمهور و وزیر جنگ آمریکا برداشت میشود دشمن متجاوز دنبال جنگی بود که نهایتاً کمتر از دو ماه طول کشیده تا با موفقیت از آن خارج شوند.
به گزارش بولتن نیوز، حالا و پس از یک ماه از آغاز جنگ، با وجود ترور و تخریب گستردهای که دشمن در ایران ایجاد کرده، هیچ کدام از اهداف او محقق نشده است. زیرا اساساً هدف او ترور و تخریب نبود بلکه از مسیر ترور و تخریب دنبال تغییر یکسری موضوعات در داخل ایران میگشت. تغییر جغرافیایی سیاسی ایران، تغییر نظام جمهوری اسلامی، تغییر توان هستهای ایران و تغییر توانمندی نظامی و موشکی ایران.
اما تاکنون نه تنها این اهداف محقق نشده بلکه پایگاههای آمریکا در منطقه به طور قابل ملاحظهای تخریب شده، شهرهای اسرائیل حجم تخریب سنگینی را تحمل میکنند و از همه مهمتر اینکه صداقت قیمت جهانی نفت نشان میدهد رژیمِ عبور و مرور در تنگه هرمز نیز تغییر کرده است.
حال و براساس آنچه در چند روز اخیر مشاهده میشود به نظر میرسد دشمن متجاوز در صدد است که بازی زمانی را تغییر داده تا بجای اینکه گذر زمان به ضررش باشد، به نفعش باشد. حمله به زیرساختهای مرتبط با توانمندی موشکی و بمباران سنگین شهرهای موشکی ایران میتواند به معنی تلاش وی به منظور کاهش توان آفندی کشور در بلندمدت باشد. اما از آن مهمتر، برنامهریزی برای ورود زمینی به کشور و احتمالا تسخیر خارک است.
در توضیح اینکه گفته میشد گذر زمان به ضرر دشمن است، به فشار اقتصادی وارد شده به دشمن از گذر بسته بودن تنگه هرمز تاکید شده و بیان شد که هرچه کنترل ایران بر این تنگه طولانیتر و سختگیرانهتر باشد، فشار اقتصادی بیشتری بر آمریکا وارد شده و او را مجبور به پذیرش هر شرایطی برای خروج از جنگ میکند. اما اگر او بتواند کنترل تنگه هرمز را به دست بگیرد، عملاً فشار استراتژیک مذکور را بیاثر کرده و در صورت توانمندی در توقف تولید موشکی ایران، حالا این دشمن متخاصم است که دوست دارد جنگ طولانی شود.

اما آیا در صورت وقوع این فرضیه، باز هم طولانی شدن جنگ به نفع آمریکاست؟ پاسخ به این سوال مستلزم نوعی پیشگویی است و همانطور که در مطلبی با عنوان «شما را به خدا بیاییم مسابقه پیشبینی کردن را تمام کنیم» گفتیم، بهتر است وارد این عرصه نشویم. با این حال وجود برخی متغیرها را نمیتوان در برآورد این احتمال از نظر دور داشت:
۱. ایران با وسعت سرزمینی گسترده و وجود صنایع و کارخانجات در اکثر استانهای آن، حتی در صورت نابودی کامل برخی مراکز شاخص، توانایی فنی مهندسی برای تغییر کاربری مراکز نه چندان آشنای خود جهت ساخت موشک را دارد. لذا توقف تولید موشک در ایران، کاری بسیار دشوار است.
۲. وجود حزبالله لبنان و انصارالله یمن که اگر نگوییم هر دو، حداقل یکی از این دو دارای تکنولوژی ساخت موشک است و میتواند احتمال کاهش آفند به اسرائیل و پایگاههای آمریکا را تضعیف کند.
۳. بسته شدن باب المندب ممکن است مابهازای باز شدن تنگه هرمز باشد.
۴. تصرف تنگه هرمز امری دفعی نیست و حتماً زمان قابل ملاحظهای را به خود اختصاص میدهد. ممکن است در صورت به نتیجه رسیدن مقامات ایرانی به این نکته که این تنگه از دست رفتنیست، با سیاست مرد دیوانه، خط لوله شرقی غربی عربستان مورد اصابت قرار گرفته و مابهازای جدیدی برای تنگه هرمز تعریف کنند که این اقدام، برای مدت طولانی میتواند فشار کاهش انرژی را در منطقه و جهان ادامه دهد.
۵. اساسا امکان حضور زمینی آمریکا در ایران و توانایی استمرار استقرار در آن و کنترل تنگه هرمز، از نظر کارشناسان نظامی امکانی ضعیف همراه با مخاطرات فراوان است.
۶. طولانی شدن جنگ باعث استفاده سلاحهای آفندی و پدافندی استراتژیک آمریکا خواهد شد و باعث اعمال فشار بر ذخیره حیاتی این سلاحها میشود. لذا امکان طولانی شدن جنگ برای آمریکا نیز یک امکان محدود خواهد بود.
باید صبر کرد و دید در جنگی که تاب آوری تعیین کننده پیروز آن است، چه اتفاقاتی رقم خواهد کرد، چه اینکه صبر و ضفر دوستان قدیمند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


