کد خبر: ۸۸۳۹۲۸
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
وقتی «زیادت ایجاب» به میدان جنگ می‌رسد / فلسفه بیونگ‌چول هان و تاکتیک محمدعلی کلی، استراتژی نظامی ایران در مقابل آمریکا را توضیح می‌دهد

جنگی که قرار بود سه‌روزه تمام شود: چگونه پراگماتیسم و فرسایش، استراتژی آمریکا در برابر ایران را ضعیف می‌کند؟

در جهان معاصر کمتر فیلسوفی مانند بیونگ‌چول هان توانسته روح زمانه را در چند مفهوم ساده اما نافذ توضیح دهد. هان در کتاب «جامعه افسردگی» و سپس در «جامعه شفافیت» استدلال می‌کند که جهان مدرن از «جامعه انضباطی» گذشته و وارد مرحله‌ای تازه شده است؛ مرحله‌ای که او آن را «جامعه ایجابی» می‌نامد.

گروه سیاسی: در جهان معاصر کمتر فیلسوفی مانند بیونگ‌چول هان توانسته روح زمانه را در چند مفهوم ساده اما نافذ توضیح دهد. هان در کتاب «جامعه افسردگی» و سپس در «جامعه شفافیت» استدلال می‌کند که جهان مدرن از «جامعه انضباطی» گذشته و وارد مرحله‌ای تازه شده است؛ مرحله‌ای که او آن را «جامعه ایجابی» می‌نامد. در این جامعه دیگر فرمان غالب «نباید» نیست، بلکه «می‌توانی» و «باید بیشتر انجام دهی» است. انسان مدرن نه با سرکوب بیرونی بلکه با فشار درونی برای فعالیت بیشتر اداره می‌شود. نتیجه، به تعبیر هان، نوعی «بیش‌فعالی» است که در نهایت به فرسودگی و نوعی «بیش‌انفعالی» می‌انجامد.

به گزارش بولتن نیوز،اگر این ایده را از حوزه روان‌شناسی اجتماعی به حوزه قدرت و جنگ منتقل کنیم، تصویر متفاوتی از جنگ‌های معاصر به دست می‌آید؛ تصویری که شاید بهتر از بسیاری از نظریه‌های کلاسیک بتواند برخی بن‌بست‌های نظامی قرن بیست‌ویکم را توضیح دهد.

ماشین جنگیِ بیش‌فعال

ارتش ایالات متحده در دهه‌های اخیر به پیچیده‌ترین و مجهزترین ماشین نظامی تاریخ تبدیل شده است. شبکه‌ای از ماهواره‌ها، پهپادها، سامانه‌های اطلاعاتی، نیروهای ویژه، حملات دقیق و عملیات چندلایه در زمین، دریا، هوا، فضا و سایبر. در ظاهر، چنین سیستمی باید توانایی حل سریع هر بحران نظامی را داشته باشد. اما همین توانایی بی‌حد برای «عمل کردن» گاهی به دام تبدیل می‌شود.

سیستمی که می‌تواند در هر لحظه عمل کند، عملاً مجبور است دائماً عمل کند. حجم عظیم داده‌ها، فشار رسانه‌ای، و انتظار سیاسی برای نمایش قدرت، همه ارتش را به سوی فعالیت دائمی سوق می‌دهد. نتیجه، چیزی شبیه همان وضعیتی است که هان توصیف می‌کند: بیش‌فعالی که به فرسودگی راه می‌برد. در چنین وضعیتی جنگ از یک اقدام تعیین‌کننده به مجموعه‌ای از عملیات‌های بی‌پایان تبدیل می‌شود.

جنگی که قرار بود سه روزه تمام شود

در جنگ جاری میان آمریکا و اسرائیل با ایران، برنامه اولیه روشن بود: نابودی سریع توان موشکی ایران، پایان دادن به برنامه هسته‌ای و فروپاشی ساختار سیاسی جمهوری اسلامی. هدف اعلام‌نشده اما واضح، حذف ایران به عنوان یک بازیگر ژئوپولیتیک مستقل در منطقه بود. اما با گذشت هفته‌ها از آغاز درگیری، واقعیت میدان به شکل متفاوتی پیش رفته است.

جنگی که قرار بود سه‌روزه تمام شود: چگونه پراگماتیسم و فرسایش، استراتژی آمریکا در برابر ایران را ضعیف

نه ساختار سیاسی ایران فروپاشیده، نه توان موشکی آن نابود شده و نه برنامه هسته‌ای آن از بین رفته است. در مقابل، بخش مهمی از پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه هدف قرار گرفته و از کار افتاده‌اند. کنترل تنگه هرمز به دست ایران افتاده و بازار جهانی انرژی با جهش شدید قیمت نفت مواجه شده است. آنچه قرار بود یک عملیات کوتاه باشد، اکنون به جنگی پیچیده و پرهزینه تبدیل شده است.

استراتژی طناب‌های بوکس

محسن میلانی، استاد روابط بین‌الملل در آمریکا، برای توضیح رفتار ایران از یک استعاره ورزشی استفاده کرده است: «rope‑a‑dope». این اصطلاح در بوکس به تاکتیکی اشاره دارد که محمدعلی کلی در مبارزه مشهور خود با جورج فورمن به کار برد. کلی به جای حمله مداوم، روی طناب‌ها تکیه داد، ضربات سنگین حریف را جذب کرد و اجازه داد او انرژی خود را مصرف کند. وقتی فورمن خسته شد، کلی ضدحمله کرد و مبارزه را برد.

میلانی معتقد است رفتار ایران در جنگ جاری شباهتی به همین تاکتیک دارد: جذب ضربه‌های اولیه، حفظ توان بقا، و سپس وارد کردن ضربات انتخابی. در این چارچوب، حمله به پایگاه‌های آمریکا و کنترل تنگه هرمز را می‌توان به عنوان ضدحمله‌ای دید که نه در میدان اصلی جنگ، بلکه در نقاط حیاتی سیستم جهانی صورت گرفته است.

نقطه ضعف قدرت بیش‌فعال

از منظر تحلیلی، اینجا همان نقطه‌ای است که ایده بیونگ‌چول هان به میدان جنگ وارد می‌شود. قدرتی که بیش از حد فعال است، ناخواسته خود را در معرض فرسایش قرار می‌دهد. هر حمله جدید نیازمند منابع بیشتر، هماهنگی بیشتر و واکنش‌های بعدی است. هر عملیات تازه شبکه‌ای از پیامدهای سیاسی، اقتصادی و نظامی تولید می‌کند.

در مقابل، طرفی که بتواند ریتم جنگ را کند کند و ضربات را در زمان‌های انتخابی وارد کند، ممکن است از نظر منابع ضعیف‌تر باشد اما از نظر استراتژیک دست بالا را پیدا کند. در چنین جنگی، پیروزی الزاماً به معنای نابودی کامل دشمن نیست؛ گاهی کافی است دشمن را وارد چرخه‌ای از فعالیت پرهزینه و بی‌پایان کرد.

معامله‌گری که زیاد معامله می‌کند

در این میان، شخصیت دونالد ترامپ نیز به عنوان فرمانده سیاسی این جنگ قابل توجه است. ترامپ پیش از ورود به سیاست یک معامله‌گر اقتصادی بود و در ادبیات معامله‌گری یک اصل شناخته‌شده وجود دارد: معامله‌گر حرفه‌ای بیش از حد معامله نمی‌
نعیمی همکار: کند. «زیاد معامله کردن» اغلب به ضرر ختم می‌شود، زیرا تصمیم‌های سریع و مکرر کیفیت تحلیل را کاهش می‌دهد.

اما در عرصه سیاست، رفتار ترامپ اغلب برعکس این اصل به نظر می‌رسد. او به تولید مداوم پیام، تهدید، وعده و تصمیم‌های سریع شهرت دارد. از منظر مفهومی، این سبک نیز می‌تواند مصداقی از همان «زیادت ایجاب» باشد: کنش دائمی، واکنش سریع و سیگنال‌دهی مکرر. مشکل چنین رویکردی این است که با افزایش تعداد تصمیم‌ها و تهدیدها، وزن هر تصمیم کاهش می‌یابد و فضای مانور استراتژیک محدودتر می‌شود.

جنگی که ممکن است طولانی شود

آنچه اکنون در جنگ ایران و آمریکا دیده می‌شود، شباهت زیادی به نبردهای فرسایشی دارد؛ نبردهایی که در آن نتیجه نه با ضربه اول، بلکه با دوام سیستم‌ها تعیین می‌شود. اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، چند سناریوی محتمل قابل تصور است:

نخست، طولانی شدن جنگ و تبدیل آن به یک بحران مزمن منطقه‌ای که اقتصاد جهانی انرژی را تحت فشار نگه می‌دارد.

دوم، گسترش تدریجی میدان درگیری به گلوگاه‌های دریایی مانند باب‌المندب که می‌تواند تجارت جهانی را نیز متاثر کند.

سوم، افزایش فشار اقتصادی و سیاسی بر بازیگران درگیر که در نهایت باعث می‌شود آن طرفی امتیاز بیشتری اعطا کند که توانایی صبر و تاب آوری کمتری دارد. اینجاست که اهمیت گزارش شبکه MS NOW که در ابتدای هفته سوم جنگ رمضان نوشته شده بود، عیان می‌شود. در این گزارش آمده بود:

«آمریکایی‌ها تحمل این را ندارند که جنگ ترامپ با ایران طولانی شود. کارشناسان می‌گویند که درگیری نظامی با ایران می‌تواند اقتصاد آمریکا و جهان را از چند مسیر تحت فشار قرار دهد؛ از افزایش قیمت انرژی گرفته تا هزینه‌های مستقیم نظامی و اختلال در تجارت جهانی. در کوتاه‌مدت، مهم‌ترین اثر اقتصادی جنگ افزایش قیمت نفت است که نه‌تنها هزینه حمل‌ونقل و تولید را بالا می‌برد، بلکه به تورم بیشتر و کاهش رشد اقتصادی در بسیاری از کشورها منجر می‌شود.»

درس یک جنگ

فارغ از نتیجه نهایی، این جنگ یک نکته مهم را یادآوری می‌کند: در عصر شبکه‌ها و سیستم‌های پیچیده، قدرت صرفاً در توانایی حمله خلاصه نمی‌شود. گاهی قدرت در توانایی صبر کردن، جذب ضربه و انتخاب لحظه مناسب برای پاسخ است.

همان‌گونه که محمدعلی در رینگ بوکس نشان داد، گاهی مبارزه را کسی می‌برد که کمتر ضربه می‌زند اما ضربه‌هایش را در زمان درست وارد می‌کند.

و شاید این همان پارادوکس بزرگ عصر ما باشد: در جهانی که همه چیز بر «بیشتر انجام دادن» بنا شده، پیروزی گاهی نصیب کسی می‌شود که بهتر می‌داند چه زمانی کاری انجام ندهد.

سیدمجتبی نعیمی

۴ فروردین ۱۴۰۵

برچسب ها: جنگ ، ایران

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین