نامههای شاعرانه به اصغر فرهادی
نسیم عربامینی این روزها در حال تدوین کتاب شعری است که در آن نامههایی به چهرههای مطرحی چون پروین اعتصامی، اصغر فرهادی، هدیه تهرانی و ... آورده خواهد شد.
نسیم عربامینی، طنزپرداز درباره کتاب جدیدی که در دست تدوین دارد به خبرنگار مهر گفت: این روزها مشغول گردآوری و تدوین مجموعه دوم شعر طنزم هستم که فکر میکنم تا یک ماه دیگر به طول انجامد. البته بازخوردهای مثبتی که از کتاب اولم با نام «داشت عباس قلیخان پسری» گرفتهام در تسریع کار دوم تاثیر داشت.
وی ادامه داد: بخش عمده شعرهای کتاب جدیدم را نامهها دربرمیگیرد که مخاطب این نامهها گاهی افراد و حتی گاهی اجسامی چون قلم، رادیو و ... هستند.
به گفته وی، بخشی از این نامهها پیش از این در مطبوعات منتشر شده ولی بخشی از شعرها نیز برای چاپ در این کتاب سروده شدهاند.
شاعر «داشت عباس قلیخان پسری» درباره نام کتاب جدیدش توضیح داد: فعلا نام «نامههای منظوم و طنزآمیز» را انتخاب کردهام. همانطور که گفتم برخی از نامههای کتاب خطاب به افراد است که در بین آنها چهرههایی چون پروین اعتصامی، اصغر فرهادی، هدیه تهرانی و ... دیده میشود.
عربامینی افزود: همه شعرهای کتاب کلاسیک هستند و فکر میکنم در نهایت 50 قطعه شعر در این کتاب گرد هم آید.
وی با اشاره به اینکه دهخدا تجربه نامههای منثور نظم را داشته است، توضیح داد: من در نظر داشتم تجربه نامهنگاری منظوم طنز را داشته باشم که امیدوارم موفق باشد. البته هنوز تدوین کتاب تمام نشده و درباره ناشر آن هم تصمیم نگرفتهام.
این شاعر در پایان خبر داد: طرحی بر اساس مجموعه شعر طنز «داشت عباس قلی خان پسری» در سازمان صبا برای ساخت انیمیشن تصویب و برای نگارش این مجموعه با من قرارداد بسته شده است.
عرب امینی همچنین «نامه به قلم» از این کتاب را در اختیار مهر قرار داد:
نامه به قلم!
ای قلم سرکش و فرمان نبر
مایه بیچارگی و دردسر
ای همه ثروت و داراییام
عامل بدنامی و رسواییام
پای تو بند من پابسته است
زندگی من به تو وابسته است
من به تو محتاج و تو محتاج من
قصه ما قصه روح است و تن،
جز تو کسی نیست صدایم کند
از تو مگر مرگ جدایم کند
حیف تو هم مثل خودم سادهای
خام شدی دست من افتادهای
گرچه در آن حد پپه و عامه نیست
صاحب تو دکتر و علّامه نیست
قسمتت این بوده که شاعر شوی
طنزنویسی پُر و ماهر شوی
طنز نوشتن هنری جالب است
شکر خداوند به تو واجب است
می شده دارای قساوت شوی
آلت و ابزار قضاوت شوی
حکم غلط داده و امضا کنی
اسم خودت را بد و رسوا کنی
می شده در دست پزشکی جوان
نسخه بپیچی بدهی این و آن
باعث درد و مرض وشَر شوی
از ملک الموت خشن تر شوی
میشده خون در دل مردم کنی
صحبت تعریض و تراکم کنی
نقشهکشی ناشی و جانی شوی
رشوه خوری اهل تبانی شوی
میشده هر روز دبیری زبان
محض عذاب پسری نوجوان
بین دو انگشت قرارت دهد
با کمک زور فشارت دهد
شیفته طنزنویسی شدی
وای چه موجود خبیثی (!) شدی
(گند به این شعر و قوافی زدم
اَه چِقَدر حرف اضافی زدم)
هرچه شنیدی تو فرآموش کن
چرت نگو حرف مرا گوش کن
طنز پر از معرفت و حکمت است
طنز حکیمانه پی خدمت است
طنزنویسی هنری ساده نیست
جز هنر مردم آزاده نیست
غوره خوش طمعتر از کشمش است
مختص افراد ریاضت کِش است
ماحصلش تهمت و تخریب نیست
طنز پی نشر اکاذیب نیست
طنز به معنای حقیقی تک است
هرکه جز آن گفت فقط دلقک است
یا تو همان دلقک بیعاره باش
یا که ریاضت کِش و این کاره باش
بی جهت از حرف حسابم نرنج
ذوق و توانمندی خود را بسنج!
وی ادامه داد: بخش عمده شعرهای کتاب جدیدم را نامهها دربرمیگیرد که مخاطب این نامهها گاهی افراد و حتی گاهی اجسامی چون قلم، رادیو و ... هستند.
به گفته وی، بخشی از این نامهها پیش از این در مطبوعات منتشر شده ولی بخشی از شعرها نیز برای چاپ در این کتاب سروده شدهاند.
شاعر «داشت عباس قلیخان پسری» درباره نام کتاب جدیدش توضیح داد: فعلا نام «نامههای منظوم و طنزآمیز» را انتخاب کردهام. همانطور که گفتم برخی از نامههای کتاب خطاب به افراد است که در بین آنها چهرههایی چون پروین اعتصامی، اصغر فرهادی، هدیه تهرانی و ... دیده میشود.
عربامینی افزود: همه شعرهای کتاب کلاسیک هستند و فکر میکنم در نهایت 50 قطعه شعر در این کتاب گرد هم آید.
وی با اشاره به اینکه دهخدا تجربه نامههای منثور نظم را داشته است، توضیح داد: من در نظر داشتم تجربه نامهنگاری منظوم طنز را داشته باشم که امیدوارم موفق باشد. البته هنوز تدوین کتاب تمام نشده و درباره ناشر آن هم تصمیم نگرفتهام.
این شاعر در پایان خبر داد: طرحی بر اساس مجموعه شعر طنز «داشت عباس قلی خان پسری» در سازمان صبا برای ساخت انیمیشن تصویب و برای نگارش این مجموعه با من قرارداد بسته شده است.
عرب امینی همچنین «نامه به قلم» از این کتاب را در اختیار مهر قرار داد:
نامه به قلم!
ای قلم سرکش و فرمان نبر
مایه بیچارگی و دردسر
ای همه ثروت و داراییام
عامل بدنامی و رسواییام
پای تو بند من پابسته است
زندگی من به تو وابسته است
من به تو محتاج و تو محتاج من
قصه ما قصه روح است و تن،
جز تو کسی نیست صدایم کند
از تو مگر مرگ جدایم کند
حیف تو هم مثل خودم سادهای
خام شدی دست من افتادهای
گرچه در آن حد پپه و عامه نیست
صاحب تو دکتر و علّامه نیست
قسمتت این بوده که شاعر شوی
طنزنویسی پُر و ماهر شوی
طنز نوشتن هنری جالب است
شکر خداوند به تو واجب است
می شده دارای قساوت شوی
آلت و ابزار قضاوت شوی
حکم غلط داده و امضا کنی
اسم خودت را بد و رسوا کنی
می شده در دست پزشکی جوان
نسخه بپیچی بدهی این و آن
باعث درد و مرض وشَر شوی
از ملک الموت خشن تر شوی
میشده خون در دل مردم کنی
صحبت تعریض و تراکم کنی
نقشهکشی ناشی و جانی شوی
رشوه خوری اهل تبانی شوی
میشده هر روز دبیری زبان
محض عذاب پسری نوجوان
بین دو انگشت قرارت دهد
با کمک زور فشارت دهد
شیفته طنزنویسی شدی
وای چه موجود خبیثی (!) شدی
(گند به این شعر و قوافی زدم
اَه چِقَدر حرف اضافی زدم)
هرچه شنیدی تو فرآموش کن
چرت نگو حرف مرا گوش کن
طنز پر از معرفت و حکمت است
طنز حکیمانه پی خدمت است
طنزنویسی هنری ساده نیست
جز هنر مردم آزاده نیست
غوره خوش طمعتر از کشمش است
مختص افراد ریاضت کِش است
ماحصلش تهمت و تخریب نیست
طنز پی نشر اکاذیب نیست
طنز به معنای حقیقی تک است
هرکه جز آن گفت فقط دلقک است
یا تو همان دلقک بیعاره باش
یا که ریاضت کِش و این کاره باش
بی جهت از حرف حسابم نرنج
ذوق و توانمندی خود را بسنج!
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


