کد خبر: ۸۱۲۲۲۲
تاریخ انتشار:

سازمان نظام مهندسی حسابرسی فرهنگی برای ادامه ، حذف و نظارت بر موسسات و سازمان های فرهنگی تشکیل شود

بهزاد تیمورپور در یادداشتی نوشت : در موسسات و شرکت های دولتی و حتی خصوصی سال یکبار حسابرسی مالی می شود...

گروه فرهنگی - بهزاد تیمورپور پژوهشگر مدیریت فرهنگی و رسانه در یادداشتی نوشت : در موسسات و شرکت های دولتی و حتی خصوصی سال یکبار حسابرسی مالی می شود و جزییات ضرر و سود و انباشت سرمایه و سایر قوانین مالی توسط حسابرس رسمی تهیه و تظنیم و به هیئت مدیره یا مقام عالی تر ارائه می شود در این صورت مشخص می شود مدیر عامل و هئیت مدیره چقدر در تولید ثروت و درآمد موفق بوده اند یا به سوی ورشکستگی و ضرر حرکت کرده اند .

به گزارش بولتن نیوز به نقل از کارگر آنلاین، انقلاب اسلامی از درون کانون ها، مساجد، حسینیه‌ها و مراکز فرهنگی، ادبی و دانشگاهی برخاست و هسته‌ها و نهادهای غیررسمی فرهنگی/دینی یا ایدئولوژیک در پی‌ریزی آن نقش و تاثیری بسزا داشتند. ازآنجاکه نهادهای فرهنگی ابزاری مؤثر در خلق معنی، هویت و منافع گروهی‌اند بعد از انقلاب اسلامی زمینه برای رشد فزاینده‌ی این نهادها، بیش از رشد نهادهای مدنی و سیاسی و حزبی فراهم شد. روند رشد فزایندۀ نهادهای فرهنگی/دینی با شخصیت حقوقی حاکمیتی، دولتی و عمومی در تداوم بقا و حیات خود با چالشی بزرگ مواجه شد، زیرا نسبت به کارآمدی آن در وضعیت فرهنگی کنونی ایران و جهان تردیدهایی جدی پدید آمده است.

هِنری مینتزبرگ (1999) در یک دسته بندی از ساختارهای سازمانی، به ساختارهای ایدئولوژیک (رسالتی) اشاره دارد که انطباق بیشتری با مفهوم سازمان‌های فرهنگی در ایران دارد. طبق نظر مینتزبرگ، در سازمان‌های ایدئولوژیک، از نظام نظارت و برنامه‌ریزی کمتری استفاده می‌شود و می‌توان نتیجه گرفت که سازمان‌های ایدئولوژیک ساختار فنی اندکی دارند. آن‌ها به عواملی چون تخصص‌گرایی در مشاغل، تفکیک بخش‌ها و تقسیم موقعیت‌ها توجهی ندارند و هماهنگی از طریق استاندارد هنجارها صورت می‌گیرد. سازمان‌های ایدئولوژیک بر آداب‌ورسوم و ارزش‌ها استوارند.

معنای فرهنگ در نهادهای فرهنگی ایران با تعریف فرهنگ در بیشتر مطالعات سازمان های فرهنگی سازگاری ندارد؛ زیرا بیشتر این تعاریف به جنبهٔ اوقات فراغت یا جنبه های مادی فرهنگ گرایش و بر آن تاکید دارند که با ماهیت و محتوای سازمان های فرهنگی در ایران تفاوت دارد که هویت گرا و رسالت محورند.

مهم‌ترین تفاوت نهادهای فرهنگی متعارف در جهان با نهادهای فرهنگی رایج در ایران این است که هدف نهادهای فرهنگی عرفی بهبود و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان است که به طور کلی در حوزۀ اوقات فراغت، سرگرمی و نشاط یا همبستگی اجتماعی و شهروند فرهنگی دسته بندی می شوند، اما نهادهای فرهنگی دولتی و حاکمیتی در ایران نهادهای رسالت محور و ایدئولوژیک هستند که هدفشان ترویج عقیدۀ خاص و انسان سازی در تراز مکتب اسلام و تشیع است.

سازمان نظام مهندسی حسابرسی فرهنگی برای ادامه ، حذف و نظارت بر موسسات و سازمان های فرهنگی تشکیل شود

فعالیت سازمان حسابرسی چیست ؟

در موسسات و شرکت های دولتی و حتی خصوصی سال یکبار حسابرسی مالی می شود و جزییات ضرر و سود و انباشت سرمایه و سایر قوانین مالی توسط حسابرس رسمی تهیه و تظنیم و به هیئت مدیره یا مقام عالی تر ارائه می شود در این صورت مشخص می شود مدیر عامل و هئیت مدیره چقدر در تولید ثروت و درآمد موفق بوده اند یا به سوی ورشکستگی و ضرر حرکت کرده اند .
این امر هر مدیرعاملی را همیشه در آماده باش قرار می دهد تا در ایام حسابرسی بهترین گزارش مالی همراه با اسناد مربوطه را تهیه نماید و به حسابرس تحویل دهد تا بیشترین راندمان اقدام صحیح مالی همراه با اسناد مثبته را به دست آورد.

حسابرسی به عنوان یک حرفه، یک تخصص و یک رشته، عمر نسبتا کوتاهی دارد در جهان که به زحمت به بیش از یکصد سال می رسد. اما همزمان و همراه با تحولات شتاب آمیز یکصد سال گذشته، حرفه حسابرسی نیز به سرعت خودرا با شرایط و اوضاع و احوال زمان تطبیق داده و به عنوان یک دانش تخصصی مطرح شده است.
قدمت حسابداری در ایران به اولین تمدن ها بر می گردد. داده های تاریخی بدست آمده از شهرهایی چون شوش و چغامیش (که در نزدیکی شوش بوده است)، مانند گلوله ها و مهره های شمارشی، حاکی از این است که ایران باستان خیلی زود وارد عرصه حسابداری شده است.همچنین گل نوشته های حاوی پیام های کوتاه و غالبا دارای محتوای هزینه و درآمدی درخور توجه است.این داده ها در پی حفاری های تخت جمشید به دست آمده و مربوط به دوره هخامنشیان می باشند.
ساختار اقتصادی در سال های 1342 به بعد تغییر کرده و نظام اقتصادی نوین گسترش یافت.این گسترش موجب شد، حسابداری به عنوان حرفه ای که نیاز های اطلاعاتی موسسات و شرکت های جدید را برآورده می کرد، دیده شود.

این سوال سال هاست برای بنده همیشه یک مهم جلوه می کند با توجه به اندک حضورم در برخی از مسئولیت های اجرایی فرهنگی مهمتریین شاخص های فرهنگی مصوب با حضور یک فرد در راس آن مجموعه و با یک بخشنامه به بایگانی می رود و شاخص های جدید بدون پشتوانه نیاز سنجی و علمی وارد ماموریت اقدامات فرهنگی می شود و حتی نتیجه گیری و ثمر آن نیز پیوست نمی شود . جالب تر آنکه پس از استعفا و یا عزل و یا ارتقای آن مدیر ارشد فرهنگی کع عموما سابقه تحصیلی و اجرایی غیر فرهنگی دارند هیچ نهادی ارزیابی اقدامات وی را ندارد و عموما دستگاه های نظارتی موضوعات مالی را بررسی و درنتیجه تخلف وی در این حوزه اعلام می شود . این یعنی حوزه مالی مهمتر از نتیجه اقدام برابر با اولویت هاست !

اگر ما در کشور بتوانیم موسسات حسابرسی فرهنگی نظیر جامعه حسابداران رسمی کشور و ... با حضور متخصصان دانشگاهی و تجربی موفق تاسیس کنیم براحتی وضعیت موسسات فرهنگی و سازمان ها در این حوزه توسط کارشناسان حسابرس فرهنگی بررسی و به اطلاع مردم و مراجع رسمی ناظر می رسد .

پس از بررسی ها شاهد دو اتفاق خواهیم بود : یکی اصل ادامه فعالیت آن موسسه فرهنگی که کار آمد بوده یا خیر و یا انحراف از ماموریت آن ها .

تولید ثروت های فرهنگی و افزایش شاخصی های فرهنگی در جامعه حلقه ی مفقوده است که هر سازمانی به گردن یک سازمان دیگر می اندازد نتیجه آن هم می شود عقب نشینی از فرهنگ وتمدن ایرانی اسلامی عزیز کشورمان .

امیدوارم در آینده نزدیک مجلس و دولت سازمان نظام مهندسی حسابرسی فرهنگی را به صورت مردم نهاد تاسیس نمایند که هم کارشناسان مجرب موجود عضو این سازمان شوند و سازماندهی ایجاد شود و هم فعالیت های صنفی و اقتصادی و تولید علم در این سازمان مردم نهاد بدون دخالت دولت ها آغاز شود .

واقعیت این است که ناکارآمدی بخش‌هایی از عوامل اجرایی و نهادهایی از دولت، پاسخ‌گو نبودن نهادهایی از نظام، فقدان نظارت کافی و پیگیری لازم از سوی مجلس بر کارآمدی بهتر نهادهای فرهنگی و نبود ارتباط کافی با بدنه و بخش‌های مختلف مردم باعث ایجاد نارضایتی‌هایی در سطح جامعه شده است.

پایان بخش اول یادداشت .
ادامه دارد .....

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین