کد خبر: ۸۸۷۵۲۸
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

هدف ترامپ، تسخیر خاک نیست؛ حمله به اقتصاد و تاب‌آوری ملی است

آنچه امروز در قالب «تهدید»، «تعویق حمله» و «عقب‌نشینی تاکتیکی» از سوی ترامپ مطرح می‌شود، صرفاً یک بلوف سیاسی یا بازی رسانه‌ای زودگذر نیست.
هدف ترامپ، تسخیر خاک نیست؛ حمله به اقتصاد و تاب‌آوری ملی است

گروه بین الملل - مجید سجادی پناه: آنچه امروز در قالب «تهدید»، «تعویق حمله» و «عقب‌نشینی تاکتیکی» از سوی ترامپ مطرح می‌شود، صرفاً یک بلوف سیاسی یا بازی رسانه‌ای زودگذر نیست. بلکه راهبردی است که میدان اصلی آن نه خاک و مرز، بلکه ذهن جامعه، قدرت تصمیم‌گیری و تاب‌آوری اقتصادی ملت‌ ماست.

۱. «عادی‌سازی» تهدید به‌مثابه سلاح

به گزارش بولتن نیوز، تکرار مستمر تهدید به حمله و عقب‌نشینی؛ تاکتیکی که در ادبیات امنیتی از آن با عنوان «اثر پسر چوپان دروغگو» یاد می‌شود.
هدف این تاکتیک، ایجاد «خستگی هشدار» در ساختار دفاعی و افکار عمومی است؛ یعنی جامعه و نهادهای تصمیم‌گیر، پس از چندین هشدار بی‌نتیجه، به نقطه‌ای برسند که تهدید واقعی را نیز جدی نگیرند.

دشمن می‌کوشد ایران را در برابر هر هشدار تازه، گرفتار این تردید مرگبار کند:

 «آیا این تهدید واقعی است، یا اینهم مانند دفعات قبل صرفاً جنگ روانی؟»

این دقیقاً همان نقطه‌ای است که خطای محاسباتی متولد می‌شود.

۲. سه پرده یک سناریوی ثابت

پرده اول: تهدید برای تولید هراس

ابتدا فضای رسانه‌ای با «شمارش معکوس»، «اولتیماتوم» و «احتمال حمله قریب‌الوقوع» اشباع می‌شود.
سپس ناگهان خبر تعویق یا توقف عملیات منتشر می‌گردد تا بازیگر مهاجم، خود را «صلح‌طلب» و طرف مقابل را «عامل بحران» معرفی کند.
این عقب‌نشینی ظاهری، نه نشانه عقلانیت، بلکه بخشی از فرایند آماده‌سازی روانی برای مراحل بعدی است.

*پرده دوم: فریب راهبردی و اطمینان‌سازی کاذب*

در این مرحله، دشمن با انتشار پیام‌های آرام‌کننده و سیگنال‌های کنترل‌شده، احساس کاهش خطر را القا می‌کند؛ در حالی که هم‌زمان، زیرساخت‌های عملیاتی حمله در حال تکمیل است.

اوج این فریب زمانی رخ می‌دهد که ساختار دفاعی یا افکار عمومی، تهدید را «تمام‌شده» تلقی کند.
در چنین شرایطی، غافلگیری نه محصول قدرت صرف نظامی، بلکه نتیجه خطای ادراکی و تحلیل نادرست خواهد بود.

پرده سوم: ضربه نهایی در لحظه غفلت

مرحله سوم زمانی آغاز می‌شود که جامعه و ساختار تصمیم‌گیری دچار «عادت به هشدار» شده‌اند.
در این نقطه، حمله واقعی با تغییر زمان، شیوه و الگوی عملیات انجام می‌شود تا بیشترین میزان شوک و اختلال ایجاد گردد.

در چنین مدل‌هایی، عنصر اصلی پیروزی دشمن، قدرت آتش نیست؛ بلکه «غافلگیری روانی» است.

۳. «پتک سنگین»؛ تغییر ماهیت جنگ از اشغال سرزمین به تخریب زیست اقتصادی

نقطه تحول مهم در راهبرد جدید دشمن، عبور از عملیات‌های محدود نظامی به الگویی موسوم به «پتک بزرگ» است.

در این الگو، هدف اصلی نه اشغال جغرافیا و نه حتی تغییر مستقیم حاکمیت سیاسی است؛ بلکه مأموریت اصلی، فرسایش تدریجی ظرفیت زیست اقتصادی کشور است.

به بیان دیگر، دشمن به این جمع‌بندی رسیده که:

- فروپاشی خدمات عمومی،
- اختلال در زیرساخت‌های حیاتی،
- بحران انرژی،
- قطع زنجیره تأمین کالا،
- و فشار معیشتی مستمر،

می‌تواند بیش از یک جنگ کلاسیک، انسجام داخلی را تضعیف کند.

از همین رو، «پل‌ها»، «شبکه برق»، «تأسیسات انرژی»، «سامانه حمل‌ونقل»، «شبکه ارتباطی» و «زیرساخت‌های توزیع کالا» به اهداف راهبردی تبدیل می‌شوند.

در این جنگ، سنگر اصلی فقط مرزها نیست؛
بلکه «سفره مردم»، «پایداری خدمات» و «اعتماد عمومی» است.


*4. راهبرد مقابله؛ از «هوشیاری فعال» تا «کابینه جنگ اقتصادی»*

مقابله با چنین جنگی، صرفاً با پاسخ نظامی ممکن نیست.
این نبرد، نیازمند ترکیبی از قدرت امنیتی، انسجام اجتماعی، مدیریت اقتصادی و بازسازی اعتماد عمومی است. جامعه باید نسبت به تاکتیک‌های جنگ روانی آگاه شود؛ نه دچار هراس گردد و نه به تهدیدها عادت کند.

5. دولت؛ قرارگاه اصلی جنگ اقتصادی

در شرایط جنگ ترکیبی، هر وزیر یک فرمانده میدان است.
اگر نیروهای مسلح مسئول دفاع سخت‌اند، دولت مسئول حفظ پایداری زیست عمومی و جلوگیری از فروپاشی اقتصادی است.

امروز دیگر مدیریت اقتصادی، صرفاً اداره روزمره کشور نیست؛
بلکه بخشی از معماری دفاع ملی است.

وزیری که نتواند:

- زنجیره تأمین را حفظ کند،
- خدمات عمومی را پایدار نگه دارد،
- بحران را مدیریت کند،
- و آرامش بازار را تثبیت نماید،

در عمل، سنگر خود را از دست داده است.

در شرایط جنگی، حفظ مدیران ناکارآمد نه ملاحظه سیاسی، بلکه تهدیدی علیه امنیت ملی محسوب می‌شود.
از همین رو، بازآرایی تیم اقتصادی متناسب با شرایط «اقتصاد جنگی» باید به یک ضرورت فوری تبدیل شود. هر وزیر ناکارامد یا باید استعفا و با به سرعت عزل شود.

هدف اصلی عملیات روانی دشمن، تزریق سه مؤلفه است:

ناامیدی، ترس،  و انفعال.

در برابر آن، سه عنصر تعیین‌کننده قرار دارد:

امید، آگاهی، و کنش فعالانه.

امروز شهروند آگاه، بخشی از جبهه مقاومت است.

برچسب ها: اقتصاد ، تاب آوری ملی

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین