کد خبر: ۵۵۱۰۱۱
تاریخ انتشار:
برنامه فرهنگی برای کودکان حلب

دست در دست بچه های حلب

با این‌که مربی گفته بود باید فقط از یک دست استفاده کنید، اما پسرک یواشکی با دو دست چوب‌های جِنگا را جابه‌جا می‌کرد و با نگاهش...
گروه فرهنگ و هنر: با این‌که مربی گفته بود باید فقط از یک دست استفاده کنید، اما پسرک یواشکی با دو دست چوب‌های جِنگا را جابه‌جا می‌کرد و با نگاهش امتداد نگاه مربی را می‌پایید و وقتی که تکه چوبی را که در آورده بود روی سطح بالایی می‌گذاشت؛ نفس راحتی می‌کشید. هر تکه چوب به اندازه یک آجر بزرگ بود و دو طرف بازی آرزو می‌کردند که در هر لحظه چوب نفر مقابل باعث شود که کل چوب‌ها بریزد و این آرزو هربار برای هر کدام‌شان تکرار می‌شد.
 
دست در دست بچه های حلب

به گزارش بولتن نیوز به نقل از جام جم آنلاین، بالاخره موقع برداشتن یکی از چوب‌های بزرگ آجری؛ همه چوب‌ها بهم ریخت و روی زمین افتاد. علاوه بر این بازی جنگای بزرگ، روی میزهای قسمت کودکان هم جنگاهای کوچک‌تر همراه با اتللو و دوز قرار داده بودند و بچه‌ها می‌توانستند از آنها هم استفاده کنند. بازی‌های فکری در رستوران بازی در این برنامه حس و حال خوبی دارد. در قسمت دیگر میدان بچه‌ها سعی می‌کردند، با گچ روی تخته سیاه‌های ۱۰۰ در ۷۰ سانتی‌متری نقاشی بکشند؛ امشب خانوم مربی نقاشی گفته بود موضوع نقاشی‌تان مقاومت سوریه در جنگ باشد، بیشتر تابلوهای نقاشی پرچم سوریه داشت یا سربازی که در حال مبارزه بود.

به این فکر می‌کردم این حال و هوای بچه‌ها به خاطر لمس جنگ با جان و روح‌شان است جنگ خیلی به حال و هوای نقاشی‌هاشان نزدیک است. اصولا بازی‌شان تفنگ‌بازی است و بیشتر نقاشی‌هاشان پرچم سوریه در حالت‌های مختلفی روی لباس، روی سر بند یا روی بازو و در حال اقتدار است.

برنامه ترکیبی

شب‌های نورانی(الیالی الساطعه) در واقع یک برنامه ترکیبی است و در آن در ساعت‌های مختلف قسمت‌های مختلف فعال می‌شوند. معمولا هر شب از ساعت ۹ تا 11 شب برنامه مخصوص کودکان و نوجوانان است.

قسمت نقاشی روی صورت بچه‌ها هم جز قسمت اول برنامه محسوب می‌شود. میدان سعدا... جابری یکی از میدان‌های مشهور شهر حلب است؛ میدانی که تقریبا در مرکز شهر قرار دارد و به همه نقاط شهر دسترسی دارد؛ استانداری حلب در قسمت جنوبی همین میدان و دفتر مرکزی حزب بعث در قسمت شمالی میدان است. معمولا شب‌ها حدود سه هزار نفر مهمان در این میدان جمع می‌شوند و علاوه بر صندلی‌هایی که برای‌شان چیده شده؛ ایستاده هم از برنامه‌های جشن شب‌های نورانی(الیالی الساطعه) استفاده می‌کنند.

تلاش برای نقاشی شدن

بچه‌ها برای این‌که روی صورت‌های‌شان نقاشی کشیده شود به صف ایستاده بودند، دختر و پسر نداشت. از بچه یک ساله که در آغوش مادر بود تا پسر و دخترهایی که نهایتا به ده سال می‌رسیدند. بعضی از بچه‌ها می‌خواستند با هل دادن کمی جلوتر بیایند یا بعضی دیگر می‌خواستند جایشان را با تلاش حفظ کنند.

هیجان کار تا اندازه‌ای بود که بعضی وقتها مادرها و یا پدرها هم برای کمک به فرزندان‌شان پیش قدم می‌شدند تا آنها را کمی جلوتر بفرستند و زودتر نوبت‌شان شود.

کسی که مسئول نقاشی روی چهره بچه‌ها بود، در روزهای اول تنها کار می‌کرد ولی هرچه که می‌گذشت با توجه به این‌که تعداد مخاطبانش بیشتر می‌شد، کمک بیشتری می‌گرفت؛ به نظرم شب چهارم یا پنجم بود که حدودا هفت نفر مشغول کشیدن نقاشی روی صورت بچه‌ها بودند. این بخش یکی از بخش‌های جذاب برنامه شب‌های نورانی(الیالی الساطعه) بود؛ بچه‌ها اول صورت شان نقاشی می‌شد و بعد وارد رستوران بازی می‌شدند.

ایستگاه بازی

قسمت بازی‌های گروهی، رستوران بازی و قسمت بازی‌های خردسالان که بخش‌های خلاقیت و قصه‌گویی و... جزیی از آن است. قسمت بازی‌های گروهی در طول زمان بازی‌های متنوعی داشت مثلا در ابتدا مار و پله داشتند. مربی ارشد در وسط میدان ایستاده و بازی‌های مار و پله را برای دیگر مربیان و بچه‌های شرکت کننده شرح می‌دهد. یک صفحه بزرگ مار و پله که رویش مارها در خانه آمریکا و اسرائیل نیش می‌زدند و بچه‌ها باید بدون جوراب روی صفحه بنر بازی می‌کردند.

مربی تاس بزرگ با اندازه‌ای نزدیک به یک متر در یک متری که به جای دایره‌های رویش از ستاره‌های سوری و به جای عدد ۶ از تصویر پرچم سوریه استفاده شده بود را در دست گرفت و در مورد اعدادش توضیح داد. بعد هم بچه‌ها با هیجان و علاقه در اطرافش جمع شدند.

از نگاه پر اشتیاق بچه‌ها می‌شد فهمید که در دل‌شان چه غوغایی است. بچه‌ها اگر می‌خواستند بازی کنند، باید دو به دو در کنار هم قرار می‌گرفتند. یکی از آنها باید برای هم گروهی خودش تاس می‌انداخت و هم تیمی‌اش در صفحه حرکت می‌کرد تا به مقصد برسد.

بعد هم مسابقه انتقال آب؛ بچه‌ها کلاه‌هایی روی سرشان بود. کلاه‌هایی که رویشان مخزن‌های کوچک آب نصب شده بود و باید با کمک کلاه‌ها هر تیم آب را به مقصد می‌رساندند؛ چهار نفر که کلاه روی سرشان بود باید آب را از یک لوله کوچک عبور می‌دادند و به ظرف اصلی که نفر انتهایی در دست داشت می‌رساندند؛ این هم خودش هیجان زیادی داشت.

بعد از آن نوبت به بازی سطل آب می‌رسید؛ یک سطل بزرگ آب با چهار طناب دو متری به دست چهار نفر سپرده می‌شد و آنها باید چهار نفری این ظرف را به مقصد می‌رساندند؛ تصورش را بکنید که چهار نفر ۴ تکه چهار طرفه طناب را گرفتند و می‌خواهند هیچ آبی از آن بیرون نریزد.

این مسابقه زمانی که دو گروه به صورت همزمان برگزار می‌شود جیغ و فریاد بیشتری از طرف تماشاگران را به همراه دارد.

برنامه رسمی

این بازی‌ها و مسابقه‌ها در همان بخش اول برنامه یعنی از ساعت ۹ تا ۱۱ برگزار شد و بعد از آن مجری برنامه؛ همه را برای شروع رسمی مراسم به صندلی‌هایشان دعوت کرد. مجری به روی سن آمد و بعد از تشکر از حضور مهمان‌ها با درود به روح حافظ اسد رئیس‌جمهور فقید از همه خواست که به احترام او یک دقیقه بایستند.

گروه موسیقی کرال حلب سرود ملی سوریه را خواند و برنامه شب‌های نورانی(الیالی الساطعه) رسما شروع شد. اجرای تئاتر مقاومت توسط هنرآموزان مرکز دفاع مردمی حلب با عنوان حلب بخش پر طرفداری بود. در این بخش تئاتر ماجرای تجاوز به خاک سوریه و همکاری نیروهای ایرانی و حزب‌ا... را در دفاع از این سرزمین روایت می‌کرد.

امشب و در برنامه شب‌های نورانی (الیالی الساطعه) از خبرنگاران، عکاسان و تصویربرداران جنگ سوریه تقدیر شد. این تقدیر به مناسبت استواری و همراهی این زنان و مردان در روزهای سخت با مردم سوریه و انعکاس اخبار و تصاویر واقعی به مردم سوریه و دیگر مردم نقاط دیگر جهان بود.

در بین تقدیر شوندگان مادر شهید یزن کحیل حضور داشت. ضیاء قدور، مادر شهید کحیل خود خبرنگار شبکه العالم بود و پسرش نیز در همین شبکه به عنوان تصویربردار فعالیت داشت.

ضیاء قدور بعد از دریافت هدیه فرزندش گفت: این تقدیر از شهید بود و من از مرکز کودک و نوجوان اوج و موسسه فرهنگی مهاد به عنوان برگزار کننده این برنامه؛ برای این تکریم تشکر می‌کنم. این افتخاری برای من است که به عنوان یک مادر شهید از من تقدیر شود.

او در ادامه با بغض گفت: در این جنگ به مردم سوریه سختی‌های زیادی تحمیل شد و ما با تمام توان در مقابل این سختی‌ها ایستادیم.

فرزند من مثل دیگر فرزندان سوریه در این بین جان خود را فدای وطن کرد؛ این شهادت و شهادت‌های از این دست باعث می‌شود ما همچنان در مسیر مقاومت زندگی کنیم و این راه را ادامه دهیم.

شهید یزن کحیل دوماه قبل در عفرین و توسط نیروهای جبهه النصره به شهادت رسیده است

برچسب ها: آجری ، کودکان ، دفتر مرکزی

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
captcha
(کد امنیتی به حروف کوچک و بزرگ حساس نیست)

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین