کد خبر: ۸۷۸۴۹۳
تعداد نظرات: ۲۸ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

چرا «مادر» نقطه ندارد؟ روایتی از عشقی که تمام نمی‌شود

در ادبیات و نگاه فرهنگی ایرانیان، «مادر» جایگاهی فراتر از واژه‌ها دارد؛ مفهومی که نه با نشانه‌ها تعریف می‌شود و نه با نقطه پایان می‌گیرد. روایت‌های احساسی و اجتماعی اخیر بار دیگر این پرسش را زنده کرده‌اند که چرا مادر، برخلاف دیگر نقش‌های خانوادگی، نقطه ندارد.
چرا «مادر» نقطه ندارد؟ روایتی از عشقی که تمام نمی‌شود

گروه اجتماعی،مادر در فرهنگ ایرانی و اسلامی، تنها یک نقش خانوادگی نیست؛ بلکه ستون اصلی خانواده و ریشه شکل‌گیری عشق، امنیت و هویت اجتماعی به شمار می‌رود. نگاهی ساده به واژه‌ها نیز گاه می‌تواند معناهای عمیقی را آشکار کند؛ جایی که «پدر»، «دختر» و «پسر» هرکدام با نقطه شناخته می‌شوند، اما «مادر» بی‌نقطه باقی مانده است.

 

به گزارش بولتن نیوز،این بی‌نقطه بودن، در نگاه بسیاری، نمادی از فداکاری بی‌وقفه مادر است؛ زنی که ذره‌ذره وجود خود را وقف خانواده می‌کند، بی‌آنکه سهمی برای خود نگه دارد. مادر نقطه ندارد، زیرا نقطه‌های زندگی‌اش را یکی‌یکی بخشیده است؛ برای فرزند، برای همسر و برای آرامش خانه.

تعداد بازدید : 47

در این میان، جایگاه مادران شهدا جلوه‌ای عمیق‌تر از این مفهوم را نمایان می‌کند. مادرانی که نه‌تنها فرزندان خود، بلکه آرامش و دلبستگی‌هایشان را در راه باورها و امنیت جامعه تقدیم کرده‌اند. اگر امروز از آرامش، امنیت و تداوم زندگی سخن گفته می‌شود، سهم این مادران انکارناپذیر است.

 

خانه برای بسیاری، با نام مادر معنا پیدا می‌کند؛ جایی که پس از خستگی‌های روزمره، عشق بدون شرط انتظار می‌کشد. با این حال، گاه در تعبیرهای روزمره از عشق، از عمق این احساس غافل می‌شویم و فراموش می‌کنیم که نخستین و ماندگارترین شکل عشق، در آغوش مادر شکل گرفته است.

 

شاید راز بی‌نقطه بودن «مادر» همین باشد؛ واژه‌ای که پایان ندارد، عشقی که تمام نمی‌شود و حضوری که حتی در نبودن هم ادامه دارد. مادر، نه نقطه دارد و نه پایان؛ او خود، ادامه زندگی است.

برچسب ها: مادر ، شهدا

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۲۸
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۲
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۳:۰۲ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۴
0
0
حق مادر رو ادا کردید
ممنون
قدرت الله شاه محمدی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۳:۱۴ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۴
0
0
روح تمام مادران آسمانی بخصوص مادران شهدا شاد
سجاد
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۳:۴۰ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۴
0
0
خدا رحمت کند مادر آقای امینی
و همه مادران آسمانی
ما که در روز مادر فقط ناراحت هستیم
و بغض داریم نهفته
که هیچ کس درک نمیتونه بکنه
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۰:۴۴ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۵
0
0
مادرا همه مظلومند
ولی من همیشه دلم برای مادر شهید عجمی و علی وردی میسوزد
خیلی مظلوم واقع شدند
من هر موقع عکس این شهدا رو میبینم دلم خیلی میگیره
وای بر مادرانشان
کرمپور
|
Romania
|
۰۹:۰۴ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۵
0
0
عرض سلام و احترام دارم خدمت برادر عزیز حاج آقا توحیدلو گرامی
نشست شما را تصادفا و اگر اشتباه نکنم از شبکه تهران دیدم و بسیار لذت بردم.خیلی عالی بود
انشاالله همیشه سربلند و پرافتخار باشید🙏🌹🪻
التماس دعا🤲
لیلا براتی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۹:۲۲ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۵
0
0
مادر قلب خونست مادر چراغ خونست مادر یعنی عشق! یعنی اگه داریش قدرشو بدون
ناشناس
|
United States of America
|
۰۹:۴۵ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۵
0
0
سلام استاد عزیز برنامه تون را با اتفاق خانواده دیدیم. مثل همیشه خیلی ها
واقعا روحانی باید اینطوری لباس بپوشه
قشنگ و‌ جوون پسند
زیبا حرف برنه و مردمی باشه
البته میدونم که به شما خیلی حسودی میکنن
چون واقعا حسادت در میان مردم زیاد
و آدمهای حسود کم نیستند چه موفقیت دیگران رو نمی تونن ببینن
ولی در کل ممنونم که شادی و نشاط رو به خونه هامون آوردید در هر صورت کاش داستان لیلی و مجنون تون رو هم بزارید
موفق باشید و ان شاالله همیشه بدرخشید
مصطفوی شاکرد کوچک شما
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۱۹ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۵
0
0
به نطر من روی نقطه زیاد حساب باز نکنید جون مامان وننه اننه نقطه دارد ولی واقعا مادر وپدر بی‌نظیر هستند خداوند حفطشان کند وخداوند به سیاهم صحت وسلامتی بدهد که با توجه به حرفهای چیپ وبی ارزشی که این روزها درباره زن شنیده شد از بعصی آدمها حق زنان که مادر است را خوب د. این بیانات اد ا کردید با عرص معدرت شما درست است
فرهادی
|
United States of America
|
۱۳:۵۲ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۵
0
0
سلام استاد مبحث نقطه مادر عالی عالی، لذت برم
این حکایت هم من تقدیم می‌کنم که ان شاء الله مفید فایده باشد

سال‌ها پیش در کلاسی شلوغ، ساعت مچی گران‌قیمت یکی از دانش‌آموزان ثروتمند گم شد. دانش‌آموز با گریه به معلم گفت: «آقا، ساعت من دزدیده شده!»
معلم رو به کلاس کرد و گفت: «هرکس ساعت را برداشته، لطفاً پس بدهد.» اما هیچکس تکان نخورد.
معلم که نمی‌خواست پای پلیس و ناظم به میان بیاید و آبروی کسی برود، فکری کرد و گفت:
«همه شما بلند شوید و رو به دیوار بایستید و چشمانتان را محکم ببندید. من جیب‌های شما را یکی‌یکی می‌گردم. تا وقتی نگویم، هیچکس نباید چشمانش را باز کند.»
دانش‌آموزان اطاعت کردند. در میان آن‌ها، پسری فقیر بود که ساعت را برداشته بود. او از ترس می‌لرزید و عرق سردی بر پیشانی‌اش نشسته بود. او می‌دانست که تا چند لحظه دیگر، آبرویش جلوی همه می‌رود، از مدرسه اخراج می‌شود و دیگر نمی‌تواند سرش را بالا بگیرد.
معلم شروع به گشتن کرد... جیب اول، دوم، سوم... تا اینکه به پسرک فقیر رسید. دست معلم ساعت را در جیب او لمس کرد.
پسرک منتظر فریاد معلم بود، اما... معلم ساعت را برداشت و بدون هیچ مکثی به سراغ نفر بعدی رفت!
او تمام جیب‌های دانش‌آموزان را تا نفر آخر گشت.
سپس گفت: «خب، چشمانتان را باز کنید. ساعت پیدا شد.» و ساعت را به صاحبش داد، بدون اینکه نامی از دزد ببرد.
آن روز گذشت و معلم هرگز، حتی با یک نگاه معنی‌دار، به روی آن پسر نیاورد که او دزد بوده است.
سی سال گذشت...
آن پسرک فقیر حالا مرد موفقی شده بود. روزی معلم پیرش را دید و با شوق نزد او رفت و گفت:
«استاد، مرا می‌شناسید؟ من همان شاگردی هستم که آن روز ساعت را دزدید و شما جیبش را گشتید اما رسوایش نکردید. شما زندگی مرا نجات دادید. اگر آن روز مرا معرفی می‌کردید، آینده‌ام تباه می‌شد. می‌خواستم بپرسم چطور توانستید آن‌قدر بزرگوار باشید و حتی بعد از آن ماجرا هم نگاهتان به من عوض نشد؟»
معلم پیر لبخند مهربانی زد، دست روی شانه مرد گذاشت و جمله‌ای گفت که مرد را همان‌جا روی زمین میخکوب کرد:
«پسرم... راستش را بخواهی من اصلاً نمی‌دانستم ساعت را تو برداشته‌ای! چون من هم موقع گشتن جیب‌هایتان، چشمانم را بسته بودم...»
مرد به پای معلم افتاد و اشک ریخت. معلمی که نخواست حتی خودش چهره شاگردش را در حال خطا ببیند تا مبادا قضاوتش نسبت به او تغییر کند...
نتیجه اخلاقی:
پوشاندن عیب دیگران، هنر مردان خداست.
تربیت کردن فقط با "نصیحت" نیست، گاهی با "ندیدن" و "گذشتن" است. اگر خطای کسی را دیدی و آبرویش را نبردی، آن وقت ادعای انسانیت کن.
یک تلنگر زیبا:
بیایید امروز عهد ببندیم اگر رازی از کسی فهمیدیم یا لغزشی دیدیم، صندوقچه اسرار باشیم، نه بلندگوی رسوایی. شاید آن یک خطا، تمامِ حقیقتِ آن آدم نباشد.
درود و روزتان به مهر
شربیانی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۰۹ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۵
0
0
اگرچه، دیگر در کنارم نیستی اما همیشه قهرمان من می‌مانی! هر وقت که راهنمایی‌هایت دنبال می‌کنم، موفق می‌شوم. دلم خیلی برایت تنگ شده است.
م مثل مادر
استفاده نمودیم
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۱۳ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۵
0
0
ببخشید مادرای الان دور از جون بعضی از مادرا دیگه مثل قدیم نیستند منفعت طلب هستن و فقط خودشون رو میبینند من این رو به واضح میبینم مادران قدیم بودند که با کم و زیاد مرد میساختن الان تا تقی به توقی میخوره شکایت
مهریه اجرا گذاشتن
هزار تا نقشه
اصلا تره هم برای بچه خورد نمیکنن
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۱:۵۵ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۵
0
0
مادر مهربان هستی، فاطمه زهرا (س)، کاش می‌توانستم رو در رو و مقابل تو نشسته و چشم در چشم با تو سخن بگویم. هزاران ساعت حرف داشتم که با تو بگویم و هزاران بار می‌خواستم از وجود پربرکت تو، به سهم خویش مستفیض شوم. آرزو داشتم که می‌توانستم سر بر زانوانت گذاشته و غم‌های وجودم را با تو بازگو می‌کردم.
غلامرضا توسلی
|
United States of America
|
۰۳:۲۳ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۶
0
0
مادر، تو زمزمه‌ی امنیت در نجوای شبانه‌ی تاریک‌ترین شب‌ها، پناه بی‌پایان عاطفه در برابر طوفان‌های دنیا هستی. با هر لبخندت، گویی بهار از راه رسیده و با هر نگاهت، جهانی از مهربانی به رویم گشوده می‌شود. دستانت، خزانه‌ای از آرامش، در برابر هیاهوی زندگی، و صدایت، لالایی‌هایی هستند که هنوز هم در گوشم طنین‌انداز هستند.
تو نه تنها بذر عشق را در وجود من کاشتی، بلکه با صبر و ایثار، آن را به درختی تنومند پرورش دادی که اکنون سایه‌سارش از هر آفتابی محکم‌تر است. هر چین و شکن دستانت، خطوطی هستند از نقشه‌ی دنیایی که برای ساختن آن، هیچ دریغی نکردی. مادر، تو همچون نور فانوسی در شب‌های بی‌ستاره، راهنمای من در مسیر پرپیچ و خم زندگی بوده‌ای.
در قلبت، چشمه‌ای از محبت جاری است که هرگز خشک نمی‌شود. هر روز با تو، جشنی است برای جان، جشن بودن و بودن‌هایت. مادر، نام تو معادل با عشقی است که هرگز فروکش نمی‌کند، عشقی که با هر دم و بازدم، بزرگ‌تر و والاتر می‌شود.
ناشناس
|
Canada
|
۱۱:۵۳ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۶
0
0
....عمو هم نقطه ندارد
کرامت عظیمی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۰۹ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۶
0
0
سلام و درود بر دست اندرکاران بولتن نیوز و سپاس از استاد عزیز و خوش صحبت ، فرمایشات ملاحظه شد
از راه دور قدردان تان هستیم…
خواستم بعد از تشکر ، عرض کنم چرا بعضی افراد قشنگی و زیبای طبیعت و روزگار و استفاده از دیگران را بر خود جایزه نمی دانند و اگر حرف قشنگ و‌ زیبای بیان شده به جای تشکر و تقدیر دنبال اشکال تراشی هستند به شکلی که خود را جامع و کامل معلومات می دانند و سخن بزرگان را نمی خواهند بپذیرند…
اولاً عرض می شود صحبت راجع به مادر ، خیلی قشنگ بود مخصوصاً مادر عالم امکان حضرت زهرا سلام الله علیها.
همانطور که در فیلم کاملاً واضح و مشخص است دو مجری از فحوای کلام استاد به وجد آمدن و شروع به تقدیر و تشکر کردن که این از روح بلند مجریان است چون معمولاً بدین شکل است که مجریان تقدیر و تشکر نمی کنند…
ثانیاً کلام استاد توحیدلو ، مطلب جدید و نوی در مورد مادر بود و بنده و خانواده ام از راه دور لحظه بردیم و به وجد آمدیم…
ثالثاً ظاهرا بعضی افراد ، اگر اشکال تراشی نکنند روزشان شب و شب شان روز نمی‌شود
جهت استحضار همگان
از نظر دکترین جامعه شناسی خانواه‌کوچک اطلاق به افراد مانند پدر و مادر و پسر و دختر خانواده اشاره دارد و افرادی مانند عمو و عمه جز خانواده و حریم خصوصی محسوب نمی‌شود.
پس ملاحظه بفرمائید همانطور که عمو نقطه ندارد عمه نیز نقطه ندارد منظور سخنران؛ خانواده کوچک بود که بین پدر و مادر و دختر و پسر فقط مادر است که نقطه ندارد و به فرمایش استاد توحیدلو چه زیبا و قشنگ بود که مادر مادر مادر نقطه نقطه وجودش را وقف خانواده کرده است
احسنت و درود که بسیار عالی بیان داشتید…
سپاسگزارم از بولتن و کارشناس جناب توحیدلو البته با اجازه اشکال تراش و ایرادگیران بزرگوار… که اعتقادی به جمله امیرالمومنین علی علیه السلام ندارند که فرمودند؛ مَن عَلَّمَنی حَرفاً فَقَد صَیَّرَنی عَبداً «هرکس که یک حرف به من بیاموزد، مرا بنده خود کرده است».
موفق و تندرست باشید … استاد کوچک دانشگاه
از راه دور موفقیت بولتن نیوز را می ستایم…
قشنگ و زیبا زندگی کنید.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۴۳ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۶
0
0
نکات قابل توجه برای تاثیر مادران در رشد فرزند خود

مادران همواره اهمیت زیادی در خانواده دارند و بیشترین تاثیر را روی کودک دارند.


از مهم‌ترین وظایف مادر در قبال فرزند محبت کردن به او و آموزش اصول ضروری در زندگی است.
در ادامه به ده نکته مهم در خصوص وظایف مادر در قبال فرزند اشاره میکنم شاید مفید فایده باشد:

۱- شنونده خوبی برای کودکان باشید
۲- احساسات آن‌ها را نادیده نگیرید.
۳- به نیازهای اولیه کودک توجه کنید.
درخصوص سرزنش و تنبیه کودک، محافظه‌کار باشید.
۴- قوانین خانه را مشخص کنید و در خصوص آن شفاف‌سازی کنید.
۵- اوقات فراغت کودک را به‌خوبی پر کنید.
۶- روابط مادر و فرزند بهتر است بیشتر برپایه پاداش و تشویق باشد.
۷- برقراری ارتباط چشمی، لبخند و نوازش و بغل کردن کودک اهمیت زیادی دارد.
۸- درخصوص مشکلات و اتفاقات زندگی با کودک صحبت کنید و از او هم نظر بخواهید.
۹- از وظایف مادر در قبال فرزند این است که کودک را در گفتگوها شرکت دهد.
۱۰- به نیازهای اولیه کودک توجه داشته باشید.
مدیر پایگاه ممنون عالی
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۲:۵۱ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۶
0
0
سلام مطالب تون عالی
مادر را با تمام وجود بعد از خدا و اهل البیت پرستش میکنم چون ایمان و نماز و دین و خداشناسی و اهل البیت را به من آموخت و معلم همیشگی ام شد...
مادران شهدا و‌ زنان شهدا مظلوم ترین مادران این جامعه هستند

جایی‌ خوانده بودم که درد آدم را بزرگ می‌‌کند و روح را صیقل می‌دهد و تجربه را زیاد می‌کند. هیچ جا ننوشته‌اند که درد با یک زن، با یک مادر چه می‌‌کند. مادران درد کشیده یا زود می‌میرند، یا برای همیشه می‌‌روند، یا می‌‌مانند با چشمانی که رنگِ بی‌‌تفاوتی‌ گرفته است و دستانی که زیر ناخن‌هایش جز خستگی‌ چیزی نمی‌روید، و گیسوانی که رقص بر شانه‌های زنانه را به خاطر نمی‌‌آورند. مادرانی بی‌ هیچ آرزویی، با ‌دنیایی کوچک. دنیایی بسیار بسیار کوچک. هیچکس از مادرانی که به بهشت نمی‌‌روند چیزی ننوشته است.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۰:۲۶ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۷
0
0
نظر ۱۶ خیلی عالی بود
ممنون از فرستنده اش
نوری اسدالله
|
Germany
|
۰۱:۱۱ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۷
0
0
این دلنوشته حضرت ام البنین (س)
به عشق روز زن و روز مادر برخیز و دستانم را بگیر!

من آمده ام تا دست در دست تو، تا دارالقرای فاطمه در بهشت بروم، به زیارت امام باران؛ همان قتیل العبراتی که دست هایم را به شمشیرها سپردم تا علمش بر زمین نیفتد و مشکش را آب نبرد.

نگاه کن مادر! دستانم نمناک است؛ اما نه به آب فرات؛ وگرنه، علی اصغر علیه السلام گلوی عطشناک به تیر سه شعبه نمی سپرد و رقیه، لب ترک خورده اش به خون نمی نشست.

این جای بوسه آغشته به اشک پدرم علی مرتضی علیه السلام است که هنوز بر دستانم باقی مانده.

به راستی که یداللّه بود. چه گرمایی داشت دستانش، وقتی مرا مشق شمشیر می آموخت تا رکاب دار پسر فاطمه اش باشم.

بیا مادر و دستانم را بگیر!

از چه می هراسی! مگر نه اینکه در تمام عمرم، با این دست ها یا علم حسین علیه السلام را بلند کردم، یا برای سوار شدن زینب علیهاالسلام بر مرکب، رکاب گرفتم یا موهای پر از یاس رقیه علیهاالسلام شانه زدم، یا قطره قطره آب بر دهان علی اصغر علیه السلام ریختم، یا غبار غربت و غم از چهره مولایم پاک کردم و...؟

مادر! نکند از اینکه دل به دریای عطش کودکان کربلا زدم و به علقمه رفتم و دست هایم باقی نماند تا در دفاع از حسین علیه السلام شمشیر بزند و نجنگد، دل به یغمای غم سپرده ای؟

اما تو که آن غنچه های یاس را ندیده ای که چگونه در هجوم آتش آفتاب و عطش آب، پرپر می زدند!

من اگر کوه بودم، در مقابل آن لب های سوخته و ترک خورده به لرزه می افتادم، چه برسد به اینکه من عباسم، عمویم، برادرم و... .

نه مادر! از ابتدای تقدیر، ناف حیات مرا با عطش بریده بودند.

تو که خود شاهدی، کودک بودم و شب ها از تشنگی حسین علیه السلام از خواب می پریدم.

حالا برخیز و دستانم را بگیر!

از چه رو دریای چشمانت این چنین به حیرت و شگفتی متلاطم شده است؟

پیش از این نیز عطر غریب دست هایم را در جایی دیگر شنیده ای؟

در گوشه و کنار همان خانه نیم سوخته در مدینه که به نام فاطمه علیهاالسلام متبرک است و تو برای کنیزی اش در آن قدم گذاشتی.

این دست های معطر به بوی فاطمه علیهاالسلام ، خود را به زیر پای نگاه زهرا پهن کرد تا مادر حسینم علیه السلام قدم بر خاک علقمه نگذارد. ببین دست های پسرت چه میزبان خوبی بودند برای میهمان دل شکسته کربلا!

پس دیگر دست هایت را به دست هایم بسپار!

نترس مادر!

اینها را که می بینی، بال هایی است که خداوند به جای دست هایم به من بخشیده است.

دست در پر و بالم رها کن تا بی نهایت عشق فاطمه علیهاالسلام پرواز کنیم
ناشناس
|
Germany
|
۱۰:۲۹ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۸
0
0
سلام بسیار عالی بود

می دانستید در میان اعضاى خانواده بیشترین سهم تأثیرگذارى بر فرزند از آن مادران است؛ به ویژه در خانواده‏هایى که شیوه‏اى زیست‏ طبیعى، و مطابق با الگوها و سنت‏اسلامى دارند؛
رامین اصغری
|
Germany
|
۱۵:۳۴ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۹
0
0
درود درود درود دلچسب بود

در رحم مادر خداوند بچه را در آبی بسیار شور قرار داده تا جسمش تمیز بماند و مادر سنگینی بچه را کمتر احساس کند و خداوند روزی جنین را از طریق بند ناف که به مادر وصل است به او میرساند…، پس اگر مادر در غذا خوردن کوتاهی کند… از غذای جنین چیزی کم نمیشود…. بخاطر وجود غده هایی که با گرفتن مواد لازم از دندانها و استخوان مادر غذای جنین را تأمین میکند و به همین دلیل است که مادران با پیشروی در سن، دندان و پا و زانو درد میگیرند، و در آخر میگویند: زن زودتر از مرد پیر میشود…!
اگه آدما بدونن که مادرشون بخاطر اونا استخونش آب میشده واقعا میمونن که چجوری قدردانی کنن!!! خداوندا از تو بهشتی میخواهم برای کسی که مرا به دنیا آورد…
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۵۱ - ۱۴۰۴/۱۰/۰۴
0
0
فوق العاده بود

جایگاه مادر

انسان باید همیشه به یاد داشته باشد که مادر چه سختی‌هایی را در دوران بارداری تحمل می‌کند و در راه حفظ و سلامت او چه فداکاری‌هایی نموده است.
حضرت مسیح (علیه‌السّلام) اگر چه بدون پدر تولد یافت، در مقام برشمردن افتخارات خود، نیکوکاری نسبت به مادر را ذکر می‌کند، و این خود، دلیل روشنی بر اهمیت مقام مادر است. خداوند در قرآن از زبان عیسی (علیه‌السّلام) می‌فرماید: «و برا بوالدتی و لم یجعلنی جبارا شقیا؛
خداوند مرا نسبت به مادرم نیکوکار قرار داده و جبار و شقی قرار نداده است».

مردی خدمت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) آمد و عرض کرد: «ای رسول خدا! به چه کسی نیکویی کنم؟». فرمود: «به مادرت»، عرض کرد: «بعد از او به چه کسی؟» فرمود: «به مادرت»، بار سوم عرض کرد: «بعد ازاو به چه کسی؟» فرمود: «به مادرت»، در چهارمین بار که این سؤال را تکرار کرد فرمود: به پدرت.
ناشناس
|
United States of America
|
۱۶:۲۱ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۲
0
0
احترام به مادر یکی از اصولی است که به همه افراد از دوران کودکی برای داشتن خانواده سالم آموخته می ‌شود و مهم ‌ترین اصول اخلاقی در فرهنگ آسمانی قرآن و عترت موضوع احترام و تکریم پدر و مادر است. در آیین اسلام، فرزند افزون بر آنکه خود باید پیوسته قدر قداست مادر را بداند، نباید کاری کند که دیگران حریم حرمت مادر را بشکنند، بلکه باید احترام، احسان و نیکی به مادر را تا حد امکان انجام دهد.
حسینی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۱۳ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۲
0
0
عاقبت تان بخیر باشد موضوع سخنرانی تان خیلی قشنگ و جالب بود
موضوع مادر که همه ماها مدیون مادر مان هستیم البته مادران شهدا که اصل هستند و همه ایران مدیون این مادران هستند
چقدر قشنگ نقش نقطه نداشتن مادر را توضیح دادید
عزت تان پایدار
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۱:۳۹ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۲
0
0
خیلی خیلی زیبا بود
من واقعا هرچه که دارم از مادرم دارم
خداوند تمام مادران سرزمینم رو حفظ کنه
ناشناس
|
United States of America
|
۲۲:۰۶ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۲
0
0
عشق به مادر تنها عشقی است که در خانواده واقعیت دارد عشق برادر و خواهر دروغ است ولی عشق مادر واقعا واقعی است...
مادر، تو زمزمه‌ی امنیت در نجوای شبانه‌ی تاریک‌ترین شب‌ها، پناه بی‌پایان عاطفه در برابر طوفان‌های دنیا هستی. با هر لبخندت، گویی بهار از راه رسیده و با هر نگاهت، جهانی از مهربانی به رویم گشوده می‌شود. دستانت، خزانه‌ای از آرامش، در برابر هیاهوی زندگی، و صدایت، لالایی‌هایی هستند که هنوز هم در گوشم طنین‌انداز هستند.
تو نه تنها بذر عشق را در وجود من کاشتی، بلکه با صبر و ایثار، آن را به درختی تنومند پرورش دادی که اکنون سایه‌سارش از هر آفتابی محکم‌تر است. هر چین و شکن دستانت، خطوطی هستند از نقشه‌ی دنیایی که برای ساختن آن، هیچ دریغی نکردی. مادر، تو همچون نور فانوسی در شب‌های بی‌ستاره، راهنمای من در مسیر پرپیچ و خم زندگی بوده‌ای.
در قلبت، چشمه‌ای از محبت جاری است که هرگز خشک نمی‌شود. هر روز با تو، جشنی است برای جان، جشن بودن و بودن‌هایت. مادر، نام تو معادل با عشقی است که هرگز فروکش نمی‌کند، عشقی که با هر دم و بازدم، بزرگ‌تر و والاتر می‌شود.
فیروزی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۳۷ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۳
0
0
خیلی خوب بود کاش از ایشون بیشتر استفاده بشه
ناشناس
|
United States of America
|
۰۸:۳۱ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۴
0
0
هر مادری مادر نیست بعضی مادران فرزند درست تربیت نمی کنند شیطان تربیت میکنند روی زمین...

لیکن بعضی مادران مادر نیستند فرشته اند ولی روی زمین
بچه تربیت کردند تمام وجودشان خداست...

دکتری به خواستگاری دختری رفت، ولی دختر او را رد کرد و گفت به شرطی قبول میکنم که مادرت به عروسی ما نیاید.

آن جوان به فکر فرو رفت و نزد یکی از اساتید خود رفت و با خجالت چنین گفت :

در سن یک سالگی پدرم مرد و مادرم برای اینکه خرج زندگیمان را تامین کند، در خانه های مردم رخت و لباس می شست.

حالا دختری که خیلی دوستش دارم، شرط کرده است که فقط بدون حضور مادرم حاضر به ازدواج با من است.این موضوع مرا خجالت زده کرده و بر سر دوراهی مانده ام، به نظرتان چکار کنم.

استاد به او گفت :

از تو خواسته ای دارم به منزل برو و دستان مادرت را بشور، فردا به نزد من بیا و به تو می گویم چکار کنی.

جوان به منزل رفت و با حوصله دستان مادرش را در دست گرفت که بشوید ولی ناخواداگاه اشک بر روی گونه هایش سرازیر شد زیرا اولین بار بود که دستان مادرش درحالی که از شدت شستن لباسهای مردم چروک شده و تماما تاول زده و ترک برداشته بودند، را دید.

طوری که وقتی آب را روی دستان مادر میریخت از درد به لرز میفتاد.

پس از شستن دستان مادرش نتوانست تا فردا صبر کند و همان موقع به استاد خود زنگ زد و گفت :

ممنونم که راه درست را به من نشان دادید. من مادرم را به امروزم نمیفروشم چون اون زندگیش را برای آینده من تباه کرده است.
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین