ميكروبشناسي سياسي؛
تحليلي بر سخنان رهبر انقلاب در جمع مردم قم
وجه تمايز ديگر انقلاب اسلامي با ساير انقلابات، مبناي «مردمي» و تودهاي بودن آن است در حالي كه ساير انقلابات داراي چنين خصيصهاي نبودهاند. به باور ميشل فوکو تا قبل از انقلاب اسلامی، انقلابات را یا بر اساس «تضاد طبقاتی» تحلیل میکردند یا بر مبنای «طبقهی پیشرو». اما انقلاب اسلامی هر دوی این سنتهای تحلیلی را شکست و انقلابی مردمي ایجاد کرد.
سفر رهبر انقلاب در حالي به شهر مقدس قم صورت گرفت كه عليرغم همهي تلبيغات رسانهاي كه سايتها و شبكههاي ماهوارهاي در جهت كمرنگ كردن اهميت و استقبال مردمي آن نشان دادند، به عنوان يكي از روزهاي به ياد ماندني براي هميشه در تاريخ شهر قم و البته مردم ايران ثبت شد. فارغ از اين مباحث حاشيهاي و بي اهميت - كه البته سابقه و قدمتي به عمر انقلاب اسلامي دارد- سخنان ديروز رهبر انقلاب از جهاتي داراي اهميت است كه به برخي از نكات آن اشاره ميشود:
1- ماهيت ديني انقلاب اسلامي: خاستگاه نهضت حضرت روحالله بدون ترديد از شهر قم است. آن هم از دل نهادي به نام «روحانيت» و پايگاهي به نام «حوزههاي ديني». پانزده خرداد 42 مبنا و ريشهي انقلاب اسلامي است. از همينجا بود كه «ماهيت ديني» انقلاب بر همگان مشخص شد. همان كه وجه متمايز انقلاب اسلامي با ساير انقلابها است. آن هم درست در عصر و دورهاي كه در انديشهي متفكران سياسي پايان و افول دورهاي به نام دينگرايي بشر ناميده ميشد. به باور فلاسفه و انديشمندان غرب، انسان قرن بيستمي انساني به دور از اعتقادات و چهارچوبهاي ديني و مذهبي است و اساسا دين ديگر توانايي بازتوليد فرهنگي و سياسي را ندارد. اما انقلاب مردم ايران به رهبري حضرت روحالله و پيشگامي نهادي به نام روحانيت خط بطلاني كشيد بر همهي چنين نظرياتي. هر چند انديشمنداني چون ميشل فوكو و اسكاچ پل و... به اشتباه انديشهاي خود اعتراف كردند. فوکو میگوید در شرایطی که ما فکر میکردیم «مذهب»، توانایی بازتولید فرهنگی- سیاسی ندارد در ایران انقلابی بر محور دین روی داد.

2- مردمي بودن انقلاب اسلامي: وجه تمايز ديگر انقلاب اسلامي با ساير انقلابات، مبناي «مردمي» و تودهاي بودن آن است در حالي كه ساير انقلابات داراي چنين خصيصهاي نبودهاند. به باور ميشل فوکو تا قبل از انقلاب اسلامی، انقلابات را یا بر اساس «تضاد طبقاتی» تحلیل میکردند یا بر مبنای «طبقهی پیشرو». اما انقلاب اسلامی هر دوی این سنتهای تحلیلی را شکست و انقلابی مردمي ایجاد کرد.
اين موضوع از آن جهت اهميت دارد كه ميتوان از آن استنباط نمود انقلاب اسلامي وابستهي هيچ شخص و جريان و گروهي نيست. دوام انقلاب اسلامي و نهضت حضرت روحالله تنها و تنها وايسته به يك چيز است: مردم. از همين رو است كه اساسا سخن از موضوعي به نام «استوانههاي نظام» سخني بي پايه و اساس است. در نامهي تاريخي حضرت امام به سيد حميد روحاني هم ميخوانيم كه ايشان ميفرمايند وظيفهي شما نوشتن تاريخ اين مملكت بر اساس تاريخ به وجود آورندگان آن يعني مردم است نه نخبگان و عدهاي خواص.
3- شناخت سكولاريسم ديني: رهبر انقلاب با اشاره به حركت دشمنان انقلاب اسلامي در جهت تضعيف و اضمحلال انقلاب اسلامي به دو مورد از اقدامات آنان در طول سالهاي قبل و پس از انقلاب اشاره ميكنند: يكي «اسلام منهاي روحانيت» و ديگري «اسلام منهاي از سياست». خروجي هر دوي اينها چيزي نيست مگر «سكولاريسم». يعني تبديل دين يه يك امر قدسي و كاملا شخصي - بر مبناي تجربه - كه فارغ از موضعگيريهاي اجتماعي و سياسي است. در اين رويكرد دشمنان انقلاب و دين همواره سعي داشتند با ترويج سكولاريسم ديني، دين را به مرور از حوزهي تصميمگيريهاي كلان سياسي و اجتماعي خارج كرده و تنها به يك امر تشريفاتي و ظاهري مبدل سازند. از همين روي حضرت امام و به تبع آن رهبري انقلاب همواره نوك پيكان نقد خود را متوجه جريان ليبراليسم و سكولاريسم كرده و بارها و بارها خطرات ناشي از ترويج چنين تفكري را بيان كردهاند.

4- ميكروبشناسي سياسي: ميدانيم ميكروبها در بستري آلوده و ناپاك زاد و ولد و توليد مثل ميكنند. دوام ميكروبها وابسته به دوام وجود محيط كثيف و آلوده است. در حوزهي مسائل اجتماعي و سياسي هم انواع و اقسام ميكروبهاي سياسي وجود دارند كه منتظر به وجود آمدن يا آوردن محيط آلودهي اجتماعي جهت رشد و نمو و تكثرند. انتخابات رياست جمهوري سال گذشته محيطي مناسب براي تكثير چنين ميكروبهايي را فراهم آورد تا در سايهي تبليغات انتخاباتي و فضاي غبارآلود پس از آن دست به زاد و ولد بزنند. اگر چه در مقطع كوتاهي به موفقيتهايي موقتي و كوچك دست پيدا كردند اما به سبب هوشياري سياسي مردم - به خصوص جوانان - و رهبري داهيانهي مقام رهبري در مدت زمان كوتاهي به مرگ سياسي رسيدند و براي هميشه از صفحهي سياسي اين ملك حذف شدند.

پيامد چنين حادثهاي اگر چه در كوتاه مدت ناگوار و ناخوشايند بود اما در بلند مدت داراي ثمرهاي بس بزرگ و سترگ بود. و آن هم اينكه مردم ايران در اين بلاها آبديده شده و در برابر چنين ميكروبهايي واكسينه شدهاند. امروزه مردم ايران به آن حد از بلوغ سياسي و اجتماعي رسيدهاند كه ابزار دست هر جريان و گروه و شخصي قرار نگيرند. و اينها همه از نتايج فتنهي 88 است. كه عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد.
1- ماهيت ديني انقلاب اسلامي: خاستگاه نهضت حضرت روحالله بدون ترديد از شهر قم است. آن هم از دل نهادي به نام «روحانيت» و پايگاهي به نام «حوزههاي ديني». پانزده خرداد 42 مبنا و ريشهي انقلاب اسلامي است. از همينجا بود كه «ماهيت ديني» انقلاب بر همگان مشخص شد. همان كه وجه متمايز انقلاب اسلامي با ساير انقلابها است. آن هم درست در عصر و دورهاي كه در انديشهي متفكران سياسي پايان و افول دورهاي به نام دينگرايي بشر ناميده ميشد. به باور فلاسفه و انديشمندان غرب، انسان قرن بيستمي انساني به دور از اعتقادات و چهارچوبهاي ديني و مذهبي است و اساسا دين ديگر توانايي بازتوليد فرهنگي و سياسي را ندارد. اما انقلاب مردم ايران به رهبري حضرت روحالله و پيشگامي نهادي به نام روحانيت خط بطلاني كشيد بر همهي چنين نظرياتي. هر چند انديشمنداني چون ميشل فوكو و اسكاچ پل و... به اشتباه انديشهاي خود اعتراف كردند. فوکو میگوید در شرایطی که ما فکر میکردیم «مذهب»، توانایی بازتولید فرهنگی- سیاسی ندارد در ایران انقلابی بر محور دین روی داد.

2- مردمي بودن انقلاب اسلامي: وجه تمايز ديگر انقلاب اسلامي با ساير انقلابات، مبناي «مردمي» و تودهاي بودن آن است در حالي كه ساير انقلابات داراي چنين خصيصهاي نبودهاند. به باور ميشل فوکو تا قبل از انقلاب اسلامی، انقلابات را یا بر اساس «تضاد طبقاتی» تحلیل میکردند یا بر مبنای «طبقهی پیشرو». اما انقلاب اسلامی هر دوی این سنتهای تحلیلی را شکست و انقلابی مردمي ایجاد کرد.
اين موضوع از آن جهت اهميت دارد كه ميتوان از آن استنباط نمود انقلاب اسلامي وابستهي هيچ شخص و جريان و گروهي نيست. دوام انقلاب اسلامي و نهضت حضرت روحالله تنها و تنها وايسته به يك چيز است: مردم. از همين رو است كه اساسا سخن از موضوعي به نام «استوانههاي نظام» سخني بي پايه و اساس است. در نامهي تاريخي حضرت امام به سيد حميد روحاني هم ميخوانيم كه ايشان ميفرمايند وظيفهي شما نوشتن تاريخ اين مملكت بر اساس تاريخ به وجود آورندگان آن يعني مردم است نه نخبگان و عدهاي خواص.
3- شناخت سكولاريسم ديني: رهبر انقلاب با اشاره به حركت دشمنان انقلاب اسلامي در جهت تضعيف و اضمحلال انقلاب اسلامي به دو مورد از اقدامات آنان در طول سالهاي قبل و پس از انقلاب اشاره ميكنند: يكي «اسلام منهاي روحانيت» و ديگري «اسلام منهاي از سياست». خروجي هر دوي اينها چيزي نيست مگر «سكولاريسم». يعني تبديل دين يه يك امر قدسي و كاملا شخصي - بر مبناي تجربه - كه فارغ از موضعگيريهاي اجتماعي و سياسي است. در اين رويكرد دشمنان انقلاب و دين همواره سعي داشتند با ترويج سكولاريسم ديني، دين را به مرور از حوزهي تصميمگيريهاي كلان سياسي و اجتماعي خارج كرده و تنها به يك امر تشريفاتي و ظاهري مبدل سازند. از همين روي حضرت امام و به تبع آن رهبري انقلاب همواره نوك پيكان نقد خود را متوجه جريان ليبراليسم و سكولاريسم كرده و بارها و بارها خطرات ناشي از ترويج چنين تفكري را بيان كردهاند.

4- ميكروبشناسي سياسي: ميدانيم ميكروبها در بستري آلوده و ناپاك زاد و ولد و توليد مثل ميكنند. دوام ميكروبها وابسته به دوام وجود محيط كثيف و آلوده است. در حوزهي مسائل اجتماعي و سياسي هم انواع و اقسام ميكروبهاي سياسي وجود دارند كه منتظر به وجود آمدن يا آوردن محيط آلودهي اجتماعي جهت رشد و نمو و تكثرند. انتخابات رياست جمهوري سال گذشته محيطي مناسب براي تكثير چنين ميكروبهايي را فراهم آورد تا در سايهي تبليغات انتخاباتي و فضاي غبارآلود پس از آن دست به زاد و ولد بزنند. اگر چه در مقطع كوتاهي به موفقيتهايي موقتي و كوچك دست پيدا كردند اما به سبب هوشياري سياسي مردم - به خصوص جوانان - و رهبري داهيانهي مقام رهبري در مدت زمان كوتاهي به مرگ سياسي رسيدند و براي هميشه از صفحهي سياسي اين ملك حذف شدند.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


