کد خبر: ۲۱۸۹۷
تاریخ انتشار: ۱۱ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۵
کنث تیلور سفیر کانادا در تهران هنگام پیروزی انقلاب اسلامی در مصاحبه با شبکه تلویزیونی پرس تی وی ماجرای جاسوسی خود برای سازمان سیا و پناه دادن به شماری از دیپلمات های آمریکایی در پی تسخیر سفارت آمریکا به دست دانشجویان پیرو خط امام و چگونگی خارج ساختن این دیپلمات ها از ایران را بازگو کرد.
به گزارش واحد مرکزی خبر ، سفیر پیشین کانادا در تهران گفت : همواره با سولیوان سفیر وقت امریکا در تهران تماس و ارتباط داشتم و روزی که وی تهران را ترک کرد تلفنی با یکدیگر گفتگو کردیم.
وی گفت : پس از خروج سولیوان از تهران بروس لینگن به عنوان کاردار برای سرپرستی سفارت امریکا در تهران به ایران آمد ، البته وی پیش از این نیز در تهران خدمت کرده بود ، علت اینکه آمریکا برای اداره سفارتخانه خود در تهران به جای سفیر کاردار گمارده بود نشانه سطح پائین روابط دو کشور بود اما با توجه به اینکه وی از دیپلمات های ارشد آمریکا بود می توان گفت که با وجود کاردار بودن نقش سفیر را ایفا می کرد.
سفیر پیشین کانادا افزود : البته سفارت آمریکا بعدا از پیروزی انقلاب یک بار دیگر نیز تصرف شده بود و در پی همین اقدام بود که سولیوان و بسیاری از کارکنان سفارت و آمریکایی های مقیم ایران این کشور را ترک کردند.
وی درباره روزی که سفارت آمریکا در تهران برای دومین بار و این بار از سوی دانشجویان پیرو خط امام تسخیرشد گفت : آنروز همانند روزهای پیشین حدود ساعت هشت و نیم نه به محل کارم در سفارتخانه رفتم ، در آن روزها سفارتخانه حالت عادی نداشت و هیچ کس نمی توانست پیش بینی کند که چه کسی به سفارتخانه مراجعه خواهد کرد و کسی نمی دانست که چه رویدادی را در سفارتخانه شاهد خواهیم بود.
در حدود ساعت دوازده ظهر آنروز بود که شنیدم سفارت آمریکا به تصرف در آمده است ، در آن زمان تلویزیون چندان وسیله ارتباط جمعی گسترده ای نبود اما همه از طریق رادیو یا دهان به دهان شنیدند که سفارت آمریکا تصرف شده است.
سفارت آمریکا در روز یکشنه تصرف شد و سفارت شوروی سابق در تهران روز دوشنبه به مناسبت روز ملی این کشور مراسم ویژه ای برپا کرده بود و بیشتر سفرا و دیپلمات های خارجی مقیم تهران در این مراسم شرکت کردند.
در این همایش همگان در باره این رویداد گفتگو می کردند و عقیده کلی بر این بود که این ماجرا به زودی خاتمه خواهد یافت ، شاید خود آیت الله خمینی (ره ) وارد ماجرا شود و بگوید که دیگر بس است و شاید هم یزدی که در آن زمان وزیر امور خارجه بود همان گونه که ماجرای قبلی تصرف سفارت آمریکا را فیصله داده بود این بار نیز مداخله کند و به ماجرا پایان دهد.
با آنکه بروس لینگن کاردار سفارت آمریکا در تهران در میهمانی سفارت شوروی حاضر نبود اما تصور ما این بود که ظرف یکی دو روز آینده وی را ملاقات خواهیم کرد ، اما پس از گذشت چند روز متوجه شدیم که این بار ماجرا به این زودی ها پایان نخواهد یافت.
سفیر کانادا در تهران در دوران پیروزی انقلاب اسلامی در باره رویدادهای هفته بعد از تسخیر سفارت آمریکا در تهران گفت من و دیگر دیپلمات های مقیم تهران تلاش می کردیم نشستی با یکدیگر داشته باشیم و برای پایان دادن به این ماجرا رایزنی کنیم اما این تلاش ها به جایی نرسید.
روز سه شنبه یا چهار شنبه بود که یکی از همکاران من در سفارت یکی از دیپلمات های آمریکایی را که خود را به سفارت کانادا رسانده و وارد سفارت شده بود ملاقات کرد.
دیپلمات آمریکایی به کارمند سفارتخانه گفت : که شماری از کارکنان سفارت موفق به فرار شده اند و به دنبال جای امن می گردند ، من روز چهار شنبه بود که متوجه شدم دیپلمات هایی که موفق به فرار شده بودند برای یافتن جای امن تلاش می کنند ، این مطلب را از مسئول دایره مهاجرت سفارتخانه شنیدم که به خوبی همتای خود در سفارت آمریکا را می شناخت ، وی پس از ملاقات با دیپلمات آمریکایی به طبقه بالای سفارت به دفتر کار من آمد و گفت که کارکنان سفارت آمریکا به دنبال جای امن می گردند. وی به من گفت که به آنها گفته است که کمک لازم را در اختیارشان خواهد گذاشت و من هم این کار وی را تائید کردم.
پس از آگاهی از این ماجرا با نخست وزیر و وزیر امور خارجه کشورم تماس گرفتم و آنها را از ماجرا آگاه کردم. در آن زمان هیچ کشور دیگری به جز سفارت سوئیس که حافظ منافع آمریکا در تهران بود از این ماجرا اطلاعی نداشت و ما با اوتاوا و واشنگتن در این رابطه در تماس بودیم و سفارتخانه های کانادا در کشورهای دیگر از جمله لندن و مسکو و چند کشور دیگر نیز که می توانستند در این مورد نقشی ایفا کنند از این ماجرا آگاه شدند.
در واقع هم من به دولت متبوعم پیشنهاد کردم که به کارکنان سفارت آمریکا که موفق به فرار شده اند پناه دهیم دولت کانادا هم خود با این موضوع موافق بود. افرادی که موفق به فرار شده بودند در آپارتمان یکی از کارکنان سفارت که خود جزء گروگان ها بود مخفی شده بودند. بعد از ظهر روز چهارشنبه بود که من به دیدن آنها رفتم و در این زمان نخست وزیر کانادا با ارسال پیامی به من ماموریت داده بود تا هر گونه که صلاح می دانم کارها را دنبال کنم . آنها با دیدن من بسیار خوشحال شدند و نفس راحتی کشیدند. چهار نفر از آنها به خانه مسؤول دایره مهاجرت سفارت کانادا رفتند و نفر پنجم نیز که به سفارت سوئد پناه برده بود یک هفته بعد به آنها پیوست.
در آن زمان با یکی از کارکنان سفارت امریکا که به سفارتخانه ما پناه آورده بود هر روز دیدار می کردم و هر چند وقت یکبار نیز به دیدن دیگر آمریکائیها می رفتم ، هر وقت که برای دیدن آنها به خانه کارمند سفارت می رفتم آنها از من می پرسیدند که چه زمانی می توانند به کشورشان بازگردند و من همواره از دادن پاسخ قطعی در این باره خودداری می کردم و می گفتم باید ببینیم که چگونه می توانیم زمینه را برای خروج آنها از کشور فراهم آوریم. البته باید توجه داشت که انها دیپلمات های آمریکائی بودند و ما نمی توانستیم بدون مشورت با آمریکا در باره آنها تصمیم گیری کنیم.
بعد از مدتی دانمارکی ها ، سوئدی ها و نیوزیلندی ها از این ماجرا با خبر شدند اما در ابتدا تنها سوئیسی ها در جریان بودند.
کنث تیلور در باره چگونگی تصمیم گیری و برنامه ریزی برای خارج کردن دیپلمات های امریکائی از ایران گفت : پس از گذشت چند روز متوجه شدیم که بحران سفارت به این زودی ها پایان نخواهد یافت و به این فکر افتادیم که چگونه می توانیم در مجموع شش کارمند سفارت امریکا را که به آنها پناه داده بودیم از ایران خارج کنیم. سر انجام به این نتیجه رسیدم که باید آنها را بطور جداگانه از کشور خارج کنیم.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا در صورت فاش شدن این ماجرا منافع کانادا در ایران به مخاطره نمی افتاد گفت : می دانستیم که ما را به عنوان عناصر نامطلوب اعلام خواهند کرد و به همین علت بسیاری از کارکنان سفارت پیش از آنکه به خارج ساختن دیپلمات های آمریکائی مبادرت کنیم ایران را ترک کردند؛ ممکن بود من و برخی دیگر از کارکنان سفارت افراد نامطلوب اعلام می شدیم. من به این ماجرا فکر می کردم و آماده بودم که این خطر را بپذیرم.
وی در باره اینکه چه کسی برنامه مربوط به خارج ساختن دیپلمات های آمریکائی را طراحی کرد افزود : ما با همکاری سازمان سیا در این مورد برنامه ای تدوین کردیم. در واقع سه برنامه برای این کار تهیه شد و سرانجام دو مامور سازمان سیا روز یکشنبه از راه رسیدند و روز دوشنبه دیپلمات های آمریکایی نقشه سازمان سیا را برای خروج از ایران انتخاب کردند و بر اساس این برنامه از ایران خارج شدند.
سفیر اسبق کانادا در تهران تصریح کرد : البته کاری که ما در آن زمان کردیم بهتر از این بود که بلاتکلیف در کنار تلویزیون بنشینیم؛ اوضاع عجیبی در آن زمان حاکم بود و ما نگرانی هایی دیگری نیز داشتیم. البته برخی می گویند که وزارت خارجه ایران از این موضوع اطلاع داشت که ما شش دیپلمات آمریکایی را در اختیار داریم ولی من همچنان به این موضوع مشکوکم.
تیلور درباره دیدار خود با گروه اعزامی سیا گفت : آنان شب یکشنبه با دیپلمات های آمریکایی دیدار کردند و صبح دوشنبه، دو مامور سیا و شش دیپلمات آمریکایی ایران را ترک کردند. البته گمان می کنم یک یا دو نفر از دیپلمات ها ترجیح می دادند منتظر بمانند و ببینند چه پیش می آید ولی این شدنی نبود. از این رو برای همه دیپلمات های آمریکایی گذرنامه کانادایی صادر کردیم و اسناد دیپلمات های آمریکایی نیز در کیف های دیپلماتیک قرار داده شد. البته شماری از نیروهای سپاه پاسداران تلاش کردند آنان را باز کنند.
تیلور گفت : ماموران سیا که به تهران آمده بودند گذرنامه های ایرلندی و آرژانتینی داشتند و شاید این تنها موردی باشد که شهروندی کانادا به این سرعت به فردی اعطا می شود (دیپلمات های آمریکایی). اوضاع به صورت مداوم زیر نظر بود و به ما اطلاع داده می شد؛ به من نیز از فرودگاه اطلاع داده شد که خارج شده اند. نقش سفرای انگلیس، دانمارک و نیوزلند نیز در این میان بسیار موثر و مفید بود. سه نفر از این افراد را سفارت دانمارک منتقل کرد و همکاران من نیز با خودرویی دیگر آمدند.
وی افزود : وقتی خبر آزادی این افراد منتشر شد من در کپنهاگ بودم و می خواستم به پاریس بروم و برای آزادی این افراد از کانادا سپاسگزاری شد ، کسی نمی دانست که چرا باید از کانادا سپاسگزار بود، من نیز انتظار نداشتم استقبالی قهرمانانه از من به عمل آید. واکنش ها نیز این بود که آمریکا از کانادا تشکر کرد و ما سیلی از پیام های تبریک را دریافت کردیم و اگر چه فکر می کنم در آن زمان، این حادثه تغییری در ماهیت روابط آمریکا و کاناد ایجاد نمی کرد، ولی در آن زمان روابط دو کشور بسیار گرم شده بود. البته در روابط ایران و کانادا نیز ما تاوان دادیم که البته این کوتاه بود. می دانید که ما تا هشت سال بسیار نزدیک بودیم و سفارت ایران در کانادا باز بود.
وی تصریح کرد : دوران (امام) خمینی (ره) به صورت کلی؛ بحران گروگان گیری، ورود (امام) خمینی (ره )و خروج شاه به باور من به روشنی آسیب پذیری غرب را نشان داد.
وی درباره تغییرات احتمالی آینده در روابط سیاسی غرب در خاورمیانه گفت : توازن سیاسی در خاورمیانه از کرانه باختری و اسرائیل به عراق و افغانستان، ایران و پاکستان منتقل شده است.
تمرکز بر سیاست خاورمیانه دیگر بر مناقشه اسرائیل متمرکز نیست بلکه بر خلیج فارس است تا کشوری در آنجا باشد که دست کم روابطی خنثی با قدرت های بزرگ داشته باشد.
وی ادامه داد ایران در برقراری ثبات در افغانستان منافعی مشترک با غرب دارد؛ تا حدودی در عراق نفوذ دارد و با ترکیه نیز روابط خوبی دارد و روابطش با روسیه نیز خنثی و تا حدی خوب است.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
پرطرفدارترین