کد خبر: ۹۶۳۹۰
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۴ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۸:۱۴
در كلاس هاي كنكور شركت نكردم
در بعضي از مناسبت ها مثل شب هاي قدر، ايام تاسوعا و عاشورا، روز قدس و...، اصلاً دلم نمي آمد درس بخوانم و در اين مراسم ها شركت نكنم. فكر مي كنم درس خواندن در آن زمان بركتي ندارد.
پس از چند روز پيگيري توانستيم با فاطمه فتاحي، نفر اول علوم انساني كنكور 1391 ارتباط برقرار كرده و از ايشان براي مصاحبه دعوت كنيم. صبح يك روز تابستاني ماه مبارك رمضان، فاطمه فتاحي به همراه پدر به موسسه كيهان آمدند و در فضايي صميمي در يك گفت وگوي دانشجويي شركت كردند. در پايان مصاحبه خانم فتاحي و پدرش ملاقاتي با حسين شريعتمداري سرپرست و نماينده مقام معظم رهبري در مؤسسه كيهان انجام دادند. متن زير حاصل گفت وگوي ما با او و پدرش است.

عامل اصلي موفقيت شما چه بود؟
در موفقيت من يك عامل محور اصلي نبود و مجموعه اي از عوامل دست به دست هم دادند تا توانستم اين موفقيت را به دست بياورم. توكل به خدا، ايمان، حمايت خانواده، تلاش فردي هم در اين بين بسيار مهم است. ضمن اينكه كادر مدرسه از من حمايت ويژه مي كردند، اما آن چيزي كه از همان ابتدا هدف اصلي من بود، اين بود كه بتوانم بهترين رتبه را كسب كنم كه به عنوان يك فرد متدين رتبه يك را تقديم رهبر عزيز بكنم. اين عميق ترين نيت دروني من بود. به همين خاطر هم هيچ وقت انگيزه ام را از دست ندادم و خسته نشدم. هر موقع احساس كردم خللي در كارم ايجاد مي شود، به خود مي گفتم به خاطر هدفم بايد تلاش كنم. در مدرسه هم به خاطر اين انگيزه، از من حمايت هاي زيادي مي كردند و خيلي به من كمك كردند.

شما در كدام مدرسه درس خوانده ايد؟ محيط آن مذهبي بود؟
محيط مدرسه ما مثل ديگر مدارس بود. اما كادر مدرسه، افرادي مومن و انقلابي بودند و مسايلي كه از جنس دغدغه هاي من برايشان اهميت بسيار زيادي داشت. من سال اول دبيرستانم را در دبيرستان نمونه مردمي فرهنگ در منطقه 7 خواندم، سال دوم و سوم را در دبيرستان نمونه مردمي فرهنگ در منطقه 10 و سال پيش دانشگاهي را در موسسه غيرانتفاعي فائزون خواندم. البته كادر مدرسه فائزون، همان كادر دبيرستان نمونه مردمي فرهنگ منطقه 10بودند كه پس از بازنشسته شدن، اين مدرسه را تاسيس كرده بودند.

- شما در كلاس هاي كمك آموزشي و كلاس هاي آمادگي كنكور هم شركت كرديد؟
خير، من اصلا در كلاس هاي خارج از مدرسه شركت نمي كردم. حتي كنكورهاي آزمايشي موسسه هاي خصوصي را شركت نمي كردم. به همان برنامه اي كه مدرسه در نظر گرفته بود اكتفا مي كردم.
دبيران ما جزو بهترين معلم ها بودند، البته در ايام نزديك كنكور، شركت در كنكورهاي آزمايشي را توصيه مي كردند اما من قبول نكردم.
شما در مصاحبه اي انگيزه خود را لبيك به فرمان جهاد علمي رهبري معظم انقلاب به دانش آموزان و دانشجويان عنوان كرده ايد اين انگيزه را خانواده در شما به وجود آوردند يا كادر مدرسه؟
محيط خانواده بسيار تاثيرگذار است. مسلما محيط خانواده و تربيت آنها در ولايت پذيري من بسيار تاثيرگذار بوده، وقتي خانواده خود دغدغه و عشق به ولايت داشته باشند اين دغدغه به فرزندان هم منتقل مي شود. اما در جامعه اتفاقاتي رخ مي دهد كه احساس مي كنم به رهبرم و مقدساتم بي حرمتي مي شود. به خاطر همين من هميشه سعي مي كردم يك كاري كنم كه بين اين همه هياهو دل رهبرم را شاد كنم. محيط خانواده و مدرسه هم در به وجود آمدن اين انگيزه موثر بود، ولي مهم تر از اين چيزهايي بود كه در سطح جامعه مي ديدم و باب ميلم نبود، اين ها باعث پررنگ شدن انگيزه ام شد. مثلا اينكه ما يك كشور اسلامي هستيم، دوست داشتم كساني كه وارد عرصه علمي و پژوهشي مي شوند آدم هاي متديني باشند.

- چه رشته و دانشگاهي را مي خواهيد انتخاب كنيد، و برنامه شما براي فعاليتهاي دانشجويي چيست؟
رشته هاي مختلفي مد نظر من است، كه يكي از آنها روانشناسي دانشگاه تهران است. در خصوص فعاليت دانشجويي نيازمند شناخت بيشتر از محيط دانشگاه هستم در عين حال معتقدم هر دانشجو بايد فعاليت دانشجويي هم داشته باشد.

- فعاليت علمي يا سياسي؟
به نظرم دانشجو بايد در هر دو زمينه فعاليت داشته باشد.

- چه كساني از انگيزه شما اطلاع داشتند و واكنش آنها به اين مسئله چه بود؟
معاون مدرسه در جريان بود و به خاطر اين انگيزه اي كه داشتم هميشه از من حمايت مي كرد. و همينطور پدر و مادرم.

- چرا به ديگران بروز نمي داديد؟
من دوست داشتم ابتدا به آن نتيجه دست پيدا كنم بعد به همه اعلام كنم.

- آقاي فتاحي در دوران درسي دخترتان، چه نكاتي به نظرتان قابل ذكر است.
پدر خانم فتاحي: من و همسرم قبل از اينكه دختر بزرگم وارد مدرسه شود، به اين نتيجه رسيدم كه بزرگ ترين سرمايه مان در زندگي، فرزندانمان هستند. هرچقدر بخواهيم هزينه كنيم، سرمايه و انرژي بگذاريم، در تربيت و رشد و تعالي اين بچه ها بايد كار بكنيم. براي ما اين مسئله بعضا سخت هم بود. لذا به دنبال يك مدرسه خوب براي فرزندانمان بوديم و هم اينكه هزينه هاي مدرسه را تامين بكنيم، تا اينكه فرزندمان در محيط مناسبي رشد بكند. لذا فرزندانمان در يك محيط مناسب رشد پيدا كردند: الحمدالله انتخاب مسيرشان هم درست بود.

- شغل خود شما چيست؟
پدر خانم فتاحي: من بازنشسته هستم و همسرم پزشك هستند.

- خود شما چقدر پيگير درس فرزندتان بوديد؟
پدر خانم فتاحي: ما عملا نمي توانستيم زياد وقت بگذاريم چون ما در نظام آموزشي با 30 سال فاصله آموزش درس خوانده بوديم. اينكه بخواهيم در درس كمكشان كنيم، برايمان امكان پذير بود، اما پيگيري هاي كلي را انجام مي داديم كه درسها خوانده شود. بيشتر كادر مدرسه بودند كه پيگير دروس بودند.

- براي انجام امور درسي خودكفا بودند يا شما را هم درگير مي كردند؟
پدر فاطمه فتاحي: بيشترين وقتي كه بچه ها از ما گرفتند، در دوران دبستان بود، مثلا احتياج بود ديكته گفته شود، و مشق ها پيگيري شود؛ اما در مقطع راهنمايي و دبيرستان مدارس خود تدبيرهايي دارند، كه ما پشتيباني مي كرديم.

- شما چقدر اين موفقيت را براي خودتان پيش بيني مي كرديد؟
خانم فتاحي: من از ابتداي پيش دانشگاهي كه شروع به درس خواندن كردم، چنين هدفي را براي خود در نظر گرفتم، چون كه در توانايي ها و استعدادهايم چنين چيزي را مي ديدم. دوست داشتم از تواني كه خدا در من قرار داده نهايت استفاده را ببرم، و با توجه به نتايجي كه در طول سال به دست مي آوردم، كسب چنين نتيجه اي برايم دور از انتظار نبود.
پدر فاطمه فتاحي: ايشان در اتاقشان يك تخته وايت بورد داشتند، و براي خودشان هدف گذاري كرده بودند، مثلا نوشته بودند 335 روز تا رتبه 1 كنكور، و هر روز اين شماره را يكي يكي كم مي كردند. در آزمون هايي كه در مدرسه گرفته مي شد هميشه اول مي شدند. با توجه به اين كه ايشان در اكثر كنكورهاي آزمايشي مدرسه رتبه 1 را به دست مي آوردند، دور از انتظار نبود به دست آوردن چنين رتبه اي.

- روزانه چقدر درس مي خوانديد؟
روزهايي كه تعطيل بود، 10 ساعت و روزهايي كه مدرسه مي رفتيم بين 5 تا 6 ساعت.

- برنامه ريزي روزانه شما چطور بود؟
بعد از اين كه از مدرسه به خانه مي رسيدم، شروع مي كردم به درس خواندن و سعي مي كردم هر روز بيشترين توانايي ام را براي درس خواندن بگذارم. ولي تمام توانم را هم استفاده نمي كردم. مثلا 90% توانم را براي درس خواندن مي گذاشتم، تا بتوانم در روزهاي ديگر هم درس بخوانم. يعني در روز آن قدر تحت فشار درس نمي خواندم كه توانايي ادامه دادن براي روزهاي ديگر را نداشته باشم. سعي مي كردم هميشه در كنار درس، استراحت هم بكنم. براي اينكه خسته نشوم و بتوانم در روزهاي آينده هم درسم را دنبال كنم. در روزهاي تعطيل هم بيشتر صبح ها درس مي خواندم. ظهرها استراحت مي كردم تا بتوانم بعد از ظهر و عصر دوباره درس بخوانم.

- در پيش دانشگاهي مطالعه آزاد هم داشتيد؟
خير، ولي قبل از آن مطالعه آزاد داشتم.

- در چه حوزه اي مطالعه مي كرديد؟
در زمينه ادبيات و هم معارف اسلامي.

- در حوزه ادبيات، شعر مي خوانديد يا رمان؟
رمان.

- چند نمونه را نام مي بريد؟
در زمينه معارف بيشتر كتاب هاي شهيد مطهري مثل حماسه حسيني، فلسفه اخلاق، آزادي معنوي و... و به صورت پراكنده آثاري از علماي بزرگوار مثل آيت الله جوادي آملي. در ساير زمينه ها هم كتاب هايي مثل دا، داستان سيستان و...

- در دوره پيش دانشگاهي، برنامه هاي جانبي مانند مهماني و مسافرت را انجام مي داديد؟
خيلي كم. براي مثال شايد يك ساعت به خانه بستگان مي رفتيم. اما رفت و آمدش وقت و انرژي زيادي مي گرفت و ديگر نمي توانستم درس بخوانم. بنابراين خيلي كمتر از قبل مهماني مي رفتم تا انرژي ام را تلف نكنم.
پدر فاطمه فتاحي: به خاطر موفقيت دخترم مسافرت هاي يك سال اخير ما كلا لغو شد.

- اخبار كشور و جهان اسلام را چگونه باخبر مي شويد؟
اخبار را بيشتر از تلويزيون دنبال مي كردم.

- با اينترنت چقدر كار مي كنيد؟
نسبت به رسانه هاي ديگر بسيار آسان تر است. مثل تلويزيون نيست كه بگوييم يك ساعت مشخصي دارد، به همين جهت بيشتر از اينترنت استفاده مي كنم.

- خاطره يا خاطراتي از دوران دبيرستان تان نقل كنيد.
حضور ذهن ندارم.

- در كنكور در چه درس هايي درصد و نمره كامل را به دست آورديد؟
اقتصاد، تاريخ، جغرافيا و جامعه شناسي.

- پس چرا در يكي از همين رشته هايي كه درصد كامل را به دست آورديد ادامه تحصيل نمي دهيد؟
كتاب هايي كه در دبيرستان مي خوانيم، بسيار متفاوت از كتاب هايي است كه در دانشگاه قرار است بخوانيم. من به كتاب اقتصاد سال دوم دبيرستان بسيار علاقه مند بودم، ولي اينكه بخواهم در دانشگاه هم اقتصاد را ادامه دهم، بحث ديگري است.

- يكي از اهدافتان كه محقق شد، كسب رتبه اول و لبيك به فرمان رهبر معظم انقلاب بود. هدف بعدي شما چيست؟
جهاد علمي كه هيچ موقع پايان نمي يابد. اميدوارم بتوانم در زمينه تحول علوم انساني مشاركت داشته و فعاليت هاي علمي و پژوهشي را ادامه دهم.

- چه شد كه شما در سال دوم دبيرستان رشته علوم انساني را انتخاب كرديد؟
هم اينكه علاقه مند بودم، و هم اينكه رشته انساني را مورد نيازتر مي دانستم، هم در زندگي شخصي خودم و هم در جامعه.

- رشته اي كه مي خواهيد انتخاب كنيد (روانشناسي)، يك رشته است با متون ترجمه اي. آيا براي تكميل دانش خود، مطالعاتي در زمينه معارف اسلامي هم داريد؟
بله. نيت من هم همين بود كه بتوانم در كنار درس دانشگاهي ام، در حوزه هاي علوم اسلامي هم فعاليت علمي بكنم تا بتوانم مقايسه اي بين آن مباحثي كه در دانشگاه مي خوانيم و آن معارفي كه ما در دين خود داريم، انجام بدهيم. همچنين نيازي در خود مي بينم تا به يك خودسازي برسم.

- نقش معنويات و تهذيب را در دوران جواني چقدر تأثيرگذار مي دانيد؟
بسيار مهم و تأثيرگذار است. انسان در دوران پيش دانشگاهي، رابطه اش با خدا خيلي عجيب و متفاوت از سال هاي ديگر است. نه صرفاً به خاطر رتبه. آرامشم را مديون دعا و توسل هستم و اگر اين آرامش نبود نمي توانستم به ديگر فعاليت هايم ادامه دهم.

- در مناسبت هاي مذهبي خاص چطور درس مي خوانديد؟
در بعضي از مناسبت ها مثل شب هاي قدر، ايام تاسوعا و عاشورا، روز قدس و...، اصلاً دلم نمي آمد درس بخوانم و در اين مراسم ها شركت نكنم. فكر مي كنم درس خواندن در آن زمان بركتي ندارد. ما هميشه در مدرسه مان سه شنبه ها مراسم زيارت عاشورا برگزار مي كرديم. سعي مي كرديم هم در جمع مان معنويات را پررنگ كنيم و اينكه هر كس به صورت فردي رابطه معنوي اش را با خدا حفظ كند.

- روز قدس هم شركت كرديد؟
بله.

- نظر شما راجع به مسئله فلسطين چيست؟
وقتي در غزه انسانيت ناديده گرفته مي شود، هركسي كه در خود انسانيت را احساس مي كند بايد يك واكنشي نشان دهد. نه فقط مسلمانان. هر كس كه انسان است بايد واكنش نشان دهد.

- شما وبلاگ هم داريد؟
بله.

- به خبرنگاري علاقه داريد؟
اصلاً.

- چرا؟
كار خيلي سختي است و يك روحيه خيلي قوي مي خواهد.
تعريف شما از جهاد علمي چيست؟
بنا به اقتضاي شرايط گاهي بايد با جانمان به جهاد برويم گاهي هم با علم مان. با توجه به شرايط امروز دنياتلاش براي حرف اول در علم زدن نوعي جهاد محسوب مي شود.

- اگر يك جمله بخواهيد به رهبري بگوييد، چيست؟
همه تلاش من براي كسب رضايت شما بوده، نمي دانم اين امر چقدر محقق شده است. اميدوارم دعاي خيرتان بدرقه راهم باشد.

- بزرگ ترين آرزوي شما چيست؟
يا ايتها النفس المطمئنه ارجعي الي ربك راضيه مرضيه.
اگر موافق باشيد چند كلمه به شما مي گويم و احساستان را نسبت به آن بيان كنيد.

- كنكور؟
ماراتن نفس گير

- امام رضا(ع)؟
هميشه هوايم را دارد.

- روان شناسي؟
نوعي شناخت انسان

- دانشگاه؟
لبه تيغ

- علوم انساني اسلامي؟
هر علمي اگر با اسلام همراه شود بهترين نتيجه را خواهد داشت.

- جهاد؟
پايان نمي پذيرد و در هر دوره به يك شكل است.

- 9 دي؟
رهبرمان تنها نيست.

- مادر؟
حامي و دلسوز.

- پدر؟
همراه و پشتيبان.

- زيارت عاشوراهاي سه شنبه؟
در هياهوي درس ها، لذت پر كشيدن تا بين الحرمين.

- امام خامنه اي؟
رهبر مقتدر كه اين انقلاب را به دست صاحب اصلي اش خواهد سپرد.
ان شاءالله


منبع:
کیهان / مهند حامد

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۱
غیر قابل انتشار: ۱
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۱/۰۵/۲۵ - ۰۱:۰۹
5
5
آفرین بر معرفت این بانوی دانا
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین