کد خبر: ۸۹۵۳۹۱
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
دلار مرز ۲۵۰ هزار تومان را لمس کرد؛ «دفاع از ریال» می‌پرسد سهم فشار خارجی چقدر است و سهم کم‌کاری و سوءمدیریت داخلی چقدر؟

آقایان مسئول؛ دلار ۲۵۰ هزار تومان شد، دیگر پشت آمریکا و بازار پنهان نشوید

دلار آزاد امروز در برخی نرخ‌نامه‌ها مرز ۲۵۰ هزار تومان را لمس کرده، درهم به حدود ۶۸ هزار تومان رسیده و طلای ۱۸ عیار نیز در محدوده ۲۴.۷ میلیون تومان گزارش شده است. اختلاف جزئی منابع در نرخ لحظه‌ای، اصل ماجرا را تغییر نمی‌دهد: ریال زیر فشار سنگینی قرار گرفته است.
1

به گزارش بولتن نیوز، دلار آزاد امروز در برخی نرخ‌نامه‌ها مرز ۲۵۰ هزار تومان را لمس کرده، درهم به حدود ۶۸ هزار تومان رسیده و طلای ۱۸ عیار نیز در محدوده ۲۴.۷ میلیون تومان گزارش شده است. اختلاف جزئی منابع در نرخ لحظه‌ای، اصل ماجرا را تغییر نمی‌دهد: ریال زیر فشار سنگینی قرار گرفته است. اکنون دولت، مجلس و بانک مرکزی نمی‌توانند همه ماجرا را به تحریم، ترامپ، سفته‌بازی یا فضای مجازی حواله دهند. فشار خارجی واقعیت دارد؛ اما وظیفه مسئول داخلی دقیقاً این است که اجازه ندهد آن فشار با حداکثر قدرت به پول ملی و سفره مردم منتقل شود.


اولین سیلی را عدد می‌زند


دیروز دلار در مقاطعی حوالی ۲۴۴ تا ۲۴۵ هزار تومان قرار داشت؛ امروز گزارش‌های بازار آن را تا محدوده ۲۵۰ هزار تومان برده‌اند.
این دیگر نوسان چندصدتومانی نیست.
وقتی پول ملی با چنین سرعتی تحت فشار قرار می‌گیرد، مردم حق دارند بپرسند:
سیاست‌گذار کجاست؟
مجلس کجاست؟
بانک مرکزی کجاست؟
دولت کجاست؟
و مهم‌تر از همه، نتیجه تصمیمات آنها کجاست؟
فشار خارجی هست؛ مسئول داخلی برای چه منصوب شده است؟
کسی منکر تحریم نیست.
کسی منکر ریسک جنگ و فشار سیاسی نیست.
اما اگر قرار باشد با هر فشار خارجی ارزش ریال سقوط کند و مسئول داخلی فقط همان فشار را توضیح دهد، پس فلسفه وجودی سیاست‌گذار اقتصادی چیست؟
مدیریت اقتصادی دقیقاً برای روز آرام نیست؛ برای روز فشار است.
اگر کانال انتقال ارز بسته شده، مسیر جایگزین بسازید.
اگر درهم گلوگاه شده، آن را مدیریت کنید.
اگر ارز صادراتی دیر برمی‌گردد، مسیرش را اصلاح کنید.
اگر قانون مانع است، مجلس اصلاحش کند.
اگر سفته‌بازی عامل است، حجمش را منتشر کنید.
اگر کمبود عرضه داریم، عدد آن را بگویید.
اما نمی‌شود هر روز دلار بالاتر برود و مسئولان فقط علت افزایش آن را برای مردم تشریح کنند.
آقای قالیباف؛ شما تحلیلگر بازار نیستید
رئیس مجلس امروز از پاسخ قاطع به آمریکا سخن گفته است.
پاسخ سیاسی سر جای خودش.
اما مجلس در اقتصاد تماشاگر نیست.
اگر آمریکا فشار اقتصادی وارد می‌کند، یکی از مؤثرترین پاسخ‌های داخلی این است که اثر آن فشار بر ریال و معیشت مردم کاهش یابد.
مجلس قانون دارد.
نظارت دارد.
سؤال دارد.
تحقیق‌وتفحص دارد.
کمیسیون اقتصادی دارد.
بودجه را تصویب می‌کند.
بنابراین رئیس مجلس نمی‌تواند فقط بگوید تقاضای دلار وجود دارد یا بخشی از آن سفته‌بازانه است.
مردم از مجلس می‌پرسند برای کم کردن این تقاضا، افزایش عرضه، بازگرداندن اعتماد به ریال و اصلاح ساختار ارزی چه کرده‌اید؟
آقای رئیس‌جمهور؛ سفره مردم منتظر تحلیل اقتصادی نمی‌ماند
دلار ۲۵۰ هزار تومانی فقط روی تابلوی صرافی نمی‌ماند.
وارد محاسبات تولیدکننده می‌شود.
وارد قیمت مواد اولیه می‌شود.
انتظارات فروشنده را تغییر می‌دهد.
تصمیم خانوار برای نگهداری ریال را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
و نهایتاً می‌تواند خودش به عامل تشدید تقاضای ارز تبدیل شود.
یعنی اگر اعتماد از دست برود، مسئله فقط «عرضه دلار» نیست؛ تقاضا برای فرار از ریال هم افزایش پیدا می‌کند.
این خطر از خود عدد ۲۵۰ هزار تومان مهم‌تر است.
بانک مرکزی؛ یک سؤال ساده: ارز کشور کجاست؟
«دفاع از ریال» بار دیگر همان پرونده را باز می‌کند.
نفت صادر شده.
پتروشیمی صادر شده.
فولاد و محصولات معدنی صادر شده.
صادرات غیرنفتی انجام شده.
پس بانک مرکزی یک جدول منتشر کند:
چقدر ارز ایجاد شد؟

چقدر وصول شد؟

چقدر برگشت؟

چقدر عرضه شد؟

چقدر تقاضای واقعی تأمین شد؟
همین.
نه اسم می‌خواهیم.
نه پرونده‌سازی می‌کنیم.
عدد می‌خواهیم.
اگر ارز کافی وجود دارد، توضیح دهید چرا بازار چنین فشاری را تجربه می‌کند.
اگر ارز کافی در دسترس نیست، بگویید گلوگاه کجاست.
اگر منابع خارج از کشور است، میزان منابع قابل استفاده را اعلام کنید.

درهم هم زنگ خطر را به صدا درآورده است
موضوع فقط فردوسی نیست.
امروز درهم حدود ۶۸٬۱۰۴ تومان گزارش شده است.
محاسبه ساده:
۶۸٬۱۰۴ × ۳٫۶۷۲۵ ≈ ۲۵۰٬۰۳۶ تومان
دلار گزارش‌شده همان منبع:
۲۵۰٬۰۱۰ تومان.
اختلاف:
حدود ۲۶ تومان!
این تطابق تقریباً کامل، یک پیام مهم دارد:
نمی‌توان امروز با اطمینان گفت چند دلال در تهران به تنهایی این قیمت را ساخته‌اند.
درهم نیز تقریباً همان نرخ را تأیید می‌کند.
پس بانک مرکزی باید به‌طور مشخص درباره شبکه حواله امارات پاسخ دهد:
چه میزان ارز صادراتی آنجا وصول می‌شود؟
چه میزان قابل انتقال است؟
چه میزان عرضه می‌شود؟
و چه میزان کنترل عملیاتی روی این جریان وجود دارد؟
اما یک خط قرمز تحلیلی هم داریم: ۲۵۰ هزار تومان را «قیمت واقعی» اعلام نمی‌کنیم
اینجا «دفاع از ریال» نباید همان اشتباهی را مرتکب شود که از دیگران انتقاد می‌کند.
وجود معامله در ۲۵۰ هزار تومان به‌تنهایی ثابت نمی‌کند ارزش بنیادی دلار همین مقدار است.
برای چنین حکمی باید حجم معاملات، عمق بازار، ترکیب تقاضا، میزان عرضه، ریسک انتقال پول و انتظارات سیاسی را بدانیم.
پس سؤال ما دقیق‌تر است:
بانک مرکزی، داده‌ای منتشر کنید که معلوم شود این ۲۵۰ هزار تومان با چه حجم و در چه بازاری کشف شده است.
اگر بازار کم‌عمق است، ثابت کنید.
اگر تقاضای سفته‌بازانه غالب است، عدد بدهید.
اگر نرخ تحت فشار حواله خارجی است، حجم حواله را منتشر کنید.
مقصر را با جدول پیدا کنید، نه با شعار
ما هم قرار نیست بدون سند یک نفر را «بانی دلار ۲۵۰ هزار تومانی» معرفی کنیم.
اما دولت، مجلس و بانک مرکزی نیز نمی‌توانند از مسئولیت سیاست‌گذاری خود کنار بکشند.
سهم تحریم چقدر است؟
سهم رشد نقدینگی چقدر؟
سهم کسری‌های مالی چقدر؟
سهم کمبود عرضه چقدر؟
سهم عدم بازگشت به‌موقع ارز صادراتی چقدر؟
سهم تقاضای احتیاطی و سفته‌بازی چقدر؟
همین اعداد را منتشر کنید؛ آن وقت مردم خودشان خواهند فهمید چه کسی چه سهمی در وضع موجود دارد.
حرف آخر «دفاع از ریال»
آقای رئیس‌جمهور؛

آقای قالیباف؛

آقای رئیس‌کل بانک مرکزی؛
امروز دیگر مسئله این نیست که چه کسی بهتر درباره علت گرانی دلار سخنرانی می‌کند.
دلار مرز ۲۵۰ هزار تومان را لمس کرده است.
فشار آمریکا را می‌بینیم.
تحریم را می‌بینیم.
ریسک سیاسی را هم می‌بینیم.
اما کم‌کاری داخلی را هم نباید پشت آنها پنهان کرد.
وظیفه دولت، مجلس و بانک مرکزی این است که آسیب‌پذیری اقتصاد ایران در برابر همین فشارها را کاهش دهند.
اگر این کار انجام نشده، باید پاسخگو باشند.
اگر انجام شده، نتیجه‌اش را با عدد نشان دهند.
مردم مسئول انتخاب نکرده‌اند که برایشان توضیح دهد چرا ریال ضعیف شد؛

مسئول انتخاب کرده‌اند که برای حفظ ثبات اقتصادی کشور اقدام کند.
پس به‌جای توضیح بیشتر:
ارز صادراتی را به چرخه بیاورید.

گلوگاه حواله را باز کنید.

حجم واقعی معاملات را منتشر کنید.

رانت و صف را جمع کنید.

قوانین معیوب را اصلاح کنید.

و اعتماد را به ریال برگردانید.
و مهم‌تر از همه:
اگر معتقدید دلار ۲۵۰ هزار تومانی بازتاب ظرفیت واقعی اقتصاد ایران نیست، با حرف ثابتش نکنید؛ با سیاست و عملکرد پایینش بیاورید.
این، محک واقعی «دفاع از ریال» است.

برچسب ها: دلار ، آمریکا

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی:
غیر قابل انتشار:
ناشناس
|
Iraq
|
۱۴:۵۴ - ۱۴۰۵/۰۷/۰۷
0
0
سال ۱۴۰۰ اوایل دولت شهید آیت الله سید ابراهیم رئیسی،رحمت الله علیه همین روزها هزار و صد دلار میدان فردوسی،تهران چنج کردم بیست و پنج میلیون تومن شد حوارها به آسمان بود که وای،از،اقتصاد بلد نبودن کجا هستند امروز،منتقدان دولت سیزدهم که صد دلار شده ۲۵ میلیون تومان
نظر شما
captcha
(کد امنیتی به حروف کوچک و بزرگ حساس نیست)

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین