کد خبر: ۸۹۲۳۸۰
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
از درخشش کاروان ایران در پاریس تا شکل‌گیری سرمایه‌ای به نام اعتماد در ساختمان کمیته ملی المپیک

مدالِ اعتماد؛ روایت مدیریت آرام و نزدیک محمود خسروی‌وفا

کارنامه یک مدیر ورزشی را نمی‌توان فقط با تعداد مدال‌ها سنجید؛ بخشی از عملکرد او روی سکو دیده می‌شود و بخش مهم‌تری در اتاق‌های تصمیم‌گیری، مسیر آماده‌سازی ورزشکاران و مناسبات روزمره با کارکنان شکل می‌گیرد.
1

به گزارش بولتن نیوز، کارنامه یک مدیر ورزشی را نمی‌توان فقط با تعداد مدال‌ها سنجید؛ بخشی از عملکرد او روی سکو دیده می‌شود و بخش مهم‌تری در اتاق‌های تصمیم‌گیری، مسیر آماده‌سازی ورزشکاران و مناسبات روزمره با کارکنان شکل می‌گیرد. محمود خسروی‌وفا در دوره ریاست خود بر کمیته ملی المپیک کوشیده است میان این دو عرصه پیوند برقرار کند: از یک‌سو حمایت از ورزش قهرمانی و گسترش ارتباطات بین‌المللی و از سوی دیگر، حفظ رابطه‌ای نزدیک با بدنه اجرایی سازمان؛ رابطه‌ای که سرمایه اصلی آن، اعتماد و احترام متقابل است.

مدیری که با تجربه وارد ساختمان سئول شد

زمانی که محمود خسروی‌وفا در ششم شهریور ۱۴۰۱ و در انتخاباتی نزدیک، با ۲۸ رأی در برابر ۲۷ رأی مهدی علی‌نژاد به ریاست کمیته ملی المپیک رسید، وارد فضایی شد که مدیریت در آن تنها به معنای اداره یک نهاد اداری نبود. کمیته ملی المپیک در مرکز شبکه‌ای پیچیده از ارتباط میان فدراسیون‌ها، ورزشکاران، مربیان، وزارت ورزش، نهادهای بین‌المللی و افکار عمومی قرار دارد؛ نهادی که هر تصمیم آن می‌تواند بر مسیر آماده‌سازی یک ورزشکار یا سرنوشت یک کاروان ملی اثر بگذارد.

خسروی‌وفا اما پیش از رسیدن به این جایگاه، سال‌ها در ورزش ایران و به‌ویژه در حوزه ورزش جانبازان و توان‌یابان فعالیت کرده بود. همین سابقه طولانی، از او مدیری ساخته بود که با پیچیدگی‌های ورزش قهرمانی، محدودیت‌های مالی، فشارهای بین‌المللی و حساسیت‌های اجتماعی آن بیگانه نبود.

مدالِ اعتماد؛ روایت مدیریت آرام و نزدیک محمود خسروی‌وفااو با یک رأی بیشتر رئیس شد؛ اما مسئله اصلی پس از انتخابات، عبور از فضای رقابت و حرکت به‌سوی همکاری بود. کمیته ملی المپیک نمی‌توانست با شکاف‌های انتخاباتی اداره شود. این نهاد به آرامش، تقسیم کار، تعامل با فدراسیون‌ها و بازسازی اعتماد میان بخش‌های مختلف نیاز داشت. یکی از ویژگی‌های دوره مدیریتی خسروی‌وفا را باید در همین تلاش برای کاستن از تنش‌ها و قرار دادن مأموریت‌های ملی بالاتر از رقابت‌های فردی جست‌وجو کرد.

پاریس؛ نقطه‌ای روشن در کارنامه یک دوره مدیریتی

نتیجه ورزش قهرمانی هیچ‌گاه محصول عملکرد یک فرد نیست. مدال المپیک حاصل سال‌ها تلاش ورزشکار، مربی، خانواده، فدراسیون، کادر علمی و مجموعه‌های پشتیبان است. با این حال، نمی‌توان نقش مدیریت کلان را در هماهنگ‌سازی این ظرفیت‌ها نادیده گرفت.

کاروان ایران در بازی‌های المپیک پاریس با کسب ۱۲ مدال شامل سه طلا، شش نقره و سه برنز در جایگاه بیست‌ویکم جدول توزیع مدال‌ها ایستاد. همه این مدال‌ها در کشتی و تکواندو به دست آمدند و مجموع مدال‌های ایران، از نظر تعداد، بهترین عملکرد کشور پس از المپیک لندن بود. آمار رسمی بازی‌ها نیز ترکیب سه طلا، شش نقره و سه برنز را ثبت کرده است.

این نتیجه را می‌توان یکی از نقاط روشن دوره ریاست خسروی‌وفا دانست؛ نه از این جهت که تمام موفقیت به نام یک مدیر نوشته شود، بلکه به این دلیل که کمیته ملی المپیک در دوره آماده‌سازی، اعزام و پشتیبانی کاروان توانست وظیفه هماهنگ‌کننده خود را در یکی از مهم‌ترین رویدادهای ورزش جهان انجام دهد.

در ورزش ایران، گاهی حاشیه‌ها زودتر از برنامه‌ها حرکت می‌کنند. مدیریت کاروان، تأمین نیازهای فدراسیون‌ها، حل مسائل مربوط به اعزام، هماهنگی‌های بین‌المللی و مراقبت از آرامش روانی ورزشکاران، مجموعه‌ای از وظایفی است که معمولاً پشت صحنه می‌ماند. آنچه مردم در نهایت می‌بینند، چند دقیقه رقابت و لحظه بالا رفتن پرچم است؛ اما پشت همان لحظه، ماه‌ها کار اداری، فنی و اجرایی قرار دارد.

موفقیت پاریس نشان داد که با وجود محدودیت‌ها، امکان دستیابی به نتیجه‌ای قابل دفاع همچنان وجود دارد. در عین حال، تمرکز مدال‌ها در دو رشته، یک پیام روشن برای آینده دارد: کمیته ملی المپیک باید در کنار حفظ قدرت سنتی کشتی و موفقیت تکواندو، برای افزایش تعداد رشته‌های مدال‌آور نیز برنامه‌ریزی کند. مدیریت مثبت، مدیریتی نیست که ضعف‌ها را نبیند؛ بلکه مدیریتی است که از موفقیت، پلی برای اصلاح مرحله بعد بسازد.

از حمایت مالی تا آماده‌سازی هدفمند

یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌های کمیته ملی المپیک، حمایت از فدراسیون‌ها در مسیر آماده‌سازی بازی‌های آسیایی و المپیک است. در ورزش قهرمانی، تأخیر در تأمین منابع مالی فقط یک مسئله حسابداری نیست؛ ممکن است به لغو اردوی آماده‌سازی، کاهش سفرهای تدارکاتی، از دست رفتن فرصت حضور در مسابقات کسب سهمیه یا افت کیفیت خدمات پزشکی و علمی منجر شود.

در دوره مدیریت خسروی‌وفا، تلاش برای پرداخت زودهنگام بخشی از اعتبارات فدراسیون‌ها به‌عنوان یکی از محورهای پشتیبانی دنبال شده است. بر اساس اعلام دبیرکل کمیته، در یک مقطع ۱۲۰ میلیارد تومان، معادل ۳۰ درصد بودجه فدراسیون‌ها، در نخستین ماه سال پرداخت شد؛ اقدامی که نشان می‌دهد آماده‌سازی کاروان‌های ملی قرار است تا حد امکان از بی‌برنامگی مالی فاصله بگیرد.

در کنار حمایت‌های مستقیم، آکادمی ملی المپیک نیز حلقه علمی و تخصصی این فرایند است. مراکز سنجش و توسعه قابلیت‌های جسمانی، پزشکی ورزشی، روان‌شناسی، ریکاوری، آموزش و پژوهش، بخش‌هایی هستند که می‌توانند تصمیم‌گیری در ورزش قهرمانی را از اتکا به تجربه فردی به سمت ارزیابی علمی سوق دهند.

نگاه مدیریتی خسروی‌وفا در این حوزه زمانی به نتیجه کامل می‌رسد که میان دانش آکادمی، نیاز فدراسیون‌ها و برنامه عملیاتی تیم‌های ملی ارتباط مستمر برقرار باشد. به بیان دیگر، ورزشکار نباید فقط در روزهای نزدیک به اعزام مورد توجه قرار گیرد؛ بلکه باید از آغاز مسیر، زیر پوشش یک نظام منظم پزشکی، روان‌شناختی، جسمانی و فنی قرار داشته باشد.

دیپلماسی ورزشی؛ مدیریت بیرون از مرزها

بخشی از مدیریت کمیته ملی المپیک در داخل کشور انجام می‌شود و بخشی دیگر در میزهای مذاکره بین‌المللی. بسیاری از مسائل ورزش ایران، از انتخابات فدراسیون‌ها و کسب سهمیه گرفته تا حضور زنان، انتقال منابع و روابط با نهادهای جهانی، بدون ارتباط فعال با کمیته بین‌المللی المپیک و فدراسیون‌های جهانی قابل حل نیست.

دیدار خسروی‌وفا با توماس باخ، رئیس وقت کمیته بین‌المللی المپیک، یکی از نشانه‌های این مسیر بود. در این دیدار، گزارشی درباره رفع چالش‌های بین‌المللی، همکاری در برگزاری انتخابات برخی فدراسیون‌ها و فعالیت‌های مربوط به ورزش زنان ارائه شد. خسروی‌وفا همچنین پیشنهادهایی برای افزایش امکان حضور ورزشکاران زن کشورهای در حال توسعه در بازی‌های المپیک مطرح کرد. در پایان این ملاقات، توماس باخ نشان صلح المپیک را به رئیس کمیته ملی المپیک ایران اهدا کرد.

این نشان را می‌توان فراتر از یک یادبود تشریفاتی دید. برای ورزش ایران که در سال‌های گذشته بارها با پرونده‌ها و فشارهای بین‌المللی مواجه بوده، حفظ مسیر گفت‌وگو با نهادهای جهانی اهمیت راهبردی دارد. مدیریت کمیته ملی المپیک باید بتواند هم از منافع ورزشکاران ایرانی دفاع کند و هم زبان مشترک خود را با ساختار جهانی ورزش حفظ کند.

ملاقات‌های رسمی با مقامات ورزشی دیگر کشورها و رایزنی درباره تبادلات ورزشی نیز در همین چارچوب قرار می‌گیرد. برای نمونه، سفارت ژاپن از دیدار سفیر این کشور با خسروی‌وفا و گفت‌وگو درباره تبادلات ورزشی و همکاری‌های مشترک خبر داده است. چنین ارتباطاتی ر صورت تبدیل شدن به برنامه‌های آموزشی، اردوهای مشترک، انتقال دانش و همکاری‌های فنی، می‌تواند دستاوردی فراتر از مناسبات تشریفاتی داشته باشد.

مدالِ اعتماد؛ روایت مدیریت آرام و نزدیک محمود خسروی‌وفا

ساختمان کمیته؛ جایی که مدیریت از راهروها آغاز می‌شود

اما شاید مهم‌ترین بخش از تصویر مدیریتی خسروی‌وفا نه در جایگاه‌های رسمی و جلسات بین‌المللی، بلکه در مناسبات روزمره او با کارکنان شکل گرفته باشد. سازمان‌ها فقط با آیین‌نامه، بودجه و ابلاغ اداره نمی‌شوند؛ آن‌ها بیش از هر چیز با نیروی انسانی زنده می‌مانند.

در روایت ارائه‌شده از فضای داخلی کمیته ملی المپیک، خسروی‌وفا مدیری توصیف می‌شود که ارتباط خود را به مدیران ارشد و حلقه نزدیکان محدود نکرده است. برای او تفاوتی ندارد که مخاطبش مدیر یک بخش، کارشناس، نیروی اجرایی یا یکی از کارکنانی باشد که کمتر در قاب دوربین‌ها دیده می‌شوند. اصل مشترک در این ارتباط، احترام به جایگاه انسان‌ها و شنیدن مسائل آن‌هاست.

این ویژگی در سازمانی مانند کمیته ملی المپیک اهمیت دوچندان دارد. در روزهای منتهی به اعزام کاروان‌ها، حجم کار افزایش پیدا می‌کند و کوچک‌ترین ناهماهنگی ممکن است مسئله‌ای بزرگ ایجاد کند. در چنین شرایطی، نیروی خدماتی، کارشناس امور بین‌الملل، مسئول تدارکات، بخش مالی، روابط عمومی و مدیران فنی، همگی حلقه‌های یک زنجیرند. اگر یک مدیر فقط حلقه‌های پررنگ‌تر را ببیند، سازمان به‌تدریج دچار فاصله و فرسودگی می‌شود.

نزدیکی خسروی‌وفا به کارکنان را می‌توان در همین درک از کار جمعی تحلیل کرد؛ اینکه موفقیت یک کاروان تنها متعلق به چهره‌هایی نیست که نامشان منتشر می‌شود. بسیاری از کارکنان، ساعت‌ها و روزهای طولانی برای آماده‌سازی اسناد، هماهنگی سفر، امور مالی، پوشاک، اقامت، ثبت‌نام، تشریفات و ده‌ها جزئیات دیگر فعالیت می‌کنند؛ جزئیاتی که شاید دیده نشوند اما نبود هرکدام می‌تواند مسیر یک اعزام را مختل کند.

برگزاری مراسم تقدیر از کارکنان کمیته ملی المپیک با حضور رئیس و دبیرکل، یکی از نمودهای رسمی توجه به بدنه اجرایی بوده است. در گزارش منتشرشده از این مراسم، از تلاش و مشارکت فعال کارکنان تجلیل و بر نقش مؤثر آنان تأکید شده است. هرچند یک مراسم به‌تنهایی برای سنجش کامل روابط سازمانی کافی نیست، اما اهمیت نمادین آن روشن است: مدیریت، زحمت نیروهای پشت صحنه را می‌بیند و قدردانی از آنان را بخشی از وظیفه خود می‌داند.

احترام؛ از مدیر ارشد تا کم‌حاشیه‌ترین نیروی سازمان

در برخی سازمان‌ها، فاصله میان اتاق مدیریت و میز کارکنان آن‌قدر زیاد می‌شود که مشکلات کوچک، پیش از رسیدن به مدیران به بحران تبدیل می‌شوند. سبک ارتباطی منتسب به خسروی‌وفا در نقطه مقابل این وضعیت قرار می‌گیرد؛ سبکی مبتنی بر در دسترس بودن، شنیدن و حفظ حرمت کارکنان.

داشتن ارتباط مثبت با جزئی‌ترین نیروهای یک مجموعه، به معنای کنار گذاشتن نظم اداری یا سلسله‌مراتب سازمانی نیست. اتفاقاً مدیری که مستقیماً با فضای واقعی سازمان ارتباط دارد، بهتر می‌تواند درباره آن تصمیم بگیرد. گاهی یک نیروی اجرایی، مسئله‌ای را می‌بیند که در گزارش‌های رسمی منعکس نشده است. گاهی یک کارشناس قدیمی، راه‌حلی دارد که در لایه‌های مدیریتی گم می‌شود. ایجاد امکان شنیده شدن این صداها، سازمان را از درون تقویت می‌کند.

در این چارچوب، خوش‌رفتاری صرفاً یک خصوصیت فردی نیست؛ بخشی از کارآمدی مدیریتی است. کارمندی که احساس کند دیده می‌شود، مسئولیت خود را با انگیزه بیشتری انجام می‌دهد. نیرویی که بتواند مسئله‌اش را بدون هراس مطرح کند، احتمال خطا را کاهش می‌دهد. مدیری که نام، نقش و دغدغه کارکنانش را می‌شناسد، به‌جای اداره یک نمودار سازمانی، با یک مجموعه انسانی روبه‌روست.

سرمایه اعتماد نیز دقیقاً از همین‌جا ساخته می‌شود؛ از سلام و احوال‌پرسی‌های ساده، از شنیدن بی‌واسطه، از تشکر به‌موقع و از این پیام روشن که در موفقیت سازمان، هیچ نقشی کوچک و بی‌اهمیت نیست.

مدیریت کم‌صدا، نتیجه‌محور و دور از نمایش

خسروی‌وفا را می‌توان در زمره مدیرانی قرار داد که کمتر به مدیریت پرهیاهو علاقه دارند. حضور طولانی او در ورزش، به سبک مدیریتی‌اش نوعی آرامش و احتیاط داده است. این رویکرد ممکن است در فضای رسانه‌ای که به دنبال تیترهای فوری و مواضع تند است، کمتر دیده شود؛ اما اداره نهادی مانند کمیته ملی المپیک بیش از هیجان، به استمرار و پیگیری نیاز دارد.

مدیریت کم‌صدا البته زمانی ارزشمند است که با خروجی روشن همراه باشد. نتیجه کاروان ایران در پاریس، پیگیری منابع مالی فدراسیون‌ها، فعال ماندن مسیر گفت‌وگو با نهادهای بین‌المللی، توجه به ورزش زنان و تأکید بر نقش آکادمی ملی المپیک، محورهایی هستند که می‌توان آن‌ها را در ارزیابی این دوره مورد توجه قرار داد.

در کنار این دستاوردها، مأموریت‌های بزرگی نیز باقی مانده است: گسترش رشته‌های مدال‌آور، تقویت ورزش زنان، حمایت هدفمند از استعدادهای جوان، افزایش شفافیت مالی و تصمیم‌گیری، کاهش فاصله میان علم و میدان و آماده‌سازی منسجم برای بازی‌های آینده. کارنامه مثبت یک مدیر زمانی ماندگار می‌شود که دستاوردهایش به ساختار تبدیل شوند و پس از پایان دوره او نیز ادامه پیدا کنند.

مدالی که در جدول‌ها ثبت نمی‌شود

در جدول رسمی المپیک، نام کشورها بر اساس مدال طلا، نقره و برنز مرتب می‌شود؛ اما در مدیریت ورزشی، مدال دیگری هم وجود دارد که در هیچ جدولی ثبت نمی‌شود: مدال اعتماد.

این مدال نه روی سکو اهدا می‌شود و نه مقابل دوربین‌ها. حاصل رابطه‌ای است که میان مدیر و همکار، میان سازمان و ورزشکار و میان تصمیم‌گیران و بدنه اجرایی شکل می‌گیرد. عملکرد محمود خسروی‌وفا در کمیته ملی المپیک را می‌توان از این زاویه نیز دید؛ مدیری که تلاش کرده است تجربه طولانی خود را به آرامش سازمانی، حمایت از کاروان‌های ملی و ارتباطی محترمانه با کارکنان پیوند بزند.

پاریس با ۱۲ مدال به پایان رسید، اما مسیر ورزش ایران ادامه دارد. ارزش مدیریت خسروی‌وفا نیز فقط در نتیجه یک دوره از بازی‌ها خلاصه نمی‌شود؛ بخش مهم‌تر آن در ساختن فضایی است که در آن ورزشکار برای رقابت، فدراسیون برای برنامه‌ریزی و کارمند برای ایفای نقش خود احساس پشتوانه کند.

اگر این اعتماد حفظ و به سازوکار پایدار سازمانی تبدیل شود، شاید مهم‌ترین دستاورد دوره او نه فقط مدال‌هایی باشد که در ویترین قرار گرفته‌اند، بلکه مجموعه‌ای همدل باشد که باور دارد از مدیر ارشد تا کم‌حاشیه‌ترین نیروی اجرایی، همه در موفقیت ورزش ایران سهم دارند.

برچسب ها: المپیک ، ایران

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
captcha

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین