کد خبر: ۸۸۸۴۹
تعداد نظرات: ۸ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

سردار شهید دکتر مصطفی چمران به روایت تصویر

به گزارش گروه «حماسه و مقاومت» خبرگزاری فارس، دکتر مصطفی چمران در سال 1311 در تهران، خیابان پانزده خرداد، بازار آهنگرها، سرپولک متولد شد.



وی تحصیلات خود را در مدرسه انتصاریه، نزدیک پامنار آغاز کرد و در دارالفنون و البرز دوران متوسطه را گذراند؛ در دانشکده فنی دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و در سال 1336 در رشته‌ی الکترومکانیک فارغ‏التحصیل شد و یک‏سال به تدریس در دانشکده‌ی‌ فنی پرداخت.



وی در همه‌ی دوران تحصیل شاگرد اول بود. در سال 1337 با استفاده از بورس تحصیلی شاگردان ممتاز به امریکا اعزام شد و پس از تحقیقات‏علمی در جمع معروف‏ترین دانشمندان جهان در دانشگاه کالیفرنیا و معتبرترین دانشگاه امریکا- برکلی- با ممتازترین درجه‌ی علمی موفق به اخذ دکترای الکترونیک و فیزیک پلاسما گردید.

 

از 15سالگی در درس تفسیر قرآن مرحوم آیت‏الله طالقانی، در مسجد هدایت، و درس فلسفه و منطق استاد شهید مرتضی مطهری و بعضی از اساتید دیگر شرکت می‏کرد و از اولین اعضاء انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران بود. در مبارزات سیاسی دوران دکتر مصدق از مجلس چهاردهم تا ملی شدن صنعت‏نفت شرکت داشت و از عناصر پرتلاش در پاسداری از نهضت‏ملی ایران در کشمکش‏های مرگ و حیات این دوره بود. بعد از کودتای ننگین 28 مرداد و سقوط حکومت دکتر مصدق،‌ به نهضت مقاومت ملی ایران پیوست و سخت‏ترین مبارزه‏ها و مسئولیت‏های او علیه استبداد و استعمار شروع شد و تا زمان مهاجرت از ایران بدون خستگی و با همه قدرت خود، علیه نظام طاغوتی شاه جنگید و خطرناک‏ترین مأموریت‏ها را در سخت‏‏ترین شرایط با پیروزی به انجام رسانید.


در امریکا، با همکاری بعضی از دوستانش، برای اولین‏بار انجمن اسلامی دانشجویان امریکا را پایه‏ریزی کرد و از مؤسسین انجمن دانشجویان ایرانی در کالیفرنیا و از فعالان انجمن دانشجویان ایرانی در امریکا به شمار می‏رفت که به دلیل این فعالیت‏ها بورس تحصیلی شاگردممتازی وی از سوی رژیم شاه قطع شد. پس از قیام خونین 15 خرداد سال 1342 و سرکوب ظاهری مبارزات مردم مسلمان به رهبری امام‏خمینی(ره) دست به اقدامی جسورانه و سرنوشت‏ساز می‏زند و همه پل‏ها را پشت‏سر خود خراب می‏کند و به همراه بعضی از دوستان مؤمن و هم‏فکر، رهسپار مصر می‏شود و مدت دو سال در زمان عبدالناصر سخت‏ترین دوره‏های چریکی و جنگ‏های پارتیزانی را می‏آموزد و به عنوان بهترین شاگرد این دوره شناخته می‏شود و فوراً مسئولیت تعلیم چریکی مبارزان ایرانی به عهده‌ی او گذارده می‏شود.



به علت برخورداری از بینش عمیق مذهبی، از ملی‏گرایی ورای اسلام گریزان بود. وقتی در مصر مشاهده کرد که جریان ناسیونالیسم عربی، باعث تفرقه‌ی مسلمین می‏شود، به جمال عبدالناصر اعتراض کرد و ناصر ضمن پذیرش این اعتراض گفت که جریان ناسیونالیسم عربی آن‌قدر قوی است که نمی‏توان به راحتی با آن مقابله کرد و با تأسف تأکید می‏کند که ما هنوز نمی‏دانیم که بیشتر این تحریکات از ناحیه‌ی دشمن و برای ایجاد تفرقه در بین مسلمانان است. به دنبال آن، به چمران و یارانش اجازه می‏دهد که در مصر نظرات خود را بیان کنند.

 

بعد از وفات عبدالناصر، ایجاد پایگاه چریکی مستقل برای تعلیم مبارزان ایرانی ضرورت پیدا می‏کند و لذا دکتر چمران رهسپار لبنان می‏شود تا چنین پایگاهی را تأسیس کند.

او به کمک امام موسی‏صدر، رهبر شیعیان لبنان، حرکت محرومین و سپس جناح نظامی آن، سازمان «امل» را براساس اصول و مبانی اسلامی پی‏ریزی کرده که در میان توطئه‏ها و دشمنی‏های چپ و راست، با تکیه بر ایمان به خدا و با اسلحه‌ی شهادت، خط راستین اسلامِ انقلابی را پیاده می‏کند و علی‏گونه در معرکه‏های مرگ و حیات، به آغوش گرداب خطر فرو می‏رود و در طوفان‏های سهمناک سرنوشت، حسین‏وار به استقبال شهادت می‏تازد و پرچم خونین تشیّع را در برابر جبارترین ستمگران روزگار، صهیونیزم اشغالگر و همدستان خونخوار آن‌ها، راست‏گرایان «فالانژ»، به اهتزاز درمی‏آورد و از قلب بیروت سوخته و خراب تا قله‏های بلند کوه‏های جبل‏عامل و در مرزهای فلسطین اشغال شده از خود قهرمانی‏ها به یادگار گذاشته؛ در قلب محرومین و مستضعفین شیعه جای گرفته و شرح این مبارزات افتخارآمیز با قلمی سرخ و به شهادت خون پاک شهدای لبنان، بر کف خیابان‏های داغ و بر دامنه‌ی کوه‏های مرزی فلسطین برای ابد ثبت گردیده است.

دکتر چمران با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران، بعد از حدود 20 سال هجرت، به وطن باز می‏گردد. همه تجربیات انقلابی و علمی خود را در خدمت انقلاب می‏گذارد؛ خاموش و آرام، فعالانه و قاطعانه به سازندگی می‏پردازد و همه‌ی تلاش خود را صرف تربیت اولین گروه‏های پاسداران انقلاب در سعدآباد می‏کند. سپس در شغل معاونت نخست‏وزیر در امور انقلاب، شب و روز خود را به خطر می‏اندازد تا سریع‏تر و قاطعانه‏تر مسئله‌ی کردستان را فیصله دهد. تا این‌که بالاخره در قضیه‌ی فراموش ناشدنی «پاوه» قدرت ایمان و اراده‌ی آهنین و شجاعت و فداکاری او بر همگان ثابت می‏گردد.



در آن شب مخوف پاوه، همه‌ی امیدها قطع شده بود و فقط چند پاسدار مجروح، خسته و دل‏شکسته در میان هزاران دشمن مسلح به محاصره افتاده بودند. اکثریت پاسداران قتل‏عام شده بودند و همه‌ی شهر و تمام پستی و بلندی‏ها به دست دشمن افتاده بود و موج نیروهای خونخوار دشمن لحظه به ‏لحظه نزدیک‏تر می‏شد. باران گلوله می‏بارید و می‏رفت تا آخرین نقطه مقاومت نیز در خون پاسداران غرق گردد. ولی، دکتر چمران با شهامت و شجاعت و ایثارگری فراوان توانست این شب هولناک را با پیروزی به صبح امید متصل کند و جان پاسداران باقی‏مانده را نجات دهد و شهر مصیبت‏زده را از سقوط حتمی برهاند.

آنگاه فرمان انقلابی امام‏خمینی(ره) صادر شد. فرماندهی کل قوا را به دست گرفت و به ارتش فرمان داد تا در 24 ساعت خود را به پاوه برساند و فرماندهی منطقه نیز به دکتر چمران واگذار شد.

رزمندگان از جان گذشته انقلاب، اعم از سرباز و پاسدار به حرکت درآمدند و همه‌ی تجارب انقلابی، ایمان، فداکاری، شجاعت، ‌قدرت رهبری و برنامه‏ریزی دکتر چمران در اختیار نیروهای انقلاب قرار گرفت و عالی‏ترین مظاهر انقلابی و شکوهمندترین قهرمانی‏ها به وقوع پیوست و در عرض 15 روز شهرها و راه‏ها و مواضع استراتژیک کردستان به تصرف نیروهای انقلاب اسلامی درآمد و کردستان از خطر حتمی نجات یافت و مردم مسلمان کُرد با شادی و شعف به استقبال این پیروزی رفتند.

دکتر چمران بعد از این پیروزی بی‏نظیر به تهران احضار شد و از طرف رهبر عالیقدر انقلاب، امام‏خمینی(ره)، به وزارت دفاع منصوب گردید.

در پست جدید، برای تغییر و تحول ارتش از یک نظام طاغوتی، به یک سلسله برنامه‏های وسیع بنیادی دست زد که پاک‏سازی ارتش و پیاده کردن برنامه‏های اصلاحی از این قبیل است تا به یاری خدا و پشتیبانی ملت، ارتشی به وجود آید که پاسدار انقلاب و امنیت  استقلال کشور باشد و رسالت مقدس اسلامی ما را به سرمنزل مقصود برساند.



دکتر مصطفی چمران در اولین دور انتخابات مجلس شورای اسلامی، از سوی مردم تهران به نمایندگی انتخاب شد و تصمیم داشت در تدوین قوانین و نظام جدید انقلابی، بخصوص در ارتش،‌ حداکثر سعی و تلاش خود را بکند تا ساختار گذشته‌ی ‌ارتش به نظامی انقلابی و شایسته ارتش اسلامی تبدیل شود. در یکی از نیایش‏های خود بعد از انتخاب نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی، این‌سان خدا را شکر می‏گوید: «خدایا، مردم آنقدر به من  محبت کرده‏اند و آنچنان مرا از باران لطف و محبت خود سرشار کرده‏اند که به راستی خجلم و آنقدر خود را کوچک می‏بینم که نمی‏توانم از عهده آن بر آیم. خدایا، تو به من فرصت ده، توانایی ده تا بتوانم از عهده برآیم و شایسته‌ی این همه مهر و محبت باشم.»

وی سپس به نمایندگی رهبر کبیر انقلاب اسلامی در شورایعالی دفاع منصوب شد و مأموریت یافت تا بطور مرتب گزارش کار ارتش را ارائه کند.

گروهی از رزمندگان داوطلب، به گِرد او جمع شدند و او با تربیت و سازماندهی آنان، ستاد جنگ‏های نامنظم را در اهواز تشکیل داد.

سخنش تمام شد، با همه رزمندگان خداحافظی و دیده‏بوسی کرد، به همه سنگرها سرکشی نمود و در خط مقدم، در نزدیک‏ترین نقطه به دشمن، پشت خاکریزی ایستاد و به رزمندگان تأکید کرد که از این نقطه که او هست، دیگر کسی جلوتر نرود، چون دشمن به خوبی با چشم غیرمسلح دیده می‏شد و مطمئناً دشمن هم آنها را دیده بود. آتش خمپاره که از اولین ساعات بامداد شروع شده بود و علاوه بر «رستمی» قربانی‏های دیگری نیز گرفته بود، دکتر چمران دستور داد رزمندگان به سرعت از کنارش متفرق شوند واز هم فاصله بگیرند. یارانش از او فاصله گرفتند و هر یک در گودالی مات و مبهوت در انتظار حادثه‏ای جانکاه بودند که خمپاره‏ها در اطراف او به زمین خورد و با اصابت یکی از خمپاره‏های صدامیان، یکی از نمونه‏های کامل انسانی که مایه‌‌ی مباهات خداوند است، یکی از شاگردان متواضع علی(ع) و حسین(ع)، یکی از عارفان سالک راه حق و حقیقت و یکی از ارزشمندترین انسان‏های علی‏گونه و یکی از یاران باوفای امام‏خمینی(ره) از دیار ما رخت بربست و به ملکوت اعلی پیوست.

ترکش خمپاره دشمن به پشت سر دکتر چمران اصابت کرد و ترکش‏های دیگر صورت و سینه‌ی دو یارش را که در کنارش ایستاده بودند، شکافت و فریاد و شیون رزمندگان و دوستان و برادران باوفایش به آسمان برخاست. او را به سرعت به آمبولانس رساندند. خون از سرش جاری بود و چهره ملکوتی و متبسم و در عین‏حال متین و محکم و موقر آغشته به خاک و خونش، عمیقاً، سخن‏ها داشت، ولی دیگر با کسی سخن نگفت و به کسی نگاه نکرد! شاید در آن اوقات، همانطوری که خود آرزو کرده بود، حسین(ع) بر بالینش بود و او از عشق دیدار حسین(ع) و رَستن از این دنیای پر از درد و پیوستن به روح، به زیبایی، به ملکوت اعلی، به دیار مصفای شهیدان، فرصت نگاهی و سخنی با ما خاکیان را نداشت.

«سرانجام، زندگی سراسر تلاش و مبارزه‌ی خالصانه و عارفانه در راه خدای او آغاز گشت و این‏چنین در کربلای خوزستان در جهاد و نبرد رویاروی علیه باطل، حسین‏گونه به خاک شهادت افتاد و به ملکوت اعلی عروج کرد و به آرزوی دیرین خود که قربانی شدن عاشقانه در راه خدا بود، نائل گشت. خدایش رحمت کند و او را با حسین(ع) و شهدای کربلا محشور گرداند.



چمران عزیز با عقیده‌ی پاک خالص، غیر وابسته به دستجات و گروه‌های سیاسی و عقیده به هدف بزرگ الهی، جهاد را در راه آن، آغاز کرد و به پایان رساند. او در حیات، با نور معرفت و پیوستگی به خدا قدم نهاد و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار کرد. او با سرافرازی زیست و با سرافرازی، با شهادت، به حق پیوست. هنر آن است که بی هیاهوهای سیاسی و خودنمایی‌های شیطانی، برای خدا به جهاد برخیزد؛ و خود را فدای هدف کند نه هوا؛ و این هنر مردان خداست. او در پیشگاه خدای بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و یادش بخیر.»



 

برای دیدن تصاویر شهید دکتر مصطفی چمران ابنجا را کلیک کنید.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۸
در انتظار بررسی: ۱
غیر قابل انتشار: ۱
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳:۲۲ - ۱۳۹۱/۰۳/۳۱
0
8
روحش شاد
پاسخ ها
محمود
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳:۲۲ - ۱۳۹۱/۰۳/۳۱
روحمان با یادش شاد
ودرجاتش در نزد خداوند متعالی تر.
یاعلی
نرگس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۱:۳۲ - ۱۳۹۱/۰۴/۰۱
0
4
وقتی کارنامه های شهید چمران را نگاه میکنیم به یک چیز جالبی برخورد میکنیم که هرچه ایشان بزرگتر شده اند نمره های کارنامه ی ایشان بهتر شده است بر خلاف افراد معمولی که هر چقدر بزرگتر میشوند چون فشار درسها زیادتر میشود و بازیگوشی دوران جوانی بیشتر میشود افت تحصیلی بیشتر میشود در حالیکه در شهید چمران اینگونه نیست یعنی هر چقدر درسها سخت تر میشده است و تخصصی تر ،نمرات ایشان بهتر و شاگرد اول میشدند
كوچكترين ايراني
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۷:۲۲ - ۱۳۹۱/۰۴/۰۱
0
3
سلام ، شهيد چمران ، فقط خدا ميداند كه چقدر زيبا فكر ميكرد ، چقدر زيبا زندگي كرد ، و چقدر زيبا به خدا پيوست ، عارفي شجاع و دانشمندي مخلص ، دلسوزي بي ادعا كه در ميدان نبرد خود جلوتر از افراد تحت امرش ميجنگيد ، بي باك و كسي كه سرش را به سپرده بود ، روحش شاد ، راستش شهيد چمران خيلي بزرگتر از اين نوشته هاي اين حقير و اين چند خط است ، اين ها را نوشتم ، شايد در دنيا و آخرت مورد شفاعت و لطف شهدا و اين شهيد بزرگوار شوم .بر روح عالي كليه شهدا دفاع حقيقتا مقدس صلواتي بفرستيم شايد كمي از شرمندهگي ما بكاهد.
مریدگمنام
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۰:۰۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۶
0
0
اگرکسی همزمان دنبال چندخرگوش بدودتاهمه آنهارابگیرد،هیچ کدام ازخرگوش هارانمی تواندبگیرداماشهیدچمران مثال نقض این قانون بوده وهست خدایش بیامرزد وچشمان مارا نیز بگشاید تا متولد شویم
دوستدارش
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۰:۱۱ - ۱۳۹۱/۱۲/۱۵
0
0
عاشق شهید چمرانم

او بی نظیر بود
saleh
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۴:۲۰ - ۱۳۹۲/۰۶/۱۲
0
1
سلام
من هم مثل دوران جوانی دکتر چمران دانشجوی دانشکده فنی هستم ولی هر وقت که وارد دانشکده میشم از خودم خجالت می کشم
که ما کجا و دکتر چمران و شهید قندچی و بزرگ نیا و شریعت رضوی کجا!!
ما فقط اسم دانشجو رو یدک می کشیم ولی .....
به قول قیصر امین پور
عمری بجز بیهوده بودن سر نکردیم
تقویم ها گفتند و ما باور نکردیم
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۵:۲۸ - ۱۳۹۲/۱۱/۲۵
0
1
سلام - دوستان عزیز وقتی به اندازه فهم ضعیف خودم به حالات علمی معنوی شهید چمران فکر مینمایم به ان دانشمند والا مقم غبطه میخورم اومثال کسی است که با یکدست نه تنها 2 هندوانه بلکه 2 دونیا را گرفته است به نحو احسن ولی بجای اینکه او فریفته هر دو دنیا شود بلکه بر عکس هر ده دنیا فریفته او و او فریفته و محو جمال الله
(س احمد)
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین