جامعه ایران بدون هوش مصنوعی

به گزارش بولتن نیوز - سیدمحمود کمالآرا دانشجوی دکتری علومسیاسی نوشت: جنگ تحمیلی سوم فقط شهرها را هدف نگرفت بلکه این پدیده ی شوم عادت ها را هم بمباران کرد. در جنگ تحمیلی سوم یکی از کمتر دیده شده ترین تحولات، که آن را نمیتوان به میدان های نبرد ربط داد، بصورت واضح در زندگی روزمره میلیون ها ایرانی بوقوع پیسوت. جامعه ای که در سال های اخیر بتدریج هوش مصنوعی را وارد کار، آموزش، ارتباطات، تولید محتوا و حتی تصمیم گیری های روزمره خود کرده بود، ناگهان با محدودیت های گسترده ارتباطی، اختلال در زیرساخت های دیجیتال و کاهش دسترسی به بسیاری از ابزارهای هوشمند مواجه شد. آنچه رخ داد فقط یک اختلال در فناوری نبود بلکه آزمایشی کم سابقه برای سنجش ظرفیت های اجتماعی انسان در عصر وابستگی دیجیتال بود. اما با آغاز جنگ تحمیلی سوم، ناگهان پرسشی متفاوت پیش روی جامعه ایران قرار گرفت که اگر هوش مصنوعی برای مدتی در دسترس نباشد، چه اتفاقی برای انجام امور خواهد افتاد؟ در این یادداشت به بررسی پاسخ این مهم خواهیم پرداخت.
تا پیش از جنگ اخیر، هوش مصنوعی برای بسیاری از شهروندان ایرانی به بخشی نامرئی از زندگی تبدیل شده بود. دانشجویان و دانشگاهیان برای پژوهش، روزنامه نگاران برای تحلیل داده ها، کسب و کارها از آن برای تولید محتوا و برنامه ریزی و حتی خانواده ها در تصمیم های روزمره خود از مشورت الگوریتم ها بهره می بردند. بعبارت بهتر شاید بتوان گفت که هوش مصنوعی کم کم از یک فناوری نوظهور به عضو خاموش جامعه تبدیل شده بود و این جنگ شوم، عضو جدید جامعه را برای مدتی از صحنه خارج کرد.
در روزهای نخست جنگ که آثار این غیبت بوضوح قابل مشاهده بود و بسیاری از افراد احساس سردرگمی میکردند، چرا که وابستگی به پاسخ های فوری، تحلیل های آماده و دسترسی دائمی به اطلاعات، جای خود را به نوعی خلا شناختی داده بود. بنابراین نسل و افرادی که به جستجوی چند ثانیه ای پاسخ ها عادت کرده بود، ناچار شد دوباره به حافظه فردی، تجربه شخصی و مشورت انسانی رجوع کند. از طرفی این وضعیت البته فقط جنبه منفی هم نداشت چراکه جامعه شناسان سال ها درباره پدیده ای با عنوان «برون سپاری شناختی» هشدار داده بودند که در آن انسان بخشی از توانایی های ذهنی خود را به فناوری واگذار میکند و همانگونه که ماشین حساب بخشی از محاسبات را از ذهن انسان گرفت، هوش مصنوعی نیز در حال واگذاری بخش هایی از تحلیل، نگارش، برنامه ریزی و حتی قضاوت به سامانههای دیجیتال بود و از این رو جنگ تحمیلی سوم ناخواسته این روند را متوقف کرد.
بعبارت بهتر شاید جامعه بنوعی سرمایه ی خود را بازتولید کرد اما از سوی دیگر همان روزهایی که جامعه توانست بخشی از توانمندی های فراموش شده خود را بازیابد، هزینه های سنگینی نیز در این زمینه پرداخت شد. این تجربه یک واقعیت مهم را آشکار کرد که شاید مشکل اصلی وابستگی به فناوری نیست و وابستگی مطلق به فناوری می تواند آسیب زا باشد. بدیهی است که جامعه مدرن نمی تواند از دستاوردهای هوش مصنوعی چشم پوشی کند، همان گونه که نمی توان برق، اینترنت یا حمل و نقل مدرن را کنار گذاشت. مسئله آن است که هرچه وابستگی بیشتر شود، آسیب پذیری نیز افزایش خواهد یافت. جنگ تحمیلی سوم نشان داد که تاب آوری ملی دیگر فقط به ذخایر انرژی، توان نظامی یا زیرساخت های فیزیکی محدود نمیشود بلکه به میزان استقلال شناختی جامعه نیز وابسته است.
شاید مهم ترین درس این روزها آن باشد که هوش مصنوعی باید یار و همراه انسان باقی بماند تا اینکه بعنوان جانشین انسان نقش ایفا کند و امورات را در دست بگیرد. جامعه ای که تمام توان تحلیل، تفکر و تصمیمگیری خود را به الگوریتم ها واگذار کند در زمان بحران های اینچنینی با خلا بزرگ روبرو خواهد شد. در مقابل، جامعه ای که فناوری را به خدمت توانایی های انسانی درآورد حتی در دشوارترین شرایط نیز قادر به ادامه مسیر خواهد بود. جنگ تحمیلی سوم احتمالا در آینده از منظرهای نظامی، سیاسی و اقتصادی فراوانی مورد مطالعه قرار خواهد گرفت اما شاید یکی از مهم ترین روایت های آن، داستان مردم جنگ زده ای باشد که برای مدتی کوتاه مجبور شدند بدون دستیارهای هوشمند زندگی کنند و در این مسیر، دوباره بخشی از توانایی های فراموش شده خود را کشف کردند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


