کد خبر: ۸۸۷۶۹۵
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
روایت معتبرترین اندیشکده‌های جهان از نظم نوین جهانی در حال وقوع و جایگاه ایران در آن

پایان دوران سنتی تنگه هرمز؛ چگونه جنگ ایران نظم پنجاه‌ساله جهان را در هم شکست و خاورمیانه و آفریقا را به میدان نبرد تبدیل کرد

سه ماه پیش، وقتی ناوگان پنجم آمریکا در خلیج فارس مستقر بود و تحلیلگران واشنگتن هنوز امیدوار بودند جنگ ایران ظرف چند هفته تمام شود، کسی تصور نمی‌کرد که سرنوشت نظم جهانی در گرو یک تنگه باریک به عرض سی‌وسه کیلومتر باشد.
پایان دوران سنتی تنگه هرمز؛ چگونه جنگ ایران نظم پنجاه‌ساله جهان را در هم شکست و خاورمیانه و آفریقا را به میدان نبرد تبدیل کرد

گروه بین الملل- سیدمجتبی نعیمی: سه ماه پیش، وقتی ناوگان پنجم آمریکا در خلیج فارس مستقر بود و تحلیلگران واشنگتن هنوز امیدوار بودند جنگ ایران ظرف چند هفته تمام شود، کسی تصور نمی‌کرد که سرنوشت نظم جهانی در گرو یک تنگه باریک به عرض سی‌وسه کیلومتر باشد. اما امروز، در ابتدای خرداد ۱۴۰۵، جهان در وضعیتی قرار دارد که چارلز کوپچان، تحلیلگر ارشد شورای روابط خارجی آمریکا، آن را «لحظه گرامشی» می‌نامد؛ لحظه‌ای که نظم قدیم مرده و نظم جدید هنوز زاده نشده و تنها چیزی که باقی مانده، علایم بیماری است.

به گزارش بولتن نیوز ب،پنج مقاله‌ای که در هفته‌های اخیر از معتبرترین اندیشکده‌های جهان منتشر شده، تصویری هولناک و در عین حال روشن از وضعیت کنونی ارائه می‌دهند. این مقالات، که هر کدام از زاویه‌ای متفاوت به بحران نگاه می‌کنند، در یک نقطه به هم می‌رسند: جنگ رمضان فقط یک جنگ منطقه‌ای نبود؛ بلکه زلزله‌ای بود که پی‌ریزی نظم بین‌المللی پس از جنگ سرد را در هم شکست و موج‌های آن تا سواحل آفریقا و اتاق‌های تصمیم‌گیری واشنگتن رسید.

توافق پنجاه‌ساله‌ای که شکست

نورمن روله، تحلیلگر سابق سازمان سیا و نویسنده مقاله «پس از هرمز: خلیج در جستجوی نظم نوین» در موسسه هوور دانشگاه استنفورد، داستان را از جایی شروع می‌کند که شاید مهم‌ترین جمله کل این بحران در آن نهفته باشد: «توافقی که نظم خلیج تقریبا نیم‌قرن بر ان استوار بود، شکسته شد.» آن توافق ساده بود: آمریکا و جامعه بین‌المللی تنگه هرمز را از نظر تجاری باز نگه می‌دارند، حتی اگر ایران بخواهد آن را از نظر نظامی به چالش بکشد. این توافق از جنگ نفتکش‌ها در دهه هشتاد میلادی جان سالم به در برده بود، از جنگ عراق گذشته بود، از بهار عربی، از حملات حوثی‌ها و حتی از تبادل موشکی ایران و اسراییل در سال ۱۴۰۳. اما جنگ رمضان همه چیز را عوض کرد.

روله می‌نویسد که جمهوری اسلامی، با وجود آنکه رهبری‌اش در هفته‌های اول جنگ هدف قرار گرفت و بخش بزرگی از توان نظامی متعارفش نابود شد، نه تنها فرو نپاشید بلکه توانست کنترل تنگه هرمز را به ابزاری دایمی برای فشار استراتژیک تبدیل کند. این همان نکته‌ای است که اریک آلتر، رییس آکادمی دیپلماتیک انور قرقاش در ابوظبی و نویسنده مقاله «نظم نوین برای کشورهای خلیج» در نشنال اینترست، آن را «کابوس واقعی» می‌نامد: ایران نیازی نداشت آمریکا را شکست دهد؛ فقط کافی بود نشان دهد که شریان حیاتی اقتصاد جهانی را می‌تواند ببندد.

ایران؛ بازیگری که غرب پانصد سال اشتباهش را خواند

اما شاید تکان‌دهنده‌ترین تحلیل از میان این پنج مقاله، نوشته علی هاشم، روزنامه‌نگار و پژوهشگر ایرانی‌تبار وابسته به دانشگاه رویال هالووی لندن و همکار الجزیره، باشد. مقاله او در فارن پالیسی با عنوان «جهان مدام سوال اشتباهی از ایران می‌پرسد»، پرده از یک خطای شناختی پانصدساله برمی‌دارد.

هاشم می‌نویسد: «سوالی که نیم‌قرن تحلیل آمریکا را شکل داده، اشتباه است. نه اینکه جمهوری اسلامی چه می‌خواهد، بلکه ایران چیست.» او توضیح می‌دهد که ایران به عنوان یک موجودیت سیاسی پیوسته، پانصد سال قدمت دارد؛ از صفویان و قاجارها و پهلوی‌ها تا جمهوری اسلامی. حکومت‌ها عوض شده‌اند اما منطق استراتژیک باقی مانده. سه باور عمیق در رفتار ایرانی ریشه دوانده: نخست اینکه ضعف دعوت به مداخله می‌کند؛ دوم اینکه حاکمیت قابل مذاکره نیست؛ و سوم اینکه ایران خود را قدرت جهانی می‌داند نه منطقه‌ای.

هاشم با استناد به سخنان امام شهید حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (قدس) در سال ۱۳۹۵ خطاب به خانواده‌های شهدای سوریه و عراق می‌نویسد: «اگر آنها نرفته بودند در آنجا بجنگند، دشمن به داخل کشور می‌آمد. مجبور بودیم در کرمانشاه و همدان با آنها بجنگیم.» و بلافاصله اضافه می‌کند: «منطق همان است. حکومت‌ها فرق کرده‌اند.» این جمله، اگر از زبان یک تحلیلگر غربی گفته می‌شد شاید عادی بود؛ اما وقتی یک ایرانی‌تبار با احترام به تاریخ سرزمینش این را می‌نویسد، وزن دیگری پیدا می‌کند.

نکته کلیدی هاشم اینجاست: فشار حداکثری، تحریم‌ها، جنگ نیابتی و حتی حملات مستقیم، هیچ‌کدام آن چیزی را که پانصد سال تجربه تاریخی در ایران ساخته، تغییر نداده. او می‌نویسد: «هر فشاری که برای مهار بازدارندگی تولید می‌کنید، رفتاری را تقویت می‌کنید که می‌خواهید متوقفش کنید.» و سپس اشتباه کیسینجر را در ویتنام به اشتباه واشنگتن در قبال ایران تعمیم می‌دهد: «تهران هم مثل ویتنام شمالی دنبال پیروزی نیست؛ دنبال زنده ماندن است تا وقتی که طرف مقابل به خروج نیاز پیدا کند.»

خلیج فارس؛ از وابستگی تا خودمختاری اجباری

مقاله اریک آلتر در نشنال اینترست، که در ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ منتشر شد، تصویر دقیقی از تحول درو
نعیمی همکار: نی کشورهای خلیج ارائه می‌دهد. او می‌نویسد که عربستان و امارات با حمله مستقیم به مواضع ایرانی، خطی را رد کردند که دهه‌ها از آن عبور نکرده بودند. این یعنی دیگر هیچ‌کدام از این کشورها نمی‌توانند ادعای بی‌طرفی کنند. اما سوال اصلی این است: حالا چه؟

آلتر با صراحت می‌نویسد که خروج آمریکا از معادله، برخلاف آنچه بسیاری تصور می‌کردند، لزوما به نفع ایران نیست. چرا؟ چون کشورهای خلیج حالا خودشان دارند هزینه امنیتشان را می‌پردازند و این هزینه، رفتارشان را تغییر داده. او به اقداماتی اشاره می‌کند که پیش از جنگ غیرقابل تصور بود: خروج امارات از اوپک، استقرار سامانه گنبد اهنین در خاک امارات، بستن سفارت ایران در ابوظبی، اخراج دیپلمات‌های ایرانی از ریاض. ایران موشک‌هایش را به دبی و ابوظبی فرستاد و پاسخ، نه دیپلماسی بود بلکه عمل.

اما آلتر هشدار می‌دهد: خودمختاری استراتژیک بدون زیرساخت نهادی، فقط یک شعار است. شورای همکاری خلیج هنوز نتوانسته سامانه دفاع موشکی یکپارچه بسازد، هنوز مکانیزم مشترک برای کنترل تنگه ندارد، و هنوز هر کشور اولویت‌های متفاوتی دارد: عربستان نگران موشک و حوثی است، امارات نگران تنگه و زیرساخت بندری، قطر نگران گاز و پایگاه آمریکایی، کویت و بحرین نگران بقا.

آفریقا؛ جبهه دومی که کسی پیش‌بینی نکرده بود

لیام کار، تحلیلگر پروژه تهدیدات بحرانی در موسسه امریکن انترپرایز و نویسنده مقاله «پس‌لرزه‌های آفریقایی جنگ خلیج» در فارن پالیسی، نشان می‌دهد که جنگ ایران فقط خاورمیانه را نلرزاند. او می‌نویسد که جنگ سودان، تنش اتیوپی و اریتره، بحران سومالی‌لند و حتی مناقشه ارضی جیبوتی و اتیوپی، همه در سایه جنگ ایران تشدید شده‌اند.

کار توضیح می‌دهد که بسته شدن هرمز، مسیر دسترسی اتیوپی به دریای سرخ را حیاتی‌تر کرده و این موضوع، معادلات شاخ آفریقا را عوض کرده. رقابت امارات و عربستان با ترکیه و مصر بر سر نفوذ در سومالی‌لند و اتیوپی، حالا لایه جدیدی پیدا کرده: چه کسی بنادر و کریدورهای جایگزین هرمز را کنترل می‌کند؟

نکته تکان‌دهنده مقاله کار اینجاست: سرمایه‌گذاری‌های میلیاردی خلیج در غرب، حالا در خطر است. او به مقاله خودش در شورای روابط خارجی استناد می‌کند که نوشته بود «سرمایه خلیج در غرب در خطر است» و حالا می‌بیند که این هشدار محقق شده. پروژه‌های فرهنگی، ورزشی و اقتصادی کشورهای خلیج در اروپا و آمریکا، نخستین قربانیان بحران اعتماد شده‌اند.

گرامشی در قرن بیست‌ویکم

اما شاید عمیق‌ترین تحلیل را چارلز کوپچان در مقاله «بین دو نظم» در شورای روابط خارجی ارائه دهد. او با استناد به آنتونیو گرامشی، فیلسوف ایتالیایی زندانی در دهه ۱۹۳۰، می‌نویسد: «نظم قدیم دارد می‌میرد، نظم جدید هنوز زاده نشده، و در این فاصله، علایم بیماری فراوان است.»

کوپچان دو زلزله تکتونیکی را شناسایی می‌کند: نخست، انتقال قدرت از غرب به شرق و جنوب. تا سال ۲۰۶۰، سهم اقتصادهای غربی از تولید ناخالص جهانی به کمتر از ۴۰ درصد می‌رسد و سه اقتصاد بزرگ جهان چین، هند و اندونزی خواهند بود. دوم، گذار از عصر صنعتی به عصر دیجیتال که قرارداد اجتماعی طبقه متوسط را در هم شکسته. در آمریکا، ده درصد ثروتمندترین خانوارها بیش از دوسوم ثروت ملی را در اختیار دارند.

و در این میان، دونالد ترامپ نقش عجیبی بازی می‌کند: او محصول همین زلزله‌هاست، اما به جای ساختن نظم جدید، دارد نظم قدیم را سریع‌تر تخریب می‌کند. کوپچان می‌نویسد: «ترامپ در حال ساختن نظمی نیست. او فقط دارد نشان می‌دهد که نظم قبلی چقدر شکننده بوده.»

ایران کجای این تصویر ایستاده؟

حالا اگر این پنج مقاله را کنار هم بگذاریم، تصویر ایران در این بحران جهانی روشن‌تر می‌شود. ایران نه قربانی صرف است و نه فاتح. ایران بازیگری است که با ابزارهای نامتقارن، موشک، پهپاد، مین، قایق تندرو و شبکه نیابتی، توانسته در برابر قوی‌ترین ارتش جهان مقاومت کند و مهم‌تر از ان، اهرم فشار استراتژیک خود یعنی هرمز را حفظ کند.

اما بهای این مقاومت چه بوده؟ علی هاشم در فارن پالیسی اشاره می‌کند که دهه‌ها نفوذ سپاه در جامعه ایرانی، نظامی امنیتی‌تر ساخته نه دموکراتیک‌تر. نورمن روله در هوور می‌نویسد که این ایران، خطرناک‌تر است چون به ابزارهایی متوسل می‌شود که کمترین حساسیت را برمی‌انگیزد: حملات سایبری، پهپادهای ارزان، سامانه‌های ازدحامی.

و نکته‌ای که شاید مهم‌ترین درس این بحران برای خود ایران باشد: مقاله نشنال اینترست نشان می‌دهد که کشورهای خلیج دارند با سرعتی باورنکردنی خودشان را بازتعریف می‌کنند. عربستان دارد زیرساخت لجستیکی از دریای سرخ تا مدیترانه می‌سازد. امارات دارد تنوع اقتصادی‌اش را به سطحی می‌رساند که حتی بدون نفت هم زنده بماند.

قطر دارد از روابطش با واشنگتن و ریاض به عنوان اهرم استفاده می‌کند. اگر ایران فکر می‌کند که جنگ تمام شده و همه چیز به حالت قبل برمی‌گردد، اشتباه می‌کند. من
نعیمی همکار: طقه دارد بدون ایران و حتی علیه ایران، معماری امنیتی جدیدی می‌سازد.

و اما آمریکا ...

نورمن روله در پایان مقاله‌اش در هوور جمله‌ای می‌نویسد که شاید تلخ‌ترین حقیقت این روزها باشد: «تاریخ از این نسل سیاست‌گذاران نخواهد پرسید که ایا ایران توان تهدید هرمز را حفظ می‌کند یا نه. تاریخ خواهد پرسید که ایا واشنگتن، پس از فهمیدن پیامدهای این توان، خیال و انضباط لازم برای ساختن نظمی منطقه‌ای را داشت که در آن این تهدید دیگر خطری برای اقتصاد جهانی نباشد.»

و اضافه می‌کند: «دولت‌مردی، انضباط انتخاب مسیری است که می‌توانی در برابر تاریخ از ان دفاع کنی.»

پس چه می‌شود؟

پنج مقاله، پنج زاویه، یک حقیقت: جهان در لحظه گرامشی قرار دارد. نظم لیبرال بین‌المللی پس از ۱۹۴۵ در خاورمیانه فروپاشیده و آنچه جایش را می‌گیرد، بستگی به این دارد که قدرت‌ها - به‌ویژه آمریکا و خلیج - بتوانند معماری نهادی جدیدی بسازند یا نه. ایران در این معادله هم بازیگر است و هم متغیر؛ هم قربانی جغرافیای خود است و هم محصول پانصد سال تاریخ. اگر ایران بتواند نظم مدنظر خود بر تنگه هرمز را جا بیاندازد، عملاً به یکی از طرف‌های نظم آفرین جدید جهانی تبدیل خواهد شد.

البته آنچه مسلم است، این بحران برای ایرانیان هم درس‌های سنگینی دارد. مقاومت نظامی یک چیز است و ساختن نظم جایگزین چیز دیگر. همان‌طور که علی هاشم نشان داد، ایران هرگز نمی‌تواند از جایگاه ژئوپلیتیک خود فرار کند؛ تنها می‌تواند آن را مدیریت کند. و مدیریت آن، نه فقط موشک و پهپاد می‌خواهد، بلکه دیپلماسی، اقتصاد و نهادسازی هم می‌خواهد.

جهان بعد از هرمز، جهان قبل از هرمز نخواهد بود. و ایران، چه بخواهد چه نخواهد، در مرکز این تحول ایستاده است.

 

برچسب ها: تنگه هرمز ، جهان

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین