کد خبر: ۸۸۵۲۲۶
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
سایه سنگین گمانه‌ها بر مذاکرات پنهان؛ فقدان داده‌های میدانی و موج خبرسازی‌ها چه بر سر میز دیپلماسی می‌آورد؟

پیش‌شرط‌های دومینووار و تحلیل‌های حبابی؛ چرا فاصله خیابان و میدان در معمای «اسلام‌آباد» قدرت ملی را نشانه رفته است؟

در میانه گمانه‌زنی‌های فزاینده پیرامون محورهای گفت‌وگو یا احتمال آتش‌بس در اسلام‌آباد میان جمهوری اسلامی ایران...

گروه بین الملل: سیدمجتبی نعیمی: در میانه گمانه‌زنی‌های فزاینده پیرامون محورهای گفت‌وگو یا احتمال آتش‌بس در اسلام‌آباد میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده، فضای رسانه‌ای و تحلیلی کشور با پدیده‌ای به نام «چندپارگی روایت» مواجه شده است. این وضعیت که حاصل فقدان یک منبع رسمی شفاف و مقتدر در انتشار جزئیات است، نه تنها به تولید تحلیل‌های غیرواقعی دامن می‌زند، بلکه در صورت تداوم، تهدیدی خاموش علیه انسجام راهبردی میان افکار عمومی و دستگاه دیپلماسی به شمار می‌رود.

به گزارش بولتن نیوز، در چنین بزنگاهی، ناظر سیر تحولی عجیبی در تعریف پیش‌شرط‌های ایران برای ورود به فرآیند آتش‌بس یا مذاکرات غیرمستقیم هستیم. این قطار روایتی در حالی روی ریل حرکت می‌کند که واگن‌های آن لحظه به لحظه به تعداد افزوده می‌شوند. نخستین بار، خبرهایی در برخی رسانه‌ها و محافل سیاسی مخابره شد که گویا شروط ایران تنها محدود به گسترش دامنه آتش‌بس به جبهه لبنان بوده است. بر اساس این تحلیل‌ها، تهران با هدف تثبیت امنیت متحدان راهبردی خود، «لنبان» را خط قرمز اصلی در پذیرش هرگونه توافق اعلام کرده است.

اما چیزی نگذشت که این تصویر تک‌بعدی فرو ریخت. تنها یک روز پس از انتشار این گمانه‌ها، توییت دکتر محمدباقر قالیباف، رئیس محترم مجلس شورای اسلامی، ضلع دیگری از این منشور را مقابل دیدگان عموم قرار داد. اشاره ایشان به ضرورت «آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده ایران» نشان داد که پیش‌شرط‌های تهران یک بُعدِ صرفاً امنیتی و منطقه‌ای ندارد و اهرم‌های اقتصادی نیز به عنوان یک گروهِ الزامات غیرقابل چشم‌پوشی روی میز محاسبه قرار گرفته است. این روایت دوم، سطح انتظارات را از یک آتش‌بس تاکتیکی به یک معامله مالی استراتژیک ارتقا داد.

چرخه شگفتی‌ها اما در همین نقطه متوقف نشد و در ادامه، پازل شرایط ایران شکل کامل‌تری به خود گرفت. علی خضریان، نماینده مجلس شورای اسلامی، در گفت‌وگویی با رسانه ملی از لایه سوم این پیش‌شرط‌ها پرده برداشت و اعلام کرد که «پذیرش حق غنی‌سازی ایران» نیز به فهرست مطالبات افزوده شده است. با ورود این کلیدواژه هسته‌ای به معادله، ماجرا از یک توافق محدود نظامی-مالی فراتر رفت و به سطح تضمین‌های بنیادین حقوقی و فنی صعود کرد. حال این پرسش مطرح می‌شود که آیا گام بعدی، رونمایی از پیش‌شرط‌های دیگری در حوزه موشکی یا نفوذ منطقه‌ای ایران نخواهد بود؟

این روند تصاعدی در اعلام شروط، خواه ناشی از جوسازی رسانه‌ای باشد و خواه حاصل نشت تدریجی اطلاعات واقعی، یک پیامد خطرناک به دنبال دارد: ایجاد توقعات کاذب و تصنعی در بدنه جامعه. وقتی هر روز یک شرط تازه و سنگین‌تر از دیروز در فضای عمومی به عنوان «حداقلِ خواسته ایران» معرفی می‌شود، اذهان عمومی به طور طبیعی این سیر صعودی را مطالبه‌ای برحق و شدنی تلقی می‌کند. این در حالی است که به دلیل محرمانگی یا پیچیدگی‌های ذاتی مذاکرات غیرمستقیم، دسترسی به داده‌های خام و صورتجلسات واقعی برای عموم تحلیلگران و رسانه‌ها میسر نیست. در چنین فضای مه‌آلودی، هر تحلیل و تفسیری بر بستر شن‌های روان بنا شده است.

خطر بزرگ‌تر اما در جایی خودنمایی می‌کند که این تحلیل‌های غیرمستند و گاه آرزوپردازانه به مثابه سنجه‌ای برای ارزیابی عملکرد تیم دیپلماسی کشور در خیابان به کار گرفته شود. اگر بر اساس گمانه‌زنی‌های رسانه‌ای، جامعه تصور کند که دیپلمات‌ها برای احقاق تمام و کمال حق غنی‌سازی، آزادسازی تمام دارایی‌ها و آتش‌بس پایدار در لبنان به صورت همزمان بر سر میز حاضر شده‌اند، هرگونه توافقی که در نتیجه «بده‌بستان» سیاسی به دست آید (و ماهیت مذاکره چیزی جز این نیست)، ناگزیر در قیاس با آن فهرست بلندبالا، شکست خورده و ناقص جلوه خواهد کرد.

پیش‌شرط‌های دومینووار و تحلیل‌های حبابی؛ چرا فاصله خیابان و میدان در معمای «اسلام‌آباد» قدرت ملی را نشانه رفته است؟

چنین وضعیتی بسترساز فاصله افتادن میان «میدان دیپلماسی» (که در چارچوب منافع ملی و واقعیت‌های قدرت عمل می‌کند) و «خیابان» (که با توقعات برآمده از تحلیل‌های ژورنالیستی اشتباه تغذیه شده است) می‌شود. این شکاف، قدرت چانه‌زنی کشور را به نحو مهلکی تضعیف می‌کند؛ چه آنکه دشمن نیز با رصد این التهاب‌های داخلی، به این نتیجه می‌رسد که طرف ایرانی فضای مانور کمتری دارد و نمی‌تواند عقب‌نشینی تاکتیکی را بدون هزینه سیاسی داخلی بپذیرد.

در نهایت باید اذعان داشت که در امور حساس ملی و به‌ویژه در فرآیندهایی مانند مذاکرات اسلام‌آباد که ابعاد آن همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد، مراقبت و احتیاط در تحلیل‌گری یک تکلیف ملی و اخلاقی است.

تحلیل‌گران و رسانه‌ها می‌بایست به شدت از افتادن در دام اطلاعات تکه‌تکه و ساخت روایت‌های هیجانی بپرهیزند تا خدای ناکرده موج‌سواری بر امواج شایعه، سرمایه ارزشمند اعتماد عمومی را بر باد ندهد و میز مذاکره را از پشتیبانی استراتژیک مردم محروم نسازد. حفظ وحدت روایت میان خیابان و میدان، پیش‌نیاز هرگونه گام برداشتن موفق در میدان دیپلماسی جهانی است.

برچسب ها: ایران ، آمریکا

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین