تاب آوری ملی با رهبری جوان

گروه سیاسی: سجادی پناه: ایران در دو قرن اخیر، یکی از پرچالشترین تجربیات تاریخی را پشت سر گذاشته است: از مداخلات استعماری روسیه و بریتانیا در عصر قاجار و قراردادهای تحمیلی مانند ترکمانچای و ۱۹۱۹، اشغال متفقین در جنگ جهانی دوم، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، ملی شدن صنعت نفت و بحرانهای ناشی از آن، انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، جنگ تحمیلی هشتساله، و تحریمهای گستردۀبینالمللی در دهههای اخیر که اقتصاد و جامعه را به شدت تحت فشار قرار داده است، و همچنین وقایع سال گذشته و سال جاری(دو جنگ و یک کودتا) که می توانست همه زیر ساخت های این کشور را دگرگون نماید. اما چرا با وجود این همه بحرانهای زنجیرهای عظیم، ایران نه تنها از فروپاشی اجتماعی و سیاسی در امان مانده، بلکه در بسیاری موارد توانسته است هویت ملی خود را بازتولید کند و جایگاه ژئوپلیتیکیاش را حفظ یا حتی تقویت نماید.
به گزارش بولتن نیوز ،پرسش اساسی این است که چه عواملی مانع فروپاشی ایران شده و امکان تداوم تاریخی آن را فراهم کرده است؟ آیا این تداوم صرفاً نتیجۀعوامل جغرافیایی یا منابع طبیعی است، یا لایههای عمیقتری از انسجام اجتماعی و فرهنگی در آن نقش داشتهاند؟
"تابآوری تاریخی ملت ایران" بر سه محور بههمپیوسته و در عین حال متمایز از هم استوار بوده است: همبستگی ملی، مقاومت ملی و تابآوری ملی.
تمایز این سه سطح تحلیلی، امکان فهم عمیقتر سازوکارهای پایداری یا آسیبپذیری تاریخی ایران را فراهم میسازد و از رویکردهای تقلیلگرایانهای که پایداری را صرفاً به عوامل اقتصادی یا عوامل نظامی محدود میکنند، فراتر میرود.

بنابراین با تمرکز بر تجربۀتاریخی ایران در دورۀمدرن و معاصر درمی یابیم که چگونه «همبستگی ملی» (بر پایۀعناصری چون هویت فرهنگی مشترک، دین، زبان و خاطرۀتاریخی جمعی) می تواند بهعنوان «زیرساخت اجتماعی» عمل کرده و زمینهساز مقاومت ملی (در قالب بسیج مردمی، ابتکارات اجتماعی و رهبری کارآمد) شود. این تعامل دوسویه نهتنها توانسته است از فروپاشی اجتماعی جلوگیری کند، بلکه در بسیاری موارد به بازتولید قدرت ملی و تابآوری تاریخی نیز منجر شده است.
تاریخنگاران کلاسیک در پاسخ اولیه به «معمای چگونگی تداوم ایران در مقابل بحران های بزرگ»، غالباً بر پارادایمهای «واقعگرایی مادی» و نقش نخبگان سیاسی یا موازنه قوای نظامی تمرکز می کنند. هرچند این عوامل در تحلیل سطح رویین وقایع حائز اهمیتاند، اما تجربه تاریخی نشان میدهد که تقلیل پایداری ملت ایران به متغیرهای سخت(نظامی و اقتصادی)، عموماً تصویری ناقص و گاه گمراهکننده ارائه میدهد.
در این چند نوشتار پیش رو، استدلال میشود که پایداری ایران در دو سده اخیر تابعی از یک «دیالکتیک سهگانه» میان همبستگی ملی، مقاومت ملی و تابآوری ملی است. این همبستگی نه یک انتزاع ذهنی، بلکه یک «زیرساخت اجتماعی» است که ریشه در میراث تمدنی، مذهب تشیع و حافظه تاریخی مشترک دارد.
نکته کلیدی در این تحلیل، پیوند میان این زیرساخت درونی (همبستگی) با کنش جمعی بیرونی (مقاومت) است. مقاومت ملی در این چارچوب، تجلی عینی و فعلیتیافته همبستگی در عرصه تاریخ است که در نهایت به پدیده «تابآوری ملی» منجر میشود.
تابآوری، آنگونه که در نظریههای سیستمهای پیچیده مطرح است، صرفاً به معنای بازگشت به وضعیت پیش از بحران نیست، بلکه ظرفیت یک سیستم برای «سازگاری خلاق» و رشد در پس فاجعه ها خواهد بود.
بنابراین ایران معاصر توانسته است از طریق فعالسازی سرمایه اجتماعی و تحت رهبریهای کاریزماتیک و معنوی، بحرانهای وجودی را با تکیه بر مدل خاصی به فرصتی برای تقویت «تابآوری تاریخی» بدل نماید.
با بازخوانی تحلیلی رویدادهایی چون نهضت ملی شدن نفت، انقلاب اسلامی ، دفاع مقدس و جنگ فعلی، نویسنده بر آن است تا فراتر از روایتهای رویدادمحور، یک «الگوی مفهومی بومی» برای تبیین مکانیسمهای بقای ایران ارائه دهد؛ الگویی که نشان میدهد هویت ملی نه تنها یک ابزار تدافعی، بلکه موتور محرک تابآوری در برابر پیچیدهترین بحرانهای قرن بیست و یکم قلمداد می گردد.
ادامه دارد ....
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


