از انحصار نهادههای دامی تا واگذاری ستاره خلیج فارس؛ آیا تجربه تمرکز بازار در پرونده نهاده های دامی اینبار در بنزین تکرار میشود؟
گروه انرژی، تجربه تمرکز واردات و توزیع نهادههای دامی در اختیار یک گروه محدود، که به اخلال در بازار و افزایش ریسک تأمین انجامید، حالا به یک نمونه هشداردهنده در تحلیلهای اقتصادی تبدیل شده است. همزمان با قرار گرفتن پالایشگاه ستاره خلیج فارس در مسیر واگذاری و انتقال بخش مهمی از سهام آن، برخی کارشناسان نسبت به شکلگیری انحصار در قلب تولید بنزین کشور هشدار میدهند و معتقدند بیتوجهی به شفافیت و توازن مالکیت میتواند همان الگوی پرهزینه را اینبار در بازار سوخت تکرار کند.
به گزارش بولتن نیوز، واگذاری و انتقال سهام پالایشگاه ستاره خلیج فارس، بهعنوان بزرگترین پالایشگاه میعانات گازی کشور و یکی از ستونهای اصلی تولید بنزین، به یکی از مناقشهبرانگیزترین موضوعات روز در حوزه انرژی و اقتصاد عمومی تبدیل شده است. این پالایشگاه که نقش کلیدی در خودکفایی نسبی کشور در تولید بنزین داشته، اکنون در معرض تغییر مهمی در ترکیب سهامداری قرار گرفته؛ تغییری که بهگفته منتقدان، صرفاً یک جابهجایی حقوقی نیست بلکه میتواند توازن قدرت، سطح نظارت و ساختار رقابت در بازار سوخت را تحت تأثیر قرار دهد.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، فرآیند واگذاری از مرحله طرح موضوع عبور کرده و در سطح اقدام اجرایی قرار گرفته است. برگزاری نشستهای مرتبط با واگذاری در سازمان خصوصیسازی و ورود رسمی نام پالایشگاه به دستور کار، نشان میدهد تصمیمسازی عملیاتی آغاز شده است. طبق اعلامها، قرار است ۱۷.۹ درصد از سهام دولت در این پالایشگاه در قالب رد دیون به سازمان تأمین اجتماعی منتقل شود. هرچند رد دیون یکی از ابزارهای قانونی برای تسویه بدهیهای دولت است، اما تجربههای قبلی نشان داده که اگر جزئیات ارزشگذاری و تهاتر بدهی بهطور کامل منتشر نشود، میتواند زمینهساز ابهام و اختلاف شود.
یکی از محورهای اصلی نگرانی، وضعیت بدهیها و تعهدات مالی پالایشگاه است. طبق برآوردهای مطرحشده، در زمان احداث این پروژه حدود ۲ میلیارد دلار از منابع بانک مرکزی به آن اختصاص یافته و در ادامه مسیر توسعه، حجم بدهیها و تعهدات ارزی و مالی آن تا حدود ۱۲ میلیارد دلار برآورد شده است. منتقدان میگویند در هر فرآیند انتقال سهام، ابتدا باید تصویر دقیق و حسابرسیشدهای از بدهیها، نحوه بازپرداخت، نرخهای تسعیر و تعهدات معوق ارائه شود، زیرا ارزش واقعی سهام بدون کسر این بدهیها قابل قضاوت نیست. در نبود این شفافیت، خطر انتقال دارایی با ارزشگذاری نامتوازن وجود دارد.
موضوع مهم دیگر، نرخ خوراک دریافتی پالایشگاه است؛ مسئلهای که بهگفته کارشناسان، ابعادی فراتر از یک اختلاف حسابداری دارد. پالایشگاه ستاره خلیج فارس در سالهای گذشته میعانات گازی را با نرخی پایینتر از قیمتهای منطقهای دریافت کرده و برآوردها از انتفاعی در حدود ۸ تا ۱۰ میلیارد دلار حکایت دارد. این اختلاف نرخ، نوعی یارانه پنهان محسوب میشود که از منابع عمومی ناشی شده است. اکنون پرسش کلیدی این است که آیا این مزیت چند میلیارد دلاری در مدل ارزشگذاری سهام لحاظ شده یا واگذاری بر مبنای صورتهای مالی بدون تعدیل این رانت انجام میشود. در صورت نادیده گرفتن این عامل، عملاً بخشی از منافع عمومی بدون محاسبه دقیق منتقل خواهد شد.

گزارشهایی نیز وجود دارد که نشان میدهد الگوی مشابه قیمتگذاری خوراک در برخی پالایشگاههای وابسته به مجموعههای مرتبط با تأمین اجتماعی و شرکتهای تابعه مشاهده میشود. اگر این موضوع تأیید شود، مسئله تنها به یک دارایی محدود نیست و به یک موضوع ساختاری در شیوه تخصیص مزیت خوراک تبدیل میشود. به همین دلیل، کارشناسان خواستار انتشار رسمی و مقایسهای نرخ خوراک در پالایشگاههای بزرگ و بررسی اثر آن بر سودآوری و ارزشگذاری داراییها هستند.
ترکیب سهامداری پالایشگاه ستاره خلیج فارس نیز در کانون توجه قرار دارد. در حال حاضر بیش از ۴۰ درصد سهام این پالایشگاه در اختیار تاپیکو، از زیرمجموعههای شستا، است. با انتقال ۱۷.۹ درصد سهام دولت به سازمان تأمین اجتماعی، سهم شستا و تاپیکو به حدود ۵۷ درصد میرسد و اکثریت مطلق و کنترل مدیریتی در اختیار یک بلوک شبهدولتی قرار میگیرد. از نگاه بسیاری از تحلیلگران، این وضعیت مصداق خصوصیسازی واقعی نیست، بلکه نوعی تمرکز مالکیت در یک نهاد عمومی بزرگ است که میتواند رقابت و توازن را کاهش دهد.
در همین نقطه است که مقایسه با تجربه بازار نهادههای دامی پررنگ میشود. در سالهای گذشته، تمرکز واردات و توزیع نهادههای دامی در اختیار تعداد محدودی شرکت به یکی از محورهای بحث و انتقاد در سیاستگذاری کشاورزی و تجاری تبدیل شد. گزارشهای رسمی و رسانهای متعدد به این موضوع پرداختند که چگونه تمرکز کانالهای واردات و توزیع در یک گروه محدود، ریسک تأمین، نوسان قیمت و آسیبپذیری سیاستگذار را افزایش داد. هرچند تفاوتهای ساختاری میان بازار نهادههای دامی و صنعت پالایش وجود دارد، اما وجه مشترک هر دو، اهمیت راهبردی کالا و حساسیت اجتماعی بازار است.
کارشناسان میگویند درس کلیدی آن تجربه این بود که تمرکز بیش از حد زنجیره تأمین یک کالای حیاتی در اختیار یک بازیگر یا بلوک محدود، حتی اگر در کوتاهمدت کارآمد بهنظر برسد، در بلندمدت قدرت چانهزنی حاکمیت و انعطاف بازار را کاهش میدهد. در پرونده نهادههای دامی، همین تمرکز باعث شد هر اختلال عملیاتی یا اختلاف سیاستی، اثر مستقیم و سریع بر کل بازار بگذارد. اکنون منتقدان هشدار میدهند که شکلگیری تمرکز مدیریتی بیش از ۵۷ درصدی در یک پالایشگاه محوری تولید بنزین نیز میتواند ریسک مشابهی از منظر حکمرانی ایجاد کند.
بُعد تنظیمگری این موضوع نیز اهمیت بالایی دارد. دولت با در اختیار داشتن سهم مدیریتی، امکان اثرگذاری مستقیم بر تصمیمات کلان پالایشگاه، از جمله برنامههای توسعه، زمانبندی تعمیرات، سیاستهای عرضه و هماهنگی با برنامههای تأمین سوخت کشور را دارد. کاهش این سهم میتواند ابزار مداخله مستقیم را محدود کند. در بازاری مانند بنزین که قیمت، سهمیه، توزیع و واردات آن کاملاً با سیاست عمومی گره خورده، تضعیف اهرمهای حاکمیتی میتواند در شرایط بحرانزا مسئلهساز شود.
زمانبندی این انتقال سهام نیز محل سؤال است. بازار سوخت با رشد مصرف و نگرانی از ناترازی مواجه است و هرگونه تغییر بزرگ در ساختار مالکیتی یکی از بازیگران اصلی تولید بنزین باید با ارزیابی ریسک چندسناریویی انجام شود. واگذاری شتابزده و بدون انتشار کامل اطلاعات مالی، قراردادی و ارزشگذاری، میتواند نااطمینانی و بیاعتمادی ایجاد کند. تجربه پروندههای پیشین نشان داده که هزینه ابهام در واگذاری داراییهای بزرگ، معمولاً بعداً و با شدت بیشتر خود را نشان میدهد.
مجموعه مطالبات کارشناسی در این پرونده مشخص است: انتشار عمومی گزارش ارزشگذاری سهام، اعلام دقیق میزان بدهی دولت که با واگذاری ۱۷.۹ درصد سهم تسویه میشود، شفافسازی کامل بدهیها و تعهدات ارزی پالایشگاه، اعلام چارچوب قیمتگذاری خوراک و میزان مزیت ایجادشده، و تضمین حفظ ابزارهای نظارتی دولت در ساختار جدید مالکیتی. همچنین تأکید میشود که نهادهای نظارتی و تقنینی باید بهصورت فعال و پیشینی وارد بررسی شوند، نه آنکه پس از نهایی شدن انتقال، به ارزیابی پسینی بسنده کنند.
پالایشگاه ستاره خلیج فارس یک دارایی عادی نیست؛ گرهگاهی راهبردی در امنیت انرژی کشور است. همانگونه که تجربه تمرکز در بازار نهادههای دامی نشان داد، بیتوجهی به ریسک انحصار در کالاهای حیاتی میتواند تبعات گسترده اقتصادی و اجتماعی داشته باشد. از همین رو، تصمیم درباره ساختار مالکیتی این پالایشگاه نیازمند بالاترین سطح شفافیت، پاسخگویی و دقت کارشناسی است تا از تکرار الگوهای پرهزینه تمرکز و انحصار در بازاری بهمراتب حساستر جلوگیری شود.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


