اگر آمریکا ماشه را بکشد؛ هفت سناریوی محتمل پس از حمله نظامی به ایران توسط فرانک گاردنر خبرنگار امور امنیتی
گروه بین الملل: به نظر میرسد ایالات متحده آماده است تا ظرف چند روز آینده به ایران حمله کند. در حالی که اهداف احتمالی چنین حملهای تا حد زیادی قابل پیشبینی هستند، اما پیامدها و نتایج آن چنین نیستند.
به گزارش بولتن نیوز ،اگر در دقایق آخر توافقی با تهران حاصل نشود و دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، تصمیم به صدور فرمان حمله برای نیروهای ایالات متحده بگیرد، چه سرنوشتی در انتظار منطقه خواهد بود؟ نتایج احتمالی چنین اقدامی چیست؟
در ادامه هفت سناریوی محتمل بررسی شده است:
۱. حملات هدفمند و جراحیگونه؛ گذار به دموکراسی
در این سناریو، نیروهای هوایی و دریایی ایالات متحده حملات محدود و دقیقی (Precision Strikes) را علیه پایگاههای نظامی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC)، نیروی مقاومت بسیج، سایتهای پرتاب و انبار موشکهای بالستیک و همچنین برنامه هستهای ایران انجام میدهند.
این حملات، دنبال از بین بردن جمهوری اسلامی است. البته این یک سناریوی بسیار خوشبینانه است. مداخله نظامی غرب در عراق و لیبی منجر به انتقال آرام قدرت به دموکراسی نشد. اگرچه در هر دو مورد دیکتاتوریهای بیرحم پایان یافتند، اما سالها هرجومرج و خونریزی را به دنبال داشتند.
۲. بقای جمهوری اسلامی اما با تعدیل سیاستها
این سناریو را میتوان به طور کلی «مدل ونزوئلایی» نامید؛ حالتی که در آن اقدام سریع و قدرتمند ایالات متحده رژیم را دستنخورده باقی میگذارد، اما سیاستهای آن را تعدیل میکند.
در مورد ایران، این بدان معناست که جمهوری اسلامی بقا مییابد اما مجبور میشود حمایت خود از محور مقاومت در خاورمیانه را محدود کند، برنامههای هستهای و موشکی داخلی خود را متوقف یا محدود سازد و همچنین از شدت سرکوب اعتراضات بکاهد.
۳. فروپاشی و جایگزینی با حکومت نظامی
بسیاری بر این باورند که این محتملترین نتیجه ممکن است.
در هرجومرجِ پس از هرگونه حمله آمریکا، قابل تصور است که ایران در نهایت تحت حاکمیت یک دولت نظامی قدرتمند متشکل از چهرههای سپاه پاسداران قرار گیرد.
۴. تلافی ایران با حمله به نیروهای آمریکایی و همسایگان
ایران سوگند خورده است که هرگونه حمله آمریکا را تلافی کند و گفته است که «انگشتش روی ماشه است».
واضح است که ایران حریف قدرت نیروی دریایی و هوایی آمریکا نیست، اما همچنان میتواند با زرادخانه موشکهای بالستیک و پهپادهای خود – که بسیاری از آنها در غارها، زیر زمین یا دامنههای کوهستانی دوردست پنهان شدهاند – ضربات سختی وارد کند.
پایگاهها و تأسیسات آمریکایی در امتداد کرانه عربی خلیج فارس، به ویژه در بحرین و قطر پراکنده شدهاند، اما ایران اگر بخواهد میتواند زیرساختهای حیاتی هر کشوری را که همدست حمله آمریکا میداند، مانند اردن یا اسرائیل، هدف قرار دهد.
حمله ویرانگر موشکی و پهپادی به تأسیسات پتروشیمی آرامکو عربستان در سال ۲۰۱۹، که به یک گروه شبهنظامی تحت حمایت ایران در عراق نسبت داده شد، به سعودیها نشان داد که چقدر در برابر موشکهای ایرانی آسیبپذیر هستند.
همسایگان عربِ ایران در خلیج فارس که همگی متحدان آمریکا هستند، در حال حاضر به شدت مضطرباند که هرگونه اقدام نظامی آمریکا در نهایت دامنگیر آنها شود.
۵. تلافی ایران با مینگذاری در خلیج فارس
این تهدید از زمان جنگ ایران و عراق (۱۹۸۰-۱۹۸۸)، زمانی که ایران واقعاً مسیرهای کشتیرانی را مینگذاری کرد و مینروبهای نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا به پاکسازی آنها کمک کردند، همواره بر سر کشتیرانی جهانی و تأمین نفت سایه افکنده است.
تنگه باریک هرمز بین ایران و عمان یک گلوگاه حیاتی است. حدود ۲۰ درصد از صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) جهان و بین ۲۰ تا ۲۵ درصد از نفت و فرآوردههای نفتی جهان هر سال از این تنگه عبور میکنند.
ایران رزمایشهایی برای استقرار سریع مینهای دریایی انجام داده است. اگر دست به چنین اقدامی بزند، بیشک بر تجارت جهانی و قیمت نفت تأثیر خواهد گذاشت.
۶. تلافی ایران؛ غرق کردن یک ناو جنگی آمریکا
یک کاپیتان نیروی دریایی آمریکا در عرشه یک ناو جنگی در خلیج فارس زمانی به من گفت که یکی از تهدیدات ایران که او بیش از همه نگرانش است، «حمله فوجی» (Swarm Attack) است.
این حالتی است که ایران تعداد زیادی پهپادهای مجهز به مواد منفجره و قایقهای تندرو اژدرافکن را به سمت یک یا چند هدف شلیک میکند، به طوری که حتی پدافندهای قدرتمند برد کوتاه نیروی دریایی آمریکا نیز قادر به از بین بردن همه آنها در زمان مناسب نباشند.
نیروی دریایی سپاه پاسداران مدتهاست که جایگزین نیروی دریایی کلاسیک ارتش در خلیج فارس شده است؛ نیرویی که برخی از فرماندهانش در زمان شاه حتی در کالج دریایی «دارتموث» بریتانیا آموزش دیده بودند.
خدمه دریایی ایران تمرکز آموزشهای خود را بر جنگهای نامتعارف یا «نامتقارن» گذاشتهاند و به دنبال راههایی برای غلبه یا دور زدن مزایای فنی دشمن اصلی خود، یعنی ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا هستند.
غرق شدن یک ناو جنگی آمریکا، همراه با احتمال اسارت بازماندگان خدمه آن، تحقیر بزرگی برای ایالات متحده خواهد بود.
اگرچه این سناریو بعید به نظر میرسد، اما باید به یاد داشت که ناوشکن میلیارد دلاری «یواساس کول» با حمله انتحاری القاعده در بندر عدن در سال ۲۰۰۰ فلج شد و ۱۷ ملوان آمریکایی کشته شدند. پیش از آن نیز در سال ۱۹۸۷، خلبان یک جت عراقی به اشتباه دو موشک اگزوسه به سمت ناو جنگی «یواساس استارک» شلیک کرد که منجر به کشته شدن ۳۷ ملوان شد.
۷. فروپاشی و جایگزینی با هرجومرج
این یک خطر بسیار واقعی است و یکی از نگرانیهای عمده همسایگانی مانند قطر و عربستان سعودی به شمار میرود.
علاوه بر احتمال بروز جنگ داخلی، مشابه آنچه در سوریه، یمن و لیبی تجربه شد، این خطر نیز وجود دارد که در میان آشفتگی و سردرگمی، تنشهای قومیتی به درگیری مسلحانه تبدیل شود؛ چرا که کُردها، بلوچها و سایر اقلیتها ممکن است در خلأ قدرت سراسری، به دنبال محافظت از مردم خود باشند.
هیچکس بیشتر از اسرائیل که تاکنون ضربات سنگینی به نیروهای نیابتی ایران در منطقه وارد کرده و از تهدید وجودی برنامه مشکوک هستهای ایران هراس دارد، از این موضوع استقبال نخواهد کرد.
اما هیچکس نمیخواهد ببیند که پرجمعیتترین کشور خاورمیانه – با حدود ۹۳ میلیون نفر جمعیت – در هرجومرج فرو رود و بحرانی انسانی و موجی از پناهندگان را به راه اندازد.
بزرگترین خطر اکنون این است که پرزیدنت ترامپ، با گردآوری این نیروی قدرتمند در نزدیکی مرزهای ایران، تصمیم بگیرد که برای حفظ وجهه و اعتبار خود (جلوگیری از lose face) باید دست به اقدام بزند و جنگی آغاز شود که وضعیت پایانی آن مشخص نیست و پیامدهای غیرقابل پیشبینی و بالقوه مخربی خواهد داشت.
فرانک گاردنر
خبرنگار امور امنیتی
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


