واگذاری دارویی به میترا فرزادنیا؛ چرا مسئله اصلی «اهلیت خریدار» است نه قیمت معامله؟
گروه اجتماعی: پرونده واگذاریهای بزرگ در سلامت، فقط «قیمت معامله» نیست؛ «صلاحیت مالک» است.
به گزاش بولتن نیوز وقتی یک امضا میتواند دارو را کمیاب کند: چرا «اهلیت» خریدار باید سختتر از هر مجوز دیگری بررسی شود؟
در اقتصاد، خرید یک کارخانه یا یک بلوک مدیریتی میتواند یک رویداد معمولی باشد؛ اما در صنعت دارو، همین خرید میتواند به یک رویداد حاکمیتی تبدیل شود. دلیلش ساده است: دارو کالا نیست؛ زیرساخت سلامت است. هر تغییری در مالکیت و مدیریتِ تولید و پخش دارو—بهویژه در مقیاس هلدینگهای بزرگ—بلافاصله روی سه چیز اثر میگذارد: قیمت، دسترسی و اعتماد عمومی.
با استناد به اسناد موجود و روایتهای منتشرشده، بحث اصلی این پرونده فقط «چه کسی خریده» نیست؛ بلکه این است که آیا سازوکار رسمی کشور برای سنجش اهلیت و کنترل تعارض منافع در چنین تملکهایی، متناسب با حساسیت موضوع عمل کرده یا نه. اگر پاسخ روشن نباشد، حتی قانونیترین معامله هم در افکار عمومی به «نقطه شروع سوءظن» تبدیل میشود؛ و این، برای صنعت دارو سمّ است.
۱) «اهلیت» در دارو یعنی چه؟
در پروندههای دارویی، اهلیت را نمیشود به یک جمله فروکاست: «سرمایه دارد، پس میتواند». در دارو، اهلیت یک بسته چندلایه است:
اهلیت مالی: توان تأمین نقدینگی پایدار برای مواد اولیه، حقوق، آزمایشگاه، تعمیرات و سرمایه در گردش—بدون گروگان گرفتن تولید در برابر تسهیلات.
اهلیت فنی و کیفی: توان حفظ استانداردهای تولید، کنترل کیفیت، پایداری زنجیره سرد و مدیریت تغییرات.
اهلیت حکمرانی: شفافیت مالکیت واقعی، ساختار تصمیمگیری، کنترل اشخاص وابسته و پاسخگویی در برابر نهاد ناظر.
اهلیت تعهد به تأمین: توان و اراده برای تولید داروهای کمسود اما حیاتی، نه فقط اقلام پرحاشیه.
اگر این چهار لایه کنار هم نباشند، صنعت دارو وارد منطقه خطر میشود: تولید ممکن است ادامه پیدا کند، اما کیفیت، دسترسی یا عدالت توزیع آسیب میبیند—و جامعه معمولاً دیر متوجه میشود؛ وقتی که «قفسه» خالی شده است.
۲) تعارض منافع؛ گلوگاهی که دارو را از «سلامت» به «بازی مالی» منحرف میکند
تعارض منافع یعنی جایی که تصمیمگیر یا مالک، همزمان از یک سیاست حمایتی (ارز، مجوز، قیمتگذاری، سهمیه یا توزیع) منفعت مستقیم میبرد و میتواند با همان تصمیم، بازار را به نفع خود شکل دهد.
در صنعت دارو، تعارض منافع سه شکل خطرناک دارد:
الف) تعارض منافع ارزی
وقتی دسترسی به ارز حمایتی به یک مزیت رقابتی و منبع سود تبدیل شود، انگیزه از «تولید پایدار» به سمت «مهندسی تخصیص» میرود. با استناد به اسناد موجود، نگرانی محوری این پرونده نیز دقیقاً همین است: اینکه دارو بهعنوان کانال دسترسی به منابع یارانهای دیده شود.
ب) تعارض منافع عمودی
اگر تولیدکننده، شرکت پخش و شبکه توزیع را همزمان در اختیار داشته باشد، قدرت کنترل بازار بالا میرود:
اولویت دادن به محصولات خودی در پخش
فشار بر رقبا
مدیریت مصنوعی کمبود/وفور
جابهجایی عرضه بین مناطق
ج) تعارض منافع شبکهای
شبکهای از شرکتهای همگروه میتواند با معاملات اشخاص وابسته، سود را جابهجا کند؛ صورتهای مالی ممکن است «سالم» به نظر برسند، اما تصمیمها به ضرر تولید و تأمین تمام شود.
۳) «چکلیست اهلیت»؛ حداقلهایی که باید قبل و بعد از واگذاری منتشر شود
در واگذاریهای بزرگ دارویی، افکار عمومی حق ندارد فقط یک عدد (قیمت معامله) ببیند و بعد با دیوار سکوت روبهرو شود. حداقل اطلاعاتی که باید منتشر شود:
مالکیت واقعی و ذینفع نهایی
منشأ تأمین مالی خرید و ریسک نقدینگی
سابقه انطباق و کیفیت (GMP، QA/QC)
برنامه تأمین داروهای حیاتی و کمسود
سیاست کنترل تعارض منافع و معاملات وابسته
سیاست توزیع و بیطرفی شبکه پخش
۴) «اهلیت» فقط قبل از معامله نیست؛ بعد از معامله مهمتر میشود
نقطه خطر معمولاً پس از انتقال مالکیت ظاهر میشود:
کاهش هزینه از بخشهای حیاتی مثل کنترل کیفیت
تأخیر در پرداخت به تأمینکنندگان
تغییر سبد تولید به نفع اقلام پرفروش
فشار برای افزایش قیمت یا ایجاد کمبودهای مقطعی
بنابراین، باید پایش پس از واگذاری با شاخصهای قابل سنجش و گزارش عمومی وجود داشته باشد؛ از جمله تولید اقلام حیاتی، نتایج بازرسیهای کیفی، زمان تأمین سفارشها و میزان سرمایهگذاری در نگهداشت خطوط تولید.
۵) سؤالهایی که باید پاسخ رسمی داشته باشند
سازوکار رسمی تشخیص اهلیت در این واگذاری چه بوده و چه نهادی آن را ارزیابی کرده است؟
آیا گزارش تعارض منافع و مالکیت واقعی تهیه و ثبت شده؟
برنامه مالک جدید برای تضمین کیفیت و تأمین اقلام حیاتی چیست و چه ضمانت اجرایی دارد؟
اگر شبکه پخش در مجموعه وجود دارد، چه قواعدی برای جلوگیری از سوءاستفاده از قدرت بازار اعمال میشود؟
چه تعهدات قابل سنجشی برای حفظ تولید و ثبات تأمین تعیین شده و چگونه پایش میشود؟
اینها سؤالهای سیاسی نیستند؛ سؤالهای «بیمار» است.
دارو جای آزمون و خطا نیست
در دارو، هزینه آزمون و خطا را مردم با جان و سلامت میپردازند. «اهلیت» باید از یک واژه تشریفاتی به یک فرآیند شفاف، مستند و قابل نظارت تبدیل شود؛ با کنترل سختگیرانه تعارض منافع، افشای مالکیت واقعی و پایش تعهدات پس از واگذاری.
اگر پرونده دارو قرار است از التهاب خارج شود، راهش نه تکذیب کلی است و نه شعار؛ انتشار داده، گزارش رسمی و نظارت قابل سنجش است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


