برنامه اشتغالزایی دولت ناموفق بوده است
به گزارش فارس، صالحی اصفهانی در نتیجه گیری تحقیق خود با اشاره
به نتایج تحقیق رابرت فوگل برنده جایزه نوبل اقتصاد مینویسد: "از آن جا که کارکنان
جوانتر منبع ایدههای جدید هستند کند کردن روند برتری نسل بعدی ممکن است منجر به کند
کردن آهنگ تغییرات تکنولوژیک شود" .
بر اساس این تحقیق، جمعیت جوان به سرعت در حال افزایش، به دلایلی
که فوگل برشمرده است و به دلایلی در رابطه با اندازه و کیفیت نیروی کار، می تواند موهبتی
باشد. بلوم و ویلیامز خیزش سریع اقتصادی شرق آسیا در دهه ۱۳۶۰ را به
گسترش جمیعت جوان در این کشورها نسبت می دهند. مزایای بالقوه یک نیروی کار گسترش
یابنده بیشتر خواهد بود چنان که سهم افراد وابسته (پایینتر از سن اشتغال) در این نیروی
کار به طور همزمان کاهش یابد. این امر هنگامی اتفاق می افتد که باروری به سرعت به طریقی
کاهش یابد که پیش از رسیدن گروههای سنی بزرگ اندازهتر جوانان به سن بازنشستگی سهم
جمیعت کودکان کاهش یابد.
به اعتقاد اقتصاد دان ایرانی مقیم آمریکا، اگر کاهش باروری
با افزایش سرمایهگذاری در آموزش کودکان همراه شود. یک کشور در جایگای ایدهآل برای
بهره برداری از مزایای گذار ترکیب جمیعت خود قرار دارد، آنچه که پاداش موهبت ترکیب
جمیعت نامیده می شود. ایران دقیقاً در چنین جایگاه بی همتایی قرار دارد، اما ایران
در جایگاه از دست دادن موهبت خود قرار دارد.
این تحقیق نشان می دهد گذار جمیعتی ایران احتمالا این کشور
را از سریعترین رشد گروههای سنی جوان در جهان برخوردار کرده است. این امر، زمانی
که سهم جمیعت وابسته پایین است، سهمی تاریخی و بی سابقه از کل جمیعت را نسیب جوانان
میکند. این جوانان از نظر تعداد با کارکنان سنین بالاتر فعلی برابری کرده و از نظر
تحصیلات آنان را پشت سر می گذارند.
پیش بینی صالحی اصفهانی این است که در ۱۵ سال
آینده گروههای سنی جوان کنونی با رسیدن به سن بزرگ سالی بر کسانی که هم اینک چرخهای
اقتصادی ایران را در دست دارند، حداقل از نظر تعداد، غلبه خواهند کرد. اما، همان گونه
که پیش از این گفته شد، عوامل متعددی که گذار آنان را به دوران بزرگسالی سد کردهاند
مانع چنین غلبهای خواهند شد.
بر این اساس از هر پنج جوان در سالهای آخر پیش از سی سالگی
یک نفر بیکار و از هر دو جوان یک نفر ازدواج نکرده و با والدین خود زندگی میکند.
پس از صرف سالهای مدرسه در تدارک و آمادگی برای امتحانات سراسری گوناگون، به آنان
گفته می شود باید سالیانی دیگر صرف کنند تا بتوانند از فرصتهایی که به عنوان شهروندان
بزرگسال در اختیار آنان گذاشته می شود به طور کامل بهرهمند شوند و بتوانند در زندگی
اجتماعی - اقتصادی کشورشان شرکت فعال داشته باشند.
بر اساس یافته های صالحی اصفهانی ، می توان عمدتا ترکیب جمیعت
را موجب چنین تجربه گذار حیرت انگیزی که به درستی "دوران انتظار" نامیده
شده است دانست. به این عامل باید اقتصاد کم تحرک کشور را که نمی تواند به اندازه کافی
شغل ایجاد کند، و نیز بازارهای کار غیر قابل انعطاف را که مانع رقابت جوانان با کارگران
مسنتر برای مشاغل موجود می شود اضافه کرد. بازارهای کار ایران تناسبی با جذب جمیعت
جوان به سرعت در حال رشد این کشور ندارند و بازار ازدواج نیز مناسب برخورد با عدم تعادل
سنی نیست.
پرسشی که آقای صالحی اصفهانی مطرح کرده این است که "دوران انتظار" رفتار جوانان ایران را
در مورد آینده کشورشان، و نیز تواناییشان را برای رهبری ملت و ساختن کشور، زمانی
که طی دو دهه آینده زمام امور کشور را در دست گیرند چگونه شکل می دهد؟ وخود پاسخ داده:
" در میان ناظران امور جوانان ایران افراد خوش بینی هستند که "دوران انتظار"
را برای آنان به عنوان فرصتی میبینند تا در راه خود برای اکتشاف و بنا نهادن
"اشکال افقی مشارکت" بتوانند "موسسات رسمی و اولیای بزرگسال امور"
را دور بزنند. این ناظران استفاده ماهرانه از تکنولوژی جدید تئسط جوانان در سالهای
اخیر را به عنوان نشانههایی از این امر می دانند که این جوانان، در حالی که راههای
مرسوم گذار به بزرگسالی در برابر آنها مسدود شده است، به دنبال پیدا کردن و ساختن
مسیرهای جدیدی به سوی آینده هستند.
با این حال صالحی اصفهانی تأکید کرده است که او دیدگاه بدبینانه
تری دارد و از این احتمال میترسد که ایران فرصت استفاده از موهبت استثنایی ترکیب
جمیعت را از دست بدهد. بدبینی تا اندازهای ناشی از این واقیعت است که جوانان ماهر
در کاربرد تکنولوژی متعلق به قشر باریک بالایی جامعه ایران هستند، و در میان آنان به
نسبتی که رویکردی مثبت در جستجوی راههای به چالش گرفتن و تغییر وضیعت موجود در پیش
گرفته می شود، به همان نسبت مثالهایی از رویکردی مخرب در مواجهه با مشکلاتشان دیده
میشود، مانند رویآوری به مواد مخدر.
استاد دانشگاه ویرجینیاتک معتقد است : " به نظر میرسد
دولت ایران به سهم خود از ایفای نقشی در توقف روند اتلاف موهبت عظیم ترکیب جمیعت عاجز
باشد، موهبتی که عمدتا ناشی از سیاستهای عاقلانه دولتهای اسلامی پیشین در زمینههای
آموزش، بهداشت، و برنامهریزی خانواده است. تلاش دولت احمدینژاد برای بهبود اشتغال
و ازدواج برای جوانان موفقیت چندانی نداشته است. وجهه عمده سیاستهای اشتغال زایی
او بر ارائه اعتبارات بانکی برای اشتغال و ازدواج تمرکز یافته است. برنامه اعتباری
وسیعی برای آن چه که "طرحهای زود بازده" نامیده می شود، برنامهای که حق
تقدم را به کسانی می داد که ایجاد اشتغال کردهاند، از سال ۱۳۸۵ تا کنون
اعمال شده است. اما اطلاع چندانی از ابعاد یا اثربخشی این برنامه در دست نیست جز آن
که در سال اول برنامه بانکهای دولتی تحت فشار دولت مبلغ ۱۸ میلیارد
دلار سوبسیدهای اعتباری در اختیار موسسات کوچک و متوسط قرار دادند که مصرف بخش عمده
این اعتبارات حساب و کتاب مشخصی ندارد.
به اعتقاد او با فرو
رفتن اقتصاد کشور در رکود از سال ۱۳۸۷
دورنمای بازپرداخت وامهای بانکها تیره تر شده و این امور
موجب محدود شدن بیشتر اعتبارات شده است. برنامههای مشابه وامدهی برای ازدواج و مسکن
نیز به علت مشکلات اداری و محدودیت اعتبارات دچار مشکل شده است. شگفت آن که زمینههایی
که دولت و قانون گذاران را به خود مشغول کرده است دیگر حتی توجهی به مساله جوانان
ندارد. سیاستهای ابتکاری جدید، دولت را موضوعاتی از قبیل اصلاحات در یارانههایی
که چندین دهه از عمر آن می گذرد، اصلاح قوانین خانواده، احیا رشد جمعیت، و نیز رویارویی
اتمی با غرب در بر میگیرد اما هیچ گونه سیاستی برای نجات موهبت ترکیب جمعیت کشور
در دستور کار نیست.
جواد صالحی اصفهانی فارغالتحصیل دانشگاه هاروارد و استاد اقتصاد
در دانشگاه تکنولوژی ویرجینیا و محقق مهمان در برنامه "اقتصاد جهانی و توسعه"
در انیستیتو بروکینگز است. تخصص و تحقیقات وی بر اقتصاد، اقتصاد جمیعت شناسی، اقتصاد
انرژی، و اقتصاد ایران تمرکز یافته است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


