مهرجويي از فلسفه به فنگشويي روي آورد
فيلم شناسي:
تهيه كننده و كارگردان: داريوش مهرجويي
نويسندگان: وحيده محمدي فر، داريوش مهرجويي
مدیر فیلمبرداری: فرخ مجیدی
صدابردار: نظام الدین کیایی
بازيگران: ليلا حاتمي، حامد بهداد، ميترا حجار، طناز طباطبايي، همايون ارشادي، فردوس كاوياني و...
***
بولتن نيوز- محمد پورغلامي: سالها دور شهيد آويني در مقالاتي كه در نقد سينما نوشت عنوان كرد كه اساسا سينما جاي فلسفه بافيدن نيست. تفلسف و ديالوگهاي فلسفي، عالم مخصوص به خود را دارد كه آن با ذات سينما كه يك صنعت است و لاجرم مبتني بر گيشه و ارتباط با عامهي مردم، جور در نميآيد. بنابراين اگر هم فيلمي داراي پشتوانههاي تئوريك فلسفي يا حتي ديالوگهاي فلسفي باشد تنها به درد قشر محدود و معدودي ميخورد كه آن هم باز با غايت سينما در تعارض است.
اما داريوش مهرجويي از آن دست كارگرداناني است كه به سبب مطالعات فلسفي كه داشته معمولا سعي كرده است تا فيلمهايي كه درست ميكند خالي و عاري از ديالوگها و استعارات فلسفي نباشد. شايد بتوان نقطهي اوج آن را در فيلم «هامون» ملاحظه كرد. اما در فيلمهاي آخر مهرجويي، كمتر خبري از فلسفه و تفلسف است و به جاي آن در اين فيلمها نقد فضاي اجتماعي و سياسي جامعه بيشتر ديده ميشود. چنانكه در دو فيلم آخرش يعني «مهمان مامان» و «سنتوري» اين موضوع نمود داشت.

امسال در جشنوارهي سيام فجر نيز مهرجويي با فيلم «نارنجي پوش» حضور پيدا كرد. اگر چه خوشبختانه در نارنجي پوش نيز خبري از ديالوگهاي فلسفي نيست اما اين بار او به حكمت شرقي نظر كرده و فيلمي با مضمون «فنگ شويي» ساخته است.
فنگ شویی كه اصطلاحي است عاريتي از زبان چيني و به معنای «باد و آب»، یک فلسفه و فن باستانی است كه برای پیدا کردن دکوراسیون مناسب و چیدمان درست اشیاء در محيط بيروني استفاده میشود. چينيان باستان معتقد بودند از اين طريق ميتوان به سلامتی، شادی، موفقیت و هماهنگی دروني و بيروني بيشتري دست يافت.

در فلسفه فنگ شوی، «چی» (Qi یا chi) نوعی انرژی است که اگر در حالت مثبت باشد «شنگ چی» (Sheng chi) یا «دَم کیهانی» یا (انرژی حیاتی) نامیده میشود و شانس خوب را به انرژی فیزیکی، روابط عاطفی و رفاه مادی تبدیل میکند. جریان داشتن درست و مناسب چی در خانه بسیار مهم است. اما اگر چی راکد بماند و نتواند جریان آزادانهای داشته باشد به انرژی مخربی تبدیل میشود که «شا چی» (Sha Chi) یا همان «شا» نامیده میشود.
در فنگ شويي مهمترین چیزهایی که باید رعایت کرد، پرهیز از «بی نظمی» و هرگونه «انباشتگی»، و استفاده از رنگهای مناسب، خطوط منحنی و در نظر گرفتن جهتهای مناسب است. انباشتگی و بینظمی، مثلا اتاق نامرتب و خانهها و اتاقهاي مملوّ از انواع و اقسام وسائل تزئيناتي موجب میشوند چی نتواند آزادانه به حرکت درآید و بنابراين به شا چی تبدیل شود.
انباشتگي موضوعي است كه در فنگ شويي از اهميت بهسزايي برخوردار است. و انباشتگي همان مشكل انسان قرن بيست و يكمي است. در دوراني كه رسانههاي مكتوب و شفاهي و سايبري روز به روز در حال گسترش هستند و انسانها نه در معرض بمباران اطلاعاتي و خبري كه با باران و رگبار بيامان خبري مواجهاند، بيش از همهي اعصار با انباشتگي ذهني روبرويند. اين را بگذاريد كنار ميل حريصانه و طمعكارانهي انسان در اين عصر كه خود با اضطراب و استرس فراوان كه نتيجهاي جز انباشتگي ذهني ندارد همراه است. و انسان چارهاي براي آرامش ندارد مگر آنكه بخواهد محيط درون و بيرون خود را از اين انباشتگي و موضوعات و وسائل غير ضروري پاك و تهي كند.
در فلسفه چینی عناصر اربعه نداریم بلکه پنج عنصر (Wu shing یا Wu xing) داریم. این پنج عنصر چوب، آتش، خاک،
فلز و آب است. عدد ۵ در چین عدد بخت است. بر خلاف عناصر اربعه چینیان معتقد نبودند
که جهان از عناصر پنجگانه ساخته میشود بلکه معتقدند این عنصرها نشانگر تغییر هستند
و هر یک عنصر بعدی را می آفریند. بنابراين دو نوع چرخه در طبيعت و محيط پيراموني وجود دارد: چرخهي سازنده و چرخهي مخرّب.

چرخه سازنده با فلشهای سیاه (به شکل پنج ضلعی)
و چرخه مخرب با فلشهای صورتی (به شکل ستاره)
نشان داده شده است.
اما برگرديم به نارنجي پوش. نارنجي پوش داستان يك عكاس حرفهاي
به نام «حامد آبان» (حامد بهداد) است كه با يك كتاب فنگ شويي از طريق خانم معلم
(ميترا حجار) پسر خود آشنا شده و به آن علاقهمند ميشود. حامد آن چنان تحت تأثير
فلسفهي فنگ شويي قرار ميگيرد كه براي آنكه بتواند از انباشتگي و كثيفي محيط
پيراموني خود بكاهد تصميم ميگيرد كه «رفتگر» شود. روي آوردن يك عكاس حرفهاي به
شغل رفتگري باعث به وجود آمدن حوادثي ميشود كه ماجراي داستان تا انتها است.

جداي از مباحث مربوط به فنگ شويي كه نقدهاي مخصوص به خود دارد و بايد در جاي خود مورد بحث و فحص قرار گيرد، شايد نارنجي پوش اولين فيلمي بود كه به طور خاص بر روي مسألهي طبيعت، كثيفي شهرهاي صنعتي و از آن مهمتر مشكلات شغل رفتگري پرداخته است. از اين زاويه، نارنجي پوش ميتوانست فيلمي بهترين از اينها باشد و حداقل مخاطب و تماشاگر ايراني و جهاني را با شغل پر دردسر و طاقتفرسايي چون رفتگري و مقولهي مهمتري چون افزايش آشغال در شهرهاي بزرگ و صنعتي بيشتر آشنا كند. مخصوصا در دورهاي كه انسانها به شدت مصرفزده هستند و گويا هر خانودهاي كه بتواند آشغال بيشتري توليد كند، توسعهيافتهتر است.
به هر حال شايد ديدن فيلم نارنجي پوش در دوراني كه سينماي ايران مملوّ از فيلمهاي مزخرف تينيجري و عشقهاي توخالي مثلثي است خالي از لطف نباشد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


