کد خبر: ۶۹۲۹۸
تعداد نظرات: ۱۹ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
تدارک هاشمی برای کیش شدن نظام

آیت الله مصباح چگونه رفسنجانی را مات کرد؟

در آستانه انتخابات مجلس نهم، یکبار دیگر فرصت بازی در برابر نظام اسلامی برای هاشمی پیش آمده و او که چند صفحه شطرنج در برابر خود گشوده بود تا در یکی از میدان‌ها بازی را ببرد با حضور به‌هنگام و تکلیف‌مدارانه شخصیتی همچون آیت الله مصباح، نتیجه بازی را واگذار کرد و از میدان خارج شد...

بولتن نیوز: در دنیای امروز اگر قرار باشد سیاست را به یکی از ورزش‌های رایج تشبیه کنیم، قطعا باید سراغ شطرنج رفت. صفحه سفید و سیاه شطرنج و مهره‌هایی که هر یک مأموریتی و میدان مانوری دارند، دقیقا شبیه چهره‌ها، شخصیت‌ها، جریانات و گروه‌های سیاسی هستند که برخی از بازیگران سیاست از آنها برای پیش‌برد اهدافشان بهره می‌برند.

در میان چهره‌‌های سیاسی اما اگر به دنبال رجلی باشیم که برای مهره‌‌های شطرنج سیاست، برنامه دارد و کارکشته این میدان است، باید به سراغ آیت الله هاشمی رفسنجانی رفت. هاشمی البته سیاستمداری است که هرگز به بازی در یک صفحه شطرنج اکتفا نمی‌کند. او اگر میدان‌دار بازی شود، همواره تلاش می‌کند تا در برابر رقیب خود چند جبهه بگشاید و معمولا بازی را در چند صفحه شطرنج دنبال می‌کند تا اگر در یکی از صفحات مات شد با مهره‌‌های تازه نفس دیگر، بازی را در میدان دیگری ادامه دهد و با یک درجه تنازل به نتیجه دیگری برسد.

هاشمی البته در طول این سال‌ها ثابت کرده که استاد دو قطبی‌کردن یا به عبارتی سفید و سیاه کردن زمین بازی یا به تعبیری دقیق‌تر ایجاد رقابت بین جریان چپ و راست و در این بین حاکم کردن تفکر خود به عنوان جریان معتدل در میان این دعوای ساختگی بوده است. هاشمی هرچند یکبار در فتنه سال 88 کوشید با لشکرکشی سربازانش در خیابان‌ها نظام اسلامی را کیش کند اما با صبوری و تدبیر نظام در یوم الله 9دی مات شد.

اکنون اما در آستانه انتخابات مجلس نهم، یکبار دیگر فرصت بازی در برابر نظام اسلامی برای هاشمی پیش آمده و او که چند صفحه شطرنج در برابر خود گشوده بود تا در یکی از میدان‌ها بازی را ببرد با حضور به‌هنگام و تکلیف‌مدارانه شخصیتی همچون آیت الله مصباح، نتیجه بازی را واگذار کرد و از میدان خارج شد و اکنون جریان فتنه تنها به یک اتفاق امید دارد که در ادامه خواهم نوشت. آیت الله مصباح را البته نمی توان بازیگری دانست که با نگاه ابزاری به چهره‌ها و جریانات سیاسی به دنبال حاکم کردن سلیقه اش است. مصباح یزدی که در طول این سال‌ها ثابت کرده مرد میدان تکلیف است و سیاست را از این منظر دنبال می‌کند با سفارش به پایداری بر اصول و کوتاه نیامدن از مبانی، توانست دست هاشمی رفسنجانی را بخواند و او را در یک حرکت مات کرد. اما صفحه این بازی بر چه اصلی بنا شده بود؟ قبل از تشریح صفحه این بازی که بر اصل پذیرش وحدت پایه گذاری شده بود، باید به این نکته توجه داشت که اساسا موضوع وحدت در انتخابات مجلس شورای اسلامی در میان جریانات مختلف و ارائه لیست مشترک در درجه اول در شهر بزرگی همچون تهران و بعد از آن در برخی از شهرهای بزرگ دیگر همچون مشهد، تبریز،‌ اصفهان،‌ شیراز تاثیر دارد و هر چه به سمت شهرهای کوچک برویم، تاثیرگذاری مناسبات فکری و سیاسی در انتخابات کمرنگ تر خواهد شد.

از ماه‌ها قبل و بویژه بعد از خانه نشینی احمدی نژاد که باعث زنده شدن جریان فتنه شد، جریانی به بزرگنمایی حضور اصلاح طلبان و برنامه ریزی آنها برای فتح کرسی‌‌های مجلس پرداخت. این بزرگنمایی اما با دو هدف صورت گرفت یا این حضور تحقق می‌یافت و اصلاح طلبان فرصت می‌یافتند که در این میدان بازی کنند و به کرسی‌‌های مجلس برسند و یا زمینه ای می‌شد برای امتیاز گرفتن‌‌های دیگری که در میانه این بازی فرصتش فراهم می‌آمد.


واقعیت این است که دو جریان برای به وحدت رساندن اصولگرایان از چند ماه قبل از انتخابات تلاش کردند، یک جریان خیرخواهانه و دلسوزانه بر اصل وحدت تاکید می کردند – هر چند آنها نیز به انتخاب ساز وکار و ترکیب این وحدت انتقاد داشتند - و جریان دیگری که سرنخش برای امتیاز گرفتن از نظام اسلامی در دستان هاشمی بود و اساسا انتقادات دلسوزانه را نفی نیروهای اصیل انقلاب برمی شمردند.

هاشمی اما با بزرگنمایی حضور اصلاح طلبان به دنبال وحدت در اصولگرایان آن هم شش ماه قبل از انتخابات بود تا قدرت چانه زنی خود را در برابر نظام افزایش دهد. از نگاه هاشمی، اصولگرایان اگر چندماه قبل از انتخابات به وحدت می‌رسیدند، این سئوال در افکار عمومی و رسانه‌ها معنا می‌یافت که جریان اصولگرایی در برابر چه رقیبی وحدت کرده است. طبعا اگر این اتفاق می‌افتاد، هاشمی با فشار افکار عمومی می‌توانست نظام اسلامی را به سمت گزینه فراموش کردن رفتار اصلاح طلبان در کودتای دو سال قبل ببرد. اینجا یکی از صفحات بازی شطرنج سیاست برای هاشمی بود. برای هاشمی رفسنجانی کوتاه آمدن نظام اسلامی در برابر فتنه گران کودتای دو سال قبل یک پیروزی بود حتی اگر هیچ یک از آنها به مجلس هم راه نمی یافتند چون با تحقق این فرض، هاشمی بندهایی از نماز جمعه خود را محقق کرده بود و می‌گفت من دو سال قبل گفتم که نظام باید کوتاه بیاید.

صفحه بازی دیگر برای هاشمی از به وحدت رساندن اصولگرایان و به میدان آوردن اصلاح طلبان فتنه گر، ارائه دو لیست انتخاباتی بود. هاشمی اگر می‌توانست بازی حیدری - نعمتی یا به تعبیر دقیقتر رقابت اصلاح طلب - اصولگرا را جا بیندازد، در میانه این رقابت سنتی می‌توانست ترکیبی از چهره‌‌های همسو با خود را وارد مجلس کند. در این صورت قطعا بخشی از نمایندگان مطلوب هاشمی با زمینه‌‌های ایجاد شده، از طریق لیست اصلاح طلبان وارد مجلس می‌شدند و بخشی دیگر قطعا با ساز و کاری که از وحدت اصولگرایان تعریف شده بود، می‌توانست در لیست نهایی آنها که نهایتا با ایده سهمیه بندی بسته می‌شد، تامین کننده نظرات هاشمی باشد. از یاد نبریم که هاشمی در مقاطع بسیاری از برخی اصولگرایان مجلس هشتم و بویژه ریاست آن بهره برد و حتی استمرار مسیر مجلس هشتم برای هاشمی مطلوب بود. با این حساب برای هاشمی ابقای این نمایندگان – که عمدتا در فتنه 88 یا در ستاد موسوی بودند و یا از جمله ساکتین فتنه شمرده می‌شوند - در مجلس نهم یک نعمت سیاسی به حساب می‌آمد.

یک صفحه دیگر بازی برای هاشمی این بود که اصولگرایان را از چندماه قبل از انتخابات به وحدت برساند تا اگر نظام اسلامی در برابر مطالبات او برای کوتاه آمدن در برابر فتنه گران مقاومت کرد، با کنار کشیدن یاران خود از صحنه رقابت – یعنی همان کاری که بر خلاف انتظار برخی از تحلیل گران سیاسی در زمان ثبت نام انجام داد – زمینه یک انتخابات بدون رقابت را برای اصولگرایان و مظلوم نمایی برای یاران فتنه گر خود را فراهم آورد. برای تصور این بخش از بازی هاشمی فرض کنید که اصولگرایان از آبان ماه وحدت خود را جشن گرفته بودند. این وحدت سبب می‌شد تا هاشمی سئوال «این وحدت در برابر کیست» را هر روز پر رنگ تر مطرح کند. از دو حال خارج نبود یا نظام اسلامی در برابر این سئوال کوتاه می‌آمد که دو نتیجه پیروزمندانه قبل را برای هاشمی داشت و یا مقاومت می‌کرد، در این صورت – با توجه به وحدتی که از شش ماه قبل صورت گرفته بود - متهم می‌شد به نظامی که می‌خواهد انتخاباتی بدون رقابت برگزار کند و این در کاهش مشارکت بی تاثیر نبود!

تمام این فرض‌ها بازی برد برد را برای هاشمی تداعی می‌کرد اما یک چیز این بازی را بهم زد و آن طرح شعار قرآنی «انّ الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا» از طرف آیت الله مصباح و حلقه زدن جماعتی از میان اصولگرایان دور این عمار امام خامنه ای و برافراشتن علم جبهه پایداری انقلاب اسلامی بود. بویژه که جبهه پایداری با طرح دیدگاه های خود، حمایت بخش عظیمی از نیروهای انقلاب حتی همان دوستانی که به اصل وحدت با وجود انتقادات بجا معتقد بودند را به دست آورده بود . آیت الله مصباح در عین حال که بر اصل خیرخواهانه وحدت مهر تایید زد، با گشودن جبهه جدیدی و تاکید بر انجام تکلیف و پایداری بر اصول، جریان اصولگرایی را به دوایر متحد المرکزی تشبیه کرد که سلایق مختلف را در درون خود جای داده است.

اکنون در آغازین سال‌‌های دهه چهارم انقلاب اختلاف سلیقه در جبهه اصولگرایی به اندازه ای رسیده که باید دست مردم را برای انتخاب یکی از این سلیقه‌‌های درون نظام باز گذاشت. مردم باید مخیّر باشند تا از درون آنهایی که به نظام اسلامی پایبندند، یک سلیقه را انتخاب کنند. مردم از ما نمی پذیرند که ما آنها را مخیّر کنیم تا از گزینه‌‌های «معتقد به نظام» و «در برابر نظام» یکی را برگزینند، چرا که مردم ایران اسلامی در این صورت قدرت انتخاب ندارند و مجبورند برای فرار از گزینه‌‌های «در برابر نظام» به سلیقه هایی که در درون نظامند اما آنها را نمی پسندند تن دهند.

ظهور جبهه پایداری و اصرار آن بر اصول سبب شد تا بازی برخی برای به چالش کشاندن نظام ابتر بماند. جبهه پایداری که از ابتدا به تمام وجوه این بازی توجه داشت، ضمن بیان انتقادات به حقش نسبت به ساز و کار انتخاب شده برای وحدت، تن به حضور در ترکیب تعیین شده نداد و هاشمی هم نتوانست به هیچ یک از گزینه‌‌های پیش بینی شده اش برسد. اکنون رقابت درون خانواده نظام اسلامی در حال شکل گیری است و به نظر می‌رسد اگر تاکنون پیگیری بحث وحدت در برخی از حوزه‌‌های انتخابیه مانند تهران مصلحتی دلسوزانه دانسته می‌شد – بدون در نظر گرفتن اشکالات وارد به سازوکار این وحدت - از این پس پافشاری و اصرار بر وحدت در حوزه انتخابیه ای مانند تهران نه ضرورت دارد و نه به مصلحت است. بجاست همه دلسوزان موثر، از این پس با بیان شاخصه‌ها مانند آنچه آیت الله مهدوی کنی در بیانیه 9 دی تاکید فرمودند و آیت الله یزدی بارها و بارها بر آن تاکید کرده اند، در عین بوجود آوردن رقابت سالم، مردم را به سمت انتخاب گزینه‌‌های اصلح سوق دهند.

البته در این بین تنها روزنه امیدی که جریان فتنه پس از انتخاب گزینه تحریم غیرمستقیم برای کاهش مشارکت سیاسی به آن دلخوش کرده، درگیری فراتر از رقابت سالم سیاسی و انتقادهای به جا و به حق و مبتنی بر اصول و آرمان‌ها در بین سلیقه‌‌های موجود در میدان رقابت است که همه دوستداران نظام اسلامی باید به آن توجه کنند.

حمید رسایی -هفته نامه 9 دی

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱۹
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۳۰
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۶:۰۱ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۸
29
13
با توجه به اطلاعاتی که در زمینه های مختلف منتشر شده یا می شود این تحلیل برای کسانی که فقط جنگ را در حد خاطرات دوران کودکی و نوجوانی دارند بدست می آید که آقای هاشمی و همکارانش سیستم مدیریت کشوری را از دست انقلابیون و رزمندگان خارج نموده و با عقب راندن آنها از صحنه های سیاسی با تشبث به حیله های مختلف هر آنچه خواسته اند کرده اند. دولت بعدی هم که چون ماری از آستین او درآمده چون ...... است که ........ را بو می کشد و پیش می رود.
محید1
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۶:۳۸ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۸
8
31
آقای ناشناس اینطورها هم که شما می فرمایید نیست به هر صورت هر کدام از دولتها در حد و اندازه خود خدمت کرده اند البته بگذریم از آدمهایی که در دولتها برای چاپیدن بیت المال نفوذ کردند و امروز از میلیاردهای معروف کشور هستند و متاسفانه امروز در حاشیه و در سایه بزرگترین ضربه ها را به انقلاب همینها می زنند حتی در دولت فعلی هم وجود دارند .
اما انتقاداتی که به شخص جناب هاشمی وارد است در نوع مدیریت و سکوت در برابر فتنه و عدم برخورد قاطع با فرزندان متخلفش و حمایت از مدیران متخلفش می باشد که البته بازهم در همین دولت فعلی و دولت قبلی همین انتقادات به دولتها وجود دارد .
انتقاد به نوع سیاستها و همراهی نداشتن با جریان انقلاب و عدم همراهی با ولایت فقیه تقریبا به همه دولتها بر می گردد که مصادیق آن به حد کافی وجود دارد از دل دولت سازندگی حزب کارگزاران بیرون آمد مولتی میلیاردهای لیبرالی که سیاستشان اولویت به توسعه اقتصادی بود که در آن سیاست محرومین در حال له شدن بودند از دل دولت اصلاحات حزب مشارکت با تفکر لیبرالیسم فرهنگی مرعوب قدرت پوشالی غرب که کمترین بها را به ارزشهای انقلابی می داد ریشه گرفت و از دل دولت اصولگرا جریان انحرافی که بارها باعث رنجش مردم و رهبری انقلاب و رشد تفکرات انحرافی بود زنده شد در این میان تنها نقش رهبری معظم انقلاب و همراهی مردم برای حفظ کردن اصول و ارزشهای اصیل انقلاب ستودنی است و.....
پاسخ ها
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۶:۳۸ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۸
آقای محید1 لطفا شرایط زمانی رو هم به موارد برشمرده شده اظافه کن و همه اقتضائات رو هم در نظر بگیر.
بفرمائید زیرساخت تحویلی به دولت ها چی بوده و چی تحویل دادن و ...
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۶:۳۸ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۸
با سلام
نقد متقنی فرمودید. یک نکته درخصوص نفوذهای تیمی و عملیات اطلاعاتی و سرکوبها و ترورهای نیروهای امنیتی دولت سازندگی و اصلاح طلبان(قتلهای زنجیره ای و ترور حجاریان) گواهی بر انحصارگرائی آقای هاشمی و دست پروردگانش است. لابد پدرخواندگی هاشمی بر مجاهدین از انقلاب تا نفاق را رد نمی فرمائید
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۶:۳۸ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۸
به شما مثبت دادم اما در مورد جريان به اصطلاح انحرافي( به قول شما) اصلا موافقتون نيستم.
هر وقت تونستم حرفهاي مشايي رو بشنوم (از خودشون) و مقايسه كنم با نظراتي كه سالهاست يه طرفه ميشنويم اونوقت ميتونم راجع به ايشون قضاوت كنم . تا اون موقع حق رو به آقاي مشايي ميدم.
محسن
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۰:۴۳ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۸
2
1
سلام نظر مجید رو می پسندم.کاملا منطقیه
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۳:۲۸ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۸
10
6
بچه گانه تحلیلی که تا حالا دیدم همین تحلیل رسایی بود .

کمی بیشتر سواد بایدت رسایی
عبد الله
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۳:۳۸ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۸
5
4
با سلام این دو بزرگوار عمر شریفشان را خدمت به اسلام ومردم کرده اندکلمه مات وکیش کردن نسبت به این دو شخصیت بزرگ انقلاب شایسته نیست از خدا بترس
پاسخ ها
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۲۳:۳۸ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۸
من هم موافقم ولی کوش گوش شنوائی در بولتن!
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۲۳:۳۸ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۸
آیت الله مصباح عمرشریفش را صرف خدمت به اسلام و مسلمین کرده وشخصیت بزرگنقلاب است
رضا1388
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۰:۳۰ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۹
6
11
چرا اجازه میدهید هر کس به پشتوانه حمایت احمدی نژاد به زجر کشیده های انقلاب توهین کنند و هرچه دلشان خواست بگوید
پاسخ ها
021
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۰:۳۰ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۹
زجر کشیده های انقلاب حزب اللهی و بسیجی و ارتشی هستن که جونشون گرفتن کف دستشون واسه ملت و امت(وطن)جنگیدن و الان یا موجی هستن یا شیمیایی یا هزار درد دیگه دارن نه امثال آقایونی(ه.ر) که اگر خدمتی کردن هزار برابرشو چپاول کردن و الان نوبت آقازاده هاشونه......اینارو میفهمی؟
سرباز ولایت
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۴:۵۸ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۹
13
8
ملت شریف ایران خیلی وقته با جناب هاشمی . موسوی . خاتمی و آرای باطله(همون کروبی)خداحافظی کردن...حالا اینا نشنیدن بنده های خدا هنوز منتظر جواب سلام مردم هستند.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۶:۰۴ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۹
4
7
اینطور تیترزدنها دامن به اختلاف و تفرقه بین عوام مردم داره .گرچه بزرگان و خود این اقایون از این مطالب مبرا هستند .
بجای ایجاد تفرقه در صفوف امت اسلامی اگر میتونید دنبال یکپارچگی در مقابل دشمنان باشید .
ستون پنجم دشمنان ایران اسلامی نباشید .
یا حــــــــق .
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۰:۲۰ - ۱۳۹۰/۱۰/۲۰
18
10
آیت الله مصباح روحانی با سیمایی نورانی.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۳:۲۵ - ۱۳۹۰/۱۰/۲۱
2
0
بولتن واقعا جای تاسف است که تحلیل های یک محفل خاص رو توی سایت خود میذارید، هاشمی برای انقلاب از زندگی خود مایه گذاشت و خدمات زیادی به کشور کرد، دو قطبی هاشمی- احمد نژاد فقط حیله جریانی مشکوک بود که به رای آوردن احمدی نژاد ختم شد ، البته من اصولگرا هستم و هوادار هاشمی نیستم، ولی کسی که واقعا هوادار ولایت و نظام باشد بر هاشمی علی رغم انتقادات بسیار اینطور بی رحمانه نمی تازد
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۸:۵۹ - ۱۳۹۰/۱۰/۲۲
2
1
ﺍﻳﻨﻄﻮﺭ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﻴﮕﻮﻳﻴﺪ ﺁﻗﺎﻱ ﻫﺎﺷﻤﻲ ﺍﭘﻮﺯﻭﺳﻴﻮﻧﻪ ﻭﺍﺻﻠﻦ ﻫﻢ ﺟﺎﻧﺸﻴﻦ ﺍﻣﺎﻡ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﻭ ﺧﻴﻠﻲ ﭼﻴﺰﻫﺎﻱ ﺩﻳﮕﻪ
ﺣﺎﻻ ﺍﮔﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﻲ ﻛﺮﺩﻩ ﺩﻟﻴﻞ ﻧﻤﻴﺸﻪ ﺍﻳﻦ ﻟﺤﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﺷﻪ
ﺁﻗﺎﺷﻤﺎ ﺍﺯﺁﻗﺎ ﻛﻪ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﻭﺩﺍﻧﺎﺗﺮ ﻧﻴﺴﺘﻴﺪ ﻛﻪ
پریسا
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳:۱۲ - ۱۳۹۰/۱۰/۲۳
6
1
تا هاشمی هست این انقلال زنده و جاوید هست بدانید با رفتن هاشمی این انقلاب منحرف و به بیراهه میرود
پاسخ ها
مرتضي.ام
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳:۱۲ - ۱۳۹۰/۱۰/۲۳
امام رفت، انقلاب منحرف نشد، او كه هاشمي است!. هدايت انقلاب ما به فرد وابسته نيست، چون هدايت آن در دست خود خداست. فقط خدا كند مردم كاري نكند كه خداوند اين لطف را از ما بگيرد.
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین