فتنهگران صلاحيت حضور در نظام را ندارند
تحرکات اخیر جریان اصلاحات برای نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و همچنین همراهی دوباره هاشمیرفسنجانی و بستگانش با فتنهگران بهانهای بود برای گفتوگو با حسین فدایی، از چهرههای مطرح اصولگرا و دبیرکل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی. وی در گفتوگو با «وطنامروز»، ضمن هشدار به رئیس مجمع تشخیص مصلحت برای عدم سوءاستفاده مجدد فتنهگران از او، از برنامهریزی گسترده دشمنان و نظام سلطه برای انتخابات اسفندماه خبر داد. مشروح این گفتوگو در دفتر فدایی در مجلس شورای اسلامی صورت گرفت.
با توجه به اينكه انتخابات مجلس شوراي اسلامي در اسفند ماه برگزار ميشود شما چه افقي از شرايط سياسي كشور ترسيم ميكنيد؟
اتفاقی که پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 در کشور شکل گرفت، در واقع جریان فتنه و اتفاقات بعد از آن براي نظام سلطه طمع ايجاد كرده که بتواند فتنه را بازسازی کند و با استفاده از ظرفیتهای جریان فتنه و جریان انحراف مجددا بخواهد به مردم ضربهای بزند. البته آنها قطعا ناکام خواهند شد چراکه ملت ما هوشیار است و راهکار مقابله با توطئههای دشمن هم وحدت و بصیرت ملت در سایه ولایت خواهد بود. البته اين روزها بايد به اين دقت كنيم كه علاوهبر افشا و تبیين جريان فتنه، به تبيين جريان انحراف نيز بپردازيم. اگر ما به نتیجه برسیم که جریان انحراف مجددا سرمایهگذاری گستردهای کرده و برای حوزههای انتخابیه تک نماینده برنامهریزی کرده تا بهزعم خود بتواند دوسوم کرسیهای مجلس را در دست گیرد و در مواضع کلی کشور دخالت و تاثیر داشته باشد، تحلیل ما نسبت به موضوع تغییر خواهد کرد. به نظر میرسد رویکرد مردم نسبت به فتنه به دلیل آنکه روشنگری فراوانی درباره آن صورت گرفته رویکردی شفاف است ولی نسبت به انحراف یکی از وظایف ما تبیین موضوع است یعنی جریان انحراف، منشأ و شیوهاش، روشش و مسائل حمایتیاش را باید تبيين كرد. به طور بالفعل، وزن فتنه با وزن انحراف متفاوت است ولی در آینده با جریان انحراف به طور جدی مواجه هستیم و باید تبیین کنیم هرچند كار پيچيدهاي است زيرا هم جریان فتنه را بايد نقد کنیم و هم باید جریان انحراف را تبيين كرد. سپس باید بتوانیم در افکار عمومی جریان صالح، انقلابی و اصیل را تبیین کنیم که نه فتنه موفق شود و نه انحراف که این کار دشوار است و پیچیدگیاش نیز همین است. این دوره انتخابات نسبت به دورههای قبل، سختیهای خاص خود را دارد و سختی آن عبارت است از اینکه نیروهای اصیل انقلاب از میان این جریانهایی که مدام توطئه و برنامهریزی میکنند و سناریو میچینند و در نظر دارند کرسیهای مجلس را تصاحب کنند، بتوانند با قدرت، قوت و انسجام جلو بروند.

در هفتههای اخیر موضوعی در فضای سیاسی و رسانهای کشور مطرح شده مبنی بر حضور طیفی از دوم خرداد در انتخابات که در میان تحلیلگران سیاسی به جریان اصلاحطلب میانهرو مشهورند. این در حالی است که 2 روز پیش آقای موسوی خوئینیها در مصاحبه با خبرنگاران گفتند که ما را برای ورود به عرصه انتخابات راه نمیدهند و به عبارتی خودشان را از فضایی که تلقی افکار عمومی این بود که انتخابات را تحریم میکنند، خارج کرده و مدعی شدهاند نظام اجازه نمیدهد که ما وارد انتخابات شویم. در جریان اصولگرا هم شاهد بودیم که برخی از شخصیتهای این طیف مطرح کردهاند که طیف معتدلتر و معتقد به نظام جریان اصلاحات میتوانند در انتخابات حضور یابند. به نظر شما استراتژی آنها برای انتخابات نهم مجلس چیست؟
نکته اول این است که اگر آقای موسوی خوئینیها درباره انتخابات چنین حرفی را زدهاند، باید گفت که درست گفتهاند چراکه ایشان صلاحیت ندارد که درنظام حضور پیدا کند. وقتی افرادی همگام با نظام سلطه گام برداشتند و ایجاد فتنه کردند در داخل کشور، حالا طلبکار هم هستند؟ خیلی جالب است! اینها باید تحت محاکمه قرار بگیرند و هزینه ضربات خود به مردم، انقلاب و نظام را پرداخت کنند. کجای دنیا کسانی که در داخل کشور آشوب، ناآرامی و اختلاف ایجاد کردند، فتنه کردند، با دشمنان نظام همراهی کردند، بعد اینها مصونیت دارند و باید به اینها جایزه بدهند! این مطلب اول. مطلب دوم این است که اساسا مفهومی به نام جریان اصلاحات در عرصه سیاسی کشور به نظر بنده عمر آن به پایان رسیده. اگر منظور آنها همانی است که در دوم خرداد کار تشکیلاتی کردند و با نام دوم خرداد وارد عرصه سیاسی شدند و بعد از آن با بغض و کینهشان نسبت به پیشرفتهایی که در کشور ایجاد شد، برای گرفتن انتقام از مردم فتنه برپا کردند و با دشمن همراهی کردند، اگر منظور اینهاست که اینها در واقع کسانی هستند که باید هزینه اقدامات مخرب خود را پرداخت کنند. من اصلا قائل به اينكه جرياني به نام اصلاحطلب وجود خارجي دارد، نيستم. اصلاحطلب اگر مساوي با فتنه و جريان دوم خرداد است، تمام شد. در صورتي كه عدهاي با برائت از فتنه بخواهند در فضاي سياسي كشور فعاليت كنند ديگر آن اصلاحطلب قلابي و دروغين به حساب نميآيند بلكه يك جريان جديد سياسي هستند. عقلاني آن است كه اسم جديدي روي خود بگذارند و برچسب فتنهآميز را از خودشان دور كنند وگرنه اصلاحطلبي كه با فتنه و دوم خرداد باشد عملا مقابل ساختارهاي نظام قرار دارد بنابراين آن اصلاحطلبي كه از آراي مردم دم ميزد ولي با آن تقابل كرد، مرد. اگر جرياني است كه روزي با دوم خرداديها دوست و رفيق بود ولي الان متوجه رفتار هنجارشكنانه آنها شده و از آنها اعلام برائت كرده ديگر اصلاحطلب به شمار نميآيد.
نگاهی وجود دارد مبنی بر اینکه جریان فتنه با جریان اصلاحطلبی هیچ نقطه تمایزی ندارند و فتنه نتیجه عملکرد جریان 12 ساله اصلاحطلبان است و خروجیاش فتنه بود؟ این نگاه را شما قبول دارید؟
فتنه خروجی جریان لیبرلـ دموکراسی حاکم بر جهان است که در راس آن نظام سلطه است و اینها دنباله داخلی آن هستند.
پس میانه اینها با جریان اصلاحطلب چیست؟
کسانی که مبانی لیبرالـ دموکراسی را قبول داشتند و نسبت به آن تمکین میکردند در این حوزه فعال بودند در واقع در یک راستا عمل کردند يعنی ادامهاي از لیبرال- دموکراسی نظام سلطه را در درون شکل دادند و این محدود به جريان موسوم به اصلاحات نبود حتی بسیاری از افراد دیگری که با مشیهای سیاسی مختلف اما با این مبنا حضورسیاسی پیدا کردند جزو همین دستهاند. جریاناتی که در داخل با اندیشههای سرمایهداری همسویی داشتند، اینها فکر کردند که میتوانند از حمایت نظام سلطه جایگاهی برای خودشان پیدا کنند و نظام سلطه هم فکر کرد که با استفاده از ظرفیت اینها میتواند به نظام اسلامی ضربهای بزند لذا هر دو نقطه مشترکی داشتند که ضربه زدن به مردمسالاری دینی، ضربه زدن به جمهوریت و اسلامیت نظام و ضربه زدن به جایگاه ملت مسلمان ایران بود که با بصیرت و وحدت تحت رهبري ولی فقیه زمان، مقام معظم رهبری، اینها رسوا شدند.
با توجه به افول غرب و لیبرال- دموکراسی به نظر میرسد که مهرههای داخلی این جریان ساکت نمینشینند و برای تحتالشعاع قرار دادن این مسائل، برای انتخابات مجلس نهم برنامهریزی کرده و قطعا تحرکاتی خواهند داشت. با توجه به اینکه انتخابات آتی انتخابات بسیار حساس و مهمی است، اولا آیا شما این تحرکات را تایید میکنید و دیگر اینکه ارزیابی شما از فعالیت آنها به چه شکل است؟
همانطور که در ابتدا اشاره کردم، به نظرم در انتخابات آینده 3 جریان تلاش خواهند کرد تا با فعالیتهای خود تاثیر منفی بگذارند و در مردم یاس ایجاد کنند. اول نظام سلطه است و دیگر 2 جریان داخلی که در استمرار نظام سلطه گام برمیدارند یا نقطه مشترک دارند با هم یعنی نظام سلطه، جریان فتنه و انحراف. نقاط مشترکی هم با یکدیگر دارند که از جمله آن میتوان به این موارد اشاره کرد: اول اینکه اینها دوست ندارند انتخابات باشکوهی در اسفندماه برگزار شود و تلاش دارند تا سطح مشاركت را پايين نشان دهند. دوم اینکه در داخل، ایجاد بحران کرده و کشور را بحرانی جلوه دهند. سوم اینکه بین مسؤولان، نيروهاي انقلاب و اصولگرایان ایجاد اختلاف کنند. چهارم اینکه انتخابات را دوقطبی کنند به معنای سفید و سیاه کردن صحنه. پنجم، تلاش زیادی دارند که ناکارآمدی نظام دینی را القا کنند و این توهم را در جامعه اسلامی به وجود بیاورند و برای آن هم خیلی هزینه میکنند. ششم اینکه تلاش دارند که هر نمایندهای به هر شکلی که همسویی با اینها دارد وارد مجلس شود، برایشان مهم نیست كه نماينده چه فكري دارد و چه مواضعي دارد. فقط تبعيت از آنها مهم است. طبق برخی اخبار برای یک حوزه انتخابیه کوچک حاضرند 3 میلیارد تنها برای یک نفر خرج کنند. اینها معلوم است که تمام تلاششان این است که مسیر انقلاب را از مسیر اصلی خود خارج کنند. دیگر نقطه مشترک این است که تلاش میکنند تا میزان وزن و خطر نظام سلطه را کم جلوه دهند یعنی مسؤولان را مشغول بحثهاي بيهوده و تنشزاي داخلي کنند تا به این مساله مهم نپردازند.
البته همواره آنهايي كه از خط انقلاب و رهبري انحراف داشتهاند به نقطه مشتركي رسيدهاند؟
كم و بيش در طول تاريخ انقلاب اسلامي، جريانات انحرافي وجود داشته است ليكن جنسها و جلوههاي متفاوتي داشتهاند ولي فصل مشترك و وجوه مشتركي در بين آنها وجود داشته، اولا تمام اين جريانات وقتي در مقام مواجهه با ولايت قرار ميگيرند در جهت تضعيف، تخريب و نفي مقام ولايت چه در حوزه اصل جايگاه ولايتفقيه و چه شخص وليفقيه ورود پيدا ميكنند. ثانيا جدايي دين از سياست، ثالثا اسلام منهاي روحانيت و بالاخره، زانو زدن در مقابل نظام سلطه و برخوردهاي افراطي و تفريطي و خارج از منطق و عقل با آمريكا از خود بروز ميدهند. تاريخچه سازمان منافقين خلق را در پيشرو داريم كه در ابتدا خود را پرچمدار مبارزه با استكبار و امپرياليسم معرفي ميكردند و وجه تمايز و قهرماني اينها در ذهن جوانها اين بود كه ضدآمريكايي بودند. به ياد داريم كه هر اطلاعيه يا بيانيهاي كه از اين سازمان منتشر ميشد ولو يك جمله ضدامپرياليستي در آن ديده ميشد ليكن بعد از مدتي مزدوران نظام سلطه و جاده صافكن آمريكا شدند.
با توجه به اینکه الگوی جمهوری اسلامی نظام لیبرالـ دموکراسی را به چالش کشیده، خیلی تلاش میشود تا این الگوی موفق ناکارآمد جلوه کند. در همین راستا طی چند روز پیش شاهد بودیم که دادگاه دختر آقای هاشمی که قرار بود به خاطر توهینهایی که در گذشته به مسؤولان داشت برگزار شود، نهتنها برگزار نشد بلکه ایشان به مجمع تشخیص مصلحت دعوت شده و آنجا طی سخنانی علاوهبر اینکه اساس بیداری اسلامی را نفی میکند بلکه الگوی انقلابهای منطقه را جنبش سبز معرفی میکند! به نظر شما آیا برگزاری این نشست در مجمع که ریاستش با آقای هاشمی است و این قبیل اقدامات با هدف تضعیف الگوی جمهوری اسلامی صورت نمیگیرد؟
جریان فتنه و جریان انحراف هر دو نسبت به بیداری اسلامی مواضع مشترک دارند، تحلیل مشترک آنها با تحلیل نظام سلطه نیز یکسان است، جریانی که در واقع مقابله میکند با نظام اسلامی مواضع مشترک زیادی دارد که یکی از آنها تحلیلشان در برابر بیداری اسلامی است. اینگونه القا میکنند که در جهان اسلام بیداری وجود ندارد و این اتفاقات را آمریکاییها ایجاد کردهاند. پاسخ این است که آمریکاییها در بحرین با اینکارشان چه سودی میبرند؟ آمریکاییها با سقوط مبارک و به صحنه آمدن مردم چه سودی بردند؟ هرچند واقعیت صحنه نشان میدهد که این تحلیل، تحلیلی بیهوده و توهمی است که تلاش میکنند القا بکنند.
به نظر شما آقای هاشمی برای انتخابات مجلس نهم برنامه دارد؟
آقای هاشمی همواره به عنوان یک شخصیت سیاسی اثرگذار تلاش میکند تا در انتخابات حضور داشته باشد و بدون برنامه نیست اما توصيه ميشود، اینبار بهگونهای عمل کند تا جریان فتنه از او سوءاستفاده نکند. اگر اتفاقات پس از انتخابات 88 را بازخوانی کنیم میبینیم مسیر روشنی که مقام معظم رهبری ترسیم کردهاند مسیر درستی بوده که مردم در 9 دی بر آن مهر تایید زدهاند.
آیا هاشمی الان با هاشمی زمان نامه 20 خرداد 88 فرق کرده است؟
از خودش باید سوال کنید. جریان فتنه روی دیگر سکه انحراف است و این دو در کنار نظام سلطه مثلث شومی را تشکیل میدهند که میخواهند در انتخابات آتی به جمهوریت نظام لطمه بزنند.
شما قبل از انتخابات ریاست جمهوری دهم جمله مهم و تاثیرگذاری را فرمودید (بعد از نامه هاشمی) مبنی بر اینکه ملت جواب هاشمی را میدهد که برخی معتقدند در 22 خرداد، بخشی از آن انتخابات پاسخی به مواضع آقای هاشمی بود. از سوی دیگر در روزهای اخیر سایت ایشان شیطنتهایی کرده است. آیا شما فکر میکنید که ایشان توانایی تکرار مسائل گذشته را خواهد داشت؟ با توجه به اینکه از صحبتهای شما اینگونه بر میآمد که هاشمی چون گذشته تحرک ندارد.
ملت ما به تمام کسانی که با اندیشه انقلاب اسلامی دچار زاویه شوند پاسخ خواهد داد. هم در 22 خرداد پاسخ دادهاند هم در روز قدس و هم در 13 آبان؛ اوج آن هم که 9 دی بوده است و همچنین در 22 بهمن. شما اگر راهپیمایی 9 دی را بازخوانی کنید در شعارهای مردم و همچنین عکسها میبینید که تنها عکس و شعار مردم حمایت از رهبری بود. مردم، بیدینی، بداخلاقی و فریبکاری را نمیپذیرند. مردم کسانی که با نظام سلطه همراهی کردهاند را نمیپذیرند. مردم تضعیف ولایت را به هیچ عنوان نمیپسندند. مردم وحدتشکنان را دوست ندارند. مردم کسانی را که منافع ملی را فدای منافع شخصی و حزبی میکنند دوست ندارند.
به نظر شما ساز و كار جبهه متحد اصولگرايان چقدر مبانی انقلاب را تقویت میکند؟
بنیان این سازوکار بر این گذاشته شده که بتواند پرچمدار انقلاب اسلامی باشد و امیدواریم در این مسیر بتوانیم موفق باشیم. و در اين ميان الگويي كه رهبري طراحي كرده مدنظر است يعني در ميان معتقدان و باورمندان به «وحدت با اغماض» باور داريم. در اين ميان هم اصولگرایی شاخصهای متفاوتی دارد و در ارائه فهرست واحد اصولگرايان باید همه آنها را در کنار هم دید؛ از موارد ایجابی این شاخصهها میتوان عدالتخواهی، شایستهگزینی، عقلانیت، خدمت صادقانه، سادهزیستی، کار و تلاش و مجاهدت را برشمرد و از مصادیق سلبی آن نیز میتوان به مواردی چون ظلمستیزی، استکبارستیزی، فسادستیزی، انحرافستیزی و فتنهستیزی اشاره کرد كه البته چه در حوزه سلبي و چه در حوزه ايجابي، هر شاخص نیز مراتبی دارد. ليكن شاخص اصلی در اين ميان، التزام عملی به ولایتمداری است و این امر مهمترین مشخصه در همه شاخصهای اصولگرایی است. در همه فرآيند و عمليات انتخابات مجلس نهم از ابتدا تاكنون و در ادامه، جريان فتنه، انحراف و فساد، خط قرمز جدي جبهه متحد اصولگرايان محسوب ميشود.
طی روزهای اخیر نسبت به شیطنت سایت آقای هاشمی، برخی افراد نزدیک به دولت موضعگیری کرده و حتی رسانههای دولت هم به این موضوع پرداختهاند و مدعی هستند که فقط آنها از هاشمی انتقاد میکنند. اصولگرایان چه واکنشی نسبت به این موضوع دارند؟
ببینید، ما در کل با فضای دوقطبی میانه خوبی نداریم. و اساسا ایجاد فضای دوقطبی را به مصلحت نمیدانیم. یک طرف را سیاه و یک طرف را سفید دانستن درست نیست. اینکه بخواهند یک طرف را آقای هاشمی و یک طرف دیگر را آقای احمدینژاد قرار بدهند برای ما قابل قبول نیست. ما در دوقطبی هاشمیـ احمدینژاد ورود نمیکنیم. در حقیقت پروژه دوقطبيسازي را سناريوي طراحيشدهاي براي ناديده انگاشتن حقوق مردم، ايجاد بحران و تنش در جامعه، ايجاد اختلاف در ميان اصولگرايان و فرار از پاسخگويي به افكار عمومي ميدانيم.
میخواهند فضای جامعه را دوقطبی و دیو و دلبر و سیاه و سفید کنند و در سایه دوقطبی کردن در فضای جامعه التهاب سیاسی ایجاد کنند. البته دوقطبی کردن جامعه، مشی و مرام جریانهاي منحرف از خط اصيل ولايت و رهبری است که میخواهد بگوید جامعه 2 بخش است؛ و تقابل اجتماعی به وجود آورند تا در انتخابات رای مردم را تصاحب كنند و حرف خود را پیش ببرند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


