کد خبر: ۶۷۵۳۱
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
پاسخ های اصولی به موارد قطعنامه ضد ایرانی باید به طور مستمر و به موقع ارائه شود

جاماندن از قطار کند رو سازمان ملل در موضوع حقوق بشر

در حالی که سازمان ملل و نهادهای زیر مجموعه آن، به تدریج و به کندی، مسائل ایران را دنبال می کنند و به بهانه های مختلف و برای انحراف افکار عمومی جهان از نقض گسترده حقوق بشر توسط آمریکا و اسرائیل و متحدان آن، به صدور قطعنامه حقوق بشری علیه ایران اقدام می کنند، برخی مسوولین کشور از این قطار کندرو نیز جامانده اند و به موقع پاسخ های منطقی و اصولی موجود را ارائه نمی دهند ...
بولتن نیوز: روز 29 آذرماه 90 سایت رسمی سازمان ملل متحد اعلام کرد که این سازمان به خاطر  نقض قوانین حقوق بشر در ایران که شامل شکنجه و تنبیهات حدی مانند شلاق و همچنین تبعیضات جنسی و نقض حقوق زنان در ایران بر علیه کشورمان، قطعنامه صادر کرده است.

این قطعنامه با 89 رای موافق و 30 رأی مخالف به تصویب رسید که 65 کشور هم به این قطعنامه رای ممتنع داده اند. اگر رای ممتنع و  رای مخالف را جمع کنیم روی هم 95 رای غیر موافق خواهد بود که بیش از 89 رای موافق است و این موضوع نشان می دهد که اکثر کشورهای عضو سازمان ملل در رای به قطعنامه ضد ایرانی تردید دارند

در قطعنامه ای که توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد بر علیه ایران تصویب شده به نقض جدی قوانین حقوق بشر در ایران اشاره شده و همچنین افزایش تعداد احکام اعدام خصوصاً در موارد جنایی، عدم وجود یک تعریف دقیق و واضح از اعدام ها و همچنین محدودیت های جدی برای آزادی ها و ابراز عقاید آزادانه در ایران مورد توجه قرار گرفته است.

در این ارتباط باید به کم کاری و عدم پیگیری و جدیت مسئولین ایرانی در مقابله با این اتهام های واهی و ساختگی غرب علیه ایران اشاره کنیم

به عنوان مثال، در مورد حکم اعدام که در این قطعنامه از اجرای آن در ایران ابراز نگرانی شده است باید گفت که هیچ تعریف ثابتی در مورد احکام اعدام وجود ندارد و اکثر کشورها و به خصوص بسیاری از ایالات های آمریکا به شکل های مختلف حکم اعدام را اجرا می کنند.

وقتی کشورهایی مانند امریکا نیز از این احکام اعدام استفاده می کنند معلوم نیست به چه دلیل در قطعنامه علیه ایران به اجرای احکام اعدام در ایران اشاره شده و همچنین اعدام یک گروه مخفیانه و معاند و یا قاچاقچیان مواد مخدر و... در ایران و اجرای تنبیهات علیه اقلیت های ایرانی نکاتی است که بدون توجه به آنها نمی توان صلح و ثبات و آرامش را در جامعه امروزی حاکم کرد و بدون این احکام تنبیهی، حفظ آرامش وثبات و امنیت برای شهروندان غیر ممکن است و کشوری مانند ایران،  متناسب با شرایط، آموزه های دینی، آداب و رسوم و قوانین عادی و اساسی خود که مورد قبول اکثر مردم است چنین احکامی را در قوه قضاییه مستقل خود اجرا می کند.


همچنین در این قطعنامه از ایران خواسته شده که هر چه سریعتر و بصورت غیر مشروط، همه زندانی هایی که بصورت غیر ارادی دستگیر شده اند آزاد شوند  زیرا آنها به حقوق اولیه و ساده خود در مورد شرکت در تظاهرات و اعتراضات خیابانی پرداخته اند.

در این زمینه نیز لازم است اشاره شود که عده ای از این افراد، با اخلال و ایجاد فتنه، نسبت به یک رفتار مدنی و انتخابات مورد قبول مردم که با مشارکت بیش از 40 میلیون نفر برگزار شد، ایجاد مشکل کردند و کسب و کار وامنیت شهروندان و ثبات و آرامش مردم وجامعه را به هم زدند.

همچنین در این قطعنامه به ادامه اعدام ها و نوع اعدام ها در ایران اشاره کرده اند و این که عده ای از زندانیان هنوز منتظر اجرای حکم هستند و یا عده ای از طریق حکم اعدام بطریق سنگسار محکوم شده اند.

این موضوع نیز به معنای دخالت در امور داخلی کشورهاست. زیرا هم اعدام که در بسیاری از کشورها اجرا می شود و هم نوع اعدام مانند سنگسار، متناسب با قوانین و دستورات دینی است و حکم خداوند و پیامبر و پیشوایان دینی را نمی توان بر اساس خواست و انتظار عده ای از کشورهای لائیک و غیر دینی تغییر داد. ضمن این که روش اعدام از طریق سم یا صندلی برقی در بسیاری از ایالات آمریکا اجرا می شود و یک کشور یا ایالت دیگر نمی تواند به آن ایراد بگیرد و قطعنامه صادر کند.

اگر برای نوع اعدام ها قطعنامه صادر می کنند چرا در مورد اعدام در اروپا  وآمریکا و کشورهای دیگر چنین قطعنامه ای صادر نمی شود

همچنین از ایران خواسته شده  که از آنچه که آنها اهداف سیستماتیک می گویند و به مدافعان حقوق بشر حمله می شود، دست بردارد. در این زمینه نیز باید توضیح داد که برخی افراد به عنوان وکیل یا فعال حقوق بشر، عملا به جای دفاع حقوقی از موکلین خود، به جریان سازی سیاسی علیه نظام جمهوری اسلامی که منتخب مردم است مشغول هستند، و با مصاحبه با رسانه های معاند حکومت و مردم ایران به جریان سازی  و جوسازی علیه ملت ایران مشغول هستند.

در این قطعنامه همچنین به آخرین گزارش دبیر کل سازمان ملل متحد آقای بان کی مون و همچنین به ادعاهای نماینده ویژه سازمان ملل متحد آقای احمد شهید در مورد ایران اشاره شده که در آن به نادیده گرفتن حقوق اقلیت های ایرانی اشاره شده است.

در این گزارش امده است که اقلیت های قومی مانند عرب ها، آذری ها، بلوچ ها و کردها حقوقشان نقض می شود و همچنین اقلیت های مذهبی مانند مسیحیان و یهودیان و صوفی ها و مسلمانان سنی و زرتشتیان نیز حقوقشان توسط حکومت ایران نقض شده است.

در این زمینه نیز باید توجه داشت که ایران سرزمینی است که در چند هزار سال گذشته همواره، با حضور صدها  اقلیت مذهبی واقوام ایرانی زندگی کرده است و همه این اقوام و مذاهب به ایرانی بودن و سرزمین و وطن خود افتخار می کنند و اتفاقا به خاطر آموزه ها و توصیه های بزرگان از گذشته تا امروز، احترام به اقوام مختلف از یهودی تا زرتشی و مسلمان باعث شده که این کشور محل امن همه اقوام و مذاهب باشد و هر قومی که احساس ناامنی داشته به ایران سفر کرده تا در کنار مردم اهل مدارا و صلح ایرانی زندگی کند و امروز نیز احترام به همه اقلیت ها مورد توجه است و در دولت و مجلس و نهادهای مختلف، حضور اقلیت ها را شاهد هستیم و قانون اساسی ایران نیز نمایندگان اقلیت های مختلف در مجلس و سایر نهادها را محترم شمرده و برای آنها حقوقی معادل اکثریت مسلمان قائل شده است و هیچ فردی از اقوام مختلف یا ادیان و مذاهب مختلف احساس غریبی در این سرزمین ندارد اما اگر کسانی به بهانه حقوق اقلیت یا ایجاد یک فرقه جدید یا به نام حقوق بشر یا آزادی بیان، بخواهند بهانه جویی کنند و با دشمنان و مخالفان ملت ایران هم پیمان شوند، طبیعی است که ملت ایران نفاق و خیانت را نمی پذیرند.

براین اساس، به نظر می رسد که موضوع اقلیت ها در چند سال اخیر به ترفند تبلیغاتی  غرب و دشمنان ایران تبدیل شده و با دروغ و بهانه جویی تلاش می کنند که این گونه وانمود کنند که اکثریت مسلمان و شیعه او فارسی زبان یرانی، احترام به اقلیت ها نمی گذارند. در حالی که نگاهی به ترکیب رهبران و مسوولان ارشد و نمایندگان مجلس و استانداران به خوبی نشان می دهد که اتفاقا سهم غیر فارسی زبان ها در امور حکومت به اندازه کافی پر رنگ است و از آذری زبان ها، تا لر و کرد و عرب و بلوچ در امور حکومت و زندگی اجتماعی ایرانیان مشارکت دارند و گویش های مختلف آذری، لر و کرد و عرب به راحتی در پایتخت ایران و شهرهای مختلف به کار گرفته شده است.

همچنین در این قطعنامه در مورد انتخابات ریاست جمهوری (سال 2009 سال  1388 ) دو سال پیش در ایران اشاره شده و انتخابات ایران در سال 2012 برای مجلس شورای اسلامی باید شفاف، عادلانه و در آزادی کامل برگزار شود.

این قطعنامه از ایران می خواهد که معاهداتی که در مورد حقوق بشر وجود دارد و هنوز ایران به عضویت آن در نیامده  را به تصویب مجلس و دولت خود برساند و همچنین معاهداتی که عضویت آنها در آمده است را به اجراء در آورد.

این هجمه ها با داعیه حقوق بشر بر علیه ایران در شرایطی باعث محکومیت ایران در سازمان های جهانی می شود که متأسفانه مسئولین ایرانی هنوز دارای استراتژی و تاکتیک مشخصی در نحوه مقابله با این هجمه ها نیستند و تاکنون حرکت موثری از خود بروز نداده اند و این میدان را به طرف مقابل واگذار کرده اند و این میدان به مرکزی برای حملات توپخانه ای علیه ایران تبدیل شده است که اهداف آن پایگاه های فرهنگی و اعتقادی و نظام حکومت اسلامی می باشد.

در حالی که در هر موردی از ادعاهای حقوق بشری کشورهای غربی علیه ایران، جوابی منطقی و گویا وجود دارد. این کشورها چرا علیه اعدام ها و زندانی ها و واکنش پلیس به اعتراضات جنبش وال استریت و اعتراضات لندن و شهرهای دیگر اروپا و آمریکا، زندان کردن افراد مختلف، ترور، نقض حقوق بشر توسط آمریکادر ایالت های مختلف آمریکا و سایر کشورهای جهان و حضور نظامی و جنگ و مداخله سلطه جویانه و صدها هزار کشته در عراق و افغانستان اشاره نمی کنند. آیا تعداد زندانیان و اعدام ها در ایران قابل مقایسه با تخلفات آشکار حقوق بشری آمریکا و اسرائیل و انگلستان هست؟ چرا این کشورها در مقابل این نقض گسترده حقوق بشر آمریکا و متحدان آنها ساکت نشسته اند آیا این روش ترفندی برای آمریکا برای انحراف افکار عمومی جهان از بدبختی هایی نیست که آمریکا برای زندگی بشر در سراسر جهان ایجاد کرده است؟

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین