کد خبر: ۵۹۲۶۵
تعداد نظرات: ۱۵ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
بازخوانی یک پرونده

قاتل رجایی و باهنر هنوز زنده است

او هنوز زنده است،آخرین باری که در انظار عمومی ظاهر شد، در مراسم ختم پدرش در لندن در سال 1377 بود. بعد از آن هم گزارش‌هایی در دست است که او را همراه مریم رجوی در اردن دیده‌اند. او مرتکب جرم بسیار بزرگی شده است که احتمالا تا آخر عمرش هم همچنان محتاج مجاهدین خواهد ماند. کشمیری جرائم زیادی دارد؛ اما شاید بزرگ‌ترین آنها فریب دادن مرحوم رجایی باشد. رجایی به این آدم اعتماد کرده بود
    
همشهري جوان - ترکیب جلسه شورای عالی امنیت ملی این‌طوری بود: رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر، وزیر کشور، رئیس شهربانی، رئیس اطلاعات نخست‌وزیری (هنوز وزارت اطلاعات تشکیل نشده بود) و چندتایی از فرماندهان نظامی که آن روزها به خاطر شرایط جنگی، تعدادشان از مواقع معمول بیشتر هم بود.

جلسه آن روز، روز سه‌شنبه هشت شهریور دستور خاصی نداشت. فقط قرار بود هر کسی گزارش حوزه مسوولیتش را بدهد. سر میز رجایی نشسته بود و سمت چپ او باهنر نشسته بود.

در ورودی پشت سر باهنر بود و کنار در هم میزی که رویش فلاسک چایی و وسایل پذیرایی بود. بعد از باهنر، صندلی وزیر کشور آقای مهدوی کنی بود که هنوز نرسیده بود.

کنارش سرتیپ هوشنگ وحید دستجردی نشسته بود و بعد بقیه فرمانده‌ها. خسرو تهرانی، مسوول اطلاعات نخست‌وزیری دقیقا روبه‌روی رجایی در آن سر میز نشسته بود. سمت راست رجایی هم منشی جلسه نشسته بود، مسعود کشمیری.

کشمیری بعد از قرآن خواندن رجایی بلند شد و رفت برای رجایی چایی ریخت. بعد همین‌طور که وحیددستجردی داشت گزارش حوزه شهربانی را می‌داد، آمد و با باهنر شوخی کرد. بعد رفت و در گوش تهرانی چیزی گفت و از اتاق رفت بیرون. کشمیری دیگر هرگز برنگشت.



«جلسه علنی داشتیم و لایحه بازسازی مطرح بود. ساعت سه بعدازظهر- هنگامی که عازم رفتن به جلسه علنی بودم، صدای انفجاری شنیدم. معلوم شد در نخست‌وزیری بوده. دود و آتش بلند شد.

از پنجره دفترم نگاه کردم. گفتند اتاق جلسات دولت است. فوراً خبر رسید که جلسه شورای امنیت بوده وآقایان رجایی و باهنر هم حضور داشته‌اند. یک ربع بعد، بهزاد نبوی آمد که خودش در نخست‌وزیری بوده؛ سخت ناراحت و شوکه بود.

گفت: «آقایان باهنر و رجایی شهید شده‌ و عده‌ای نجات یافته‌اند... خبرهای متناقض می‌رسید. عده‌ای مدعی بودند که بعد از انفجار،آقایان رجایی و باهنر را در حال انتقال به بیمارستان زنده دیده‌اند و عده‌ای می‌گفتند: اشتباه می‌کنند؛ آنها در آتش سوخته‌اند.

رئیس شهربانی سرهنگ وحید [دستگردی]، معاون ژاندارمری سرهنگ ضیایی، و معاون نیروی زمینی تیمسار شرفخواه و سرهنگ کتیبه مجروح و بستری بودند.کلاهدوز، مسوول سپاه پاسداران و تهرانی سالم درآمده بودند. اما تهرانی کمی سوخته بود.» این روایتی است که آن شب هاشمی‌رفسنجانی در دفتر خاطراتش نوشت.

آن شب خیلی‌های دیگر هم خواب نداشتند. یکی‌شان یوسف کلاهدوز که نیمه‌های شب زنش را بیدار کرد و از او خواست خوب ردیف دندان‌هایش را نگاه کند و مشخصات آنها مثل دندان‌های پرشده یا روکش‌دار را به خاطر بسپارد.

کلاهدوز دیده بود که بعد از انفجار، کسی قادر نبوده جسد سوخته رجایی و باهنر را بشناسد و عاقبت همسرهایشان از روی روکش دندان‌هایشان آنها را شناسایی کرده بودند.

بمب در نزدیک‌ترین فاصله نسبت به رجایی و باهنر کار گذاشته شده بود. بقیه اعضای جلسه کمی سوختگی داشتند؛ اما بدن رجایی و باهنر طوری سوخته بود که حتی نمی‌شد تشخیص داد کدام بدن برای کدامیکی است.

این شدت سوختگی در سر میز باعث شده بود که فکر کنند کشمیری هم که سر میز و کنار رجایی بوده، بدنش مثل آن دو نفر سوخته و قابل تشخیص نیست؛ به‌خصوص کسی که خودش را جای همسر او معرفی می‌کرد هم همان روز عصر خودش را به نخست‌وزیری رسانده بود و دنبال جسد همسرش می‌گشت.

عاقبت بخش‌هایی از بدن‌های سوخته و متلاشی را در کیسه کردند و رویش نوشتند؛ «شهید مسعود کشمیری.» خیلی‌ها شک نداشتند که کشمیری هم شهید شده.

کشمیری اول در معاونت سیاسی ـ‌ اجتماعی وزیر مشاور در امور اجرایی (که حالا شده معاونت اجرایی رئیس‌جمهور) کار می‌کرد. قبلش هم در اطلاعات نیروی هوایی بود. بهزاد نبوی، وزیر مشاور اجرایی تعریف می‌کند که کشمیری در تنظیم صورتجلسه‌ها خیلی دقیق بوده و برای همین او را برای منشیگری جلسات شورای عالی امنیت ملی انتخاب کرده‌اند.


کشمیری صدای آرامی داشت؛ یک ریش محرابی قشنگ و مراقبت شدید نسبت به مسائل شرعی. در جیبش همیشه دوتا خودکار می‌گذاشت؛ یکی برای کارهای شخصی و یکی هم برای کارهای اداری؛ یعنی نمی‌خواست برای کار شخصی از خودکار بیت‌المال استفاده کند. یک بار یکی از کارمندهای نخست‌وزیری را دعوا کرده بود که چرا جمعه‌ها می‌رود کوه و نماز نمی‌آید؟ مقید به نماز اول وقت بود. رجایی هم از این اخلاق‌های کشمیری خیلی خوشش می‌آمد و پشت سر او نماز می‌خواند.

اولین بار موسی زرگر نماینده تهران شک کرد. فردای روز انفجار وقتی تابوت‌های شهدا را بردند مجلس تا از آنجا تشییع کنند، دکتر زرگر آن کیسه را که رویش نوشته بودند «شهید مسعود کشمیری» دید، پرسید که پس استخوان‌هایش کو؟ گفتند در انفجار سوخته و دکتر توضیح داد که در بدن استخوان‌هایی هست مثل استخوان جمجمه که حتی اگر ۲۴ ساعت هم توی آتش بماند، باز از بین نمی‌رود.

توی بهشت‌زهرا هم نماینده پزشکی قانونی شک کرد و گواهی فوت را صادر نکرد. توی تمام مسیر تشییع اما آن جمعیت انبوه یک میلیونی در کنار رجایی و باهنر برای کشمیری هم شعار داده بودند و خوانده بودند «کشمیری چی شد؟ شهید شد.» دفتر نخست‌وزیری عاقبت بیانیه‌ای داد که مردم! آن پیکر سومی که تشییع کردید برای عبدالحسین دفتریان، مدیر مالی نخست‌وزیری بوده. دفتریان آن روز موقع انفجار در آسانسور بود.

بر اثر انفجار برق ساختمان قطع می‌شود و آسانسور که بین طبقات گیر کرده بوده، پر می‌شود از دود حاصل از انفجار و در نتیجه همین دود دفتریان فوت می‌کند.

یک هفته بعد از تشییع، خبرهای عجیب دیگری هم منتشر شد. مرحوم ربانی‌املشی، دادستان کل کشور شب ۱۸ شهریور آمد توی استودیو خبر شبکه یک و برای مردم توضیح داد: «عامل انفجار نخست‌وزیری شخصی به نام مسعود کشمیری بوده است.

این شخص بمبی در کیف خودجاسازی کرده بود که به طور عادی و معمولی، بدون اینکه هیچ‌کس به او ظنین شود و هیچ‌کس هم کیف او را بازرسی و رسیدگی نمی‌کرده و خیلی عادی و طبیعی بوده که کیفش را دست بگیرد و برود در جلسه شرکت کند، و ازآنجا که منشی جلسه هم بود،کنار مرحوم شهید رجایی بنشیند و این کار را کرده و کیف خود را هم در کنار آنها قرار داده و طوری هم تنظیم کرده بود که انفجار، اولین بار این دو شخصیت بزرگ و ارزنده و عزیز را بگیرد.

خودِ او هم رفتاری معمولی داشته است، گاهی بیرون می‌رفته، داخل می‌شده، با این و آن صحبت می‌کرده، می‌رفته چیزی از بیرون می‌آورده و گاهی چای می‌داده است. دربین یکی از این مواقعی که رفت‌وآمد می‌کرده است، به بیرون رفته و دیگر برنگشته و درهمان موقع، این انفجار به وجود آمده و این عزیزان را از ما گرفت. کشمیری فرار کرد و هم‌اکنون نیز متواری است و زنده است، مگر اینکه سازمان منافقین از آنجا که ببینند شاید مثلاً وجودش برایشان مضرباشد، وی را از بین برده باشند.»

خبر مطلقا حیرت‌انگیز بود. کسی که آن‌همه به رجایی نزدیک بود، نفوذی منافقین از آب درآمده بود.

کشمیری نه اولین نفوذی سازمان مجاهدین (منافقین) بود و نه آخرین آنها. دو ماه قبل از انفجار نخست‌وزیری یک نفوذی دیگر که کارمند دفتر حزب جمهوری اسلامی و مورد اعتماد کامل شهید بهشتی بود، انفجار هفت تیر را باعث شده بود.

روز ۱۴ شهریور هم یک نفوذی دیگر در دادستانی تهران بمبی را منفجر کرد و مرحوم قدوسی را به شهادت رساند. با این حال، مورد کشمیری به دلیل میزان نفوذ او تا عالی‌ترین سطوح، از همه موارد قبلی عجیب‌تر است.

چرا کشمیری توانسته بود این‌همه نفوذ بکند؟ این سوال اصلی است. جوابی که به این سوال داده می‌شود، معمولا این است که در اوایل انقلاب، سازمان اطلاعاتی دقیقی وجود نداشت و هر کسی می‌توانست با پنهان کردن سوابق قبلی‌اش، خود را فردی انقلابی جا بزند؛ مثلا همین کشمیری، با اینکه زنش عضو رسمی سازمان و برادر زنش کاندیدای رسمی سازمان مجاهدین برای نمایندگی شهر اسلام‌آباد‌غرب در انتخابات مجلس اول بوده (البته او رای نیاورد و بعدها در جریان یکی از عملیات‌های خیابانی منافقین در تیر ۶۰ کشته شد)؛ اما به دلیل اینکه فامیلی آنها با کشمیری یکی نبوده کسی نتوانسته این رابطه فامیلی را بفهمد.

این جواب البته همان موقع هم چندان قابل‌قبول واقع نشد و تحقیقات مفصلی از همه کسانی که با کشمیری در ارتباط بودند به عمل آمد که رسیدگی به پرونده آن تا خرداد ۶۵ ادامه داشت. در جریان این رسیدگی‌ها دو نفر اعدام شدند و یک نفر به نام تقی محمدی هم خودش را در زندان حلق‌آویز کرد. جالب است بدانید که تقی محمدی، همان کسی بود که تصویرش در جریان تسخیر لانه جاسوسی بعدها از سوی رسانه‌های غربی به عنوان احمدی‌نژاد معرفی شد.

درباره مسعود کشمیری هنوز خیلی چیزها هست که نمی‌دانیم. کشمیری همان روز انفجار از ایران فرار کرد. حتی همسرش هم همان ساعت سه روز هشت شهریور منزلش در مهرشهر کرج را ترک کرد و به سمت مرز غربی کشور فرار کرد؛ یعنی آن زنی که به اسم همسر کشمیری در نخست‌وزیری و بعد هم در ختم او حاضر شد، همسرش نبود و احتمالا یکی دیگر از اعضای منافقین بود که برای پوشش فرار کشمیری ماموریت داشته.

در بازدید از خانه کشمیری معلوم شد که خانه او انبار اسلحه منافقین بوده است. از ارتباطات او و محل‌های قبلی خدمتش- یعنی اطلاعات نیروی هوایی- هم چیزهای دیگری معلوم شد.

مثلا اینکه او مسوول رسیدگی به کودتای نوژه بوده و احتمالا در فراری دادن سرهنگ احسان بنی‌عامری، فرمانده این کودتای آمریکایی دخالت داشته. اینکه برخی اسناد پروژه‌های مهم دفاعی گمشده به او نسبت داده شد؛ حتی اینکه چرا هواپیماهای ارتش نمی‌توانستند مقر رادیو منافقین، معروف به «رادیو مجاهد» را که وظیفه خط دادن به بقایای منافقین در ایران را برعهده داشت بمباران کنند هم معلوم شد. ماجرا خیلی ساده بود؛ اینکه خود کشمیری در شورای عالی امنیت مسوول این پروژه بوده است.

کشمیری هنوز زنده است. آخرین باری که در انظار عمومی ظاهر شد، در مراسم ختم پدرش در لندن در سال ۱۳۷۷ بود. بعد از آن هم گزارش‌هایی در دست است که او را همراه مریم رجوی در اردن دیده‌اند. او مرتکب جرم بسیار بزرگی شده است که احتمالا تا آخر عمرش هم همچنان محتاج مجاهدین خواهد ماند. کشمیری جرائم زیادی دارد؛ اما شاید بزرگ‌ترین آنها فریب دادن مرحوم رجایی باشد. رجایی به این آدم اعتماد کرده بود.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱۵
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۴
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۹:۰۵ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۷
11
5
وقتی شهید بزرگوار رجایی فریب کشمیری را می خورد.
چرا شهید آینده دکتر احمدی نژاد فریب مشایی را نخورد
پاسخ ها
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۰۹:۰۵ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۷
شهید آینده؟؟؟؟!!!!!
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۲:۳۲ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۷
3
3
در مورد نسبت كشميري با عطريانفر ننوشتيد.
مراقب باشيد خيلي ها آدرس عوضي ميدهند و خودشان ...
محمود
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۴:۲۷ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۷
2
4
اولین بار بودچنین چیزی رو خوندم خیلی متاثر شدم ادما چگونه شرف خود را به خواسته های پست دنیوی می فروشند!!
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۲:۱۷ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۸
2
3
ای دنیای بی وفا !!!
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۹:۲۰ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۸
3
3
خيلي خيلي مطلب خوبي بود هركسي اين تحقيق رو انجام داده خداخيرش بده
دیر یافته
|
NEW ZEALAND
|
۰۰:۵۵ - ۱۳۹۰/۰۶/۲۲
0
2
هیچ کسی‌ فکر نکرد وزارت اطلاعات و بعضی‌ از این آقایان چرا داشتن شهید سازی میکردن برای این شخص و دوم اینکه چرا از وجود زنی‌ که اصلا زن این شخص نبود چیزی نگفتن یعنی‌ حتا زن ایشان را هم نمیشناختن یا اینکه داشتن ملت رو فریب می‌دادن؟
پاسخ ها
محسن
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۰۰:۵۵ - ۱۳۹۰/۰۶/۲۲
دیر یافته جان اون موقع وزارت اطلاعات نبود ولی شهید سازی وفریب دادن توسط نفوذی ها که الان هم هستند را خوب اومدی
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۹:۲۲ - ۱۳۹۰/۰۶/۲۲
2
2
کشمیری جسم شهیدان رجائی و باهنر را از ما گرفت ولی افسوس و صد افسوی که امروز عده ای با اهانت به خانواده محترمشان روح آنان را می آزارند کدام سخت تر است
مدیر پایگاه رجایی و باهنر شهیدان انقلاب اسلامی و سربازان امام (ره) بودند شهادت آنها بخاطر ایستادگی بر سر اصول انقلاب ولایت پذیریشان بود امروز کسانی که ادعای پیروی از این شهیدان بزرگ انقلاب اسلامی را دارند می بایست بر سر اصول و ارزشهای انقلاب و حمایت از اسلام ناب محمدی (ص) که تبلورش در ولایت پذیری می باشد ایستادگی کنند و در غیر این صورت .....
پاسخ ها
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۰۹:۲۲ - ۱۳۹۰/۰۶/۲۲
در غیر اینصورت چی ، واضح تر بفرمائید تا مخالفان حساب کار دستشان بیاید
محمد
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۰۹:۲۲ - ۱۳۹۰/۰۶/۲۲
..... در غیر این صورت چه تفاوتی مابین اینها با مخالفین نظام وجود دارد مگر غیر از این است بسیاری از همین مدعیان همراهی با فتنه گران یادشان رفته عزیزانشان بخاطر انقلاب و ولایت پذیری و عشق به ایران به شهادت رسیدند چه شده است که اینها نرد عشق با کسانی بازی می کنند که یاور دشمنند و خصم انقلاب و حمایت از جریانی می کنند که بعضی از سرانشان متهم به آمریت به کشمیری برای به شهادت رساندن رجایی و باهنر هستند بابا کمی فکر کنید اینکه من خانواده شهید هست مهم نیست مهم این است من بر سر اصول باقی مانده ام فرزند شیخ شهید فضل االه نوری در پای چوبه دار پدرش کف می زد ایا این میتواند به ادعای فرزندی شهید زیرآب دین را بزند بابا اینقدر دگم نباشید شهید شهید است و عزیز برای ابد اما خانواده شهید باید حرمت خودش را نگه دارد که فردای روز قیامت شرمنده شهیدانشان نباشند که امروز ما شاهدیم بسیاری از آنها فردای روز قیامت خیلی روسیاه در نطد شهیدانشان هستند عده ای حجاب را مراعات نمی کنند عده تن به گناهان متعدد داده اند بسیاری توجیهات متعدد می کنند عده ای در مقابل اقلاب تیغ از نیام کشیده اند وای چه بکویم اما در مقابل هستند خیل بیشمار خانواده های شهدایی که با استقامت تمام هم در راه فرزندان شهیداشان ایستاده اند و هم در حفظ تقوی و دیانت سرآمد دیگران هستند و ما دلخوشیمان به انهاست که روی سر ما جا دارند.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳:۱۲ - ۱۳۹۰/۰۶/۲۲
0
1
جناب آقای بولتن لطف می فرمودید ادامه می دادید در غیر اینصورت یعنی چه ، یعنی هرکسی که ولایت پذیر نبود یا با نظر شما موافق نبود باید به او اهانت کرد و حقوقش را پایمال کرد آیا منطق شما اینست که اگر اینطور باشد جا دارد که به مظلومیت دینمان بگرییم
پاسخ ها
محمد
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳:۱۲ - ۱۳۹۰/۰۶/۲۲
مطلب بولتن که کاملا مشخص بود حالا شما نمی خواهید بفهمید دیگه یه چیز دیگست اما برای فهم بهتر شما حرف بولتن اینه خانواده شهیدی که ادامه دهنده راه و تفکر شهیدش نباشه جایگاهی در نزد مردم ندارد مردم اگر احترامی به خانواده شهید می گذارند بخاطر احترامیست که به شهید می گذارند وقتی مثلا یک فرزند شهید یا همسر شهید یا حتی پدر و مادر شهید از مسیر فرزندشان و از مسیر انقلابی که فرزندشان جانش را برای حفظ آن از دست داده خارج می شوند مسلم است جایگاه خودشان را نزد مردم از دست می دهند صدهها هزار شهید این انقلاب هر کدام عزیزترین انسانهای این کشور بودند در زیباترین دوران زندگیشان به عشق انقلاب و امام و کشورشان جنگیدند چه در جبهه داخلی چه در جبهه خارجی توی وصیتنامه هایشان مرتب تاکید داشته اند از امام و انقلاب حمایت کنید و مبادا از مسیر انقلاب خارج شوید اما متاسفانه ما در جریان فتنه دیدیم بعضی ها بجای اینکه انقلاب و ولایت فقیه و ارزشهای انقلاب و مصلحتهای نظام را ارجع بدانند خودو جریان سیاسی و علائق شخصی و خانوادگی باطل خود را ملاک دانستند و به نام عزیزترین شهیدان انقلاب تیغ بر روی انقلاب کشیدند و اگر نبود قرابت آنها با شهیدان رفتار مردم مسلما با انها طور دیگری بود و باید بدانند روزی خواهد رسید که آنها مصداق فرزند شیخ شهید فضل الله نوری شمرده خواهند شد و دیگر حریمی برای آنها گذاشته نخواهد شد.
مجتبی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۱:۳۶ - ۱۳۹۰/۰۶/۲۲
1
1
کشمیری که آلت دست بود هیچ، آمرین این جنایت هم هنوز زنده اند و راست راست دارن تو خیابونهای تهرون پرسه میزنن! بابا "بهزاد نب" و "سعید حج" رو میگم.
مدیر پایگاه اثبات این موضوع که آمرین چه کسانی بودند بر عهده وزارت محترم اطلاعات می باشد با سند و مدرک باید این موضوع ثابت شود و این موضوع فعلا در حد اتهام می باشد و ما امیدواریم دستگاهای اطلاعاتی بر اساس مستندات پاسخ شایعات متعدد در این مورد را سریعتر برای شفاف سازی واقعه شهادت شهیدیان رجایی و باهنر اعلام کنند .
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۷:۰۲ - ۱۳۹۰/۰۶/۲۳
1
1
کشمیری تا چندی پیش در عراق بود
شاید حالا هم باشد
ظاهرا در یک مقطع زمانی توسط سپاه قدس شناسائی و بازداشت میشود ولی موقع انتقال به ایران سربازان آمریکائی او را از چنگ نیروهای سپاه قدس در میاورند
خدا او را لعنت کند
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین