کد خبر: ۵۸۴۶۳۸
تاریخ انتشار: ۰۹ دی ۱۳۹۷ - ۲۲:۲۹
پژوهشگر تاریخ اسلام می گوید: در ایران استفاده از شواهد باستان شناختی مثل سکه ها، کتیبه ها ، پاپیروس ها و ... کمتر مرسوم بوده .

به گزارش بولتن نیوز، مهدی شاددل دانشجوی دکتری دانشگاه لایدن هلند در نشست سکه شناسی عرب ساسانی و اهمیت نگارش آن در تاریخ صدر اسلام ، ضمن به نمایش گذاشتن تصاویر مسکوکات کشف شده در سرزمین های اسلامی گفت: «بررسی مستندات و نمونه هایی از سکه های مکشوفه متعلق به قرون اولیه اسلامی نشان می دهد که نظام پولی و مسکوکات سرزمین های فتح شده توسط مسلمانان دستکم در دهه های اولیه به همان صورت نظام و سکه های دوران پیش از فتح است .
وی در این نشست که در پژوهشکده تاریخ علم دانشگاه تهران برگزار شد ، افزود: در بیزانس باستان سکه ها از جنس مِس و در ایران از جنس نقره بود. البته در ایران سکه های مِسی معمولا پول خرد بودند . آنقدرها در این دوران رایج نبود که سکه های طلا داد و ستد شود. همانطور که اشاره شد در سالهای ابتدایی فتوحات اسلامی مثلا در ایران همان سکه های دوران خسرو پرویز و یزدگرد سوم ضرب می شد و تغییر محسوسی در آنها اِعمال نمی گردید. اما آرام آرام تاثیر غلبه و صدارت مسلمانان بر سرزمین های مغلوب در محتوای نوشتاری سکه ها بروز می کند. مثلا در سکه ای متعلق به سال 25 یزدگری که تقریبا معادل سال 35 و 36 هجری است، در ضرب سکه عنوان «بسم الله» حک می شود.
«در سکه یافت شده دیگری متعلق به دارابگرد فارس، بر روی سکه نام معاویه با لقب امیرالمؤمنین مشاهده می شود. این تاثیرات نوشتاری کم و محدود از نظر عریبت و اسلامیت در سکه هایی با حک اسم کسی مثل زیاد بن ابیه نیز یافت شده است. در سکه ای ضرب شده تقریبا به همین اوصاف مسکوکاتِ این دوران، متعلق به سال 58 هجری، نام ناشناخته امیری مسلمان به نام حکم بن ابی العاص قابل مشاهده است که از او در هیچ کتب تاریخی دیگری اشاره و صحبتی به میان نیامده است.»
پژوهشگر جوان تاریخ صدر اسلام اضافه کرد: « دوره مهم بعدی دورانی است که ما پُر رنگ شدن ضرب پیام ها و نشانه های دینی را در سکه ها مشاهده می کنیم. به عنوان نمونه در سال های بین 60 تا 73 هجری که دوران مشهور به فتنه دوم و جنگ های داخلی تاریخ اسلام است، سکه هایی یافت شده است که متعلق به ایام حکمرانی زبیریان و مشخصا عبد الله زبیر در مکه است. در یک نمونه از این سکه ها متعلق به سال 67 هجری برای اولین بار دیده می شود که عنوان «بسم الله محمد رسوال الله» بر سکه ها توسط هواداران زبیریان حک شده است.
وی تصریح کرد : این نخستین بار است که نام پیامبر (ص) بر سکه ها می آید. در سکه دیگری متعلق به سال 72 هجری توسط هواداران زبیری در در سیستان مشاهده می شود که شهادتین به ترجمه فارسی میانه بر روی سکه ها ضرب شده است. در رقابت با زبیریان، امویان و به ویژه مروان بن حکم در شام نیز مبادرت به این کار می کنند. به عنوان مثال در نمونه سکه ای متعلق به سال 73 هجری در دمشق که جزو بیزانس در سالهای پیش از اسلام محسوب می شده است، شهادتین به صورت کامل حک و ضرب شده است. همه این شواهد حاکی از این است که در این دوران به نوعی ضرب سکه ها و محتوای آنان آوردگاه تبلیغات سیاسی و جلوه گاه عبارات دینیِ حکمرانی های در حال ستیز است. ویژگی دیگر این دوران افزایش نشانه های عربی و اسلامی در ضرب سکه ها و آرام آرام کنار رفتن خصایص فارسی و بیزانسی بر سکه های مضروب در سرزمین های فتح شده است.»
شاددل در یک تقسیم بندی و تحلیل سیر تاریخی سکه ها مبتنی بر این مستندات یافت شده می افزاید: «به طور کلی با توجه به شواهد باستان شناختی مسکوکات قرون اولیه اسلامی، سیر تاریخی سکه ها را میتوان در سه دوره تقسیم بندی نمود. دوره اول تا پیش از سال 77 هجری است که دوره اول سکه های عرب بیزانسی ساسانی است. در این دوره عموما سکه ها به همان شکل و شمایل پیش از دوران فتح در سرزمین های مغلوب ضرب می شوند و نشانه های عربی اسلامی کمی دارند. دوره دوم که می توان از آن با تعبیر «پایان دوره آزمایشی» یاد نمود، تا اواسط سال 80 هجری جریان دارد. در این دوره آرام آرام نشان های اسلامی و عربی در محتوای سکه ها ضرب می شود و کم کم از شکل های ضرب شده ی پیشااسلام در ایران و یونان فاصله می گیرد. دوره سوم دوره ی پس از این سالهاست که سکه ها در سرزمین های فتح شده یکسره عربی اسلامی شده اند و به کل نشانه ها و عبارات و شاخصه های تاریخی پیشین خود را از دست داده اند.»
پژوهشگر دانشگاه لایدن اضافه کرد: « به طور کلی در قبال شواهد باستان شناختی دینی در مطالعات تاریخی دو رهیافت کلی را می توان اتخاذ نمود. اول رهیافت حداکثری است که در اینجا در کنار شواهد عینی تاریخی، به منابع دیگر نظیر خود کتاب مقدس نیز استناد و اتکا میشود و آنها از نظر ملاحظات تاریخی کنار گذاشته نمی شوند.
وی ادامه داد : در رهیافت دوم یعنی رهیافت حداقلی شواهد باستان شناسی به صورت مستقل و یگانه مورد بررسی و کارشناسی تاریخی قرار می گیرند. ما اگر در قبال شواهد باستانی مسکوکات رویکرد حداقلی را اتخاذ کنیم می توانیم این نتیجه رادیکال را بگیریم که با توجه به دوره انعکاس شواهد اسلامی در ضرب سکه ها و تاخیر هفتاد ، هشتاد ساله از دوره اولیه ظهور اسلام، پیامبر شخصیتی افسانه ای بوده و اسلام به کیفیت تاریخی مشهور، دینی راستین، مستقل و حقیقی نبوده است. مثلا اینکه تا سال 60 هجری یکسری اعتقادات مختصر وجود داشته است که پس از آن بر اثر یکسری تحولات تاریخی یک جریان اعتقادی و باوری به نام اسلام به تدریج ایجاد شده است. این نمونه ای از یک تحلیل تاریخی مبتنی بر رویکرد حداقلی است.
شاددل اما با ملاحظه دیگر شواهد مسکوکاتِ یافت شده، مثل نمونه سکه هایی در شمال آفریقا مابین سالهای 80 و 98 هجری مشاهده می کنیم که در آنجا روند تحول سکه ها ساسانی و بیزانسی با نزدیک حدود 20 سال تاخیر در حال رویداد است. یعنی همان تغییرات آرام در آمدن نشانه های عربی اسلامی روی سکه ها در ایران و یونان، در شمال آفریقا و تونس در اواخر سده اول اسلامی رخ می دهد. با این شاهد تازه میتوانیم فرض انتقادی ای نسبت به رویکرد حداقلی تصور کنیم.
«فرض کنیم سکه های شمال آفریقا اولین سکه هایی بود که یافت شده بودند و همان نتیجه گیری رادیکال و رویکرد حداقلی باید می گفت روند ساخته شدن دین اسلام و شخصیت افسانه ای پیامبر نه در سال 70 هجری، بلکه در اواخر سده اول هجری بوده است. چرا که سکه های تونسی- شمال آفریقایی که نشانه های تازه ای از عبارات دینی اسلامی دارند در این سالها کشف شده اند. اما اگر سکه های یافت شده ایرانی بیزانسی متقدم ترِ متعلق به دهه هفتاد هجری را کنار این شواهد بگذاریم این نتیجه گیری نقض می شود و ما ناچاریم تاریخ آن تحلیل رادیکال را بیست سال عقب تر ببریم. خود این فرض نقض شونده اثبات می کند که اتخاذ رویکرد حداقلی و اکتفای مینیمالیستی به صرف شواهد باستانی نتایج خیلی لرزان و موقتی برای ما حاصل می کند که مدام در معرض رد و تشکیک است. »
وی ادامه داد : پس از لحاظ متدولوژیک رویکرد حداقلی آنقدرها قابل اعتنا نیست. به جای این رویکرد بهتر است مبتنی بر رهیافت حداکثری به همه منابع از جمله خود کتاب مقدس توجه داشته باشیم و هیچ منبعی را کنار نگذاریم و با نگاه انتقادی یکایک آنها را بررسی کنیم. در زمان ادعای تحلیلی تاریخی نیز با پرهیز از ارائه نظر قاطع، به عنوان مثال بگوییم به نظر می آید چنین باوری در آن زمان وجود داشته است. نه آنکه به صرف یک شاهد باستان شناختی بگوییم مبدأ فلان باور به طور قاطع این زمان بوده است که آن وقت با یافته شدن شواهد ناقض دیگر به آسانی رای ما باطل شود. همچنانکه در مقابل آن نگاه رادیکال و اعتنا به سایر منابع و یافته ها نمونه دیوارنوشته هایی در صحراها و بیابان های منطقه وجود دارد که منعکس کننده باورهای اسلامی در سال هایی قبل از سال 50 هجری و حتی سال 20 هجری که نشان از وثاقت تاریخی وجود شخصیت پیامبر(ص) در همان سالهای مورد اشاره و حقیقت ظهور اسلام در آن دوران دارد.»
شاددل در ادامه گفت: « عموم شواهد تاریخی مثل سرزمین مصر یا جنگ های صلیبی و ... نشان می دهند که مدت زمان نسبتا بلندی طول می کشد تا فرهنگ قوم غالب در مسکوکات و اسناد سرزمین مغلوب منعکس شود. این منطق را در تحلیل علت تاخیر انعکاس شواهد اسلامی عربی در سکه ها هم باید در نظر گرفت. به این معنی که نبود بازتاب نشانه های عربی اسلامی در مسکوکات تا قبل از حدود سالهای هفتاد هجری، نباید به منزله افسانه ای بودن یا ساختگی بودن باورها در دهه های بعدی گرفته شود.»
در پایان ارائه شاددل ضمن انتقاد از ضعف ملاحظات باستان شناختی در تاریخ پژوهی ایرانی گفت: « در ایران استفاده از شواهد باستانی شناختی مثل سکه ها و کتیبه ها و پاپیروس ها کمتر مرسوم است . همچنانکه ما در نگارش تاریخ صدر اسلام هم کمتر به استفاده از این منابع ارزشمند روی می آوریم و اتکا بیشتر به شواهد متنی و مکتوب است. در حالی که مثلا همین مبحث سکه ها در کشف تاریخ اقتصادی دوره ها نیز از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و ما با استفاده از دفینه های یافت شده و تشخیص سهم و درصد سکه های آنها می توانیم اطلاعات بسیار باارزشی از نظام اقتصادی آن دوران ، قدرت و توان مالی دولت ها و حتی میزان امنیت، تسلط و بسط قدرت حکمرانی ها در سرزمین هایشان را به دست بیاوریم.»

منبع: ایرنا

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
پرطرفدارترین