کد خبر: ۴۳۹۱۰
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

گزارش سه‌شنبه اوباما و مشاوران امنيتي‌اش

تصميم به مشاركت امريكا در حمله هوايي به ليبي نتيجه جلسه چند ساعته‌ي اوباما با مشاوران امنيتي‌اش در سه‌شنبه هفته گذشته بوده كه محور اصلي بحث‌ها و نهايتاً موافقت با اين پيشنهاد، نه وضعيت ليبي و حملات ديكتاتور حاكم بر آن به مردم شهرهاي تحت تصرف انقلابيون، بلكه بر مهار ايران متمركز بوده است.

به گزارش رجانيوز، بر اساس گزارشي كه نيويورك تايمز منتشر كرده، آشكار است كه بر خلاف برخي تحليل‌ها كه معتقدند امريكا در پشت پرده اين تحولات و قيام‌هاي مردمي در كشورهاي اسلامي قرار دارد، نه تنها اين گمانه صحت ندارد بلكه امريكايي‌ها در تصميم‌گيري براي مواجهه با اين تحولاتف اتفاق نظر ندارند.

همچنين اين تحليل نيز كه در اثر اين تحولات نقش ايران كم‌رنگ‌تر شده و توجه‌ها از ايران به ساير نقاط معطوف شده نيز نادرست است و امريكايي‌ها براي تنظيم سناريوهاي خود با كابوس ايران مواجه هستند.

رجانيوز، متن كامل گزارش "ديويد ائي سانگر ستون‌نويس نيويورک تايمز" را كه پيش از اين نيز گزارش‌هاي راهبردي مهمي در مورد ايران نوشته بود، منتشر مي‌كند. در بخش‌هايي از اين گزارش، ادعاهاي بي‌اساسي به جمهوري اسلامي نسبت داده شده اما نگراني از قدرت رو به فزوني ايران در جاي جاي آن موج مي‌زند.

بلندپروازي هاي رژيم ايران عاملي تعيين کننده در محاسبات امريکا در مورد نحوه واکنش نشان دادن به شورش ها در سراسر کشورهاي عربي است. عصر روز سه شنبه در اواسط ماه مارس اوباما در اتاق ويژه کاخ سفيد شنونده بحث مشاوران امنيتي‌اش در مورد موافقان و مخالفان استفاده از نيروي نظامي در ليبي بود. بحثي که خيلي زود به نقطه اي از نظر استراتژيکي مهم‎تر سوق يافت: ايران. توماس ائي دانيلون مشاور امنيت ملي گفت روحانيون تهران هر اقدام اوباما در کشورهاي عربي را به دقت زير نظر دارند. آن‌ها شکست در تحقق اين سخن اوباما را که سرهنگ معمر قذافي مشروعيت رهبري را از دست داده است، به عنوان نشان هايي از ضعف و نشانه اي از ناتواني اوباما در اجراي اين وعده تعبير مي کنند که ايران هرگز اجازه نخواهد يافت به توانايي ساخت سلاح هاي هسته اي دست يابد.

بنجامين جي رادز مشاور ارشدي که به اين نشست پيوست، هفته گذشته گفت نبايد به شکلي اغراق آميز مطرح شود که اين مسئله عامل تعيين کننده در تصميم گيري براي دخالت در ليبي بود. وي افزود اما تاثير آن بر ايران همواره در بحث ها مطرح بوده است. رادز گفت توانايي به کار گرفتن اين شکل نيرو در منطقه با چنين سرعتي حتي با وجود اينکه ماموريت هاي نظامي ديگري در عراق و افغانستان جريان دارد، همراه با ماهيت اين ائتلاف گسترده پيامي بسيار قوي در مورد توانايي هاي نظامي و ديپلماتيکي ما به ايران مي فرستد.

آن روز عصر در اتاق ويژه کاخ سفيد واقعيتي کمتر بيان شده در مورد واکنش هاي دولت به قيام هاي منطقه مطرح شد. تيم اوباما هيچ ابهامي در مورد اهميت بلند مدت سرهنگ قذافي ندارد. ليبي يک نمايش جنبي است. مهار کردن قدرت ايران همچنان هدف محوري در خاورميانه است. هر تصميمي از ليبي تا يمن تا بحرين و سوريه از اين زاويه بررسي شده است که چطور بر آنچه تا اواسط ژانويه محاسبات عمده در راهبرد منطقه اي دولت اوباما تلقي مي شد، تاثير مي گذارد. چطور پيشرفت هسته اي ايران را کند کنيم و ظهور فرصت ها براي خيزشي موفقيت آميز را در آنجا شتاب بخشيم.

در واقع بحث ايران هر حرکت در اين شطرنج منطقه اي را پيچيده تر مي کند. در پايان اين دوره آشوب که کاخ سفيد تصور مي کند تغييراتي فراگير را مانند آنچه پس از فروريختن ديوار برلين در اروپا ايجاد شد، رقم بزند، موفقيت يا شکست ممکن است با اين مسئله ارزيابي شود که آيا ايران بلندپروازي هايش را قوي ترين نيروي منطقه مي شمرد.

تصميمات هفته گذشته کاخ سفيد در اين زمينه بود که چطور مي توان از معترضاني حمايت کرد که در خيابان هاي سوريه و يمن هدف گلوله قرار مي گيرند و در بحرين کتک مي خورند. در هر مورد، مشاوران کاخ سفيد عمدتا به شکل خاموش نتيجه گيري هايي را مطرح مي کردند که آيا ايراني ها از آن نفع مي برند يا دست کم فضاي بيشتري براي نفس کشيدن حس مي کنند.

دو ماه و نيم پيش مسايل بسيار سخت به نظر مي رسيد. مقامات امريکايي در ماه ژانويه کاملاً اطمينان داشتند که ايران را به گوشه رانده اند. تحريم هاي تازه گزنده بود. روس ها از ارسال تسليحات پيچيده به ايران خودداري کردند و يک کرم رايانه اي به نام استاکس نت در تلاش هاي ايران براي غني سازي اورانيوم اخلال ايجاد کرد. اما اين شرايط با شروع خيزش عرب ها تغيير کرد. ناگهان حاکمان اقتدارگراي عرب که دو سال گذشته را به توطئه چيني با واشنگتن براي مهار ايراني ها سپري کرده بودند، بيشتر از آنکه نگران سانتريفوژهاي نطنز باشند، نگران خيابان هاي خود شدند. ملک عبدالله عربستان می گفت سر مار را بايد قطع کرد و سايت ويکي ليکس آن را فاش کرد. ذهن شهروندان امريکايي و اروپايي منحرف شد و نفت بشکه اي 108 دلار اثر بسياري از تحريم ها را که کاخ سفيد اميدوار بود مردم ايران را به پر هزينه بودن برنامه هسته‌اي‌شان متقاعد مي کند، تضعيف کرد. بنابراين زماني که کاخ سفيد منطقه را از پس عدسي هاي فارسي نگاه مي کند، تصوير چگونه به نظر مي رسد.

اوباما در سخنراني دوشنبه شب خود گفت ليبي نمونه خاصي است که مسئوليت اخلاقي فوري را براي حمايت از ليبيايي هايي ايجاد مي کند که هدف حمله نيروهاي قذافي قرار دارند و لحظه اي است که با آنچه آن را توانايي هاي منحصر به فرد امريکا مي خواند، تفاوت هايي ايجاد شود. ترجمه اين توانايي ها عبارت است از فناوري هاي چندکاره نظير موشک هاي تاماهاوک تجهيزات شناسايي و ايجاد اختلال مخابراتي. اينها همان توانايي هايي هستند که براي هر گونه حمله به سايت هاي هسته اي ايران حياتي است. مقامات ارشد دولت امريکا مي دانستند که نمايش آن توانايي ها از ديد ايران پنهان نمي ماند اما اکنون هر کسي به اين مي انديشد که ايران چطور واکنش نشان مي دهد.

يک مقام که در بحث هاي ليبي شرکت داشت و خواست نامش مطرح نشود، گفت مي توان احتمالات مختلف را در نظر گرفت. ممکن است اين امر آنها را وادارد آنچه را سال ها انجام نداده اند، انجام دهند يعني پاي ميز مذاکره بيايند اما ممکن است بهانه اي دست تندروهايي بدهد که مي گويند تنها حفاظ واقعي در برابر امريکا و اسرائيل دستيابي به بمب است و آن هم هر چه سريع‌تر.

اما دست کم به شکل علني، رابرت گيتس وزير دفاع امريکا به اعضاي کنگره گفت تصور نکنيد برنامه هسته اي ايران در نتيجه حمله به ليبي تسريع مي شود يا اينکه نيروهاي امنيتي ايران جنبش هاي اعتراضي را به شدت بيشتر سرکوب مي کنند. وي افزود از نظر من در اين مورد که آنها براي چه چيزي در برنامه هسته‌اي‌شان تلاش مي کنند، بايد گفت آنها تلاش مي کنند اين برنامه را هر چه سريع‌تر پيش ببرند و براي من دشوار است که تصور کنم اين رژيم سرسخت تر از آنچه اکنون هست، بشود.

مشکل زماني پيچيده تر مي شود که با متحدان عربي سر و کار داريم که در حالي که در صدد تضعيف ايران هستند، از شليک کردن به معترضان در خيابان هاي خود هم احساس عذاب وجدان چنداني نمي کنند. عربستان سعودي و بحرين نمونه هاي بارز آن هستند. سعودي ها ايران را بزرگ‌ترين تهديد براي جاه طلبي هاي منطقه اي خود مي بينند و با تلاش هاي مختلف تحت رهبري امريکا براي محدود کردن تهران همراهي کرده اند. با اين حال، روابط بين واشنگتن رياض كمي تيره شده است. از نظر ملک عبدالله، تصميم اوباما براي ناديده گرفتن حسني مبارک در مصر نشانه اي از ضعف و اين هشدار بود که چنانچه راهپيمايي هايي در آنجا شکل گيرد، اوباما ممکن است رهبري سعودي را نيز ناديده بگيرد.

شايد به همين علت باشد که زماني که سعودي ها سربازان خود را به بحرين فرستادند تا به سرکوب اعتراضات عمدتا شيعه آنجا کمک کنند، هيچ صدايي از کاخ سفيد بلند نشد اگرچه اوباما مي خواهد نشان دهد كه محقق شدن خواست معترضان دموکراسي خواه و اقدامات در مسير اصلاحات در بحرين را مي‌خواهد اما او تمايل ندارد شاهد سرنگون شدن ميزبان پنجمين ناوگان دريايي خود در مجاورت ايران باشد.

امريکا سال ها بيهوده تلاش کرده است بشار اسد رئيس جمهور سوريه را آرام آرام از ايران دور و به آشتي با اسرائيل هدايت كند. امريکا بيم دارد اگر دولت او سقوط کند، آشوب فراگير خواهد شد و سوريه را به کشوري غيرقابل پيش بيني و خطرناک تبديل خواهد کرد. اين نگراني منطقي است اما کاخ سفيد در هفته هاي اخير نتيجه گيري کرده است که اگر اسد کنار رود، آنها کمتر از ايران زيان خواهند ديد و همانطور که برخي در شوراي جنگ اوباما خاطر نشان کرده اند، اگر معترضان در سوريه موفق شوند، ايران ممکن است بعدي باشد.

آشفتگي‌ها در کشورهاي عربي بسياري از اسرائيلي ها را متقاعد کرده است که امريکا و متحدان عربش چنان درگير اين ناآرامي ها هستند که نخواهند توانست بلندپروازي هاي هسته اي ايران را به هر قيمتي متوقف کنند. اگرچه دونيلون وعده داده است ما ازخطر چشم بر نمي داريم اما در اسرائيل اين بحث از سر گرفته شده است که اسرائيلي ها خود تا کي مي توانند از پرداختن به اين مشکل خودداري کنند. اين بحث متاثر از اين گمان است که ايران با توجه به آشفتگي منطقه به شتاب خود براي دستيابي به بمب سرعت مي بخشد. اين ارزيابي ها ممکن است به بدترين نتيجه براي اوباما منتهي شود. جنگ بين ايران و اسرائيل و تنها تصور اين نتيجه، دولت امريکا را بايد به اين باور برساند که فرصت کمي براي اشتباه در اين حوزه وجود دارد.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین