گفتوگویی متفاوت با موفقترین مربی ورزش سال 89
شبکه ایران - روزی که به ایران برگشت کمتر کسی او را به یاد میآورد. تنها افتخارش نقره جهانی بود که سالها قبل آن را به دست آورد. مدالی که نسل امروز، کمتر آن را به یاد داشت. اما آمده بود که اینبار به عنوان مربی برای کشورش ایران افتخار کسب کند. آمده بود که پرچم ایران را بالا ببرد اما کمتر کسی او را باور میکرد تا اینکه با تیم جوانان افتخاراتی کسب کرد که پیش از آن سابقه نداشت. بعضیها آن افتخارات را شانس میدانستند اما تکرار آن باعث شد تا همه نگاهها به سوی او خیره شود.
محمد بنا که بعد از حدود 20 سال دوری از ایران، به تهران برگشت آن قدر با عشق و علاقه کار میکرد و برای تیم وقت میگذاشت که شاهد تحول بزرگی در کشتی فرنگی بودیم. او با عشق به ایران و کشتی عناوین و مدالهایی را به دست آورد که حالا نامش به عنوان بهترین مربی ایران مطرح شده. بنا که حتی خانوادهاش را به عشق ایران و کشتی در اروپا رها کرده در آستانه کسب مدال لیاقت ایران از دست ریاست جمهوری قرار گرفته، هر چند که خودش معتقد است لایق چنین عنوانی نیست و باید این مدال به افتخارآفرینان دیگری تعلق بگیرد. با محمد بنا سرمربی تیم ملی کشتی فرنگی کشورمان از روزهای بازگشتش، خانوادهاش و کشتی صحبت کردیم که ماحصل آن در زیر میآید.
خیلیها معتقدند محمد بنا با بقیه مربیان فرق دارد و همین تفاوت باعث شده تا موفق باشی. خودت فکر میکنی چه فرقی با بقیه مربیان داری؟
نمیدانم. من که این فکر را نمیکنم اما شاید فرق اصلی من این باشد که بیکارترم. برای من ورزش، تیم ملی و کار نسبت به هر چیزی در زندگیام در اولویت قرار دارد. به خاطر همین بیشتر وقتم را با تیم و کشتی میگذرانم.
این قدر عاشق کشتی هستی که حتی به خاطر آن خانوادهات را در اروپا تنها گذاشتی ...
درست است من در اروپا خانواده دارم اما وقتی برگشتم به ایران و مردم کشورم را دیدم، عشق و علاقهام به ایران و مردم در من شعلهور شد و اجازه نداد برگردم تا در کنار خانوادهام باشم.
پشیمان نیستی؟
اصلاً و ابداً. من خیلی خوشحالم که در ایران و با کشتی هستم.
الان چند وقت است که خانوادهات را ندیدی؟
آخرینباری که دخترم مریم را دیدم سال 5-2004 بود.
یعنی همان زمانی که به ایران آمدی؟
نه، من سال 2003 به ایران آمدم و تا سال 5-2004 به اروپا میرفتم تا خانوادهام را ببینم اما وقتی دیدم کشتی در ایران پیشرفت خوبی داشت و باید زمان بیشتری برای آن میگذاشتم ترجیح دادم از بین این 2 تا عشق و علاقه یکی را انتخاب کنم. چون دوری از هر کدامش اذیتم میکرد. برای همین ترجیح دادم کشتی و کشورم را انتخاب کنم و از طرفی همچون دیدن خانوادهام باعث میشد که عشق و علاقه به آنها اذیتم کند، تصمیم گرفتم دیگر برای دیدن آنها به اروپا نروم. به همین دلیل از سال 5-2004 دیگر خانوادهام را ندیدم تا وسوسه نشوم که برگردم. به خاطر این تصمیم هم حتی اقامتم در اروپا را هم از دست دادم.
بعضیها فکر میکنند محمد بنا به این دلیل که در ایران به جایگاه و موقعیتی رسیده، به اروپا برنمیگردد.
من تمام تلاشم را برای پیشرفت کشتی کشورم کردم و تمام وقتم را گذاشتم تا عشق و علاقه مردم را به دست بیاورم و به خاطر این موقعیت هم خوشحالم. البته در این راه لطف خدا همیشه با من بوده و هست. به خاطر همین همیشه و در خلوت خودم او را شکر میکنم. پس برایم مهم نیست که بگویند به خاطر رسیدن به جایگاه و موقعیت در ایران ماندم.
به لحاظ مالی چطور بوده؟
من وقتی به ایران آمدم، نزدیک به 3-2 سال بود که در تیم جوانان کار میکردم. در آن زمان به صورت روزمزد، روزی 5 هزار تومان حقوق میگرفتم. در ماه هم حداکثر 10 روز اردو داشتیم و کلاً میشد 50 هزار تومان در ماه. آن زمان من یک مقدار هم روی آن پول میگذاشتم و خرج بچهها میکردم. زمانی که یزدانی خرم آمد، حقوق ما بالا رفت و شد روزی 30-25 هزار تومان بعد از یکی، دو سال هم وقتی برگشتم قراردادی شدم و ماهی 900 هزار تومان حقوق میگرفتم. تا اینکه بعد از جهانی مسکو 300 هزار تومان اضافه شد و الان حدود یک میلیون و 300 – 250 هزار تومان میگیرم که بیشتر سعی میکنم آن را خرج بچهها کنم.
چرا؟ یعنی علاقهای به پول ندارید؟!
هرکسی بگوید پول دوست ندارم دروغ گفته. اما من چیزهایی به دست آوردم که خیلی بیشتر از پول برایم ارزش دارد. من در این 52 سال زندگیام پستی و بلندیهای زیادی را تجربه کردم و میدانم که خیلی چیزها ارزش بیشتری نسبت به پول دارند. به خاطر همین دیگر توجه زیادی به پول نمیکنم. نمیگویم دوست ندارم پول داشته باشم اما یک سری مسائل برایم خیلی جلوتر از مسائل مالی و پول قرار دارند.
مثلاً چه چیزی؟
غرور، شخصیت، عرق ملی، پیروزی بچهها، پرچمی که آن بالا نمایان میشود. دور افتخاری که بچهها میزنند و مهمتر از همه محبتی که خداوند به من دارد و رابطه عاشقانهای که با خداوند دارم. این رابطه باعث شده خدا به من نیرو بدهد و در کارم خلاقیت داشته باشم تا با کمک دوستانم بتوانم تیم را به موفقیت برسانم. من الآن 42 پسر در ایران دارم که به داشتن تکتک آنها افتخار میکنم.
اما امسال در مسابقات جهانی مسکو انتظارات خیلی بیشتر از نتایجی بود که به دست آوردید؟
من خوشحالم که انتظارات بالا رفته. چون این مسئله نشان میدهد ما کارمان را خوب انجام دادیم اما در مسکو هم تقریباً مدالها همانهایی بود که توقع داشتیم. البته قرعه طالب نعمتپور باعث شد تا یک مدالمان را از دست بدهیم. طالب اگر در مسکو حتی هفتم هم میشد ما سوم دنیا میشدیم. اما به هر حال با وجود شیرینی و تلخیهای زیادی که در آنجا تجربه کردم از همه بچهها بجز محمد محمدی راضی هستم.
در سال جدید چه آرزویی دارد؟
بالا رفتن پرچم کشورمان در همه زمینههای افتخارآمیز.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


