کد خبر: ۳۰۲۹۱۰
تاریخ انتشار: ۰۵ آبان ۱۳۹۴ - ۱۶:۵۱
بسته روزانه بولتن نیوز در حوزه فرهنگ/ 5 آبان 94
آرمان، آفتاب یزد، ابتکار، اعتماد، افکار، اطلاعات، ایران، تفاهم، جام جم، جوان، جمهوری اسلامی، حمایت، خراسان، راه مردم، حمایت، روزان، رویش ملت، سیاست روز، شرق، شهروند، قانون، قدس، کیهان، مردم سالاری، وطن امروز و همشهری روزنامه هایی هستند که روزانه به آن‌ها پرداخته و سعی می کنیم گلچینی از بهترین های آنها را در یک سبد فرهنگی به خدمت شما عرضه کنیم.

گروه فرهنگی - امروزه رسانه ای نیست که فعالیت داشته باشد و به مقولات فرهنگی توجهی نکند. چه اینکه فرهنگ و رسانه دو روی یک سکه بوده و اصلاً نمی‌توان دم از کار رسانه ای زد ولی مقولات فرهنگی را نادیده گرفت. در این شرایط، یکی از مهمترین رسانه‌هایی که از قدیم الایام و به طور مدام، موضوعات فرهنگی را مورد بررسی قرار داده است، روزنامه‌ها بودند. تا جایی که بعید است تا امروز روزنامه منتشر شده باشد که هیچ بهره ای از فرهنگ نبرده باشد.

به گزارش بولتن نیوز، در روزگار ما نیز روزنامه های موجود با گرایشات سیاسی و فکری گوناگون، دست به این کار زده و در قالب‌های مختلف، به مسائل فرهنگی می پردازند. اما نکته اینجاست که این همه تولیدات فرهنگی منتشر شده در روزنامه‌ها برای دیده شدن پا به این جهان گذاشته اند. به عبارت دیگر، مطلبی که دیده نشود گویی اصلاً تولید نشده است. اما آیا با حجم انبوه سایت‌ها و مجلات و روزنامه‌ها و رسانه‌های مختلف دیگری که وجود دارد، می‌توان به همه آن‌ها پرداخت و مطالب شان را از نظر گذراند؟ جواب معلوم است…

فرهنگ در رسانه

به همین دلیل ما در بولتن نیوز سعی کرده‌ایم تا از این به بعد و در قالب صفحه«فرهنگ در رسانه»به بازخوانی و بازنشر اصلی‌ترین مطالب فرهنگی روزنامه‌ها بپردازیم. به عبارت دیگر، «فرهنگ در رسانه»تلاشی است برای تبلور روزانه تراوشات فرهنگی روزنامه های کشور. تا به این طریق، حداقل اصلی‌ترین مقولات فرهنگی که در روزنامه‌ها منتشر شده است، توسط مخاطبین دیده شود. البته ما از همین جا، دست همکاری خود را به سمت همگان دراز کرده و از همه کسانی که تمایل دارند به انحای مختلف در این زمینه به ما کمک کنند، دعوت می‌کنیم تا در کنار ما، به ارتقای صفحه«فرهنگ در رسانه»کمک کنند.

آرمان، آفتاب یزد، ابتکار، اعتماد، افکار، اطلاعات، ایران، تفاهم، جام جم، جوان، جمهوری اسلامی، حمایت، خراسان، راه مردم، حمایت، روزان، رویش ملت، سیاست روز، شرق، شهروند، قانون، قدس، کیهان، مردم سالاری، وطن امروز و همشهری روزنامه هایی هستند که روزانه به آن‌ها پرداخته و سعی می کنیم گلچینی از بهترین های آنها را در یک سبد فرهنگی به خدمت شما عرضه کنیم.

***

آفتاب یزد/صدور مجوز کنسرت پنج میلیون تومان آب می‌خورد

دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چند روز پیش، دستورالعملی درباره مجوز کنسرت‌ها صادر و در آن اعلام کرد که این دستورالعمل جدید است. در حالی که به نظر برخی اهالی حوزه موسیقی این شیوه‌نامه نه‌تنها جدید نیست، بلکه برگزاری کنسرت‌، معضلات مهم‌تری دارد. به گزارش ایسنا، دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هفته‌ گذشته اعلام کرد که دستورالعمل جدیدی برای صدور مجوز اجرای صحنه‌ای صادر کرده است و بر مبنای آن، تمام هنرمندان موسیقی که مجوز آلبوم صوتی خود را از این دفتر گرفته‌اند و متقاضی اجرای صحنه‌ای آلبوم‌شان برای مخاطبان هستند، با حذف بررسی شورای موسیقی، زمان دریافت مجوز اجرای صحنه‌ای‌شان به نصف خواهد رسید. دفتر موسیقی در حالی این دستورالعمل را ابلاغ کرد که در زمان مسئولیت مدیر پیشین این دفتر هم چنین قانونی وجود داشت؛ اما به‌صورت شیوه‌نامه‌ای مکتوب به هنرمندان ابلاغ نشده بود. پیروز ارجمند - مدیر پیشین دفتر موسیقی - در این‌باره گفت: این روند از بدو ورود من به دفتر موسیقی آغاز شده بود و اصلا دستورالعمل جدیدی نیست. من این موضوع را به‌صورت شفاهی به کارشناسان دفتر گفته بودم و در روند کاری ما، این یک موضوع تاییدشده بود. او ادامه داد: در دوره‌ من حتی تسهیلات دیگری هم برای هنرمندان در نظر گرفته شده بود؛ مثلا اگر گروهی ثبت شده بود و تعدادی از اعضای گروه تغییر می‌کردند، برای اجرای صحنه‌ای گروه باید تمام مراحل اداری را از ابتدا طی می‌کردند و استعلام‌ها از اول انجام می‌شد. در حالی که ما این قانون را هم حذف کردیم و به روند صدور مجوزها سرعت بخشیده بودیم. همچنین، رئیس هیئت‌ مدیره‌ مجمع صنفی ناشران آثار شنیداری در این‌باره معتقد است: واقعیت این است که مشکلات ما با صدور مجوزهای این‌چنینی حل نمی‌شود. مشکل اصلی کنسرت‌گزاران، قوانین نانوشته‌ خودسرانه‌ای است که در گوشه و کنار کشور اعمال می‌شود. مثلا وقتی قصد برگزاری کنسرت در بندرعباس را داریم، قوانین طوری تغییر می‌کند که انگار شما در یک جزیره‌ دیگر کنسرت دارید. در شهرستان‌ها نیز همه خودسرانه کار می‌کنند. مثلا آتش‌نشانی برای حفاظت از سالن، چند میلیون تومان پول می‌گیرد یا مثلا در تبریز می‌گویند، پنج‌ میلیون تومان بدهید تا مجوز کنسرت‌تان صادر شود. بابک چمن‌آرا اظهار کرد: درباره‌ دستورالعملی که به‌تازگی از سوی دفتر موسیقی صادر شده هم باید بگویم که این قانون همیشه وجود داشته و در زمان آقای ارجمند هم پی گرفته می‌شد. او هیچ‌وقت دستورالعمل یا آیین‌نامه‌ای در این‌باره صادر نکرد؛ اما این اتفاق عملا رخ می‌داد. البته دست مدیر فعلی دفتر هم درد نکند که لطف کرد و این موضوع را به‌طور رسمی ابلاغ کرد. وی گفت: هرچند این شرایطی در گذشته برای همه صدق نمی‌کرد و مثلا هنرمندانی مانند محمد نوری، شهرام ناظری، محمدرضا شجریان و ... ملزم به طی کردن این روند طولانی برای گرفتن مجوز کنسرت نبودند؛ اما درباره‌ موسیقی پاپ یا راک این اتفاق همیشه می‌افتاد. برعکس این موضوع هم رخ داده است؛ سال 85 که کنسرت گروه «دستان» را برگزار کردم، قطعات اجرا مورد تایید قرار گرفتند، اما در زمان انتشار اثر خواستند که یک‌بار دیگر همان پروسه را طی کنیم. او در پایان سخنانش افزود: با این حال، راهی که اکنون دفتر موسیقی پیش روی ما قرار داده، کار را راحت‌تر کرده است.


آفتاب یزد/یک سوال درحاشیه‌ یک تناقض؛

چرا سینما اجازه انتقاد از هر صنفی را دارد جز خود سینماگران؟


در هفته های گذشته حضور محمدرضا شریفی نیا در برنامه ای تلویزیونی و انتقاد از برخی پشت پرده های سینما برای چند روز به حاشیه هایی تکراری در سینما دامن زد و تبدیل شد به یکی از مهمترین خبرهای سینمای کشور، اما حالا با گذشتن از آن حواشی می توان بصورت جدی تر به این موضوع؛ «واکنش منفی جامعه سینمایی نسبت به هر انتقاد درون صنفی » پرداخت و چرایی آن را مورد پرسش قرار داد. به گزارش سوره سینما، مسئله این است که اهالی سینما همواره نسبت به درز حقایق پشت پرده صنف خود به افکار عمومی محافظه کارانه عمل کرده اند و سعی در انتقاد از هرگونه «انتقاد از خود» داشته اند، اما این رویکرد غیر منعطف سینماگران نسبت به افشای برخی مناسبات پشت پرده آنها در حالی صورت می گیرد که خود آنها همواره این حق را به حود می دهند که به اقتضای حرفه و ابزاری که در اختیار دارند به متن و حاشیه امور افشار و اصناف مختلف سرک بکشند و هرگونه اعتراض اقشار و اصناف مختلف را سنگی بر راه هنر خویش می دانند؛ نمونه اخرش هم بحث هایی که حول «درحاشیه» مهران مدیری شکل گرفت و اعتراض پزشکان و اعتراض سینماگران به انتقادهای پزشکان.

* سینماگر مورد نظر رفته خودش را بسازد

به گزارش سوره سینما ماجرای اخیر اما از کجا شروع شد؟ محمدرضا شریفی نیا در یک برنامه تلوزیونی در واکنش به سوال مجری که از او پرسید: «میهمانی داشتیم که گفته بود بین بازیگران سینما استعمال مواد مخدر رواج پیدا کرده است و در مورد خیلی از آنها مشکل ساز شده است چقدر این موضوع صحت دارد؟» پاسخ داد: «بازیگری را سر صحنه می بینی که وسط کار گذاشت و رفت. می پرسی کجا رفته؟ می‌گویند رفته که خودش را بسازد! اتفاقا معضل من با کسانی که می‌گویند باند داری همین است. کسانی که من برای بازیگر می‌آورم از لحاظ اخلاقی طلا هستند. متاسفانه اعتیاد معضلی است که گریبانگیر بعضی از بازیگران ما شده است و خیلی‌ها به مشکل خوردند. (به خنده) یکی بود که می‌گفت یک جایی بگذاریم که تست اعتیاد بگذارند و بعد وارد سینما شونداما همین صراحت شریفی نیا در تایید رواج اعتیاد در میان برخی سینماگران با واکنش تعدادی از آنها، از جمله احمدرضا درویش در همان برنامه تلوزیونی مواجه شد. پاسخ درویش به پرسش مجری درباره‌ وجود مواد مخدر در بین برخی اهالی سینما این بود که «من به خودم اجازه نمی‌دهم در مورد چنین مطلبی حرف بزنم. از نظر من چنین چیزی در سینما وجود ندارد. اگر هم وجود دارد حتماً باید آن را استتار کنیم و در درون خانواده آن را دنبال کنیم. هر خانواده‌ای باید عیوب خود را در درون خود نقد و رفع و معالجه کند. افشاگری در یک برنامه‌ زنده در مورد هنرمندان سینما و سینمایی که از اطراف دچار فشارهای مختلف است و با زحمت، آبرو و حرمتی به دست آورده است و الگوی افراد است، آن‌هم از طرف کسی که به هر حال حرفش اثرگذار است، پسندیده نیست. من به آقای شریفی‌نیا و دوستان دیگری که این گونه فکر می‌کنند توصیه می‌کنم که بدون سرپوش گذاشتن بر عیوب، از محاسن بگویند و حمل بر صحت کنند و عیوب را با بزرگ‌منشی در داخل خانواده با اخلاق حسینی حل کنیم.

* چرا به زندگی خصوصی ما گیر می دهید؟

این واکنش منفی به افشای عمومی برخی ناهنجاریهای اخلاقی در سبک زندگی جامعه سینماگران اما موضوعی بی سابقه نیست. برای مثال تهمینه میلانی پس از ساخت فیلم سینمایی «سوپراستار» بعضا با واکنشهای معترضانه هم صنفیهای خود مواجه شد. فیلم سینمایی «سوپراستار» سبک زندگی یک ستاره سینمای ایران را به تصویر می کشد که غرق در رفاه مادی مانند فردی تازه به دوران رسیده، بی مسئولیت و منزوی رفتار کرده و کمترین تعهدی به ارزشهای اخلاقی جامعه از خود نشان نمی دهد. اعتیاد یکی از رفتارهای حاشیه ای «سوپراستار» را تشکیل می دهد. کوروش زند که موفقیت و شهرت، او را به آدمی مغرور و خوش گذران و غرق در فساد تبدیل کرده‌ با دختری ۱۶ ساله مواجه می شود که فرزند خود اوست و طبق قرار باید توسط زن اولش پیش از تولد سقط می شده است. میلانی جایی درباره واکنشهای منفی به فیلم گفته: «در جشنواره فجر خدا را شکر کردم که این فیلم جایزه‌ای نگرفت. چراکه اگر جایزه می‌گرفت، صحبت‌هایی که مبنی بر سفارشی بودن این فیلم مطرح می‌شود، شدت می‌گرفت و حال آن‌که من حوصله بحث با برخی افراد را نداشتم. به نظر می‌رسد که ورود به برخی حیطه‌ها، خاص عده‌ای محدود است و من حق ورود به آن را نداشته‌ام و حال هم که وارد این حیطه شده‌ام به سفارشی ساختن متهم می‌شوم. شاید کم‌خطرترین فیلم من «سوپراستار» باشد. اما بعد از همین فیلم سردبیری در یکی از مجلات عنوان کرده بود که کار این خانم به جایی رسیده که به زندگی خصوصی ما گیر می‌دهد و همان فرد موجی درست کرد که نه تنها در جشنواره و پس از آن به مخالفت با بنده پرداختند».

* وقتی بی رحمی سینما گریبان جیرانی را هم می گیرد


فریدون جیرانی در مقطعی با رویکرد بازنمایی به قول خودش بی رحمی سینما سه گانه «ستاره ها»(ستاره بود، ستاره است، ستاره می شود) را جلوی دوربین برد. سه گانه که قرار بود کمی از پشت پرده و مناسبات حاکم بر سینما را جلوی دوربین ببرد. جیرانی در جایی به خوبی مفهوم بی رحمی سینما در تقابل با حرفه ای ها و بزرگان قدیم این عرصه را به نمایش گذاشته است و در جایی دیگر هم بی رحمی سینما در قبال هنروران (سیاهی لشکرها) را به نمایش می گذارد؛ آنهایی که سالیان سال پشت صحنه فیلم ها حسرت می خورند اما به جایی نمی رسند. بدترین برخوردها را می بینند و در کنار بازیگران اصلی، حتی از کوچکترین امکانات و احترامی برخوردار نیستند. جیرانی در جایی از موضعگیری برخی از اصناف سینمایی درباره فیلم گلایه کرده بود و با بیان اینکه فیلم در قیاس با نسخه‌ای که در جشنواره فجر به نمایش در آمد، کوتاه شده است گفته بود این حذفیات نه به خواست کارگردان، بلکه به خاطر شرایط اتفاق افتاده است. او تاکید کرده بود که وزارت ارشاد در حذف بیشتر صحنه‌های فیلم نقشی نداشت و به خاطر برخی مصلحت‌ها این اتفاق افتاده است. مصلحتهایی که جیرانی با اتخاذ لحنی محافظه کارانه از آن سحن گفته بود چیزی نبود جز منافع برخی اشخاص و جریانهای بانفوذ که بر بسیاری از امور سینما سلطه یافته اند. این بار خودیهای سینما بی رحمانه به جان یک فیلم از یک کارگردان از قضا همفکر افتاده بودند و ظاهرا تیغ بانفوذهای سینما آنقدر تیز بوده تا بتواند به فردی مثل جیرانی بفهماند که پایش را که مقداری از گلیمش بیرون زده جمع و جور کند.

* وقتی بیضایی سینما را متهم می کند


اما حکایت بهرام بیضایی فرجام دیگری یافت. جایگاه او در سینمای ایران اجازه نمی داد تا بر موضع مستقل و اعتراضی خود پای نفشارد و بخشی از راز مگوی سینما را در آخرین اثر سینمایی اش افشا نکند. بیضایی در فیلم «وقتی همه خوابیم» خیلی مستقیم به بحث زد و بندهای پشت صحنه سینما پرداخت و نشان داد که کارگردان ها برای فیلمسازی با چه موانعی روبرو هستند. تهیه کننده هایی که صرفا برای سود بیشتر حاضرند هر کس و ناکسی را به فیلم وارد کنند و دیگر بحث حرفه ای بازیگری برایشان اهمیت چندانی ندارد. سینما کم کم به جایی می رسد که حرفه ای ها حذف می شوند و اعتراضات کارگردان هم به جایی نمی رسد. بعد از اکران فیلم در جشنواره، خیلی ها بر بیضایی خرده گرفتند و شیوه او در پرداخت عریان به حواشی سینما را نپسندیدند. یکی از شخصیت‌های فرعی فیلم او سرمایه‌گذاری است که گویا با مقاصد دیگری به سینما آمده و دخترکی معصوم هم طعمه تازه اوست. فیلم که در جشنواره به نمایش درآمد، حرف و حدیث‌ها هم شروع شد و این نوع نگاه افشاگرانه نسبت به سینما نه به مذاق متولیانش خوش آمد و نه دست اندرکارانی که تصور می‌کردند به تهیه کننده‌ها و سرما‌یه گذارها توهین شده است. همین حرف‌ها هم باعث شد فیلم با اصلاحات زیادی روبه رو شود و به قول معروف زهرش را گرفتند و در اکران عمومی آن نیز خللهایی ایجاد کردند.

* مگر می‌شود بنیاد تفکراتی نوین را در جهان پایه‌ریزی کرد و به انضباط پایبند نبود

اما قبل از محمدرضا شریفی نیا، آخرین نفری که انتقاداتی را به وضعیت سینما انجام داد و بازهم با واکنشهایی از سوی همکاران خود مواجه گشت امیر سماواتی، تهیه کننده سینما، بود. سمواتی, چندی پیش در نوشتاری با عنوان «اخلاق‌، اندیشه‌ و سینما» اینگونه اعتراض خود را به بی‌انضباطی، خواب‌آلودگی، بازیگوشی و استفاده از مواد مخدر برخی سینمایی‌ها در پشت صحنه فیلم‌ها نشان داد که البته بازهم با واکنش منفی و مخافظه کارانه از درون سینمایی ها مواجه شد که چرا بداخلاقیها را رسانه ای کرده است. سماواتی نوشته بود: «مدت‌ها بود از بی‌اخلاقی‌های سینما در رنج بودم و این رنج را در چهره بسیاری از هنرمندان شایسته نیز می‌دیدم. از بی‌انضباطی که سرلوحه ساختار تولید در سینما شده است‌، بی‌وقت آمدن‌، جدی نبودن‌، بازیگوشی‌، خواب‌آلودگی‌، دروغ‌ و تفکرات محفلی که بیشتر بخشی از پشت صحنه‌های فیلم‌ها را به یک بزم تبدیل می‌کند تا یک هنر‌، صنعت و مهم‌تر از همه استفاده از مواد مخدر که برای بعضی مایه فخر هم شده استاین تهیه کننده می افزایداگر سرلوحه یک سینماگر تعهد و بازسازی و اصلاح اجتماعی باشد این زمینه‌های آلوده، شخصیت‌های انسانی ما را به کجا می‌برد؟ مگر می‌توان سینماگر بود و نسبت‌های ریاضی را درک نکرد؟ مگر می‌توان سینماگر بود و اندیشه‌های متعالی را جست وجو نکرد‌؟ مگر می‌توان به انسان و کرامت او فکر نکرد؟مگر می‌شود بنیاد تفکراتی نوین را در جهان پایه‌ریزی کرد و به انضباط پایبند نبود‌، واقعا کجایند این مدیران محترم که بازیگر یا فیلمبردار یا هر تخصص شغلی مهم را به دلیل دیرآمدن، خواب آلود بودن یا … جریمه یا از کاری منع یا اخراج کنند. » به گفته سمواتی «در تمامی سندیکاهای غرب و تمامی آژانس‌ها با کوچکترین گزارش از طرف کارفرما‌(تهیه کننده)، صنف یا سندیکا شخص خاطی جریمه و از کارهای جدید باز می‌دارد. زمانی در وزارت ارشاد اگر گزارش یا رنج نامه‌ای از طرف کسی می‌رفت محلی از اعراب بود، اما امروزه تسامح با هنرمندان به یک غلط مصطلح اجتماعی درآمده تا جایی که پلشتی و بی‌نظمی و ژولیدگی و ژست‌های من‌درآوردی به شاخصه‌های هنرمند بودن تبدیل شده است. بدتر آنکه گاه مجریان رسانه ملی و وزارت ارشاد از این آدم‌های سراسر آلودگی مفتخرند. آیا نسل جدید این مفاخر از درون خالی را به عنوان بت‌های کاذب نخواهد پذیرفت؟ آیا این اشاعه فساد و تبلیغ علیه انسان و اندیشه نیست؟این تهیه کننده سینما که به قول خودش از مشاهده این رفتارهای ضداخلاقی در سینما به ستوه آمده در پایان نوشته اش آورده بود: «به نظر می‌رسد جای یک قانون کارت زرد و قرمز در سینمای ایران و در حوزه مدیریت فرهنگی جامعه برای همه ما خالی است

* این داستان ادامه دارد؟

طبعا ماجرای انتقادهای شریفی نیا و انتقادها از او اخرین اتفاق از این سیر نخواهد بود، اما با مشاهده این روند تقریبا ثابت این سوال بصورت جدی تر مطرح می شود که چرا سینماگران که خود را در مورد انتقاد از هر قشر و صنف و گروهی محق و آن را- به درستی- لازمه ی حیات طبیعی سینما می دانند، همین حق را در مورد منتقدان خود قائل نیستند و اجازه هیچگونه انتقادی از سینماگران را حتی به خود سینماگران نمی دهند؟


آفتاب یزد/مقابله با رانت‌خواری در سینما به تعویق افتاد!


سید‌ضیاء هاشمی از مقابله و مبارزه با برخی از مشکلات سینما در اوایل سال آینده خبر داد. سید ضیاء هاشمی تهیه‌کننده سینما در خصوص ورود تهیه‌کنندگان نا‌آشنا با مقوله سینما گفت: اگر سرمایه‌گذار فقط به صرف سرمایه‌گذاری وارد سینما شود، هیچ مشکلی ندارد و روی کیفیت فیلم تاثیر نمی‌گذارد اما اگر بحث رانت، گرفتن نقش و شرایط ویژه به میان آید سینما درگیر مشکل خواهد شد. به گزارش باشگاه خبرنگاران، وی افزود: ورود سرمایه‌گذاران بی‌ربط به مقوله سینما بیشتر در سینمای جدید اتفاق افتاده و در سینمای حرفه‌ای به جز موارد استثناء و انگشت شمار با آن برخورد نخواهیم کرد. وی افزود: جدیداً در سینمای غیر‌حرفه‌ای و برخی از فیلم‌ها تشکلاتی برای جذب افرادی که علاقه‌مند به سینما هستند، به وجود می‌آید و از این راه از آن‌ها سوء استفاده می‌شود که فاجعه‌بار است و باید با جدیت با آن‌ها برخورد کنیم. هاشمی اظهار داشت: بیشتر مشکلات سینما یعنی ورود غیرحرفه‌ای، در صنف تهیه‌کنندگان به وجود می‌آید که ان ‌شاء ‌الله سال آینده برای جلوگیری از بروز معضلات متعدد در سینما تدابیری اندیشیده و اجرا خواهد شد. البته غیر از صنف تهیه‌کنندگان در صنف کارگردانان نیز مشکلاتی وجود دارد. به عنوان نمونه ورود کارگردانان کم‌تجربه به این عرصه بسیار ساده شده و به راحتی پروانه ساخت در اختیار آن‌ها قرار می‌گیرد که در این زمینه نیز باید اقداماتی در جهت آکادمیک شدن و تایید صلاحیت ورود کارگردانان انجام شود. هاشمی خاطرنشان کرد: با برنامه‌ریزی‌های انجام شده در اوایل سال آینده، قرار شده پالایشی اساسی در سینما به خصوص صنف تهیه‌کنندگان انجام دهیم و به طور جدی با برخی از بی‌برنامگی‌ها، رانت‌خواری و... که باعث عقب‌گرد سینما شده مبارزه و مقابله کنیم.


آفتاب یزد/گفتگو با جواد گلپایگانی بازیگر نقش آتقی


از سال‌های زندان تا «آینه عبرت 2»

صبا شادور: در سال‌های دور سرگرمی‌مردم با چند شبکه محدود تلویزیون و با چند سریال می‌گذشت و مردم به قدری غرق در مضامین سریال‌های تلویزیونی بودند که خود را در جایگاه داستان‌های تصویری می‌دیدند. حتما سریال‌های دهه 60 را به خاطر دارید. در آن سال‌ها بیشتر سریال‌هایی خانوادگی از دل مشکلات مردم بیرون می‌آمدند. «‌آینه عبرت» از جمله سریال‌هایی بود که بیننده‌های زیادی داشت. جواد گلپایگانی، «آتقی» معروف سریال «آینه عبرت» بعد از یک تصادف رانندگی، پشت میله‌های زندان رفت. او از سال 80 تا 93 پشت میله‌های زندان بود؛ روزهای سختی که خود این بازیگر هم نمی‌خواهد آن را یادآوری کند، اما این روزها گلپایگانی درصدد است تا سریالی را خود کارگردانی کند. هنرآنلاین با این بازیگر قدیمی‌و مشهور دهه 60 به گفتگو نشسته‌ که در زیر می‌خوانید.

سریال «آینه عبرت» نقطه اوج درخشش شما در عرصه بازیگری بود که بیننده‌های تلویزیون را با شما آشنا کرد. چرا در اوج باقی نماندید؟

در سریال «آینه عبرت» در سکانسی به من شلیک می‌شود، فردای آن روز تیتر بعضی روزنامه‌ها این بود که من مرده‌ام، اما بعد از این سریال 14 سال به خاطر یک تصادف در زندان بودم و از محیط هنری دور ماندم. البته در همان سال‌ها هم پنج فیلم برای زندان و به سفارش زندان ساختم؛ فیلم‌هایی با موضوع مشکلات زندانیان که همانجا نمایش داده می‌شد. بندی در زندان مختص کسانی است که به خاطر اعتیاد درگیر مسئله طلاق هستند. من داستان آنها را در ذهنم می‌نوشتم و مرور می‌کردم. الان تصمیم دارم یک مجموعه چهارصد قسمتی به کارگردانی مسعود رشیدی برای تلویزیون کار کنم.

از اینکه با نقش منفی، محبوب شده بودید، ناراحت نبودید؟

در دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی‌رفسنجانی بنده میهمان مصاحبه‌ای بودم که عده‌ای از خبرنگاران خارجی آمده بودند و برایشان جالب بود که چطور یک نقش منفی بین مردم آنقدر محبوبیت دارد. ولی روزنامه‌های آن زمان خیلی از سریال «آینه عبرت» بد می‌نوشتند.

چرا «آینه عبرت 2» را نمی‌سازید؟ آیا قصه «آینه عبرت» برای جامعه امروز ما کشش دارد؟

سریال چهارصد قسمتی که می‌خواهم بسازم در اصل همان «آینه عبرت 2» است که باز هم موضوع آن درباره اعتیاد است. فکر می‌کنم مسئله اعتیاد هنوز موضوع مهمی‌است که مردم را می‌توان از آن آگاه کرد. خیلی از خانواده‌ها همچنان با مشکلات این چنینی روبرو هستند.

چه مشکلاتی در این چهارده سال برای شما پیش آمده است؟ چه ارگانی از شما حمایت کرد؟

در زندان خیلی به من فشار آمد. دو تا تصادف کردم. هیچ‌کس سراغی از من نگرفت. شرکت لیزینگی داشتم که کارش متوقف شد و خیلی بدهی برایم باقی ماند. بعد از زندان ده‌ها بار به خانه سینما رفتم، اما آنها نه تنها کمک مالی نکردند، بلکه حتی حاضر نشدند با اینکه من عضو خانه سینما هستم، من را بیمه کنند. سه بار سکته کردم ولی نتوانستم هزینه‌هایم را بدهم. شرایط سختی برای درمان داشتم. حتی الان برای ساخت فیلم مجبور هستم در شرایط سخت بدهی‌هایم را پرداخت کنم. زمانی یک فیلم را با پانصد هزار تومان می‌ساختیم، الان با

پانصد میلیون هم به سختی می‌توان فیلم ساخت و این از مشکلات موجود فیلمسازی است. همسرم در نبود من به تنهایی و سختی سه فرزند را بزرگ کرد، در حالی که هیچ‌کس حمایتی نکرد. همیشه می‌گفتم اگر بنیادی مثل فارابی، دولتی شود، اول بدبختی ما خواهد بود. من اگر 50 سال پیش هر شغلی را شروع می‌کردم، الان اوضاع بهتری داشتم، اما هنرمند شدم، چرا که عاشق کارم هستم. چرا باید بازیگرانی چون رضا رویگری حمایت نشوند؛ کسی که خاک سینما را خورده و برای این هنر زحمت کشیده است، حتی خواننده است، یا خانم فریماه فرجامی‌که مدتی به دلیل کسالت و بیماری در خانه به سر می‌برند در حالی که بازیگر توانمندی هستند.

چرا با تمام مشکلات سینما و تلویزیون را رها نکردید؟

چون عاشق فیلمسازی و بازیگری هستم. من فیلم‌هایی ساختم که توقیف شد، اما باز هم ساختم. در دوره معاونت آقای مسعود شاهی خیلی سنگ‌اندازی‌ شد. بنیاد فارابی فیلم‌های من را با قیمت پایین می‌خواست و این من را به مشکل انداخت. برای ساخت فیلم «دخترک کنار مرداب» خود بنیاد فارابی من را دعوت کرد. فیلم «هامون» هم وام ‌داشت که آقای مهرجویی می‌خواست خودش بردارد و من تاکید داشتم وام برای هزینه‌های فیلم است و به همین دلیل همکاری نکردم. همین‌طور فیلم «از بلور خون» که کارگردان به دلیل مشکلاتی برای اکران دیر رساند و آن فیلم آن‌طور که باید نفروخت.

چرا به لحاظ ساختار و مضمون فیلم‌ها با قبل فرق کرده با توجه به اینکه تجهیزات بهتری در اختیار است

ولی جذابیت قبل را ندارند؟

اول اینکه تهیه‌کنندگان و کارگردانان، پیشکسوتان و قدیمی‌ها را کنار گذاشتند و حمایت نکردند، دوم، قصه‌ها ضعیف شده و نمی‌دانم نویسندگان خوب کجا هستند. در گذشته سعید مطلبی و ایرج قادری بودند، قصه‌های خوب هم بود. فیلم‌ها و سریال‌ها بی‌محتوا شده و عشق و عاشقی مفهومش عوض شده است و به همین دلیل من به فکر افتادم خودم فیلم بسازم. سوم اینکه همه مشتاق‌اند از بازیگران جدید و چهره استفاده کنند. نکته بعد اینکه سریال‌های جدید خیلی تجملاتی شده‌اند.

اگر سریالی درباره مشکلات جامعه بسازید و عده‌ای بگویند که سیاه‌نمایی کرده‌اید، با این موضوع موافق هستید یا خیر؟

90درصد مردم در مشکلات مالی به سر می‌برند. وقتی از دفتر کارم برمی‌گردم در پیاده ‌رو خانمی‌با چادرنماز جوراب می‌فروشد، در صورتی که او آن موقع شب باید کنار خانواده‌اش باشد. این مشکلات واقعاً ناراحتم می‌کند. سینما و تلویزیون باید آینه مردم باشند ولی الان این‌طور نیست. سریالی مثل "آینه عبرت" بین مردم محبوبیت داشت، چون زندگی خود مردم بود. حتی بعد پخش سریال مردم تماس می‌گرفتند که بیایید فرزند یا همسر معتاد من را ببرید و مشاوره بدهید. یعنی یک سریال، روی افکار و زندگی مردم آن‌قدر تاثیرگذار بود. ولی سریال‌های الان همه زندگی‌ها مرفه، ماشین‌ها و لباس‌های عالی است و این از واقعیت زندگی مردم دور است. هنوز مردم وقتی من را می‌بینند می‌گویند "آتقی آینه عبرت". اگر دوباره هم این سریال پخش شود، مردم باز هم تماشا می‌کنند. الان شاید همین تجملات درصد طلاق را افزایش داده است. مفهوم سینما و تلویزیون عوض شده است. احساس می‌کنم در شرایط کنونی با شعور مردم بازی می‌شود و هنرمند هم کاری نمی‌تواند بکند، چرا که بحرانی است که باید بگذرد.


آفتاب یزد/حداد عادل پس از چند هفته بالاخره واکنش نشان داد


آیا واژه حرام لقمه را می‌توان شوخی قلمداد کرد؟

روز گذشته غلامعلی حداد عادل رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی در توضیح و پاسخ به سوال خبرنگاری، مبنی بر حواشی پیش آمده بعد از شرکت وی در برنامه خندوانه گفت: برنامه خندوانه یک برنامه طنز است و فضای شوخی در آن حاکم است. وی افزود: عده‌ای شوخی من راجع به شوخی با کلمات «کش‌لقمه» و «دراز لقمه» را جدی گرفتند و جوی در حواشی آن درست کردند و سر و صدا به پا کردند. آنها که این سر و صدا را درست کردند، یا شوخی را نمی‌شناسند، یا اینکه غرضی در دل دارند. رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی در ادامه گفت: در غیر این صورت هر شوخی را می‌توان از جای خود در آورد و یک منظور دیگر از آن برداشت کرد، کاملا محسوس بود که عده‌ای قصد و منظور خاصی داشتند و مایل نبودند بفهمند که با شوخی چطور باید برخورد کرد.

آفتاب یزد - یوسف خاکیان: ماجرای «کش لقمه» و «دراز لقمه» و به تعبیر بهتر «حرام لقمه» که رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی در توضیحات

روز گذشته خود ابدا به آن اشاره نکرده از آنجایی آغاز شد که رامبد جوان مجری

برنامه خندوانه که برنامه اش نزدیک به یک ماه است به پایان رسیده، تصمیم گرفت از غلامعلی حدادعادل به عنوان چهره ای فرهنگی و ادبی دعوت به عمل آورد که در این برنامه حضور یابد. ایشان هم به رسم ادب و احترام دعوت رامبد جوان را پذیرفته و در یکی از شب های گرم تابستان قدم رنجه کرده و به عنوان میهمان در آن برنامه حضور یافتند. شاید برجسته ترین ویژگی غلامعلی حداد عادل بیش از داشتن چهره ای سیاسی ،سابقه فرهنگی و ادبی وی بود که دست اندرکاران برنامه خندوانه را مجاب به دعوت ایشان کرد. چه آنکه خود رامبد جوان پیشترها و البته بعدترها به کرات اعلام کرد که خندوانه برنامه ای فرهنگی و نه سیاسی است. بر همگان واضح و مبرهن است که حضور یک چهره فرهنگی و ادبی آن هم از نوع رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی اش نشان از این موضوع

می‌دهد که انتظار اقشارمختلف مردم اعم از پیر و جوان و زن و مرد این است که وی در برنامه ای تلویزیونی که میلیون ها بیننده در سراسر کشور و حتی در سراسر جهان دارد زبان و ادب فارسی را به بهترین شکل و روش ممکن به بینندگان نشان داده و حتی فراتر از آن تلاش کند که حتی چهره ای از زبان و ادب فارسی را به نمایش بگذارد که

تا کنون یا به طور کلی مغفول مانده و یا توجه چندانی به آن نشده است. اما آنچه در شب میهمانی حدادعادل در برنامه خندوانه میلیون ها نفر به تماشایش نشستند چهره ای از زبان و ادب فارسی نبود چه آنکه ایشان در جایی از صحبت هایشان از واژه ای استفاده کردند که هیچ سنخیتی با زبان و ادب فارسی نداشت.

«حرام لقمه»

"حرام لقمه" واژه ای بود که دکتر غلامعلی حداد عادل در خصوص ابداع کننده واژه کش لقمه در ادبیاتش از آن استفاده کرد. ایشان در دفاع از عملکرد چندین ساله فرهنگستان زبان و ادب فارسی در خصوص چرایی ورود واژه «کش لقمه» به ادبیات فارسی اظهار داشت که این واژه به هیچ وجه از واژه های جایگزینی فرهنگستان نبوده و معلوم نیست کدام حرام لقمه ای برای اولین بار آن را ابداع و وارد ادبیات فارسی کرده است. البته دیری نپایید که متغیرمعادله مجهول ابداع کننده واژه «کش لقمه» لب به اعتراض گشود و بیان کرد که اوبوده که برای اولین باردر یکی از برنامه های

طنز سال های گذشته تلویزیون ازواژه «کش لقمه» استفاده کرده است. نام این متغیرعیان شده «رامین ناصرنصیر» بود.

رامین ناصر نصیر بازیگر تئاتر و تلویزیون ایران در نامه ای بلند بالا و البته اعتراض آمیز و تند دکتر حداد عادل را خطاب قرار داده و اعلام کرد که حرام لقمه مورد نظر حدادعادل ،او بوده است. او بوده است که واژه "کش لقمه" را برای اولین بار استفاده کرده است. ناصر نصیر اما یک سوال بزرگ را در نامه اش مطرح کرد که گویی هنوز بعد از گذشت نزدیک به یک ماه از پایان برنامه خندوانه رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی نتوانسته پاسخی برای آن بیابد. ناصر نصیر در نامه اش با طرح این پرسش که چطور ممکن است واژه ای که در یک برنامه استفاده شده ،

ورد زبان همه شود و حتی این شائبه را ایجاد کند که پدیدآورنده اش فرهنگستان است ،اما اینهمه واژه که توسط خود فرهنگستان زبان ابداع شده را کسی استفاده نمی‌کند. این پاسخ تامل برانگیز پایانی بود بر ماجرای «کش لقمه» و «درازلقمه » و به قول آقای حداد عادل «حرام لقمه».

روزها گذشت و خندوانه به پایان رسید وهیچکس پاسخ پرسش ناصرنصیر را نداد. ماجرا تقریبا که نه بلکه تحقیقا تمام شده بود که رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی رسما اعلام کرد که در باب استفاده از آن واژه غیر ادبی نه توهین کرده و نه ناسزا گفته است بلکه فقط و فقط شوخی کرده است. اما در باب این عمل رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی (بخوانید شوخی) چند نکته وجود دارد که در زیر به آنها اشاره می‌شود.

1- این همه مدت از پایان برنامه خندوانه که نه، بلکه از پایان برنامه ای که حدادعادل میهمانش بود می‌گذرد و تازه رئیس فرهنگستان هنر یادش افتاده که بگوید شوخی کردم.

2- آقای حداد عادل انگار فراموش کرده اند که شوخی را کسانی می‌کنند که میان آنها صمیمیتی وجود دارد نه اینکه امروز دو نفر تا به هم رسیدند بنای شوخی را با یکدیگر باز کنند.

3- اگر بر فرض محال بنا را بر وجود صمیمیتی میان رامین ناصرنصیر و غلامعلی حداد عادل بگذاریم این سوال پیش می‌آید که چرا باید این شوخی در جعبه جادویی در مقابل چشمان میلیون ها نفر رخ دهد و همگان شاهد و ناظرش باشند. حتی در تلویزیون های غربی نیز که فضای بازی دارند به نظر نمی‌رسد چنین الفاظی

رد و بدل شود.

4- رامین ناصرنصیر در کمتر از 48 ساعت پاسخ توهین (بخوانید شوخی) حداد عادل را داد اما ایشان پس از گذشت بیش از یک ماه تازه یادشان افتاده که بگوید آقای ناصرنصیر شوخی کردم.

5- واژه حرام لقمه در فرهنگ لغت اینگونه معنا شده است: «کسی که از لقمه ناپاک در سلب پدر و رحم مادر وجود یافته باشدبا چنین تعبیری پرسشی که می‌توان از آقای دکتر غلامعلی حدادعادل به عنوان رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی مطرح کرد این است: کجای معنای ادبی این واژه بو، مزه، رنگ یا حتی شکل شوخی می‌دهد؟ عادلانه قضاوت کنید.


ابتکار/با پایان تعطیلات عاشورا و آغاز فعالیت گروه‌های نمایشی؛