کد خبر: ۲۷۹۶۱
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

تقسيم‌كار سران فتنه در مواجهه با نظام

جوان آنلاين نوشت: اصلاح‌طلبان با تقسيم رهبري جريان اپوزيسيون داخلي به دو شاخه راديكال و معتدل در‌صدد نزديكي مجدد به نظام و بهره‌برداري از اين نزديكي خود هستند. بر اساس طراحي‌هاي صورت گرفته توسط اتاق فكر جريان اصلاحات، اين جريان با تقسيم رهبري اپوزيسيون به دو شاخه راديكال و معتدل فرصت مي‌يابد تا ضمن ادامه حركت‌هاي تند و راديكال خود، امكان رايزني براي كسب امتياز از نظام توسط شاخه معتدل خود را فراهم كند و در حقيقت تئوري معروف سعيد حجاريان را با عنوان فشار از پايين و چانه‌زني از بالا بار ديگر به مرحله اجرا دربياورد. در حقيقت اين تئوري دو پايه براي جريان اصلاحات درنظر مي‌گيرد، يكي پايه‌اي است كه در بطن جريانات اعتراضي و حركات تند خياباني قرار دارد و وظيفه آن آماده‌سازي نيروهاي مختلف براي ايجاد فشار به نظام از طريق شيوه‌هاي خياباني تند است. پايه ديگري كه براي اصلاحات در اين سناريو تعريف شده است، پايه در قدرت است؛ اين پايه تلاش مي‌كند تا جاي خود را در نهادهاي حقوقي مثل مجلس شوراي اسلامي، شوراي شهر، نهاد رياست‌جمهوري و مجلس‌خبرگان باز كند و از اين طريق خواسته‌هاي پايه نخست (اعتراضي) را در بدنه قدرت دنبال و سعي مي‌كند حركات آنها را حق‌طلبانه جلوه دهد و از طرف ديگر مانع اضمحلال آنها شود.

*بهره‌گيري از كل ظرفيت‌ها براي تحقق خواسته‌ها

اما چرا اعضاي اتاق فكر اصلاح‌طلبان به اين نتيجه رسيدند كه رهبري حركات خود را دو شاخه كنند؟
شايد بتوان پاسخ اين سؤال را در ماجراي اختلاف شديد رهبران اصلاح‌طلب بر سر موضوع رهبري جريان سبز دانست. با افول و ناتواني جنبش سبز در تحقق خواسته‌هاي از پيش تعيين شده اصلاحات، سيد محمد خاتمي وارد گود رهبري حركت شد. وي به‌عنوان يكي از بزرگان و بنيانگذاران اين جريان حاضر نبود كه اضمحلال حركتي را كه 8 سال براي آن زحمت كشيده و حال به مثابه فرزند وي بود را بپذيرد. اما در طرف مقابل موسوي و كروبي نيز مدعي حركت بودند؛ چراكه معتقد بودند آنها اين جريان را به راه انداخته و نام و آبروي خود را براي آن هزينه كرده‌اند. بنابراين اختلافات ميان خاتمي و موسوي و كروبي آغاز شد. اين ماجرا تا آنجا ادامه پيدا كرد كه سيد‌محمد خاتمي در ديدارهاي مختلف به انتقاد صريح از موسوي و كروبي پرداخت. اما سرانجام اتاق فكر اصلاحات كه در شرايط فعلي اختلاف را سمي مهلك براي اين جريان مي‌دانست با اتخاذ استراتژي جديد هر سه فرد را در رأس رهبري اين جريان نگه داشتند تا از كل ظرفيت‌هاي موجود براي تحقق خواسته‌هاي خود بهره‌مند شوند. بر اين اساس خاتمي كه هنوز چهره قابل قبول‌تري نسبت به سايرين به دليل مواضع خود در نزد نظام داشت، به عنوان رهبر جريان معتدل اصلاحات وظيفه حضور مجدد در بدنه نظام را دنبال خواهد كرد و موسوي و كروبي به عنوان رهبران اپوزيسيون راديكال، هدايت طيف تند اصلاحات را به عهده گرفتند.

*اعتراف به ا شتباه استراتژيك توسط اصلاح‌طلبان

اما در لابه‌لاي هياهوي رهبري بدنه اصلاحات كه موضوع آن در اتاق فكر اين جريان مورد بررسي قرار گرفت، نكات جالب‌تري نيز بيان شده است. كارشناسان اين جريان كه پس از عدم حضور و حمايت از سوي حاميان خود در چند برنامه متوالي به فكر آسيب‌شناسي عملكرد بدنه خود افتاده‌ به نتايج جالبي در اين خصوص رسيده‌اند. آنها پس از بررسي‌هاي مكرر به اين نتيجه رسيده‌اند كه اشتباه بزرگ و استراتژيك‌شان تقليل جنبش سبز به شبكه اجتماعي بود. اين اقدام در شرايطي صورت گرفته بود كه هدايت‌كنندگان حركت سبز به دليل ريزش شديد در پايگاه‌هاي اجتماعي خودشان مجبور به تقليل حركت جنبش به شبكه اجتماعي شدند تا بتوانند منسجم‌تر عمل كنند اما هرگز محاسبه نكرده بودند كه اين اقدام مي‌تواند قابليت‌هاي جنبشي را از آنها سلب كند. بنابراين اتاق فكر اصلاحات تصميم گرفت براي ارتقاي مجدد شبكه سبز به جنبش و همچنين احياي مجدد پايگاه‌هاي اجتماعي خود در نزد مردم، بدنه اجتماعي خود را فعال‌تر كند و براي هرفرد در اين بدنه نقشي را تعريف كند. چراكه از ديد آنها جنبش سبز قرار نبود جنبشي كور و شلوغ و بي‌هدف و هيجاني و سرگرم‌كننده باشد و تنها چند گزاره را دنبال كند. بنابراين با واگذاري نقش به اعضاي خود در حقيقت شروع به تدوين خواسته‌هاي حركت و همچنين كاستن از شكاف‌هاي موجود در بدنه كردند.

*ائتلاف با جنبنده‌ها

اما به‌راستي راهكار حل مشكل پايگاه اجتماعي چيست؟ اين سؤالي بود كه اتاق فكر اصلاح‌طلبان بسيار به‌دنبال آن گشت و به دستاورد جالبي نيز رسيد. بر اساس اين دستاورد كه جزو لايه‌هاي پنهان حركت قرار خواهد گرفت، دستور ائتلاف جريان با گروه‌هاي مختلف صادر شد تا جريان به عنوان حركتي متكثر معرفي شود. گروه‌هايي كه در آن از گرايش‌هاي ليبرالي تا گرايش‌هاي ماركسيستي حضور دارند. روند اين ماجرا در اخبار و بحث‌هاي مختلفي كه از سوي رسانه‌هاي اصلاح‌طلبان و جريان سبز منتشر و در آن درباره شموليت جنبش سبز بحث مي‌شود، قابل رد‌گيري است و البته تلاش براي فعال كردن سنديكاهاي كارگري و گروه‌هاي دانشجويي نيز جزئي از اين ماجراست.

*اصلاحات به دنبال ايجاد اپوزيسيون مؤثر

اما با بررسي اين روند شكل گرفته توسط اصلاح‌طلبان به اين نكته خواهيم رسيد كه هدف نهايي آنها براي تقسيم رهبري و احياي پايگاه‌هاي اجتماعي خود، رسيدن به انسجام درباره ايجاد يك اپوزيسيون موثر است. اپوزيسيوني كه بتواند با نظام وزن‌كشي كند و براي تحقق خواسته‌هاي خود مسئولان نظام را به پاي ميز مذاكره بكشاند، يا به قول خودشان يك غده سرطاني براي نظام ايجاد كنند. غده‌اي كه به خاطر درد زياد نظام را براي درمان به واكنش وادارد. آنها براي تشكيل اين اپوزيسيون معتقدند كه نبايد توان خود را براي اصلاح نظام به كار برد، بلكه بايد بذر اصلاح را در بين مردم پراكند. اين استراتژي تلاش مي‌كند تا با كاستن از هيجانات عمومي درباره حركات خياباني و پايين آوردن سطح خواسته‌هاي حركت، جامعه را براي تبديل شدن به يك اپوزيسيون موثر كه بتوانند خواسته‌هاي خود را از حاكميت بخواهند، آماده كنند. در اين بين احزاب اصلاح‌طلب نيز به عنوان صافكار ايفاي نقش خواهند كرد و اختلافات موجود بين اصلاح‌طلبان را براي ايجاد اين اپوزيسيون مرتفع خواهند كرد.
حال بايد منتظر ماند و ديد كه آيا اين تغيير تاكتيك و شاخه‌بندي حركت توسط اصلاح‌طلبان و همچنين تلاش‌هاي مختلف براي تحقق مجدد پايگاه‌هاي اجتماعي خودشان مي‌تواند مثمر ثمر بوده و آرزوي ايجاد يك اپوزيسيون موثر كه فونداسيون اوليه آن از نخستين روزهاي تولد اصلاحات در جامعه سياسي ايران ريخته شده است، محقق شود؟

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین