کد خبر: ۲۶۰۳۰
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

سران ارشد آمريكا پشت پرده جنايات گوانتانامو هستند

يك روزنامه‌نگار فرانسوي نوشت: امكان تعطيلي گوانتانامو بدون آشكار نمودن حوادثي كه در آن روي داده وجود ندارد و اين مسئله آنجا حساس‌تر مي‌شود كه بدانيم سران ارشد آمريكايي نظير رايس، پاول، رامسفلد، تنت، چني و اشكرافت پشت پرده جنايات رخ داده در اين زندان قرار دارند.
به گزارش فارس پايگاه اينترنتي " ولترنت " با انتشار مقاله‌اي به قلم "تيري ميسان " روزنامه‌نگار و محقق فرانسوي نوشت: تصور مي‌كنيد كه رسانه‌ها شما را در مورد آنچه كه در گوانتانامو روي داده است مطلع نموده‌اند و مشاهده اين واقعيت كه اوباما رئيس جمهور آمريكا موفق به تعطيل كردن اين مركز شكنجه‌گري نمي‌شود برايتان مايه تعجب و شگفتي است. شما در مورد حقايق پنهان گوانتانامو دچار خطار شده‌ايد. شما از هدف غايي ايجاد اين زندان و علتي كه وجود آنرا براي دولت فعلي آمريكا به امري اجتناب ناپذير تبديل كرده است بي‌اطلاعيد. من توجه شما را به اين مطلب جلب مي‌كنم كه اگر كماكان آرزو داريد تصور نماييد كه ارزش‌هاي مشتركي ميان ما و دولت آمريكا وجود دارد و با اين استدلال ما بايد در ائتلاف با اين دولت قرار گيريم پس لطفاً از خواندن اين مقاله صرفنظر نماييد.
در بخش اول اين مقاله ميسان به تشريح تلاش‌هاي دولت آمريكا براي توجيه لزوم شكنجه متهمان عليه امنيت آمريكا پرداخت و با توضيح برخي روش‌هاي شكنجه در ادامه به بيان استفاده از آزمايش‌هاي روانشناسي براي نتيجه‌گيري بهتر از شكنجه توسط نظاميان آمريكايي مي‌پردازد.

* استفاده از آزمايش‌هاي پروفسور بيدرمان در شكنجه‌هاي آمريكايي

پروفسور "آلبرت بيدرمان " روان‌شناس نيروي دريايي آمريكا از منظري كاملاً متفاوت با آنچه كه ذكر شد به مسئله مي‌نگرد. او در چارچوب فعاليت‌هاي موسسه همكاري "رند " Rand Corporation به مطالعه شرطي كردن رفتار اسراي جنگي آمريكايي در كره شمالي اقدام نمود. چيني‌ها قبل از دوران "مائو تسه تونگ " و انقلاب كمونيستي در اين كشور شيوه‌هايي تخصصي را براي درهم شكستن اراده فرد زنداني و القاء اعترافات در ذهن او بكار مي‌بردند. بيدرمان در طول جنگ كره از شيوه‌هاي چيني استفاده نمود و در اين مسير نتايجي چند را كسب نمود. اسراي جنگي آمريكايي به بيان اعترافات قلبي خود در مقابل مطبوعات در مورد جناياتي مي‌پرداختند كه گمان مي‌رود آنها را اصلاً مرتكب نشده بودند.
بيدرمان در تاريخ 19 ژوئن سال 1956 در جلسه استماع سناي آمريكا به ارائه گزارشي در مورد اولين مشاهدات خود پرداخت و يك سال بعد، اين كار در آكادمي پزشكي نيويورك تكرار شد. او وجود پنج مرحله را براي شستشوي مغزي لازم تشخيص داده بود:
1- در مرحله اول فرد زنداني از همكاري با بازجويان امتناع مي‌كند و خود را در دنياي سكوتش محبوس مي‌نمايد.
2- بازجويان با وارد كردن تركيبي از اعمال فشار و خشونت و نشان دادن مهرباني و عطوفت مي‌توانند فرد مورد نظر را وارد مرحله دوم كنند. فرد در اين مرحله از خود در مقابل اتهاماتي كه بر او وارد مي‌كنند، دفاع مي‌نمايد.
3- در مرحله سوم فرد زنداني همكاري با بازجويان را آغاز مي‌نمايد اما او همچنان داد بي‌گناهي سر مي‌دهد اما سعي آن دارد تا با اعتراف به اين مسئله كه شايد مرتكب خطا شده باشد و اينكه اين خطا شايد به طور غير عمد، از روي حادثه و اتفاقي و يا از روي بي‌توجهي صورت گرفته باشد، بازجويان خود را اقناع نمايد.
4- فرد زنداني در مرحله گذر از مرحله چهارم خود را عملاً موجودي فاقد ارزش مي‌يابد. او همچنان بر انكار اتهامات وارده اصرار مي‌ورزد ولي به وجود طبيعتي جنايتكار در خود اعتراف مي‌نمايد.
5- فرد زنداني در مرحله پنجم مي‌پذيرد كه براستي عامل وقوع جناياتي بوده است كه بازجويان او را بخاطر ارتكاب به آن نكوهش مي‌كنند.
بيدرمان همچنين به بررسي و مطالعه تكنيك‌هاي مورد استفاده شكنجه‌گران چيني براي دستكاري در افكار و اذهان زندانيان مي‌پردازد كه از ميان آنها مي‌توان به تكنيك‌هايي مانند به انزوا كشاندن فرد در يك محيط تك قطبي از دريافت‌هاي حسي، ايجاد خستگي، تهديدها، ناز و نوازش و مورد تفقد قرار دادن، قدرت‌نمايي زندانبانان، پايين بردن تدريجي كيفيت زندگي فرد، ايجاد موانع و محدوديت‌ها اشاره كرد. اعمال خشونت فيزيكي در درجه دوم اهميت قرار دارد. خشونت رواني در تمام ابعاد آن و به شكلي دائمي و مستمر بر فرد وارد مي‌شود.
مطالعات بيدرمان در مورد عمل شستشوي مغزي در حد يك عمل اسطوره‌اي و افسانه‌اي معرفي شد. نظاميان آمريكايي از آن بيم داشتند كه مبادا دشمن، نظاميان تحت امرشان را دچار استحاله فكري نمايد و با ايجاد رفتاري شرطي در ذهن‌شان آنها را وادار به گفتن مطالب مورد نظر آنها نمايد و يا از آنان براي انجام هرگونه كاري استفاده نمايد. نظاميان آمريكايي برنامه تمريناتي را براي خلبانان هواپيماهاي شكاري خود طرح‌ريزي نمودند تا آنان در مقابل اينگونه شكنجه‌ها مقاوم باشند و در صورت به اسارت درآمدن، دشمن قادر به استحاله فكري آنان نباشد. اين دوره آموزشي و تربيتي با نام SERE كه حروف اختصاري زنده ماندن، متواري شدن، مقاومت كردن و گريختن است، شناخته شده است. اگر چه اين دوره تربيتي در ابتداي امر در مدرسه آمريكايي ارائه مي‌شد اما امروزه در مورد ساير رسته‌هاي نظامي و در پايگاه‌هاي نظامي متعددي آموزش داده مي‌شود. علاوه بر اين چنين دوره‌هايي يا دوره‌هايي شبيه به اين در ارتش هر يك از كشورهاي عضو ناتو نهادينه شده است.

* القاء اعتراف به زندانيان گوانتانامو براي توجيه دخالت افغانستان در حملات 11 سپتامبر

دولت بوش بعد از تهاجم و اشغال افغانستان تصميم گرفت تا از تكنيك‌هاي فوق الاشاره براي القاء اعترافات در ذهن زندانيان استفاده نمايد و به نظر مي‌رسد انجام اين كار بنابر تجربه، دست داشتن افغانستان در حملات 11 سپتامبر را توجيه نمايد و به روايت دولت آمريكا از اين حوادث اعتبار بخشد.
تجهيزات و تاسيسات جديدي در پايگاه نيروي دريايي در جزيره گوانتانامو نصب و راه‌اندازي شد. يك روان‌شناس غير نظامي به نام پروفسور "مارتين سليگمان " Martin Seligman به تكميل تئوري آلبرت بيدرمان پرداخت. پروفسور سليگمان شخصيتي شناخته شده براي مردم آمريكاست. او بخصوص پيش از اين رئيس انجمن روان‌شناسي آمريكا بوده است. سليگمان نشان داد كه محدوديتي در تئوري واكنش‌هاي شرطي "ايوان پاولوف " وجود دارد. در اين تئوري يك سگ را درون قفسي قرار مي‌دهند كه زمين كف آن به دو قسمت تقسيم شده است. در آزمايش روي اين سگ در يك قسمت از آن زمين به طور تصادفي جريان الكتريسته را وارد مي‌كنند. حيوان از قسمت تحت جريان الكتريكي به قسمت ديگري مي‌جهد تا از جان خود حفاظت نمايد (تا اين جاي كار مسئله حيرت‌انگيزي وجود ندارد). سپس اين كار با سرعت بيشتري انجام مي‌شود و گاهي جريان الكتريسته در تمام قفس جريان مي‌يابد. حيوان متوجه مي‌شود كه نمي‌تواند از اين فضا بگريزد و تلاشش براي فرار از قفس بيهوده است. او مدت زمان اندكي بعد از اين تجربه از فرار صرفنظر مي‌كند و بر روي كف زمين دراز مي‌كشد و در اينجاست كه او وارد مرحله دوم مي‌شود. ورود به اين مرحله به او اين امكان را مي‌دهد تا به شكلي منفعلانه رنج و درد وارده را تحمل نمايد. آنگاه در قفس باز مي‌شود و نكته حيرت‌آور آن است كه حيوان از آنجا فرار نمي‌كند. در حالتي كه اكنون حيوان در آن قرار گرفته است ديگر در موقعيتي نيست كه مخالفتي از خود نشان دهد. او همچنان در كف قفس درازكش مي‌افتد تا آن رنج را تحمل نمايد.
نيروي دريايي آمريكا گروهي از پزشكان را براي وارد كردن شوك‌هاي رواني به زندانيان تشكيل داد و بخصوص پروفسور سليگمان را نيز به گوانتانامو آورد. اين روان‌شناس بويژه به خاطر مطالعاتش در مورد افسردگي‌هايي با منشاء عصبي يك چهره شناخته شده است. كتاب‌هاي او در مورد خوش‌بيني و اعتماد به نفس از پرفروش‌ترين كتاب‌ها در عرصه جهاني به شمار مي‌روند.
او بر روند انجام آزمايش‌هايي بر روي زندانياني كه از آنها همانند خوكچه‌هاي هندي در آزمايش‌هاي علمي استفاده مي‌شود، نظارت نمود. برخي از زندانيان تحت فشار شكنجه‌هاي وحشتناكي قرار گرفته و در نهايت به شكلي خود خواسته در اين حالت رواني قرار گرفته‌اند كه امكان تحمل اين درد و رنج‌ها را به آنان مي‌دهد اما قرار گرفتن در اين حالت آنها را از داشتن هر گونه ظرفيتي براي مقاومت در برابر شكنجه محروم مي‌نمايد. شكنجه‌گران با دستكاري در ساختار ذهني زندانيان آنها را سريعاً به مرحله سوم از روند موجود در تئوري بيدرمان مي‌برند.
شكنجه‌گران آمريكايي تحت نظر و راهنمايي پروفسور سليگمان در انجام فعاليت خود همواره به مطالعات بيدرمان مراجعه و تكيه مي‌كنند ولي با اين حال هر يك از تكنيك‌هاي موجود براي شكستن مقاومت دروني را تجربه و آنرا به شكلي بهينه شده دوباره به‌كار مي‌گيرند.
براي نيل به اين هدف يك برنامه علمي تدارك ديده شده است كه پايه و اساس علمي آن در فعاليت‌هاي هورموني فرد تحت شكنجه مي‌باشد. يك لابراتور پزشكي در گوانتانامو استقرار يافته است. در فواصل زماني منظمي مقداري از بذاق دهان و خون اين زندانيان و يا به عبارت بهتر همان خوكچه‌هاي هندي آزمايشگاه برداشت مي‌شود تا عكس‌العمل‌هاي آنان مورد ارزيابي و بررسي قرار گيرند.
شكنجه‌گران آمريكايي به شكنجه‌هاي خود اشكال پيشرفته‌تري داده‌اند. به عنوان مثال در برنامه SERE واكنش‌هاي حسي فرد تحت شكنجه صورتي تك قطبي به خود مي‌گيرند و در اين كار شكنجه‌گران مانع از خوابيدن فرد زنداني مي‌شوند و براي اين كار موزيكي استرس‌زا نواخته مي‌شود. آنان با پخش كردن صداي نوزاداني كه هيچگاه تسكين نمي‌يابند (براي زندانياني كه روزهاي اول اقامت در زندان را مي‌گذرانند) نتايجي بسيار فراتر از حد انتظارشان را كسب نمودند. كار ديگري كه شكنجه‌گران مي‌كنند مربوط به نشان دادن قدرت بسيار زياد زندانبانان به افراد زنداني است و به عنوان مثال آنان براي زندانيان سيگار مي‌آورند. مسئولين زندان گوانتانامو نيروي واكنش سريع را در آنجا بوجود آورده‌اند. اين گروه وظيفه مجازات و تنبيه زندانيان را بر عهده دارند. اين گروه هنگامي كه وارد عمل مي‌شود لباس‌هايي شبيه به لباس‌هاي محافظ مسابقات روبوكاپ را به تن مي‌كنند.

* رايس، پاول، رامسفلد، تنت، چني و اشكرافت مسئول نظارت بر شكنجه‌هاي آمريكا

آنها فرد زنداني را از قفس خارج مي‌كنند و او را در اتاقي قرار مي‌دهند كه ديوارهاي آن از جنس نرمي پوشيده شده و بر روي اين لايه از جنس نرم روكشي چوبي قرار گرفته است. آنها اين زندانيان (خوكچه‌هاي هندي) را به طرف ديوارها پرت مي‌كنند تا جمجمه او را بشكنند اما وجود آن لايه چوبي تا حدي فشار ضربه وارده را خنثي مي‌كند به نحوي كه به فرد تنها احساس گيجي و منگي دست مي‌دهد اما استخوان‌هاي او را خرد نمي‌كند. پيشرفت اصلي در شكنجه‌ها در برنامه شكنجه حوض آب تحقق يافته است. در دوران تفتيش عقايد كليسا سر فرد زنداني را درون حوض آبي فرو مي‌بردند و قبل از آنكه او در اثر خفگي بميرد آن را از آب بيرون مي‌آوردند اما اين شيوه ديگر شكلي ابتدايي براي اعمال شكنجه به خود گرفته است و از سوي ديگر موارد و حوادث ناگوار بسياري در آن روي مي‌دهد. از آن پس ديگري فرد زنداني درون حوض پر از آب غوطه‌ور نمي‌شود بلكه او را درون حوضي خالي از آب مي‌بندند تا با ريختن آب بر روي صورت او و امكان تنظيم فوري جريان آب او را در آب غرق كنند. در اين شيوه حوادث ناگوار در موارد بسيار نادرتري نسبت به شيوه ابتدايي دوران انگيزاسيون روي مي‌دهد.
چارچوب و دستورالعمل براي هر يك از جلسات شكنجه تعيين مي‌شود. براي آنكه حد تحمل پذيري آن براي فرد معين گردد دستياران فرد شكنجه‌گر مقدار آب مورد استفاده، زمان ايجاد حالت خفگي و مدت آن را اندازه‌گيري مي‌كنند. هنگامي كه به فرد احساس خفگي دست مي‌دهد دستياران استفراغ زنداني را جمع‌آوري و آنرا مورد آناليز قرار مي‌دهند تا برآوردي از انرژي مصرف شده توسط فرد و ضعف و بي‌حالي بعد از استفراغ كردن به‌عمل آورند.
بدين ترتيب مدير وابسته به سازمان سيا در گوانتانامو مقابل كميسيون پارلمان قرار مي‌گيرد و فعاليت‌هاي صورت گرفته در گوانتانامو را در يك جمله خلاصه مي‌كند "به استثناي استفاده از آب در شكنجه، شكنجه‌هاي گوانتانامو هيچ شباهتي با شكنجه‌هاي دوران تفتيش عقايد ندارند. "
آزمايش‌هاي پزشكان آمريكايي برخلاف آزمايش‌هاي دكتر "ژوزف منجل " Josef Mengele در آشويتز به شكلي مخفيانه و سري هدايت نشده‌اند بلكه تحت كنترل مستقيم و انحصاري كاخ سفيد انجام يافته‌اند.
نتايج تمام آزمايش‌ها در قالب گزارش‌هايي به اطلاع يك گروه 6 نفره تصميم گيرنده متشكل از ديك چني، كاندوليزا رايس، دونالد رامسفلد، كالين پاول، جان اشكرافت و جورج تنت مي‌رسيد و البته جورج تنت خود در اظهاراتش اعتراف نموده است كه در قريب به 10 جلسه اعمال شكنجه حضور داشته است. با اين حال نتايج حاصل از اين شكنجه‌ها مايوس كننده بوده‌اند. اعترافات القايي تنها در موارد نادري در ذهن زندانيان وارد و ضبط شده است. القاء كردن اعترافات مورد نظر در ذهن زنداني در چند مورد ممكن شده است اما حالت روحي آن زندانيان شكلي بي‌ثبات داشته است به نحوي كه امكان بازگويي آن اعترافات در مقابل زندانيان ديگري وجود ندارد.
شاخص‌ترين مورد ناكامي مربوط به ماجراي فردي با نام مستعار خليل شيخ محمد است. اين فرد كويتي در پاكستان دستگير شده است. اتهام او داشتن تفكرات اسلام گرايانه است و البته فرد بازداشت شده همان شيخ محمد واقعي نيست. فرد دستگير شده در عمل پس از تحمل شكنجه طولاني مدت (خصوصاً 186 بار شكنجه غرق مصنوعي آن هم تنها در طي ماه مارس 2003) اعتراف نمود كه او خليل شيخ محمد است و خود را به خاطر شركت در 31 عمليات انتحاري در تمام نقاط دنيا از جمله انفجار مركز تجارت جهاني در سال 1993 و انهدام يك مركز رقص شبانه در جزيره بالي با استفاده از بمب و سر بريدن "دانيل پرل " روزنامه‌نگار آمريكايي و در نهايت مشاركت در حملات انتحاري 11 سپتامبر متهم نمود. شيخ محمد قلابي اعترافات ذكر شده را در برابر يك كميسيون نظامي نيز دوباره تكرار نمود اما امكان اين كار براي وكلا و قضات دادگاه نظامي فراهم نشد تا او را در مقابل رسانه‌هاي عمومي مورد سوال قرار دهند زيرا بيم آن را داشتند كه فرد مذكور در محيطي خارج از قفس خود اعترافاتي را كه پيش از اين كرده است، پس گيرد.
نيروي دريايي آمريكا براي پنهان نمودن فعاليت‌هاي مخفيانه صورت گرفته توسط پزشكان در گوانتانامو مسافرت‌هايي مطبوعاتي را براي روزنامه‌نگاران علاقه‌مند به اين مسئله ترتيب داد. بدين ترتيب مقاله‌نويس فرانسوي "برنارد هانري لوي " Bernard-Henry Lévy با بازديد از آنچه كه مقامات آمريكايي ميل داشتند تا او آن را ببيند (نه آنچه كه واقعاً بايد مورد بازديد قرار مي‌گرفت) داوطلبانه در نقش شاهدي براي تاييد گفته‌هاي مقامات آمريكايي وارد عمل شد. اين فرانسوي در كتابي با نام American vertigo اطمينان داد كه زندان گوانتانامو هيچ تفاوتي با ساير مراكز تاديبي و زندان‌هاي ايالات متحده آمريكا ندارد و ترجيحاً بايد گفت كه شهادت برخي از افراد در مورد شكنجه‌هايي كه در مورد زندانيان گوانتانامو به‌عمل آمده است، همراه با اغراق گويي بوده است.

* زندان‌هايي معلق بر آب و خارج از هر دايره حقوقي

به طور قطع دولت بوش چنين ارزيابي نموده بود كه تنها تعداد بسيار بسيار معدودي از زندانيان قابليت آن را دارند كه پذيراي عكس‌العمل شرطي باشند آن هم تا آن حد كه خود باور نمايند كه مرتكب حملات انتحاري در 11 سپتامبر بوده‌اند. نتيجه‌گيري دولت بوش اين بود كه بايد شكنجه‌هاي مورد نظر در مورد تعداد بسيار زيادي از زندانيان اعمال شود تا در نهايت از ميان آنها كساني كه بيش از سايرين مستعد پذيرش القائات فكري و رفتارهاي شرطي مي‌باشند، انتخاب شوند.
اما با توجه به بحث و مشاجرات سياسي و مخالفت‌هايي كه حول محور گوانتانامو وجود دارد و براي آنكه اعمال شكنجه‌ها قابل پيگيري در دادگاه نباشد نيروي دريايي زندان‌هاي مخفي ديگري را در دريا بوجود آورد و اين زندان‌ها خارج از قدرت هر دادگاه يعني در منطقه آب‌هاي بين‌المللي قرار گرفتند.
17 فروند كشتي با كف صاف همانند قايق‌هايي كه براي جابجايي و پياده كردن نيروهاي نظامي مورد استفاده قرار مي‌گيرد به صورت زندان‌هاي شناور بر روي آب در آمدند و در آنها قفس‌هايي همانند قفس‌هاي مورد استفاده در گوانتانامو تعبيه شد. انجمن انگليسي Reprieve سه قايق را در ميان آنها شناسايي نموده است.

* امكان تعطيلي گوانتانامو بدون اعتراف به آنچه در آن رخ داده امكان ندارد

اگر افراد دستگير شده در مناطق درگيري و يا افراد ربوده شده در تمام نقاط دنيا را كه در طي 8 سال گذشته به اين زندان‌ها انتقال داده شده‌اند جمع بزنيم تعداد آنها به 80 هزار نفر مي‌رسد. اين افراد به درون اين سيستم انتقال يافته‌اند و حداقل هزار نفر از آنها ممكن است به مراحل نهايي در روند بيدرمان رسانده شده باشند. از آن زمان تاكنون مسئله دولت اوباما در اين مطلب خلاصه مي‌شود: امكان تعطيل نمودن زندان گوانتانامو بدون آشكار نمودن حوادثي كه در آن روي داده است وجود ندارد و امكان اعتراف به حوادث روي داده در آن بدون پذيرش اين حقيقت كه تمام اعترافات گرفته شده در اين زندان دروغين و بدون رعايت هيچ‌گونه مقررات و نظام‌هاي اخلاقي و تحت شكنجه در ذهن زندانيان القاء شده‌اند ممكن نخواهد بود و چنين پذيرشي به معناي پذيرش تمام نتايج سياسي اين اعترافات خواهد بود.
پس از پايان جنگ جهاني دوم در مورد 12 پرونده در دادگاه نظامي نورمبرگ حكم صادر شد. يك پرونده به بررسي جنايات 23 پزشك نازي اختصاص يافت. در اين پرونده 7 نفر تبرئه شدند، 9 نفر به مجازات حبس و 7 نفر نيز به مرگ محكوم شدند. از آن زمان به بعد قانون اخلاقي ساز و كار فعاليت پزشكان در سطح بين‌المللي را تعيين مي‌نمايد. اين قانون صراحتاً آنچه را كه پزشكان آمريكايي در گوانتانامو و در ساير زندان‌هاي مخفي انجام داده‌اند ممنوع اعلام مي‌نمايد.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین