فرماندهی لباس کهنه!
شب که میشود حوصلهها مانند سایه ماه کوتاه است و کمرنگ. داستانک، قلقلکی کوتاه برای فکر و روحمان است تا در ساعات پایانی شب، لحظات کوتاه امروز را با خواندن جملاتی کوتاه بهتر و بیشتر قدر بدانیم.
گروه فرهنگی، شب که میشود حوصلهها مانند سایه ماه کوتاه است و کمرنگ. داستانک، قلقلکی کوتاه برای فکر و روحمان است تا در ساعات پایانی شب، لحظات کوتاه امروز را با خواندن جملاتی کوتاه بهتر و بیشتر قدر بدانیم.
به گزارش بولتن نیوز، فرماندهی بود که همیشه لباس کهنه می پوشید. کسی به او گفت: تو فرماندهی، این لباس برازنده تو نیست. لباس باارزش تری اختیار کن. گفت: با کدام پول؟ گفت: این همه پول و سکه در اختیار توست. گفت: این ها متعلق به من نیست بلکه متعلق به لشکر است و برای دفع دشمن باید خرج شود نه برای پوشاک من.
به گزارش بولتن نیوز، فرماندهی بود که همیشه لباس کهنه می پوشید. کسی به او گفت: تو فرماندهی، این لباس برازنده تو نیست. لباس باارزش تری اختیار کن. گفت: با کدام پول؟ گفت: این همه پول و سکه در اختیار توست. گفت: این ها متعلق به من نیست بلکه متعلق به لشکر است و برای دفع دشمن باید خرج شود نه برای پوشاک من.
خز این پر از بهر لشکر بود
نه از بهر آذین و زیور بود
«بوستان سعدی»نه از بهر آذین و زیور بود
منبع: باشگاه خبرنگاران جوان
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


