کد خبر: ۲۱۴۷۴۲
تعداد نظرات: ۷ نظر
تاریخ انتشار: ۰۵ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۸:۱۱
گفت و گوی صمیمانه با خوش نویس خیابان انقلاب
شاید آن‌هایی که هر روز فاصله بین ابوریحان و فلسطین را در خیابان انقلاب طی می‌کنند، با «پرویز» آشنا باشند. این خوشنویس خیابانی را وقتی ملاقات کردیم که تنها و با قدی خمیده دهه هفتم زندگی‌اش را با پهن کردن بساط وسایل خوشنویسی در گوشه‌ای از این شهر شلوغ می‌گذراند.
مردی که از دنیا و آدم‌هایش بُرید
گروه هنرهای تجسمی، شاید آن‌هایی که هر روز فاصله بین ابوریحان و فلسطین را در خیابان انقلاب طی می‌کنند، با «پرویز» آشنا باشند. این خوشنویس خیابانی را وقتی ملاقات کردیم که تنها و با قدی خمیده دهه هفتم زندگی‌اش را با پهن کردن بساط وسایل خوشنویسی در گوشه‌ای از این شهر شلوغ می‌گذراند.

به گزارش بولتن نیوز
، در یک بعدازظهر گرم تابستانی پای حرف‌ها و درد دل‌های او نشست.

خودتان را معرفی کنید.


اسمم پرویز است، 62 سال دارم و اهل سوادکوه هستم.

از علاقه‌تان به هنر بگویید.


از کودکی به هنر علاقه داشتم. وقتی سنم کم بود، همیشه دوست داشتم کارهایی بکنم که اطرافیانم مرا تحسین کنند. همین هم باعث شد وضعیتی به وجود بیاید که بعضی‌ها به من حسادت کنند و سنگ جلوی پایم بیندازند.

از همان ابتدا خوشنویسی را انتخاب کردید؟

مردی که از دنیا و آدم‌هایش بُرید

«خوش نویس خیابان انقلاب»

این  عکاس و مستندساز مهمترین نکته در اعزام به مناطق بحرانی و جنگی خاورمیانه را داشتن راهنما و فرد آشنا به آن مناطق عنوان کرد و یادآور شد: ما با کارتی که از «موسسه میثاق» در اختیار داشتیم وارد سوریه شدیم و آن جا کارت دیگری را به عنوان مجوز به ما دادند که می‌توانستیم با استفاده از آن در سوریه تردد کنیم.
 
شغل اصلی‌تان همین بود؟

خوش نژاد که چندی پیش همراه با کاروان صلح سوریه به کشورهای مختلف سفر کرده است، گفت: حاصل این سفر ساخت یک فیلم مستند با عنوان «زائران صلح» به کارگردانی آقای اسلام‌زاده است که بر مبنای سه شخصیت محوری از جمله «مادر اگنس»، «محمدرضا زائری» و برنده جایزه نوبل در این کاروان ساخته شده است.

وی افزود: تا حدود یک ماه دیگر تدوین این فیلم مستند انجام خواهد شد و تا پایان تابستان به اتمام خواهد رسید

تا مدتی بله، ولی از 15 سالگی به صنایع نساجی مازندران رفتم و استخدام شدم. با اینکه دانشگاه نرفتم، اما به خاطر کار خوبم در نساجی از مدیرعامل فرانسوی آنجا مدرک گرفتم. شناخت و تجربه‌ای که من با 17 سال سن در نساجی داشتم، بالادستی‌هایم با مدرک دکترا نداشتند.


تا کی در نساجی مشغول بودید؟

مردی که از دنیا و آدم‌هایش بُرید

«خوش نویس خیابان انقلاب»

قبل از انقلاب به خاطر شلوغ‌کاری‌ام در نساجی به خاطر دفاع از حقوق کارگر، بیرونم کردند و ساواک هم دنبالم بود. بعد از انقلاب دوباره دعوتم کردند و رفتم مشغول به کار شدم تا اینکه سال 61 به خاطر یک گزارش دروغ مرا از نساجی اخراج کردند.

بعد چه کار کردید؟

خیلی هضمش برایم سنگین بود که قبول کنم یک مسؤول کارگزینی به دلیل تبانی و گزارش غلط مرا از کار بیکار کند. بعد از بیرون آمدن از نساجی فروشندگی کردم و بیمه‌ام را به حدی رساندم که بازنشسته بشوم، اما آن‌قدر از خودم و سرنوشتم متنفر بودم که دنبال کارهای بازنشستگی‌ام نرفتم.

چند سال است اینجایید؟

از زمان اخراج شدنم تا امروز شغل‌های زیادی داشتم. از فروشندگی و دوره‌گردی تا دست‌فروشی؛ تا اینکه بساط فروش وسایل خوشنویسی را در همین گوشه از خیابان انقلاب پهن کردم و دو سال است که هر روز همین جا هستم.


پلیس یا شهرداری در این مدت سراغتان نیامده‌اند؟

مردی که از دنیا و آدم‌هایش بُرید

«خوش نویس خیابان انقلاب»

شهرداری در این مدت خیلی اذیتم کرد. یک بار آمدند و 120 تابلوی خوشنویسی‌ام را جمع کردند و بردند. هر کدام از آن‌ها را می‌توانستم بین 10 تا 15 هزار تومان بفروشم. هر جا رفتم و به هر کسی که شکایت کردم فایده‌ای نداشت و نتوانستم تابلوهایم را پس بگیرم. یک بار هم همه وسایلم را که سه میلیون تومان قیمت داشت، یک جا دزدیدند. آن وسایل را که بیشتر مرکب، قلم و کتاب‌های آموزشی بودند، به سختی برای خودم دست و پا کرده بودم.

تنها زندگی می‌کنید؟ خانواده‌تان کجا هستند؟

همان اوایل جنگ به جبهه رفتم و موج انفجار مرا گرفت. وقتی برگشتم حال خوبی نداشتم و دارو مصرف می‌کردم. خیلی توی گوش زنم خواندند که این آدم دیوانه شده و آدم قبلی نمی‌شود. او هم طلاق گرفت و با دخترهایم، «سمیه» و «سیما»، رفت سوئد و من تنها ماندم.

دیگر دخترهایتان را ندیدید؟

مردی که از دنیا و آدم‌هایش بُرید

«خوش نویس خیابان انقلاب»

بعد از رفتن آن‌ها بود که از دنیا و آدم‌هایش بریدم. (گریه می‌کند) حتی بارها به فکر خودکشی افتادم. دوست نداشتم کسی آدرسم را داشته باشد و بداند کجایم. از یکی از اطرافیانم شنیدم که سه چهار سال پیش دخترهایم آمده بودند تهران و دنبالم می‌گشتند، اما پیدایم نکرده بودند.

کار خوشنویسی را از کی شروع کردید؟

علاقه‌ام به هنر خوشنویسی باعث شد از همان کودکی به خط خوشنویس‌ها نگاه کنم و با همین نگاه کردن و تمرین کردن خوشنویسی را یاد بگیرم. من هیچ استادی نداشتم و حرکت‌ها را هم خودم به تنهایی یاد گرفتم.

کارهایتان را می‌فروختید؟

قبلا خیلی خوشنویسی می‌کردم و تابلوهایم را مردم می‌خریدند، اما الان پیر شده‌ام و دستم‌هایم یاری نمی‌کنند.

از تابلوها استقبال می‌کردند؟

مردی که از دنیا و آدم‌هایش بُرید

«خوش نویس خیابان انقلاب»

جوان‌ها نسبت به خط و زیبا نوشتن بی‌تفاوت شده‌اند. دو سال پیش در میرداماد یک آقایی را دیدم که مدرک دکترا داشت، ولی خطش از یک بچه کلاس اولی بدتر بود!

درآمدتان از فروش همین وسایل است؟

بله. درآمدی ندارم و اموراتم از فروش وسایل خوشنویسی و کتاب‌های آموزشی می‌گذرد. اگر یک روز سر کار نیایم نمی‌توانم شکمم را سیر کنم. نی‌هایی که میِ‌فروشم خودم پیدا می‌کنم و برای خوشنویسی می‌تراشم و آماده‌شان می‌کنم.

منبع: ایسنا
برچسب ها: مردی ، دنیا ، آدم هایش

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۷
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۱
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۵/۰۶ - ۱۲:۳۱
1
10
گریه ام گرفت!!! وای بر ما...
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۵/۰۶ - ۱۵:۳۸
1
0
امان از شهرداری !
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۵/۰۷ - ۰۳:۴۲
1
12
خدایا ما در چه کشوری زندگی می کنیم ؟چه برسر وجدان هایمان آمده است ؟
farshid
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۵/۰۸ - ۰۱:۱۴
0
1
حق دارد از کسانی که به هموطنانشان رحم نمی کنند دوری کند و منزوی شود.
ناشناس
|
GERMANY
|
۱۳۹۳/۰۵/۰۸ - ۰۲:۱۰
0
1
مردی که از دنیا و آدم‌هایش بُرید (+عکس)
عجیبه سرنوشت اکثر هنرمندان دنیا همینطوره.متاسفانه فقط با عشق به هنر زنده اند وبعد از فوتشان آثارشان را اکثرا یک مشت علاف و مفتخوار دست بدست کرده باهاش معامله کرده وثروتمند میشوند تا یکروزی طرفدار واقعی هنر آن قطعه یا تابلو را از چرخه دلالان نجات دهد.ای کاش یکی از میلیاردرها به ایشان کمک میکرد تا بیشتر مردم از هنرشان بهره مند میشدند لیکن این افتخار کمک به همنوع را خداوند به هر کسی عنایت نمیفرماید.
ali s
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۵/۰۸ - ۰۹:۱۷
0
1
هنرمند در اینجا سر پا میمیرد
باقری
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۵/۰۸ - ۲۳:۰۷
0
1
خود کرده را تدبیر نیست . قابل توجه جوانها که باید به فکر اینده خود باشند .
ایشان 2 بار از نساجی اخراج شده این قابل تامل است وبعدش هم بگفته خدش حتی مابقی بیمه را واریز کرده وباید طبق قانون بازنشسته میشد که خودش پی گیری نکرده ومشخص است که هیچ اداره ای دنبال کسی نمیگردد تا مشکلات اورا بر طرف کند . معلومه همه در پیری دستش یاری نمیکنه وپاهاش درد میکنه وچشمش کم سو میشه پس باید درجوانی فکر ایام پیری بود من اینده تاریکی را برای ایشون پیش بینی میکنم مگر اینکه بخود بیاد واز فردا بره دنبال گرفتن حقش واگر واقعا جانباز است مراجعه کند به بنیاد جانبازان تا همانند بقیه حقش را بگیرد
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
پرطرفدارترین