کد خبر: ۲۰۵۱۶۹
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۴ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۶:۰۹
نگاهی به اقتصاد فرهنگ و هنر از پنجره هنرمندان
آنچه در ادامه می‌خوانید، نظریات چندجانبه یك نویسنده، یك گرافیست و یك فیلم‌نامه‌نویس است. كسانی كه سال‌ها در حوزه هنرهای مختلف كار كرده‌اند و با تمامی چالش‌ها، ظرفیت‌ها و از همه مهم‌تر محدودیت‌های این حوزه آشنا هستند.
فرهنگ و هنر می‌تواند مستقل باشد، به شرطی كه...

گوناگون، خودكفایی اقتصادی تمامی شاخه‌های هنری، اگرچه در كشور ما، ایران محقق نشده اما مساله‌ای است كه تمام هنرمندان، تحقق آن را آرزو می‌كنند. آرزویی كه به گفته هنرمندان شاخه‌های مختلف هنری نه دور از ذهن است و نه غیرممكن. تنها پیش زمینه‌ها و فعالیت‌هایی را نیاز دارد كه با عملیاتی كردن آنها می‌توان شاهد رونق كمی و كیفی فرهنگ و هنر كشور بود.

به گزارش بولتن نیوز، آنچه در ادامه می‌خوانید، نظریات چندجانبه یك نویسنده، یك گرافیست و یك فیلم‌نامه‌نویس است. كسانی كه سال‌ها در حوزه هنرهای مختلف كار كرده‌اند و با تمامی چالش‌ها، ظرفیت‌ها و از همه مهم‌تر محدودیت‌های این حوزه آشنا هستند.

فرهنگ و هنر می‌تواند مستقل باشد، به شرطی كه...فاصله‌ای كه ظرفیت شاخه‌های هنری‌ای همچون نقاشی، فیلم، ادبیات، گرافیك و... برای درآمدزایی دارد و آنچه در عمل برای اقتصاد فرهنگ و هنر رخ می‌دهد، آن‌چنان زیاد است كه تمامی هنرمندان، خلاء‌های موجود در آن را می‌شناسند و برای تك تك آنها هم راه حل دارند.

فرزاد ادیبی، گرافیست و مدرس دانشگاه درباره امكانات فرهنگ و هنر و استقلال اقتصادی آن می‌گوید: اگرچه تولید كالاها یا آثار فرهنگی و هنری، گران قیمت است اما هنر به عنوان یك حرفه می‌تواند راه خود را باز کرده و به استقلال برسد به شرط اینکه موانع متعددی كه با آن روبروست، حذف شود.

وی عقیده دارد: در زمینه برداشتن موانعی كه بزرگ‌ترین سد معبر خودكفایی اقتصادی هنر هستند، دولت می‌تواند بزرگ‌ترین کنشگر و حامی هنر باشد، سدهایی همچون سانسورهای سلیقه‌ای در دستگاه‌های ذیربط، برخوردهای سلیقه‌ای با برخی از محصولات فرهنگی از سوی نهادها و مراکز خودسر، لابیرنت‌های مافیایی که در بخش‌های اقتصادی نفوذ کرده‌اند و از ورزش گرفته تا فرهنگ، به کار خشکاندن ریشه‌ها هستند.

علی اكبر قاضی نظام، فیلم‌نامه نویس و مدرس دانشگاه نیز همانند ادیبی اعتقاد دارد: خودكفایی اقتصادی فرهنگ و هنر ممكن است اگر چند كار را انجام دهیم، اول اینكه، محدودیت‌ها را از پیش روی هنرمندان برداریم، دوم اینكه به تبادل اندیشه بپردازیم و از همه مهم‌تر اینكه، از برخوردهای سلیقه‌ای پرهیز كنیم.

با بیان این مطلب گفت: خلق آثار هنری با اندیشه هنرمند سر و كار دارد و می‌تواند درآمدزا هم باشد، فقط باید بستری فراهم شود تا هنرمند فارغ از هرگونه تنشی، اثرش را تولید كند.

اقتصاد هنر به تبادل فرهنگی نیاز دارد

این گرافیست اضافه می‌كند: از سوی دیگر دولت می‌تواند زمینه‌های تبادل فرهنگی كشور را با جهان گسترش دهد، كاری كه در نهایت موجب رشد هنری و فرهنگی هنرمندان ایرانی و همچنین باعث تقویت اقتصاد هنر خواهد شد.

فرهنگ و هنر می‌تواند مستقل باشد، به شرطی كه...در همین رابطه، كامران محمدی، نویسنده نیز می‌گوید: ما جزو معدود كشورهایی هستیم كه قانون كپی‌رایت را امضا نكرده‌ایم و همین مسأله، ضربه‌ بزرگی به اقتصاد ادبیات و معرفی آثار ایرانی به دنیا وارد می‌كند. شاید عضویت در این قانون، به ضرر ما مثلاً در حوزه فیلم شود و مردم نتوانند با هزینه اندكی، فیلم‌های روز دنیا را تماشا كنند، ولی جدا ماندن از این قانون در حوزه ادبیات و كتاب، هزینه‌های بیشتری را به ما وارد می‌كند، چراكه عملا باعث شده است نمایشگاه‌ها به فروشگاه تبدیل شود و هیچ قراردادی بین ناشران ایرانی و خارجی امضا نشود و مانع از ترجمه آثار ایرانی و در نتیجه درآمدزایی از این طریق شود؛ البته این مساله همه ماجرا در بحث ترجمه آثار ایرانی به زبان‌های دیگر و اقتصاد نشر نیست اما فكر می‌كنم یكی از موضوعات مهم است.

قاضی نظام نیز در این باره می‌گوید: برای برون رفت از این وضعیت و خودكفایی اقتصادی فرهنگ و هنر، باید چند كار انجام دهیم، اول اینكه، محدودیت‌ها را از پیش روی هنرمندان برداریم، پس از آن، به تبادل اندیشه و همچنین تبادل آثار هنری جهان بپردازیم تا از بازارهای جهانی غافل نباشیم، گامی كه اگر آن را نادیده بگیریم، با آسیب‌های جبران ناپذیری روبرو خواهیم شد.

محدودیت‌هایی كه مانع رونق اقتصاد هنر است

فرهنگ و هنر می‌تواند مستقل باشد، به شرطی كه...تقریباً تمامی كسانی كه دستی در هنر و فرهنگ دارند، عمیقتاً معتقدند هیچ‌كدام از شاخه‌های هنری در هیچ كجای دنیا به طور مستقیم مورد حمایت قرار نمی‌گیرند و نقدینگی، مستقیماً به آن ها تزریق نمی‌شود بلكه پول و سوبسید، ازسوی دولت در مسائل كلان‌تری همچون فرهنگ‌سازی برای استفاده و درك هنر مورد استفاده قرار می‌گیرد.

قاضی‌نظام در این باره می‌گوید: بزرگ‌ترین حمایت دولت این است كه از برخوردهای سلیقه‌ای پرهیز كند و به طور كلی حاكمیت، تدبیری بیندیشد كه تمام خطوط قرمز در روند خلق آثار هنری برعهده یك نهاد مشخص در كشور باشد و نهادهای غیرمرتبط در مقولات مختلف هنری دخالت نكنند.

او اضافه می‌كند: مطمئناً همه ما ارزش‌های جامعه‌مان را می‌شناسیم و به آشنا هستیم ولی مشكل آزاردهنده، قید و بندهای سلیقه‌ای و غیرآیین‌نامه‌ای است كه به هنرمند تحمیل می‌شود.

مدیرسابق موسسه تصویرشهر به دیگر محدودیت‌های موجود برای خودكفایی اقتصادی فرهنگ و هنر اشاره می‌كند و می‌گوید: به غیر از اینكه هنرمندان می‌توانند با خلق آثار هنری، درآمدزایی داشته باشند، نهادهای دولتی هم می‌توانند از این طریق به یك بازار پررونق برسند؛ البته متاسفانه نقطه ضعفی در نهادهای دولتی وجود دارد مبنی بر اینكه زمان تصمیم‌گیری، طولانی است و مسئولان معمولاً متوجه ارزش زمان نیستند در حالی كه شركت‌های خصوصی تمایل زیادی برای حمایت از آثار هنری دارند و بنده این مساله را تجربه‌ كرده‌ام كه وقتی اثر هنری خوبی خلق می‌شود، بخش خصوصی یا بخش‌های تجاری كشور، آثار هنری‌ای را كه می‌تواند درآمدزا باشد، به خوبی تشخیص می‌دهند و حاضرند بر روی این آثار سرمایه‌گذاری كنند اما چون روند بروكراسی و تصمیم‌گیری در بخش‌های دولتی عادی نیست، طبیعتاً این نهاد هم نمی‌تواند از نظر مادی منتفع شود، درآمدزایی كند و به تبع آن، شرایط بهتری را برای هنرمند یا حمایت از آثار هنری فراهم آورد.

وی همچنین تاكید دارد: یكی دیگر از مشكلات ما عدم وجود مكان‌های فرهنگی و هنری در كشور به تناسب جمعیت و محدوده جغرافیایی است. متاسفانه مردم به غیر از سینماها، مكان‌های هنری دیگر را همچون موزه‌ها و گالری‌های هنری را نمی‌شناسند و آنها را برای اوقات فراغت‌شان انتخاب نمی‌كنند ولی اگر تبلیغات رسانه‌ای درباره فرهنگ و هنر همه‌گیر شود و نهادهای تصمیم‌گیر، از روی دلسوزی خود را ملزم به اقدامات پایه‌ای در این حوزه بدانند، در این صورت همه شاخه‌های هنری، رشد می‌كنند و بالنده می‌شوند و دولت هم نیازی نخواهد داشت تا هزینه زیادی را صرف حمایت از هنر و هنرمند كند.

تبلیغات، تبلیغات، تبلیغات...

فرهنگ و هنر می‌تواند مستقل باشد، به شرطی كه...اقتصاد هنر در ایران به سه ضلع تولیدكننده(هنرمند)، توزیع‌كننده(ناشر، گالری‌دار و...) و مخاطب محدود شده است، در حالی‌كه در اقتصاد هركدام از هنرهای هفت‌گانه، فاكتورهای دیگری هم هستند كه در رونق یا ركود اقتصاد هنر تاثیر می‌گذارند كه در این میان، لحاظ نكردن محصولات هنری به عنوان یك كالا بیش از هر چیز دیگری به اقتصاد هنر و هنرمند صدمه می‌زند.

این ها را كامران محمدی می‌گوید. او معتقد است در فرایند تولید و عرضه هنر و درواقع برای برقراری ارتباط هنرمند و مخاطب، به‌جز توزیع‌كننده و نهادهای دولتی، حلقه‌های واسط دیگری نیز باید حضور داشته باشند تا چرخه اقتصادی هنر كامل شود. از جمله اسپانسرهایی كه از یك كالای هنری حمایت یا در چرخه‌ تولید-عرضه، نقش كاتالیزور را بازی می‌كنند.

محمدی می‌افزاید: همان‌طور كه تیم‌های ورزشی، از شركت‌ها یا كارخانه‌های تولیدی برای حمایت‌های مادی و معنوی دعوت می‌كنند، سرمایه‌گذاران شاخه‌های مختلف هنری و از جمله ناشران كتاب‌های شعر و داستان نیز باید به این سمت بروند.

نویسنده «آنجا كه برف‌ها آب نمی‌شوند» به طور جزئی‌تر وارد بحث حمایت اسپانسرها از هنر می‌شود و به فعالیت فعالان ادبی در این حوزه اشاره می‌كند: طی سال‌های گذشته در ایران تلاش‌هایی برای جذب حمایت برندهای معتبر توسط برگزاركنندگان جایزه «روزی روزگاری» صورت گرفت ولی متوقف ماند؛ همچنین یكی از كارخانه‌های بزرگ كشور، یك یا دو بار، كتاب داستان‌نویسان معاصر را برای كاركنان مجموعه‌اش خرید و حتی جلسات گفت‌وگو درباره آن كتاب را هم برگزار كرد، ولی این فعالیت‌ها ادامه‌دار نبود.

وی همچنین اضافه می‌كند: متاسفانه قصه تكراری نبود فرهنگ مطالعه و توجه به كتاب از سوی همه از جمله صاحبان شركت‌های بزرگ و بی‌توجهی ناشران به بازاریابی گسترده‌تر كتاب و مذاكره با صاحبان برندها برای حمایت از كتاب یا دیگر آثار هنری، باعث شده كه مردم با بیشتر شاخه‌های هنری و بیش از همه، ادبیات روز ایران بیگانه باشند و هنرپیشه‌های درجه سه را بیشتر از نویسندگان بشناسند؛ این در حالی است كه هزینه خرید همه شمارگان یك كتاب مثلا برای كاركنان، بسیار ناچیزتر از هزینه‌ای است كه آن شركت برای یك بار تبلیغ محصولش در تلویزیون پرداخت می‌كند.

نویسنده «بگذارید میترا بخوابد» تاكید می‌كند: بخش عمده‌ای از مشكلات ما در بحث اقتصاد هنر به دیدگاه ما درباره مفهوم اثر هنری مربوط می‌شود؛ به عنوان مثال بارها از ناشران می‌شنویم كه اتومبیل یا دیگر دارائی‌های خود را فروخته‌اند برای اینكه چرخ انتشارات‌شان از گردش نایستد در حالی كه این تفكر اشتباه است و باید در این حوزه هم همانند دیگر حوزه‌های اقتصادی، به بازگشت سرمایه و سودآور بودن آن نیز فكر كنیم و برای رسیدن به این نقطه هم باید كتاب را همانند دیگر كالاها ببینیم.

وی در ادامه به تفكر هنرمندان و به خصوص نویسندگان نیز اشاره می‌كند و گفت: به غیر از حضور گسترده اسپانسرها در این حوزه، هنرمند و نویسنده هم باید نویسندگی را حرفه‌ای ببیند و تنها به چاپ كتاب بسنده نكند. به این معنا كه كلاس‌های آموزشی، داوری، اقتباس، جوایز و ... را نیز جزو درآمدهای خود به حساب آورد كه متاسفانه این‌ها هم در ایران عملا وجود ندارند یا بسیار نحیف و معدودند.

فرهنگ و هنر می‌تواند مستقل باشد، به شرطی كه...محمدی همچنین می‌گوید: اقتباس فیلم‌های سینمایی از آثار ادبی، یكی از بهترین شیوه‌ها برای درآمدزایی و تكمیل چرخه اقتصادی هنر است. جشنواره فیلم فجر نیز در چند سال گذشته، یك سیمرغ را به این موضوع اختصاص داد ولی آن‌قدر فیلم اقتباسی كم بود كه خود به خود، این سیمرغ حذف شد، در حالی كه همین مساله در سینمای كشورهای دیگر، یكی از مهم‌ترین منابع درآمد به حساب می‌آید و تقریبا همه آثار برجسته سینمای جهان، اقتباسی‌اند.

البته این موضوع در هنرهای دیگری همچون گرافیك كمی متفاوت‌تر است و اساساً با سفارش و یك چرخه مالی نه چندان بد به حیات خود ادامه می‌دهد. فرزاد ادیبی در این باره می‌گوید: گرافیک از هنرهای کاربردی‌ای است كه هیچ گاه به کمک و حمایت دولت نیازمند نبوده، بلکه دولت در جایگاه سفارش دهنده نیازمند گرافیک بوده و خواهد بود.

وی ادامه می‌دهد: از نظر اقتصادی، هنر- فن- رسانه گرافیک به عنوان یک حرفه متکی به خود عمل می‌کند و اگر دولتی بخواهد از گرافیک، حمایت‌های فرهنگی، اقتصادی و صنفی کند، اگرچه به گرافیک لطف می‌کند اما در واقع به آبرو و وجهه فرهنگی كشور می‌افزاید. همانند كارها و اقداماتی كه در دوره دولت آقای خاتمی صورت می‌گرفت و مدیران هنری وقت، بدون هیچ چشمداشتی، وظیفه فرهنگی خود را انجام می‌دادند و با حمایت‌های مالی از برگزاری دوسالانه و تشویق‌های درست مالی از کارهای پژوهشی و آموزشی هنر، فرهنگ و هنر ایران را بالنده می‌كردند.

به نظرات جامعه‌شناسان و كارشناسان هنری نیاز داریم

فرهنگ و هنر می‌تواند مستقل باشد، به شرطی كه...به هر روی، اگرچه هنرمندان مختلف برای برون رفت از مشكلات دست و پا گیر پیش روی اقتصاد هنر، راهكارهایی دارند كه شنیدنی است اما خود هنرمندان اعتقاد دارند مدیران فرهنگی كشور در سطح كلان باید راهكارهای عملیاتی دیگری را با كمك حاذقان رشته‌های مختلف به كار گیرند.

ادیبی در این باره می‌گوید: ارائه راهکار، وظیفه هنرمندان نیست و اینكه من به مواردی همچون برداشته شدن سانسورهای سلیقه‌ای اشاره كردم، مساله‌ای بدیهی است. به نظر من برای اینكه برنامه مدونی برای این منظور داشته باشیم، باید از كارشناسان و متخصصانی كمك بگیریم که هم بر فرهنگ اشراف دارند و هم اقتصاد امروز را می‌‌شناسند و به جامعه شناسی و روابط بین الملل نیز به خوبی اشراف دارند.

فرهنگ و هنر می‌تواند مستقل باشد، به شرطی كه...قاضی‌نظام نیز سخنان ادیبی را تایید می‌كند و می‌گوید: به نظر من، برون‌رفت از وضعیت فعلی تنها یك راه چاره دارد و آن هم این است كه جمعی از صاحب‌نظران، مدیران دولتی، كارشناسان و هنرمندان از شاخه‌های مختلف هنری، پشت یك میز بنشینند و راهكارهایی را مدون كنند كه وزارت ارشاد ملزم به اجرای آن باشد همان‌طور كه این اتفاق در بسیاری از كشورهای توسعه یافته، رخ داده است به این صورت كه مثلاً برای شركت‌هایی كه برای خلق آثار هنری سرمایه‌گذاری می‌كنند، تشویق‌هایی همچون تخفیف در پرداخت مالیات در نظر گرفته شده است كه همین اقدام كوچك، اقتصاد هنر را در این كشورها شكوفا كرده و موجب اقبال عمومی به این مقوله شده است.

تنها گام باقی‌مانده، باید از سوی دولت و مدیران تصمیم‌سازی برداشته شود كه طی سالیان متمادی، از دغدغه‌شان برای تعالی فرهنگ و هنر گفته‌اند. مدیرانی كه به گفته خودشان برای پوشانیدن جامه عمل به منویات مقام معظم رهبری، لحظه‌ای درنگ نمی‌كنند!

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ارژنگ فرّخ پیکر
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۳/۰۴ - ۱۸:۰۸
0
0
حضرات جوان نیستند وگرنه مشمولِ ضرب المثلِ کذائی بودند که آرزو برجوانان عیب نیست ! شاید هم ازنوعی فرهنگ وهنر می گویند که مانندِ هندوانه ی دربسته باید همچنان بشرطِ چاقو به آن دست یافت !! باقی مسائل فرهنگی وهنری هم معلوم نیست کیلوئی چند است وباقی قضایا !!!!؟
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
پرطرفدارترین