ارزجو
جشواره بزرگ والکس
کد خبر: ۲۰۱۷۶۵
تعداد نظرات: ۴۰ نظر
تاریخ انتشار: ۰۹ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۴:۳۶
یادداشت داریوش سجادی دربارۀ «بازتعریف غربزدگی»
شهره دختری 28 ساله با مدرک کارشناسی از تهران است که تقریبا دو سالی می شود از ایران به آمریکا آمده. کار شهره از خالی کردن ظروف زباله تا تمیز کردن دستشوئی و مبال های عمومی در کنار چیدن کالا در قفسه ها و صندوق داری را شامل می شود.

شهره که با پسر شاه هم پالوده نمی خورد در آمریکا ظرف زباله تمیز می کندگروه اجتماعی- داریوش سجادی در گوگل پلاس خود با نگاهی به تعریف غرب زدگی و عواملی که در پیدایش این پدیده نقش دارد به مصداقهایی در این رابطه از ایرانیان فرنگ رفته پرداخته است.

به گزارش بولتن نیوز، داریوش سجادی نوشته است: غربزدگی ـ قبل از خودباختگی و خود سفله انگاری! قبل از خود کهتر بینی و غرب برتر بینی عبارت است از کامیابی غرب در القای خود به جهان در مقام مرکز کامروائی و سعادت و خوشبختی و موفقیت!

بر این مبنا، غربزدگی نوعی جنتگرائی است.

توفیق غرب در القای خود به کامجویانش در مقام بهشتی موعود و نقد و در دسترس بر روی زمین!

نوعی مصادره بمطلوب خیامانه با خوانش:

گر ما می و معشوقه گزیدیم چه باک!؟ ـ آخر نه به عاقبت همین خواهد بود!؟

غرب ـ همین که توانست چنین معنا و مغناطیسی از خود را به دیگران بباوراند؛ مرادش حاصل شد!

ولو آنکه در عالم واقع چنین جنت مفروضی وجود نداشته باشد اما با باوراندن و القای اصالت و موجودیت آن کانون کامیابی دیگر فرد باورانده شده تحت هیچ شرایطی حاضر به واگذار کردن آن باور القائی و آن بهشت رویائی  نیست!

غربزده در چنین مختصاتی است که:

ـ چنانچه به وصال آن بهشت رویائی برسد خود را از رستگاران دانسته ولو آنکه در کانون آن بهشت مفروض با دیوار واقعیت برخورد کند که اینجا همان Pleasureland موعودی است که اسباب خریت خود خواسته پینوکیوها را فراهم می کند! (نگاه کنید به مقاله پینوکیوها در لندن)

ـ و برای آنانکه از توفیق درک و حظ و وصال آن بهشت مفروض محروم می مانند؛ همین که هست و وجود دارد و موجود فرض می شود مبدل به  نقطه امید برای روزی رسیدن به آن بیدرکجا می شود.

باور به بودنش، معنا دهنده به بودن باورمندان به بودن آن بهشت مفروض است.

وجود داشتن آنجا را وجود داشتن خود فهم و معنا می کنند!

یک مولوی خوانی باژگونانه که:

ما ز بالاییم و بالا می رویم

ما ز دریاییم و دریا می رویم

ما از آن جا و از این جا نیستیم

ما ز بی‌جاییم و بی‌جا می رویم

غربزده آنجائی خلق شد که غرب ظفرمندانه توانست با صنعت سینما و ابزار رسانه خود را در ذهنیت مخاطب مبدل به قطب و قبله و الگو و غایت سعادت و شادکامی و کامروائی و خوشباشی بشریت القا کند. با چنان توفیقی مراد حاصل شد و آنک برای شیدائیان دیگر مهم نیست در آن کانون باشند یا نباشند! مهم آنست که باور به بودن چنان کانونی مبدل به دلیل بودنش و امید بودنش و انگیزه بودنش می شود.

همین که بداند او آنجاست.

همین که باور کرده او غایت قصوائی است و هست برای همه آرزوها و و شوق و سرور و وجد و بهجت هایش!

همین کفایت می کند تا وی نیز به اقتفای فهم استعلائیش از غرب، در خود و برای خود، احساس و ابراز هویت و موجودیت و شخصیت کند.

دوری و نزدیکی از او دیگر فاقد موضوعیت است. مهم آنست که با اتصال هویت خود به آن کانون استعلائی مفروض خود را جزئی از کل و قطره ای پیوسته به دریا فهم می کند و با فرو رفتن در خلسه مناسبات مادری و فرزندی خود را در ضمیر ناخود آگاهش با سروده ایرج هم ذات پنداری می کند که:

چون هستی من ز هستی اوست

تا هستم و هست دارمش دوست

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مقاله پینوکیوها در لندن

«شهره» که با «پسرشاه» هم پالوده نمی خورد در آمریکا ظرف زباله تمیز می کنددر داستان مشهور ایتالیائی پینوکیو سرزمینی وجود دارد تحت عنوان pleasure island  یا جزیره خوشی که پینوکیو با اغوای گربه نره و روباه مکار (دو شخصیت منفی این داستان) مفتون آن جزیره شده و با شوق و ابتهاج عازم آن خوش باشی موعود می شود.

خوش باشی که پینوکیو بعد از رسیدن به آن pleasure island با تلخی توام با تاخیر متوجه توهمی بودن آن می گردد.

پینوکیو بعد از ورود به جزیره خوشی و چند روز خوشگذرانی و خوش باشی تدریجا با دراز شدن گوش ها و دمب درآوردن متوجه خر شدنش می شود. خریتی که اینک صرفا و بمنظور بقا در آن جزیره موسوم به خوشی ایشان را ملزم و محکوم به آن کرده و می کند تا نه مثله خر بلکه عین خر کار کند. کار کردنی برای زنده ماندن.

در واقع کارلو کلودی نویسنده و خالق پینوکیو زبردستانه به مخاطب تفهیم می کند برای تن دادن به این سفر توهمی و بمنظور رسیدن به جزیره خوش باشی در ناکجاآبادی بیدرکجا ابتدا باید عقلا خر شوید تا در انتها واقعا خر شوید.

چیزی نزدیک به اظهارات 40 سل پیش دکتر شریعتی با این مضمون که:

خوشبختی فرزند مشروع حماقت است. همه کسانی که در جستجوی خوشبخت بودن هستند بی خود تلاشی در بیرون از خویش نکنند. اگر بتوانند نفهمند می توانند خوشبخت باشند. خوشبختی فرزند مشروع خریت است. برای خوشبخت بودن سعی کنید خر باشید! هر چقدر بیشتر خر باشید خوشبخت ترید!

توهمی عام که در حال حاضر گریبان گیر کسر بزرگی از خود باختگان و غرب شیفتگان در جهان شده تا ضمن باور چنین توهمی از غرب به عنوان جزیره خوشبختی خود را به آب و آتش برای رسیدن به آن شادکامی موهوم زده و بعد از رسیدن به آن بهشت مفروض با واقعیت تلخ آن آشنا شده و ضمن برسمیت شناختن اجتناب ناپذیر آن خریت توهمی ناگزیر و ناگریز برای تداوم بقای خویش ملزم به تن دادن کارخری و خرکاری در چنان ناکجا آبادی خواهند شد.

تن دادن به مشاغل و حرفه هائی که در اوطان خود هرگز حاضر نبوده و نیستند از کنارشان هم بگذرند. هر چند اکنون نیز ناصادقانه خود و حرفه خود در خارج از کشور را برای هموطنان و اقوام ودوستان شان در وطن کمتر از دکتری و مهندسی و میلیونر و تاجر و هنرمند موفق بودن، معرفی و ترسیم نمی کنند.

شهره دختری 28 ساله با مدرک کارشناسی از تهران است که تقریبا دو سالی می شود از ایران به آمریکا آمده. شهره که با مختصات جامعه شبه مدرن ایران بقاعده از جمال و کمال چیزی کم ندارد اکنون در یکی از فروشگاه های زنجیره ای غرب آمریکا کارگری ساده است. شهره ای که در ایران با پسر شاه نیز با اکراه پالوده می خورد و در ایران از کنار شاغلین به شغل فعلی خود با افاده و تفرعن رد می شد اکنون ولو کرها امربر صاحب کار آمریکائی اش شده. کار شهره از خالی کردن ظروف زباله تا تمیز کردن دستشوئی و مبال های عمومی در کنار چیدن کالا در قفسه ها و صندوق داری را شامل می شود.

جواد جوانی حدودا 25 ساله است که مانند شهره با مدرک کارشناسی در یکی دیگر از فروشگاه های آمریکا به اتفاق چند جوان و میان سال هم وطنش اشتغال به حرفه کارگری دارد. کار ایشان خالی کردن کالاهای منتقل شده به فروشگاه از کامیون به انبار و سپس چیدن کالاها در ردیف های فروشگاه است.

یک بار در یکی از فرصت های استراحت با ایشان هم نشین شدم و در حین صحبت با ایشان ناگهان مدیریت آمریکائی فروشگاه به محوطه بیرونی آمد و جواد و یارانش بلافاصله خود را پنهان کردند! وقتی از ایشان چرائی این کار را پرسیدم گفتند:

چون تنها دو نوبت حق استراحت بین کار دارند و آنها دو نوبت خود را قبلا مصرف کرده اند این بار خارج از نوبت مشغول استراحت بوده اند.

نکته جالب آن بود که جواد بنمایندگی از جمع دوستانش در توجیه این اقدام شان می گفت:

بالاخره ایرونی هر کجا باشه زرنگه و باج نمی ده!!!

این بنده های خدا استفاده غیرمجاز از یک فرصت استراحت 10 دقیقه ای در حین فعلگی کردن برای آمریکائی ها، آن هم علی رغم برخورداری از تحصیلات عالیه، زرنگی و باج ندادن معنا می کردند!

22 سال پیش مجله فارسی زبان جوانان چاپ لوس آنجلس نامه جوانی ایرانی بنام فرهاد را منتشر کرد که شرح حالی گویا از جویندگان جزیره خوشبختی در ینگه دنیا بود و هست.

فرهاد در این نامه می نویسد:

زمانی که هنوز به زیارت آمریکا نائل نشده بودم، آنقدر از اوصاف ینگه دنیا برایم گفته بودند که تصورم این بود آمریکا بانوئی است زیبا که آوارگانی چون من را تنگ در آغوش می کشد و سحرگه جوان بیدار می شوم. وقتی به آمریکا آمدم دیدم درست فکر می کردم. آمریکا زنی است زیبا. بسیار زیباتر از آنچه در رویا داشتم. اما این بانوی خوش بر و رو یک اشکال کوچک دارد. فاحشه است. اول پول را می خواهد بعد آغوش باز می کند. اگر کیسه ای داشته باشی و سرش را شل کنی آمریکا بهشت است. اما اگر پول نداشته باشی وای به حالت. زمانی که وطن داشتیم و پشتوانه ای، وصل این بانوی زیبا نصیب بنده نشد و حالا با دست های تهی خیره خیره به این روسپی جهانخوار نگاه می کنم. (نشریه تحلیل و رویداد ـ شماره 99)

اعلام مراسم ازدواج پرنس ویلیام پسر ارشد پرنس چارلز ولیعهد انگلستان با کاترین میدلتون در کنار هروله و هلهله و همهمه شیدائیان تشنه رویت چنین رویدادی، مستندی برجسته از عفونتی پیشرفته در روان چنان روان پریشانی است که در رویای خود در جستجوی همان جزیره خوشبختی می گردند که پیش از ایشان  پینوکیو در اشتیاقش خر شده بود!

اثبات سفاهت 60 میلیون شهروند انگلیسی که سالیانه و با طیب خاطر هزینه زندگی اشرافی خانواده ای موسوم به سلطنت در بوکینگهام را با مالیات های مستقیم خود تامین می کنند یک بحث است و تبیین بلاهت دهان های نیمه باز و چشم های مفتون شیدائیان در گوشه کنار دنیا برای رویت ازدواج جوانکی از این خانواده با همسر منتخبش، بحثی دیگر.

هر اندازه خالق پینوکیو زیرکانه توانست جویندگان جزیره خوشبختی را به استهزا بکشد اما در نقطه مقابل وی خالق داستان سیندرلا قرار دارد که با ابتنای بر کذب جمال سالاری اسباب تحمیق کسر بزرگی از جماعت دخترکان توهم زده را فراهم کرد تا همه شب در رویای شان با خلسه خود سیندرلابینی خوش خیالانه چشم انتظار شاهزاده ای سوار بر اسب سفید بنشینند تا برای دادن پیشنهاد ازدواج و بردن ایشان به قصری رویائی همچون قصر بوکینگهام، بالاخره و انشاالله روزی خواهد آمد!

رویاپردازئی شیرین که اینک ازدواج سیندرلاگونه کاترین میدلتون با پرنس ویلیام این فرصت را برای چنان دخترکان و ایضا چنان آقازادگانی فراهم می کند تا امروز و با نیش هائی تا بناگوش باز و مشعوف از تجمل و شکوه ازدواج پرنس با کاترین! به تماشا و استقبال از مراسمی بروند که ارضا کننده و القا کننده pleasure island  رویائی در ضمیرناخود آگاه ایشان شود.

شریعتی زمانی می گفت:

اه که چقدر زشت است مُردن در بستر آن هم به ضرب اسهال!

و اکنون می توان طعنه آن روز شریعتی را این گونه تحشیه زد که:

چقدر زشت تر است یک عمر زیستن در حماقت با توهم بلاغت با ابتلای به یبوست افکار.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۴۰
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۶
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۲/۰۹ - ۱۴:۴۵
26
61
با اين همه شعار مرگ بر آمريكا برخی حاظرند آنجا زندگي كنند ولو به قيمت پست ترين مشاغل !
پاسخ ها
ناشناس
| GERMANY |
۱۳۹۳/۰۲/۰۹ - ۱۴:۴۵
اتفاقا نکته اصلی همینجاست که وقتی انسانها را از درون تهی کنی و ارزشها را از نو تعریف کنی همین انسانی که با شرف و غیرت در سرزمین خود زندگی میکرد میشود یک تو سری خور و کارگر.
البته افراد زیادی با حفظ حرمت وشان و شخصیت خود با کوشش شبانه روزی و اخذ درجات علمی در کشورهای میزبان مردمان بومی مستخدم وکارگر آنان میشوند ولی متاسفانه فکر کنیم چند در صد از ایرانیان خارج از کشور پیشرفت علمی داشته و ایرانی مانده اند؟؟؟
ناشناس
| UNITED STATES |
۱۳۹۳/۰۲/۰۹ - ۱۴:۴۵
شرف انسان ایرانی بالاتر از این حرفهاست این برخیها که میگید حتما مشکل روانی دارن
معلول
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳۹۳/۰۲/۰۹ - ۱۴:۴۵
بعد از گرفتن مدرک فوق لیسانس از یکی از بهترین دانشگاه های ایران و رفتن به سربازی بیکار شدم و هیچ سرمایه ایی نداشتم چون اهل یکی از روستا های دورافتاده کشور بودم یاد گرفته بودم اول و اخر موفقیت تلاش کردن به همین خاطر راهی تهران شدم با بسم الاه گفتن و تبدیل کردن پارادایم تلاش به نظریه و مدل شب و روز کار می کردم بعد از دو سال بد بختی کشیدن تونستم یه مقدار پول پس انداز کنم ولی متاسفانه بر اثر یک حادثه نا خواسته و افتادن از بلندی در سر کار از ناحیه مهر های کمر و گردن بشدت مصدوم شدم و یک سال کامل توی خونه افتادم همه پولم با بالا رفتن تورم پنبه شد حالا وجدانا اقای سجادی غرب ستیز من چه خاکی تو سر خودم بریزم تمام سرمایه ام نیروی بدنیم بود اونم از دست دادم بیمه ام نیستم شما که از این ادبیات و گفتمان غرب ستیزی نون می خورین جون مادرتون به داد منم برسین شما که ادعای عدل امام حسینی دارین به قران مجید اگه امریکا بودم مطمئنا کمکم می کردن ولی شما ها چی شیعه های عادل.....
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۲/۰۹ - ۱۴:۵۶
25
54
برادر عزیز چرا جوانان ما فعلگی در غرب را به زندگی در ایران ترجیح می دهند . بهتر است بروید پاسخ این سوال را پیدا کنید. به جای اینکه حرفهای پوسیده دکتر شریعتی را از قبر بیرون بکشید.
پاسخ ها
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳۹۳/۰۲/۰۹ - ۱۴:۵۶
یه بار دیگه مقاله رو بخون دلیل همین قضیه رو بررسی کرده
احد
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳۹۳/۰۲/۰۹ - ۱۴:۵۶
اگر سختشان بود بر می گشتند
برای بعضی های کارگری اونجا بهتر از کارمندی اینجاست
هر ماه چند تا از همدانشگاهی های من میروند و دیگر خبری از برگشت نیست در صورتی اگر این سختی های بود برگیشتند.
آریو از سوئد
|
SWEDEN
|
۱۳۹۳/۰۲/۰۹ - ۱۹:۵۴
14
40
باسلام.

همه این مقاله را من هم که کارشناسی ارشد در مدیریت آی تی از غرب دارم تائید میکنم. امیدواریم که هیچ هموطنی به این روز نیفتد.
صادق انصافي
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۲/۰۹ - ۲۰:۵۳
27
29
لطفا بررسي كنيد چرا چهره هاي غرب ستيزي همچون حسن عباسي ، شهريار زر شناس و حالا داريوش سجادي و تا حدودي رحيم پور ازغدي و البته محمود احمدي نژاد ( اگر او را غرب ستيز فرض كنيم ) ، همگي تيك عصبي دارند ؟! اين از مطالعه و فهم زياد ناشي ميشه يا تضاد ناشي از شيفتگي و نفرت نسبت به غرب ؟ اين ويژگي اخير در خصوص آمريكا نشينان آمريكا ستيزي همچون داريوش سجادي و پروفسور ! مولانا كه حتما صدق مي كند ،
پاسخ ها
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳۹۳/۰۲/۰۹ - ۲۰:۵۳
انصافی!! اینا که میگی پدر جد تو هم حریفشون نیست در فلسفه وجودی خودت شک کن اما کیفیت کار اینا رو شک نکن البته زرشناس رو نمیشناسم!!! اینا تیک ندارن شما ...... بهتره ادم تیک داشته باشه تا کاسه لیسه جنایتکارای غربی باشه
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳۹۳/۰۲/۰۹ - ۲۰:۵۳
جناب ناشناس جنابعالی چرا و چگونه لفظ جنایتکار را برای غرب به کار می بری؟!
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۲/۰۹ - ۲۲:۰۰
8
18
حتما خود آقای سجادی در دانشگاه کلمبیا تدریس می کند !
ناشناس
|
UNITED STATES
|
۱۳۹۳/۰۲/۱۰ - ۰۰:۴۳
24
20
اینها افکار پوسیده شریعتی نیست بلکه نسلی است جوان با هویت و مغز پوسیده که مبدل به سربازان بی جیره و مواجب و خود باخته غرب شده اند. والی در همین مملکت جوانان اصیل و با شرف که هر کدام گوشه ای از مملکت در حال خدمت اند بسیارند
سید
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۲/۱۰ - ۰۲:۳۷
3
19
قابل توجه نویسنده !!!! به آنهائیکه آمده اند تهران و وقتی میگویند برگرد به شهرستان خود چون زندگی بهتری خواهید داشت . یک چیز میگوید !! هرگز به شهرستانم نمیروم اگر در تهران گرسنگی بخورم !! چرا؟؟ چون مردم شهرستانم فضول هستند و سرک در کار مردم و همسایه میکشند و اگر رفتیم شغل دوم و مسافرکشی برای کمک خرجی مثلا ما را هو میکنند و خیلی از رفاهیات هم در شهرستان نیست !آنهائیکه هم خارج میروند یقین چنین تفکری دارند و آنهائی را هم ببین که در غرب و آمریکا بالاترین سواد و کرسی ها را دارند و کولاک کرده اند !!شما نگاه به اقازاده و والدین آنها نکن که دو پاسپورته هستند و رفته اند و خوششان است . خرج که ار کیسه ملت بود !!
پاسخ ها
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳۹۳/۰۲/۱۰ - ۰۲:۳۷
سید نمیدونم کی هستی اما حرفت درسته!
دوست من رفته حومه پاریس تو یک روستا مانندی زندگی میکنه بهش میگم حالا چرا اینجا میگه تو ایران نمیشد رفت تو روستا زندگی کرد چون مردم بهت یه جور دیگه نگاه میکنند اما اینجا کسی باهام کاری نداره که تو پاریسم یا 40 کیلیومتری حومه اش.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۲/۱۰ - ۰۷:۱۶
17
21
خلایق هر چه لایق حتما لیاقتشان همین است
پاسخ ها
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳۹۳/۰۲/۱۰ - ۰۷:۱۶
منظور داخل وخارج است ،
علی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۲/۱۰ - ۰۸:۰۵
3
5
القاء این که غرب برترین است تنها از طریق رسانه هایی است که رابطه مستقیم با وهم انسان دارند و تنها برتری خود را در وهم مخاطبان چنان می نمایانند که مخاطب آن را با واقعیت یکی می داند حال آن که واقعیت چیزیست که در وهم نمیگنجد.
مصطفی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۲/۱۰ - ۰۸:۲۶
14
18
درود بر سجادی هشیار
این دیده بان همیشه بیدار
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۲/۱۰ - ۰۸:۳۶
5
12
خیلی از هم وطن ها در داخل هم سطل زباله و کارهخای بدتر از آن انجام میدن در حالی که در کشوری زندگی میکنند که دومین ذخایر نفتی و گازی را دارد اما چه کنیم کار دست افرادکار بلد نیست
پاسخ ها
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳۹۳/۰۲/۱۰ - ۰۸:۳۶
افراد کاری رو تو ایران در صورت مخالفت با کار نادرست مدیر عین آب خوردن کنار میذارن
مصطفی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۲/۱۰ - ۰۹:۳۰
8
7
درود بر سجادی هشیار
این دیده بان همیشه بیدار
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۲/۱۰ - ۰۹:۳۶
3
7
آنهائی که ترک وطن میکنند یا ثروتمند هستند وبرای رفاه میروند ویا فقیرند وبرای ثروت ورفاه هردوگروه درهرکجا که باشند مثل عضو ناتنی وازدیدجامعه باصطلاح شهرونددرجه دو وعاریتی محسوب میشوند.این افراد ازسختی ومشکلات خانه فرار وبه خانه همسایه برای رفاه میروند همسایه ای که از هرسنت ثروت همراه وآخرین رمق جان این دوگروه حداکثراستفاده رابرای جامعه خودش میکند.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۲/۱۰ - ۰۹:۵۶
1
6
نشان دهندهی اینه که شهره خیلی اعتمادبه نفس بالا ومبارز بزرگی است که خیلی ها نتونستند مثل شهره با پهلوی مبارزه کنه
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۲/۱۰ - ۱۰:۰۷
7
12
خب اگه ناراضی هستند چرا برنمی گردند،معلومه که داره بهشون خوش میگذره. شهره خانم اگر تو ایران هم میماند در نهایت منشی یک شرکت خصوصی میشد با چندر غاز حقوق که از بردگی هم بدتره.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۲/۱۰ - ۱۰:۱۷
0
15
در آمریکا سخت ترین روحیات ضد امپریالیستی رو تبدیل به حیوانی رام و خانگی میکنند..
ناشناس
|
NETHERLANDS
|
۱۳۹۳/۰۲/۱۰ - ۱۲:۳۱
6
7
سعدیا حب وطن گرچه حدیثی است درست
نتوان مرد به ذلت که من اینجا زادم
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۲/۱۰ - ۱۶:۵۸
4
1
بعضی از رفتارهای اون 60 میلیون توی انگلیس رو می تونید اینجا هم ببینید؟ درسته؟
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۲/۱۰ - ۱۸:۰۱
8
8
اگر واقعا شهره تمیز کردن زباله را به فالوده خوردن با حکام ترجیح میدهد شخصیت بزرگی دارد و نان خوردن ازکدیمین نعمت بزرگ خداوندی است دفاع بد از دین و کشور بهتر از این نمیتوان کرد
اما علت خارج رفتن را از ثبت نام یارانه میتوان فهمید و تعداد ثبت نام کنندگان
اسلام سازان فعلی بهتر است بدانند بحثی بنام هجرت در اسلام وجود دارد
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۲/۱۰ - ۲۲:۲۸
6
10
چرا مملکت طوری شده که همه میخوان برن؟ به نگاه به اطراف بندازین؟ چند درصد بیکاری داریم؟ چند درصد همین جوون های تحصیل کرده مجبورن اینجا کارگری کنن؟ چقدر آزادی داریم؟ حتی واتساپ هم فیلتر کردن... تورم رو ببینین... واقعا چی فکر کردین؟ فکر کردین ایران بهشته؟ جوری می گن اونجا کارگری می کنن انگار اینجا بودن مدیر عامل می شدن... اینجا هم یا باید کارگری می کردن یا نون خور پدر و مادر می شدن.........
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۲/۱۱ - ۰۰:۳۰
3
4
مقاله بسیار خوبی بود ولی فقط از یک زاویه موضوع را بررسی کرده بود. در هنگام اخذ اقامت هر کشوری از همین کشور های همسایه گرفته تا امریکا و غیره اول می پرسند پول داری یا مهارت کافی و ایده جدید برای دست پا کردن شغل داری. افرادی که با هدف مشخص برای تحصیل یا با برنامه و پشت کار خوب به خارج رفتند اغلب موفقند. اما آنهایی که در همین کشور خود کاری از دستشان برنیامده و از روی تنبلی و حوس به آنجا رفتند همگی آواره نیستند و تعدادی از آنها راه تلاش و کوشش را یافته اند. جوانان خوب ما معنی تلاش و کوشش و پشتکار را نیاموخته اند و جای خالی آن را با قهرمانها و ابر انسانها پر می کنند.کسی که در آنجا هم به فکر در رفتن از کار است یعنی هر کجا باشد شکست خورده است وگر نه بسیاری از ثروتمندان آمریکا کار خود را از همین کارهای پست و کوچک شروع کرده اند و کسانی که پشتکار داشته اند به بهشت هم رسیده اند. چرا خود ما نمی توانیم از این جوانها کار بکشیم و از نیروی آنها استفاده کنیم تا نیازی به 150 میلیون جمعیت نداشته باشیم.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۲/۱۱ - ۱۳:۰۰
4
3
آقا جان اولا کار عار نیست! دوما حتی با کارگری در آنجا حتما انگیزه قویتری و یا شرایط زندگی بهتری دارند که آنجا مانده اند. بهتر است این سوال را از خودمان بپرسیم که ما که ادعای مدینه فاضله داریم چرا امار مهاجرین از کشور ما اینقدر زیاد است همه آنها اشباه می کنند؟
پاسخ ها
پلنگ
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳۹۳/۰۲/۱۱ - ۱۳:۰۰
خب خیلی علاقه داری تو هم برو کسی جلوتو نگرفته چرا حرف میزنی عمل کن!!!!
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۲/۱۱ - ۱۸:۳۸
0
4
شهردار مشهد با تولد فرزند پنجم 5 میلیون تومان جایزه می دهد !!!!!!!!!!!!!
میزقلمدون
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۲/۱۱ - ۱۹:۱۹
1
2
سعدیا حب وطن گرچه حدیثی است شریف ....نتوان مرد به سختی که دراینجا زادم
مهندس علی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۲/۱۲ - ۰۶:۴۵
2
3
نظرات آقای سجادی ممکن است در پاره ای موارد صحیح باشد لیکن بسیاری از ایرانی ها نیز در آمریکا بعنوان پزشک ، مهندس و تاجر و غیره فعالیت دارند . این حقیر نیز در فرانسه ریاست یک دانشگاه را بر عهده داشته ام . کارهائی که از آن نام بردید کارهای موقت هستند که معمولا ایرانی ها با سعی و تلاشی که دارند مدارج اجتماعی را در این کشورها به سهولت طی می کنند به عبارت دیگر در این کشورها خصوصا در آمریکا با تلاش و پشتکار می توانید موفق گردید بر خلاف کشور عزیزمان که مبنای ترقی زد و بند و رابطه بازی است .
باقری
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۲/۱۲ - ۰۹:۵۲
2
4
همیشه این سوال در ذهن من است لطفا جواب دهید . مگر خداوند متعال زمین را خلق کرد حد ومرزی برای ان گداشت ویا اسمی برا ی منطقه ای انتحای کرد که کجا امریکا باشد وکجا ایران ؟ این حدو مرز را قدرتمندان با توجه به تعداد جنگ جویی که داشتند انتخاب کردند تا بر مردم حکومت کنند . و این نسل به نسل به ما رسیده است . خدا انسان را ازاد افریده چرا نباید قادر نباشد هرجا که دوست دارد زندگی کند وبرای خود شغلی انتخاب کند ؟ مثلا اگر یک امریکایی دوست دارد با زن ایرانی ازدواج کند چرا نتواند ؟ کاش مرزها برداشته میشد ودنیا میشد همان دنیایی که خدا افریده است وکاش نیاز نمیشد تا کشور های گوناگون باشه تا هر کشوری مجبور بشه برای حفاظت ازان تانک وبمب موشک درست کنند و همدیگر را بکشند
ایمان
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۲/۱۲ - ۱۳:۴۵
0
3
ادامیزادهمیشه دنبال بهتربودن است
پس باید حواسش باشدبه دادوستدهایش
چه چیزمیدهد وچه چیزبه دست می اورد؟
انسانها هرکجا که باشند بایدبا شرف زندگی کنند....چه ایران...چه غربت
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۲/۱۲ - ۲۱:۵۶
2
0
سجادی !
باور کن تو حرف نزنی ، کسی فکر نمی کنه سخن نمی دانی !
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۲/۱۲ - ۲۲:۳۶
2
0
من عااااااااااااشق رفتنم
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
تلگرام
اینستا
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین