سينما اكنون بهدنبال مانكنهاست
متاسفانه امروزه طنز به جايي كشيده شده كه ديگر طنز نيست بلكه لودهگي، استهزا، مسخره كردن، توهين، تحقير، شكستن حرمتها و تجاوز به حريمها است.
انسان براي ادامه زندگي بايد در دو حوزه روحي و جسمي به صورت موازي حركت كند و هر گاه يكي از اين دو گزينه با مشكل مواجه شده ديگري را نيز تحت تاثير قرار داده است. سينما يكي از ابزارهاي توجه ويژه به روحيه انسان است اما امروزه اين رسانهها جذاب با معضلهاي بزرگي همچون بيتوجهي روبرو شده است.
سيد رمضان شجاعي كياسري عضو كميسيون فرهنگي و نماينده ساري در مجلس شوراي اسلامي است. وي كه دكتراي شرقشناسي دارد معتقد است در ايران با توجه به بافت فكري و فرهنگي جامعه، هر گاه سينما از خطقرمزها خارج شده و ساختارشكني مشتري و مخاطب داشته كه اين مسئله بيانگر ضعف نويسنده و كارگردان است زيرا با توجه به اين همه تاريخچه، پيشينه فكري و تمدن، متاسفانه نتوانستهاند فيلم جذابي را توليد كنند و به ناچار به سوي ساختارشكني و عبور از خطقرمزها متوسل شدهاند تا مشتري و مخاطب داشته باشند.
وي با يادآوري اينكه سينماي ايران در اولين سالهاي پيروزي انقلاب رشد خوبي داشت ميگويد: متاسفانه سينماي ايران پس از گذشت مدت كوتاهي از پيروزي انقلاب به حالت ركود درآمد و اين ركود در دو بخش محتوايي و شكلي قابل تعريف است.
شجاعيكياسري با تاكيد بر اينكه سينما در بخش محتوايي غناي كافي و وافي براي داشتن يك فيلمنامه قوي و قدر كه مورد نياز جامعه امروز باشد را نداشت، ميگويد:متاسفانه فيلمنامهها نتوانستند مشكلات جامعه امروز را از زبان هنر بيان كنند و از آنجا كه يا خيلي ساده بيان ميشد و يا مستقيمگويي ميكرد پيام محكم و ريشهداري كه بتواند قابل اعتنا و اكتفا باشد را نداشت و هنوز هم ندارد.
وي از نبود نويسندگان با انگيزه و حتي كمانگيزه در بخش فيلمنامهنويسي خبر ميدهد و ميگويد: البته براي ايجاد انگيزه در عرصه اصحاب سينما به حمايت نياز است كه با كمال تاسف حمايتهاي لازم نشد و يك سرخوردگي به وجود آورد كه بايد اين افراد را تجديد روحيه و بازسازي كرد اما بازسازي به معناي آن نيست كه هر خواستهاي داشتند با چشم بسته تامين شود بلكه بايد بر اساس فرهنگ و هويت ايراني به حمايت از آنان پرداخت .
نماينده ساري در مجلس هشتم نداشتن ابزار و تجهيزات مترقي و مدرن را دومين معضل سينما در بخش شكلي معرفي ميكند و ميگويد: بنابراين از تجهيزات فيلمبرداري تا وسايل پخش و فضاي سينما در بحث شكلي قابل بحث است كه متاسفانه در حد قابل قبولي نيست.
وي به تحليل كلي در حوزه سينما ميپردازد و ميگويد: امروزه ساختارشكني،عبور از خطقرمزها و حركت در مسير خلاف هنجارهاي جامعه جذابيت ايجاد ميكنند به عبارت بهتر هر گاه از خطقرمزها عبور كردهايم كار قشنگي توليد شده كه اين به فرهنگ و باور جامعه ما صدمه ميزند.
شجاعي كياسري با تاكيد بر اينكه بايد نقاط قوت را تقويت كرد ميگويد: در وهله اول به فيلمنامهنويساني نياز داريم كه به مباني فكري و اصالت فرهنگي ما اعتقاد دارند و براي يافتن اين افراد به همكاري جدي معاونت سينمايي وزارت ارشاد نياز داريم.
وي با انتقاد از اينكه سينما در حال حاضر به دنبال مانكنهاست و بايد از اين وضعيت خارج شود ميگويد: تيپ،تصوير، شكل و قيافه بخشي از جلوههاي زيبايي كاراست اما هم كار نيست. كار اساسي و اصيل آن است كه بتوانيم نيازهاي فهرنگي جامعه را شناسايي كنيم و با زبان زيباي هنر آن را به جامعه براي فرهنگسازي ارايه دهيم زيرا كار رسانه فرهنگسازي است و براي تحققق اين مهم به آدمهايي نياز داريم كه عاشق كار هنري باشند و عشق به فرهنگ و توسعه فرهنگي در وجودشان ميجوشد و در وهله اول بايد اين افراد را شناسايي كرد و به آنها بها داد.
اين دكتراي شرقشناسي با اظهار تاسف از اينكه امروزه اكرد صندليهاي سينماها خالي و اين صنعت كمرونق شده است ميگويد: متاسفانه امروزه مباحث اقتصادي بر همه چيز پيش گرفته واولين دليل براي اقدام به يك حركت خواه علمي، فرهنگي و ادبي، توجيه اقتصادي است كه تبديل انگيزههاي فرهنگسازي به انگيزههاي تجاري و اقتصادي بسيار خطرناك و به عبارت بهتر سمي براي اقدامات زيربنايي فرهنگي به ويژه صنعت سينماست.
وي خواهان بازنگري اساسي در دو حوزه محتوايي و شكلي سينماي ايران است و ميگويد: يكي از مهمترين عرصههاي فرهنگي سينماست و مردم با اين پديده آشتي دارند و به آن علاقهمند هستند اما بايد صندلي سينما را با جذابيت فرهنگي و برنامههاي ريشهدار ويژه ايراني پر كرد و نه با هر چيزي و با هر قيمتي.
شجاعي كياسري سينما را سالمترين تفريح براي خانوادهها ميداند و ميگويد: سينما فضاي خوبي براي خانوادههاست تا بتوانند بيرون از فضاي بسته خانه، در كنار هم بنشينند و لذت بصري ببرند و فضاي جديدي غير از خانه را تجربه كنند. سينما هميشه مركز الفت و انگيزههاي محبت به خانوادهها را فراهم كرده و اكنون نيز بايد بدينگونه باشد.
وي به ريشههاي فكري خانواده ايراني اشاره ميكند و ميگويد: فيلمنامه، نحوه اجرا، بازيگران و فضايي كه در اثر ديدن فيلم القا ميشود بسيار اهميت دارد يك فيلم سينمايي نبايد به گونهاي باشد كه مادر از پسرش كه پهلويش نشسته خجالت بكشد بيا پدر از دخترش شرمنده شود به عبارت بهتر فيلمنامه، نويسنده، تهيهكننده، كارگردان، بازيگر و در مجموع كليه عوامل فيلم سينمايي نبايد چيزي را به عنوان خروجي ارايه كنند كه باعث شود خانواده ايراني با تفكر و بافت فرهنگي ـ مذهبياش، از در كنار هم بودن شرمنده شود و براي هميشه از سينما رفتن توبه كند.
نماينده ساري در مجلس شوراي اسلامي از فيلمهايي كه براي كودك و يا فيلمهايي كه در قالب طنز تهيه ميشود به شدت انتقاد كرده و ميگويد: امروزه اين قبيل فيلمها بسيار نازل و بيمحتواست به نوعي كه جاي هيچگونه دفاعي را باقي نميگذارد.
وي با تاكيد بر اينكه طنز از ضروريات سينماي ايران و جهان است ميگويد: به نظر من طنز بايد باشد و هر چه بيشتر باشد باز هم كم است زيرا طنز را ميتوان بهترين، گوياترين، تاثيرگذارترين و پرمخاطبترين زبان هنري معرفي كرد اما متاسفانه امروزه طنز به جايي كشيده شده كه ديگر طنز نيست بلكه لودهگي، استهزا، مسخره كردن،توهين،تحقير،شكستن حرمتها و تجاوز به حريمهاست.
شجاعي كياسري طنز را كلامي عميق و غيرمستقيم در قالبي زيبا و دلنشين براي مخاطب تعريف ميكند وميگويد: با وجود همه اين محاسن، طنز به يك اصل مهم نياز دارد بدين معنا كه طنز حتما بايد به يكي از مشكلات جامعه اشاره داشته باشد و مهمتر اينكه مشكلات به روز باشد،نه آنكه مشكلي ديرينه كه بارها در مورد آن بحث شده و هيچ نتيجهاي از آن عايد نميشود. سوژه فيلم طنز قرار ميگيرد بلكه بايد موضوع طنز دردي باشد كه مردم با آن دست به گريبانند و به دليل به روز بودن با موضوع فيلم به سرعت ارتباط برقرار كنند.
وي با تاكيد بر اينكه طنز براي خود ابزارهايي دارد ميگويد: اگر در گذشته استفاده از گوش دراز الاغ يا كفشهاي ملانصرالدين موضوع طنز قرار ميگرفت و باعث خنده مردم ميشد امروزه طنز به ابزارهاي جديد و در قالب تكنولوژي روز نياز دارد و هم اين موارد به درك و توجهي نياز دارد كه تنها در ذهن خلاق يك نويسنده و كارگردان و بازيگر تعريف،اجرا و به فيلم سينمايي تبديل ميشود.
شجاعي كياسري از سينما به عنوان يك چرخه بزرگ فرهنگي، اجتماعي، سياسي،اقتصادي و هنري ياد ميكند و ميگويد: به نويسندهاي نياز داريم كه فيلمنامهاي جذاب بنويسد،تهيهكنندهاي كه براي اين فيلمنامه بودجه تامين كند،كارگرداني كه آن را به بهترين وجه مديريت كند و بازيگراني كه در نقش فيلمنامه غرق شوند،در اين صورت خانوادهها در كنار هم از فيلم سينمايي لذت ميبرند، از با هم بودن خجالت نميكشند، ميتوان باورهاي نظام را در قالب اين فيلمها به مردم القا كرد، مانع تهاجم فرهنگي شد و چرخهاي بزرگ را در كشور به حركت درآورد.
سيد رمضان شجاعي كياسري عضو كميسيون فرهنگي و نماينده ساري در مجلس شوراي اسلامي است. وي كه دكتراي شرقشناسي دارد معتقد است در ايران با توجه به بافت فكري و فرهنگي جامعه، هر گاه سينما از خطقرمزها خارج شده و ساختارشكني مشتري و مخاطب داشته كه اين مسئله بيانگر ضعف نويسنده و كارگردان است زيرا با توجه به اين همه تاريخچه، پيشينه فكري و تمدن، متاسفانه نتوانستهاند فيلم جذابي را توليد كنند و به ناچار به سوي ساختارشكني و عبور از خطقرمزها متوسل شدهاند تا مشتري و مخاطب داشته باشند.
وي با يادآوري اينكه سينماي ايران در اولين سالهاي پيروزي انقلاب رشد خوبي داشت ميگويد: متاسفانه سينماي ايران پس از گذشت مدت كوتاهي از پيروزي انقلاب به حالت ركود درآمد و اين ركود در دو بخش محتوايي و شكلي قابل تعريف است.
شجاعيكياسري با تاكيد بر اينكه سينما در بخش محتوايي غناي كافي و وافي براي داشتن يك فيلمنامه قوي و قدر كه مورد نياز جامعه امروز باشد را نداشت، ميگويد:متاسفانه فيلمنامهها نتوانستند مشكلات جامعه امروز را از زبان هنر بيان كنند و از آنجا كه يا خيلي ساده بيان ميشد و يا مستقيمگويي ميكرد پيام محكم و ريشهداري كه بتواند قابل اعتنا و اكتفا باشد را نداشت و هنوز هم ندارد.
وي از نبود نويسندگان با انگيزه و حتي كمانگيزه در بخش فيلمنامهنويسي خبر ميدهد و ميگويد: البته براي ايجاد انگيزه در عرصه اصحاب سينما به حمايت نياز است كه با كمال تاسف حمايتهاي لازم نشد و يك سرخوردگي به وجود آورد كه بايد اين افراد را تجديد روحيه و بازسازي كرد اما بازسازي به معناي آن نيست كه هر خواستهاي داشتند با چشم بسته تامين شود بلكه بايد بر اساس فرهنگ و هويت ايراني به حمايت از آنان پرداخت .
نماينده ساري در مجلس هشتم نداشتن ابزار و تجهيزات مترقي و مدرن را دومين معضل سينما در بخش شكلي معرفي ميكند و ميگويد: بنابراين از تجهيزات فيلمبرداري تا وسايل پخش و فضاي سينما در بحث شكلي قابل بحث است كه متاسفانه در حد قابل قبولي نيست.
وي به تحليل كلي در حوزه سينما ميپردازد و ميگويد: امروزه ساختارشكني،عبور از خطقرمزها و حركت در مسير خلاف هنجارهاي جامعه جذابيت ايجاد ميكنند به عبارت بهتر هر گاه از خطقرمزها عبور كردهايم كار قشنگي توليد شده كه اين به فرهنگ و باور جامعه ما صدمه ميزند.
شجاعي كياسري با تاكيد بر اينكه بايد نقاط قوت را تقويت كرد ميگويد: در وهله اول به فيلمنامهنويساني نياز داريم كه به مباني فكري و اصالت فرهنگي ما اعتقاد دارند و براي يافتن اين افراد به همكاري جدي معاونت سينمايي وزارت ارشاد نياز داريم.
وي با انتقاد از اينكه سينما در حال حاضر به دنبال مانكنهاست و بايد از اين وضعيت خارج شود ميگويد: تيپ،تصوير، شكل و قيافه بخشي از جلوههاي زيبايي كاراست اما هم كار نيست. كار اساسي و اصيل آن است كه بتوانيم نيازهاي فهرنگي جامعه را شناسايي كنيم و با زبان زيباي هنر آن را به جامعه براي فرهنگسازي ارايه دهيم زيرا كار رسانه فرهنگسازي است و براي تحققق اين مهم به آدمهايي نياز داريم كه عاشق كار هنري باشند و عشق به فرهنگ و توسعه فرهنگي در وجودشان ميجوشد و در وهله اول بايد اين افراد را شناسايي كرد و به آنها بها داد.
اين دكتراي شرقشناسي با اظهار تاسف از اينكه امروزه اكرد صندليهاي سينماها خالي و اين صنعت كمرونق شده است ميگويد: متاسفانه امروزه مباحث اقتصادي بر همه چيز پيش گرفته واولين دليل براي اقدام به يك حركت خواه علمي، فرهنگي و ادبي، توجيه اقتصادي است كه تبديل انگيزههاي فرهنگسازي به انگيزههاي تجاري و اقتصادي بسيار خطرناك و به عبارت بهتر سمي براي اقدامات زيربنايي فرهنگي به ويژه صنعت سينماست.
وي خواهان بازنگري اساسي در دو حوزه محتوايي و شكلي سينماي ايران است و ميگويد: يكي از مهمترين عرصههاي فرهنگي سينماست و مردم با اين پديده آشتي دارند و به آن علاقهمند هستند اما بايد صندلي سينما را با جذابيت فرهنگي و برنامههاي ريشهدار ويژه ايراني پر كرد و نه با هر چيزي و با هر قيمتي.
شجاعي كياسري سينما را سالمترين تفريح براي خانوادهها ميداند و ميگويد: سينما فضاي خوبي براي خانوادههاست تا بتوانند بيرون از فضاي بسته خانه، در كنار هم بنشينند و لذت بصري ببرند و فضاي جديدي غير از خانه را تجربه كنند. سينما هميشه مركز الفت و انگيزههاي محبت به خانوادهها را فراهم كرده و اكنون نيز بايد بدينگونه باشد.
وي به ريشههاي فكري خانواده ايراني اشاره ميكند و ميگويد: فيلمنامه، نحوه اجرا، بازيگران و فضايي كه در اثر ديدن فيلم القا ميشود بسيار اهميت دارد يك فيلم سينمايي نبايد به گونهاي باشد كه مادر از پسرش كه پهلويش نشسته خجالت بكشد بيا پدر از دخترش شرمنده شود به عبارت بهتر فيلمنامه، نويسنده، تهيهكننده، كارگردان، بازيگر و در مجموع كليه عوامل فيلم سينمايي نبايد چيزي را به عنوان خروجي ارايه كنند كه باعث شود خانواده ايراني با تفكر و بافت فرهنگي ـ مذهبياش، از در كنار هم بودن شرمنده شود و براي هميشه از سينما رفتن توبه كند.
نماينده ساري در مجلس شوراي اسلامي از فيلمهايي كه براي كودك و يا فيلمهايي كه در قالب طنز تهيه ميشود به شدت انتقاد كرده و ميگويد: امروزه اين قبيل فيلمها بسيار نازل و بيمحتواست به نوعي كه جاي هيچگونه دفاعي را باقي نميگذارد.
وي با تاكيد بر اينكه طنز از ضروريات سينماي ايران و جهان است ميگويد: به نظر من طنز بايد باشد و هر چه بيشتر باشد باز هم كم است زيرا طنز را ميتوان بهترين، گوياترين، تاثيرگذارترين و پرمخاطبترين زبان هنري معرفي كرد اما متاسفانه امروزه طنز به جايي كشيده شده كه ديگر طنز نيست بلكه لودهگي، استهزا، مسخره كردن،توهين،تحقير،شكستن حرمتها و تجاوز به حريمهاست.
شجاعي كياسري طنز را كلامي عميق و غيرمستقيم در قالبي زيبا و دلنشين براي مخاطب تعريف ميكند وميگويد: با وجود همه اين محاسن، طنز به يك اصل مهم نياز دارد بدين معنا كه طنز حتما بايد به يكي از مشكلات جامعه اشاره داشته باشد و مهمتر اينكه مشكلات به روز باشد،نه آنكه مشكلي ديرينه كه بارها در مورد آن بحث شده و هيچ نتيجهاي از آن عايد نميشود. سوژه فيلم طنز قرار ميگيرد بلكه بايد موضوع طنز دردي باشد كه مردم با آن دست به گريبانند و به دليل به روز بودن با موضوع فيلم به سرعت ارتباط برقرار كنند.
وي با تاكيد بر اينكه طنز براي خود ابزارهايي دارد ميگويد: اگر در گذشته استفاده از گوش دراز الاغ يا كفشهاي ملانصرالدين موضوع طنز قرار ميگرفت و باعث خنده مردم ميشد امروزه طنز به ابزارهاي جديد و در قالب تكنولوژي روز نياز دارد و هم اين موارد به درك و توجهي نياز دارد كه تنها در ذهن خلاق يك نويسنده و كارگردان و بازيگر تعريف،اجرا و به فيلم سينمايي تبديل ميشود.
شجاعي كياسري از سينما به عنوان يك چرخه بزرگ فرهنگي، اجتماعي، سياسي،اقتصادي و هنري ياد ميكند و ميگويد: به نويسندهاي نياز داريم كه فيلمنامهاي جذاب بنويسد،تهيهكنندهاي كه براي اين فيلمنامه بودجه تامين كند،كارگرداني كه آن را به بهترين وجه مديريت كند و بازيگراني كه در نقش فيلمنامه غرق شوند،در اين صورت خانوادهها در كنار هم از فيلم سينمايي لذت ميبرند، از با هم بودن خجالت نميكشند، ميتوان باورهاي نظام را در قالب اين فيلمها به مردم القا كرد، مانع تهاجم فرهنگي شد و چرخهاي بزرگ را در كشور به حركت درآورد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


