کد خبر: ۱۷۴۷۱
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

واردات و صادرات بی‌برنامه در دولت اصلاحات پایه گذاشته شد

وزیر جدید وزارت جهاد کشاورزی علت بهم ریختگی تنظیمات بازار در برخی برهه های زمانی و انبار شدن محصولات برخی کشاورزان را مربوط به نارسایی قوانین...

به گزارش بولتن نیوز، وزیر جدید وزارت جهاد کشاورزی علت بهم ریختگی تنظیمات بازار در برخی برهه های زمانی و انبار شدن محصولات برخی کشاورزان را مربوط به نارسایی قوانین در برنامه چهارم توسعه دانست و اظهار داشت: در برنامه چهارم شرایطی را گنجاندند که واردات و صادرات بی رویه در دستور کار قرار بگیرد، حتی به قیمت اینکه تنظیم بازار به هم بخورد، بعد همانجا هم یک تبصره ای آورده اند که هر کس هر چه خواست صادر کند و دولت هم نباید ممانعت کند، و برای جبران نیاز داخلی هم گفتند اگر کشور کمبود هم داشته باشد آن محصول را وارد می کنیم.
صادق خلیلیان که به تازگی در وزارت جهاد کشاورزی مستقر شده در گفتگویی تفصیلی با رجانیوز به کم و کاستی ها در بخش کشاورزی پرداخت که برخی از این کاستی ها را محصول سیاست گذاری های غلط دولت های قبلی در برنامه چهارم توسعه عنوان کرد، متن کامل این گفت‌وگو در ادامه آمده است:

- با توجه به اینکه شما به تازگي در این وزارتخانه به عنوان وزیر مستقر شده اید، تا بدین جای کار مهمترین و عمده ترین مشکل در بخش کشاورزی کشور را چه می دانید؟

خوشبختانه بخش کشاورزی ایران پتانسیل های خیلی خوبی دارد از جمله اینکه شرایط آب و هوایی خوبی وجود دارد، ذخیره های ژنتیکی و دامی بسیار خوبی در کشور داریم، منابع آب و خاکی خوبی داریم، کارشناسان و کشاورزان خبره در کشور داریم اما با وجود این پتانسیل هایی که در بخش کشاورزی وجود دارد، شاهد برخی مشکلات هم در این بخش هستیم، یکی از مهمترین آنها کمبود سرمایه در بخش کشاورزی است با وجود اینکه سهم بخش کشاورزی در اقتصاد ملی و امنیت غذایی کشور بالاست اما فقط 5 درصد از کل سرمایه گذاری های کشور به این بخش اختصاص پیدا کرده است، یکی دیگر از مشکلات در بخش کشاورزی پایین بودن سطح تکنولوژی در این بخش است، فناوری های نوین کمتر در بخش کشاورزی ما مورد استفاده قرار گرفته و همین باعث شده که در زمینه بهره وری عوامل تولید از منابع موجود در کشور به خوبی نتوانیم استفاده کنیم مثلا در بحث مکانیزاسیون، ما هم از نظر ضریب مکانیزاسیون و هم از نظر درجه مکانیزاسیون در سطح بالایی قرار نداریم، از نظر آبیاری های نوین سطح کمی از اراضی ما تحت پوشش قرار دارد، ما هشت میلیون هکتار زمین داریم و از طرفی در بخش کشاورزی کمتر از ده درصد آن با سامانه های نوین آبیاری مستقر است و مابقی به صورت سنتی است در نتیجه بهره وری آب در بخش کشاورزی پایین است.

-یک سری پتانسیل هایی در این بخش وجود دارد که شاهدیم در طول سالهای گذشته به آنها بی توجهی یا حداقل کم توجهی شده است، از جمله پتانسیل هایی که در پشت سدها وجود دارد یا از این قبیل موارد، چه طرحهایی برای استفاده از این پتانسیل ها وجود دارد؟

اگر بخواهیم از پتانسیل های کشاورزی در کشور بگوییم، ما پتانسیل خوبی از نظر احداث سدها در کشور داریم، اما این سد هایی که احداث شده فاقد شبکه های آبیاری و زه کشی هستند در نتیجه آب ذخیره شده که باید به صورت زه کشی به حدود دو و نیم میلیون هکتار زمین در پای این سدها برسد، انجام نمی گیرد و نمی توانیم بهره وری مناسبی از سدها داشته باشیم، به این معنی که هم آب، هم زمین و هم کشاورز را داریم، اما از پتانسیل موجود در سدها نمی توانیم استفاده کنیم، یکی دیگر از مشکلات در بخش کشاورزی، پایین بودن کارایی نظام اداری موجود در کشور است و از اعتبارات بودجه ای که در این بخش قرار می گیرد به نحو مطلوبی استفاده نمی شود.

- در دولت نهم در بخش کشاورزی که مربوط به این وزارتخانه می شود شاهد یک سری مسائلی بودیم که بعضا دستمایه تخریب دولت نهم نیز قرار گرفت، از جمله بحث چای و برنج و سایر اقلامی که هم در حوزه پرمصرف ترین مواد غذایی مردم قرار دارد و هم اینکه بعضا با واردات بی رویه ی آنها ناخشنودی تولید کنندگان داخلی را شاهد بوديم، الان وضعیت این اقلام مصرفی به چه شکلی است، چه از لحاظ تولید و چه از حیث واردات آن؟

در حقیقت این سوالی است که باید پاسخ آن را در یک محور زمانی گذشته تا به حال توضیح داد، روند واردات در کشور از سال 1380 و در دولت آقای خاتمی به نحوه بی رویه ای گسترش پیدا کرد و علت آن هم این بود که از سال 1379 قیمت های نفت جهش پیدا کرد و این امکان را برای دولت وقت به وجود آورد که بتواند واردات زیادی داشته باشد و از همانجا بخش تولیدی کشور ما اعم از صنعت و کشاورزی دچار لطمه شد، طبیعتا اگر ما بخواهیم اقتصاد ملی خودمان را تقویت کنیم باید اتکای کشور بر تامین نیازهای خود از داخل باشد حداقل در محصولات اساسی و مهم باید به تولید داخلی متکی باشیم و اجازه ندهیم واردات، تولید داخلی را تهدید کند و امنیت شغلی کشاورزان را به خطر بیاندازد، در شرایط فعلی روند واردات نسبت به سابق کند شده است، اما باز هم بایستی در خصوص تنظیم بازار و تعادل میان تولید داخلی و واردات، کارهای بیشتری انجام شود، و من فکر می کنم بایستی برخی قوانین اشتباهی که در برنامه چهارم توسط دولت اسبق یعنی دولت آقای خاتمی گذاشته شد و زمینه واردات بی رویه را به فراهم آورد، در برنامه پنجم اصلاح شود به این گونه که نظام واردات محصولات اعم از صنعتی و کشاورزی به گونه ای طراحی شود که تولید کنندگان داخلی مورد حمایت قرار گیرند.

- آقای دکتر خلیلیان بحث مهم و مبتلابه که هم اکنون وضعیت معیشتی کشاورزان را تحت تاثیر قرار داده است، انبار شدن برنج های داخلی و فروش برنج خارجی با قیمت های نازل است، آیا طرحی برای حل این موضوع در دست بررسی دارید؟

نظام تعرفه ی کشاورزی وقتی به خوبی تنظیم شود طبیعتا تولید کنندگان داخلی هم مورد حمایت قرار می گیرند و این واردات بی رویه هم کنترل می شود، که این نظام شامل چند مورد می شود، ما بخشی از نیاز خودمان را برای محصول برنج باید از خارج وارد کنیم، اما این باید در حد رفع نیاز و تنظیم بازار باشد، یکی دیگر زمان ورود محصول است هر چند ما نیاز به واردات داریم اما زمان این واردات نباید همزمان با زمان ورود محصول تولید داخلی به بازار باشد، یک بحث دیگر راجع به واردات این است که از نظر کیفیت هم باید کنترل شود چرا که با غذای مردم و سلامت مردم ارتباط دارد باید استانداردها رعایت شود و کنترل شود و اجازه ندهند مواد غذایی که سلامت مردم را تهدید می کند به کشور وارد شود، که برای این هم طرحی را پیشنهاد دادیم که کنترل در مبادی ورودی بیشتر شود.

-یکی از مواردی که همواره مورد مناقشه است این ناهماهنگی ها بین وزارت جهاد و وزارت بازرگانی است، به عنوان مثال زمانی که پیرامون یک محصولی تنظیم بازار به هم می خورد، وزارت جهاد مسئول این را وزرات بازرگانی معرفی می کند و وزارت بازرگانی هم به همین ترتیب، این به چه شکل است، آیا شما اصلا این بحث را قبول دارید یا خیر، و در صورت وجود چنین ناهماهنگی هایی چه راهکارهایی برای رفع آن در نظر دارید؟

اصلا من ارتباطی بین این دو موضوع نمی دانم، وزارت صنایع مسئول تولید محصولات صنعتی است و وزارت جهاد کشاورزی هم مسئول تولید محصولات کشاورزی است، فلسفه وجودی وزارت بازرگانی هم تنظیم بازار و تنظیم واردات و صادرات است و این حوزه های کاری مشخص است، همانگونه که امنیت کشور مربوط به یک وزارتخانه و یا مسایل فرهنگی کشور مربوط به وزارت فرهنگ است، وزارت بازرگانی هم مسئولیت تنظیم بازار را به عهده دارد، حتی گمرک هم در اختیار وزارت اقتصاد و دارایی است، بنادر در اختیار وزارت راه و ترابری است که این تقسیم بندی های کاری است، وزارتخانه ها در کشور به گونه ای است که باید همه با هم و هماهنگ عمل کنند، مثلا اگر صنعت نتواند دستگاههای صنعتی را برای کشاورزان تامین کند و یا اگر بازرگانی نتواند تنظیم بازار را تامین کند، و از این قبیل موارد، کارها به آن صورت مطلوب پیش نخواهد رفت، اما چون وضعیت غذایی مردم تحت تاثیر این دو وزارتخانه است، بیشتر به چشم می آید و از آن به عنوان ناهماهنگی یاد می شود در صورتی که اینگونه نیست، این یک روال عادی است، اما سیاستهای غلط برنامه ای باعث این می شود، در برنامه چهارم که در سال 82 و 83 تدوین شده، شرایطی را گنجاندند که از یک طرف واردات بی رویه در دستور کار قرار بگیرد و از طرف دیگر هر کس هر محصولی را خواست صادر کند، حتی به قیمت اینکه تنظیم بازار به هم بخورد، بعد همانجا هم یک تبصره ای آورده اند که هر کس هر چه بخواهد صادر کند و دولت هم نباید ممانعت کند، و برای جبران نیاز داخلی گفتند اگر کشور کمبود هم داشته باشد آن محصول را وارد می کنیم، همین یعنی تضعیف تولید داخلی و اختلال در آن ، برخی از محصولاتی که برای نیازهای داخلی تولید می شود، و اجازه می دهند این محصولات صادر شود به این معناست که مقدار بیشتری از آن دوباره باید وارد شود و این یک نوع ناهماهنگی در سیاست گذاری به وجود می آورد، و این ناشی از قوانین است نه از اقدام ناهماهنگ وزارتخانه ها.
-آقای دکتر مطلع هستید که با وضع موجود نه تنها ایران بلکه دنیا در آینده با بحران آب روبرو خواهد بود، از طرفی هم مقام معظم رهبری هم این سال را سال حرکت به سوی اصلاح الگوی مصرف نام نهادند، همانطور که جنابعالی نیز اشاره کردید کمترین میزان تکنولوژی در زمین های کشاورزی به کار رفته و بیشترین هدر رفت آب هم در این بخش است، چه برنامه ای برای مکانیزه کردن زمین های کشاورزی و جلوگیری از هدر رفتن آب در بخش کشاروزی دارید؟

ما تقریبا هشت میلیون هکتار زمینی داریم که تحت پوشش نظام آبیاری قرار دارد، از این میزان همانطور که در قبل هم اشاره کردم کمتر از ده درصد زیر پوشش آبیاری ها نوین قرار دارند، و همین باعث شده که اتلاف منابع آب در کشور ما بالا باشد به همین خاطر باید در برنامه پنجم توسعه اعتبارات کافی در بخش کشاورزی قرار گیرد تا بتواند با سرعت بیشتری زمین های کشاروزی را به سامانه های نوین آبیاری مجهز کند، ما هر چه قدر بتوانیم اراضی بیشتری را تحت پوشش این تکنولوژی های نوین قرار دهیم، بهره وری آب افزایش پیدا می کند یعنی در حقیقت مشکل مرتبط با فعالیت کشاورزان یا مرتبط با بخش کشاورزی نیست بلکه مشکل نظام برنامه ریزی و تخصیص منابع در بین طرحها و پروژه ها در بودجه های سالانه و برنامه های توسعه است که شرایط کشور ما را در این وضعیت قرار داده.
توسعه آبیاری های تحت فشار اعم از آبیاری های قطره ای و بارانی است از سالهاي گذشته در حال اجراست، 50 درصد از اعتبار طرح را دولت به صورت بلاعوض در اختیار کشاورزان قرار می دهد، تا تشویق به توسعه سامانه های آبیاری جدید شوند، ولی خوب هر چه قدر بودجه ی بیشتری در اختیار بخش کشاورزی قرار گرفته شود این طرح گسترش بیشتری پیدا می کند.

-یکی از مشکلاتی که امروز با آنها مواجه هستیم، تبدیل دشتهای وسیع کشور به بیابان ها به وسیله برداشت بی رویه آبهای زیرزمینی است که موجب عدم امکان استفاده این زمین ها در بخش کشاورزی شده است، این مشکل را چطور ارزیابی می کنید، فکر می کنید برای جلوگیری از این روند چه کارهایی باید صورت گیرد؟

البته این معضلی که در کشور ما وجود دارد مربوط به تقریبا چهار دهه گذشته است که به تدریج ما را به این سمت سوق داده است، خوب طبیعتا در چند زمینه باید کار کرد، از یک طرف روشهای آبیاری که در مصرف آب صرفه جویی می کند باید مورد استفاده قرار گیرد که به آن اشاره کردم، این کمک می کند تا برداشت کمتری از آبهای زیر زمینی صورت گیرد، یکی دیگر این است که ما از پتانسیل موجود در سدهایمان استفاه کنیم که می تواند 5/2 میلیون از اراضی کشاورزی را تامین کند، این ها پتانسیل های بالقوه ای است که در کشور موجود است و باید با برنامه ریزی این پتانسیل ها بالفعل شود، با یک مقدار کمک بودجه ای و اعتبارات بانکی ما می توانیم سریع از این پتانسیل ها استفاه کنیم و برداشت از آبهای زیر زمینی را کاهش دهیم و بیلان منفی آنها را به مثبت تبدیل کنیم، از طرف دیگر در دو زمینه دیگر هم باید کار شود یکی طرحهای آبخیزداری است که کمک می کند منایع آب و خاک کشور حفظ شود، و باعث می شود که وضعیت سفره های آب زیرزمینی بهتر شود، و طرح دیگر این است که پروژه هایی اجرا شود که باعث تغذیه آبهای زیرزمینی شود که بخشی از این کار در حیطه اختیار وزارت نیرو قرار می گیرد، یعنی هم وزارت جهاد و هم وزارت نیرو این برنامه را باید به صورت هماهنگ به جلو ببرند تا بیلان منفی را به مثبت تبدیل کنیم، متاسفانه همه این موارد ناشی از کمبودهایی است که در برنامه چهارم توسعه وجود دارد و باید اصلاح شود.
-الان این وضعیت در برنامه پنجم که در حال تدوین است به چه شکلی است؟ آیا فکری برای این نواقصی که در برنامه چهارم توسعه بود و خساراتی به کشور وارد آمده شده است؟
بله این برنامه در حال تدوین است و مسیر تصویب آن نیز از مجلس شورای اسلامی خواهد گذشت، و مشکلات مربوط به برنامه چهارم در زمینه های مختلف از جمله كمبودهاي مربوط به اجراي طرحهاي آب و خاك، زيربنايي و سياستهاي بازرگاني در آن برطرف خواهد شد.

- آقای خلیلیان از جمله دغدغه های کارشناسان بخش کشاورزی، این است که علیرغم آنکه کشاورزی نقش زیادی در تامین درآمدهای ملی دارد، اما این بخش محور توسعه نیست، دلایل مختلفی هم برای اهمیت این موضوع مطرح می کنند، حجت شرعی این موضوع را سخن حضرت امام خمینی(ره) می دانند که به توجه ویژه به بخش کشاورزی توصیه کرده بودند، و از لحاظ حجت عقلی هم معتقدند که درآمدهای خیلی بیشتری در صورت توجه می توان از بخش کشاورزی کسب کرد، نظر شما در این مورد چیست؟

علت این می تواند باشد که مسئولین اجرایی وقت شاید اعتقاد محکمی به این موضوع نداشتند در نتیجه در اجرا و تقسیم منابع بودجه ای کمتر به بخش کشاورزی توجه می شد، البته در این بخش بعد از انقلاب کارهای خوبی انجام شده، تولیدات بخش کشاورزی از 25 میلیون تن قبل از انقلاب به 100 میلیون تن در شرایط فعلی رسیده یعنی می توان گفت این رقم چهار برابر شده است، در حالی که جمعیت کشور ما دو برابر شده است، پس این نشان می دهد ما در کشاورزی پیشرفت خوبی داشتیم و کارهای خوبی انجام شده اما کافی نیست یعنی پتانسیل های خیلی بیشتری در بخش کشاورزی وجود دارد که می توان از آنها استفاده کرد، یعنی اگر دو و نیم میلیون هکتار اراضی پای سد ها را به صورت زه کشی ساماندهی کنیم به معنی افزایش تولید در 5/2 میلیون هکتار اراضی کشور است که تا چهار برابر افزایش تولید در پی خواهد داشت، که این باعث وفور تولیدات، کاهش قیمت تمام شده محصولات، صادرات بیشتر، افزایش درآمد کشاورزان، ایجاد فرصتهای شغلی جدید شده و در کل آبادانی کشور را در پی خواهد داشت، و این حتی کمک به کاهش فاصله طبقاتی و بهبود توزیع درآمدها در کشور می کند، با همین پتانسیل هایی که هزینه های سنگینی برای آن انجام شده و کافی است یک مقدار اعتبارات برای احداث کانال ها در برنامه پنجم در نظر گرفته شود تا نتیجه دهد، لذا اگر بتوانیم در تخصیص بهتر منابع به نفع بخش های تولیدی از جمله بخش کشاورزی اقدام کنیم آن فرمایش حضرت امام تحقق پیدا می کند، گاهی اوقات این برداشت می شود که اگر کشاورزی محور است نباید به سایر بخشها توجه شود، در حالی که بخش های اقتصادی چنان در هم تنیدگی و ارتباط با یکدیگر دارند که اینها به طور متعادل و مناسب با هم باید حرکت کنند، هر کدام از اینها که نتواند آن عملکرد مناسب را داشته باشد باعث می شود که کل حرکت اقتصادی کشور کند شود، اما در تخصیص منابع به این بخش های اقتصادی به نحو مطلوبی عمل نکرده ایم، لذا این امر باعث شده کل روند اقتصادی کشور کند حرکت کند، حالا اگر به بخش کشاورزی توجه شود این حرکت سریع خواهد شد بنابراین در تبیین محور بودن کشاورزی باید بتوانیم این کار را به بهترین نحو ممکن تبیین کنیم گاهی اوقات دفاع غلط از یک ایده خوب منجر به از بین رفتن یا عدم فراهم شدن شرایط برای اجرایی شدن آن ایده خواهد شد، به نظر می آید مسئولین وقت یا متفکرین دانشگاهی که این اعتقاد را داشتند نتوانستند این موضوع را یک تبیین علمی و کارشناسی کنند در نتیجه زمینه اجرای آن هم فراهم نشد، از یک طرف عدم اعتقاد و از یک طرف عدم تبیین علمی باعث شده زمینه اجرا یا به وجود نیاید یا در سطحی حداقلی قرار گیرد، فلذا اگر می گوییم کشاورزی محور توسعه باشد یعنی تخصیص در بخش های مختلف کشور به صورت بهینه انجام شود و از پتانسیل های موجود در بخش کشاورزی استفاده شود، این باعث می شود رشد اقتصاد کشور و توسعه بخش کشاورزی سریع شود، نرخ بیکاری، نرخ تورم کاهش پیدا می کند و رفاه مردم افزایش می یابد و همچنین فاصله طبقاتی کم می شود، بنابراین ایده ای که امام خمینی(ره) مطرح می کرد ایده ای بسیار خوب و همراه با پشتوانه ی علمی قوی است که اینها را باید تبیین کرد، خوشبختانه در برنامه پنجم توسعه، اساس را بر بخش کشاورزی و استفاده از پتانسیل موجود در این بخش گذاشته اند، که این کمک می کند ما به نرخ های رشد اقتصادی هشت درصد و بالاتر در کشور دست پیدا کنیم، و زمینه اجرایی آن ایده امام هم در دولت دهم به وجود آمده و امیدواریم محقق شود.

- الان دست اندر کاران این بخش معتقدند به بخش صنعت در کشور بیشتر تا بخش کشاورزی توجه می شود، آیا این نظر را قبول دارید؟

نه، این همان بحثی است که اشاره کردم، برخی فکر می کنند اگر قرار است یک بخشی محور توسعه قرار گیرد، دیگر نباید به سایر بخشها توجه کرد، در حالی که توجه به صنایع توجه به کشاورزی است، خیلی از اقداماتی که وزارت نیرو یا صنایع انجام می دهند مرتبط با بخش کشاورزی است، مثلا این احداث شبکه ها یک طرح مکمل سد است، که اگر انجام شود به کشاورزی کشور خدمت شده است، اگر صنایع پشتیبانی کننده کشاورزی رشد کند یعنی از کشاورزی بهینه استفاده می شود، و وقتی کشاورزی رشد کند چرخ صنعت سریعتر خواهد چرخید، در تبیین محور بودن کشاورزی، هم بد تبیین شده، هم بد تعریف شده و هم بد موضع گیری شده است، کلا بحث این است که پتانسیل های موجود در کشاورزی فعال شود، لذا باید در صنعت کارهایی انجام شود تا بتوان این پتانسیل را آزاد کرد، از اینرو تقابل میان بخش های اقتصادی وجود ندارد، و هدف هم مشترک است.

- در خصوص سرمایه گذاری ها در این بخش هم توضیح دهید، همانطور که مطلعید حجم کمی از سرمایه گذاری های داخلی و خارجی در بخش کشاورزی است، به نظر شما چه بسترهایی باید فراهم آید تا سرمایه هایی که تمایل به حضور در کشاورزی دارند جذب شود، به معنی دیگر چه ضمانت هایی باید ایجاد شود که سرمایه گذار به بازدهی این بخش اعتماد کند، شما چه طرحهایی برای گسترش سرمایه گذاری ها دارید؟

بخش کشاورزی ما باید از حالت فعالیتهایی که به صورت اقتصاد معیشتی است به سمت فعالیتهای سودآوری برود، هرچه سودآوری در این بخش افزایش داشته باشد، زمینه جذب سرمایه هم افزایش می یابد، از طرف دیگر یک سری قوانین و مقررات باید اصلاح شود تا ما بتوانیم زمینه فراهم شدن جذب سرمایه گذاری های داخلی و خارجی را فراهم کنیم، لذا در برخی موارد قوانین دست ما را بسته است که باید در برخی موارد آن اصلاحاتی صورت گیرد، از طرف دیگر ما باید به سیاستهای پشتیبانی کننده بخش کشاورزی هم بپردازیم، یعنی علاوه بر اینکه مفهوم کشاورزی را یک مفهوم اقتصادی می کنیم، اعم از واحدهای تولیدی یا سطوح ملی، باید اقداماتی انجام دهیم که امنیت سرمایه گذاری افزایش یابد، که یکی از این موارد بحث سیاست گذاری ها است، یعنی سیاستهای ما در بحث صادرات و واردات باید پشتیبانی کننده تولید و از ثبات برخوردار باشد، به معنای دیگر وقتی کسی در زمینه ای در بخش کشاورزی می خواهد سرمایه گذاری کند بداند که نیاز کشور چیست، تا چه حد می تواند صادر کند، و سیاستها دارای ثبات است و تغییر پیدا نكند و در حقیقت به نوعی بتواند یک برنامه بلند مدت را برای سوددهی طرح ریزی کند، یکی هم بحث بیمه ها است، بیمه در بخش کشاورزی توسعه خوبی پیدا نکرده و تنوع بیمه ای نداشتیم در حالی که سرمایه گذار نیاز به امنیت دارد و بخشی از این امنیت هم بیمه است، بنابراین باید فعالیت های کشاورزی و درآمد کشاورزان تحت بیمه در آید، توسعه بیمه کمک می کند که امنیت سرمایه گذاری به وجود آید و جذب سرمایه گذاری هم افزایش یابد، یکی دیگر از موارد هم بحث نرخ سود و کارمزد تسهیلات بانکی است، طبیعتا اگر قرار باشد نرخ سود تسهیلات بانکی بالا باشد و بعد این نرخ ها برای بخش کشاورزی و خدمات یکسان باشد، سرمایه گذاری ها نیز در بخش كشاورزي کاهش می یابد.
چون در فعالیتهای دلالی و واسطه گری سودهای بادآورده زیاد است، خوب افراد تسهیلاتی را که می گیرند به جای آنکه در تولید بکار ببرند در فعالیتهای سوداگرانه و دلالی و واسطه ای سرمایه گذاری می کنند تا در ظرف مدت کمی بتوانند سود بیشتری داشته باشند، چون که اینها معمولا مشتریان خوش حسابی هم هستند بانکها هم وام بیشتری را پرداخت می کنند و این در بخش خدمات و واسطه گری و دلالی وارد می شود، بنابراین باید سیاست گذاری شود اولا نرخ سود تسهیلات بانکی برای فعالیتهای تولیدی باید پایین باشد، تا زمینه جذب سرمایه ها فراهم شود از طرف دیگر مابین بخشهای مختلف باید این تفاوت را قائل شد از جمله در بخش کشاورزی، که در این بخش یارانه پرداخت شود و سرمایه گذاران بتوانند با سود کمتری تسهیلات خود را دریافت کنند تا بتوانند فعالتیهای تولیدی خود را توسعه دهند که این باعث توسعه سرمایه گذاری ها در بخش كشاورزي خواهد شد.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین