کد خبر: ۱۶۴۲۵۴
تعداد نظرات: ۳ نظر
تاریخ انتشار: ۰۳ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۲:۰۶
صالح جون، شرح اشتیاق مادر به فرزند در سایه ایمان؛
می رود ولی با توجه به وضعیت جسمی وحرکتیش و نوع تنفسش که به کمک دستگاه است مدرسه رفتن برایش خیلی سخت شده.

 

وبلاگ صالح جون، دل نوشته های مادری است که چهار سال است با بیماری صعب العلاج پسر9 ساله اش دست و پنجه نرم می کند و حاوی دلنوشته های روزانه و لحظات غم و شادی و خاطرات مدرسه پسرش می باشد. پسری که با صبری ستودنی و بی نظیر حکم معلم اخلاق برای پدر و مادر و اطرافیانش گرفته. از طرفی باید به استقامت و تشخیص مسیر صحیح توسط این مادر و پدر تبریک گفت و ایشان را به عنوان الگو معرفی کرد تا گامی در جهت نهادینه کردن این نحوه برخورد با مسائل سنگین اینچنینی باشد. اگر برخی از پست های این وبلاگ را بخوانید متوجه خواهید شد که نکته طلایی در پیروزی مادر بر مشکلات زندگی، همانا جاری و ساری بودن ایمان در کلیه شئون زندگی این خانواده است.

به گزارش رویش نیوز، در این وبلاگ، بیش از 120 یادداشت در موضوعات گوناگون وجود دارد .دلنوشته ها ،بیماری ها و سختیها ،خاطرات مدرسه،تفریحات و سرگرمی های صالح، خواسته ها و دعاهایش، عنایات امام رضا، دیدار چهره های فرهنگی و ورزشی و مسولین مثل آقایان شهاب مرادی و قلعه نویی و...از صالح، حضور صالح در برنامه های کودک  شبکه 5 و عمو وپورنگ و عمو قناد.

 آن چه رویش نیوز را بر آن داشت تا این وبلاگ را معرفی کنیم وجود مطالب و دلنوشته هایی است که روند پیگیری آنان ممکن است به نفع جامعه معلولین و کودکانی با شرایط صالح باشد. با توجه به نزدیک شدن به 17 شوال و روز پهلوانی، پیشنهاد می کنیم برخی از دلنوشته های این وبلاگ را بررسی بفرمایید. دلنوشته هایی با عنوان دلهای شیشه ای، اشک و لبخند، آن سوی سکه، مواظب امضاهایمان باشیم، قول، خواسته صالح از رییس جمهور و......مربوط به خاطرات مدرسه صالح می باشد.

یکی از پست های وبلاگ:

گاهی وسط همه دل تنگیها اتفاقی میفته یا حرفی زده میشه که باعث میشه برای لحظه ای هم که شده همه اون ناراحتی ها رو فراموش کنی و از ته دل بخندی.به عنوان مثال:
چند شب پیش وقتی که صالح جون می خواست بخوابه ،روی تخت کنارش دراز کشیدم و از دلتنگی دست روی سرش می کشیدم و همین طور  که آرام آرام اشک می ریختم ازش  بابت همه کوتاهی هام عذر خواهی می کردم .بهش می گفتم :ببخشید که نمی تونم کاری برات انجام بدم .یه دفعه چشماشو باز کرد و گفت :چرا نمی تونی انجام بدی؟با لبخند همیشگیش گفت :میتونی پاشی  چراغ و تلویزیون رو خاموش کنی تا من بخوابم !.از بداهه گویی و زکاوت گل پسر کلی خندیدیم و اصلا همه دلتنگی هام فراموشم شد و بابا محسن هم رسما تماشای تلویزیون رو در اون لحظه تعطیل کردند.خدایا من از داشتن پسری که شیرین زبونیها و منش و اخلاق و مهربونیهاش مرهم دل تنگمه، به خودم می بالم و افتخار می کنم.خدایا به عزیزان مادر زهرا ،عزیز منو هم، بهم ببخش.

 

در قسمت معرفی وبلاگ "صالح جون" آمده است:

برای صالح عزیزم مینویسم؛ که قلبم برای او می تپد. برای او که به جای دیدن بازی و شادیش، شاهد بیماری و رنجوریش هستم. برای او که نفس زدن های تندش را می بینم، اما نه بعد از شیطنتهای کودکانه اش بلکه بعد از........
برای او که بااین حال رنجورش شادی بخش روح وجسم من است. برای او که با بال و پر شکسته اش پرواز را به من می آموزد. برای او که با روح بزرگش، تعلیم بزرگواری به من می دهد. برای او که استاد بزرگ من در صبر وایستادگی است. برای او که سلامتیش آرزوی قلبی من است.

برچسب ها: وبلاگ ، طعم ، ایمان

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۳
در انتظار بررسی: ۱
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۰۶/۰۴ - ۲۰:۴۶
0
1
انشالله که زودتر بهبود پیدا کنه
مریم
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۰۶/۰۵ - ۰۹:۰۷
0
1
سلام
وبلاگشون رو دیدم. عالی بود. ممنون از اطلاعتون. فقط اشکمو درآوردید...انشاالله سلامتی اش را بدست بیاورد آقا صالح عزیز
رها
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۱۱/۱۳ - ۱۸:۴۹
0
0
الهی زود زود زود خوب بشه و خدا به پدر و مادرش هم صبر و سلامتی بده
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین